امام صادق(ع) و خدمتکاری مردم

روابط اجتماعی در اسلام در جایگاه محوری قرار گرفته است؛ زیرا انسان از نظر ساختار وجودی به گونه ای است که بی ارتباط انسانی، از نقص بزرگی رنج می برد و هرگز به کمال بایسته و شایسته خویش نخواهد رسید. چنین نگاهی به روابط انسانی، موجب شده تا بسیاری از گزاره ها و آموزه های وحیانی قرآن متوجه تبیین و تفسیر معنا و مفهوم روابط انسانی، جایگاه، اهمیت و قوانین مربوط به آن شودنگاه قرآن به موضوع روابط انسانی تا بدانجا اهمیت دارد که رهایی از خسران و زیان ابدی که دامنگیر همه بشریت است، جز بدان تحقق پذیر نیست، به گونه ای که تنها گلیم خویش از آب بر کشیدن نمی تواند زیان ابدی را از انسان بردارد، بلکه می بایست افزون بر گلیم خویش، در اندیشه گلیم دیگران بود و دستگیر و راهنمای آنان شد. این جاست که نوکری و خدمتکاری دیگران به معنای یک مسئولیت و وظیفه انسانی و طبیعی و تنها راه رهایی از دوزخ فراق و رسیدن به بهشت متالهان مطرح می شود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش خدمتکاری مردم را در رسیدن به مقام کمال انسانی را تبیین کند و نشان دهد که به یک معنا، عبادت به مفهوم عام آن به جز خدمت خلق نیست. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

کمال انسانی در گرو مسئولیت اجتماعی
برخلاف همه ادیان و مذاهب، اسلام دینی با محوریت همگرایی اجتماعی است؛ به گونه ای که دست یابی به کمالات انسانی، تنها با محوریت اجتماع انسانی تحقق می یابد و این گونه نیست که انسان بتواند برپایه خودبینی و خودمحوری به کمالات بایسته و شایسته برسد. از این رو عرفان اسلامی، عرفان اجتماعی است؛ چرا که شناخت خداوندی و متاله و خدایی شدن تنها از مسیر خلق می گذرد و چنان که در اسفارهای چهارگانه عرفانی تبیین شده، انسان در همه مسیر عرفان و شناخت و تزکیه، در ارتباط با خلق عمل می کند تا به موفقیت می رسد. بر همین اساس هرگونه گوشه نشینی و رهبانیت به عنوان سلوکی غیر اسلامی مطرح می شود و دیر و خراب نشینی مذموم و ناپسنده شمرده شده و چله نشینی، در اعتکاف مساجد و در میان مردم و نمازگزاران معنا می یابد.
امام خمینی(ره)همانند دیگر عارفان مکتب اسلام با توجه به این نگرش وحیانی به روابط انسانی، در دستورالعملی به فرزندشان چنین می نگارند: پسرم!… آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کل (آویزان)بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار… پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست.
خداوند در آیات بسیاری از جمله در سوره عصر به این نکته محوری در سیر و سلوک متاله شدن و خدایی گشتن، این گونه اشاره دارد که هر کسی در زیان و خسران است مگر آن که به حق، ایمان داشته باشد و کار نیک انجام داده و دیگران را به حق و کار نیک دعوت و سفارش نماید.
هر چند که عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد که شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید که احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین کارهای نیک و اعمال صالحی است که انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
بسیاری از آموزه های قرآنی بویژه آموزه های دستوری آن مرتبط با دیگران سامان یافته است. به عنوان نمونه خداوند در کنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زکات را مطرح می کند که یک عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است؛ به این معنا که هر چیزی را که از هر طریق از جمله تلاش و کار و کوشش به دست آورده می شود می بایست بخشی از آن را به دیگران بخشید بی آن که منتی بر آنان گذاشته شود؛ چرا که آنان در این دستاوردهای شما حقی دارند که باید ادا شود. ادای چنین حقی از سوی شما به معنای حرکت در مسیر خدایی شدن است؛ زیرا خداوند نیز بی هیچ منتی وجود را به شما هدیه کرده و نعمت های بی شماری را به شما بخشیده و می بخشد.
از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مرد و زن در کنار هم معنا می یابند و به کمال می رسند؛ زیرا زوجیت مبنای هستی است و این اجتماع کوچک در حقیقت نفس واحد و یگانه ای را شکل می دهند. (نساء، آیه 1 و آیات دیگر)بنابراین، کمال نفس به همراهی زن و شوهر و تحقق زوجیت واقعی است و هیچ یک از مرد و زن نمی تواند به تنهایی به کمال بایسته و شایسته خویش برسد؛ زیرا نقص، زمانی برطرف می شود که نفس، یکتا و یگانه شود. از این رو کمال هر انسانی دست کم به زوجیت و حرکت در این مسیر است. زوجیت بنیاد هر اجتماعی است و از آن جا اجتماعات بزرگ تری از خانواده و عشیره و قبیله و ملت و جامعه بشری شکل می گیرد.
همچنین خداوند در آیاتی دیگر در کنار آموزه وجوب تعبد به توحید، تعبد به احسان به والدین را مطرح می کند که خود بیانگر جایگاه بلند و رفیع، خدمتکاری به عنوان بخشی مهم از فرآیند خدایی شدن انسان است. بنابراین، بندگی را می بایست در بندگی جامع دید و تعبد را در کنار خدمت به خلق جست. این گونه است که مسئولیت اجتماعی نه تنها یک وظیفه قانونی بلکه یک مسیر کوتاه، آسان و مستقیم به سوی متاله و خدایی شدن است؛ چرا که انسان در این مسئولیت های خود نسبت به انسان و دیگر آفریده های الهی می تواند ربوبیت و پروردگاری الهی را مظهریت نماید. بر این اساس، رسیدن به هر کمال انسانی در گرو انجام مسئولیت هایی در قبال دیگران از جمله خدمتکاری و نوکری خلق است.

ارتباط ایمان واقعی با مسئولیتهای اجتماعی
خداوند در آیه 177 سوره بقره می فرماید: «نیکی آن نیست که روی خود، به جانب مشرق و مغرب کنید؛ بلکه نیکوکار کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با آن که دوستش دارد، به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگزارد و زکات بدهد و اینان چون عهدی می بندند بدان وفا می کنند و در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ، صابرند.”
در این آیه به درستی رابطه ایمان واقعی با فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی بیان شده و عبادات فردی در کنار عبادات اجتماعی معنا و مفهوم می یابد. از این رو امیرمؤمنان علی(ع)می فرماید: رأس الایمان الاحسان الی الناس؛ اساس ایمان، همان احسان به مردم است. (غرر الحکم، ج4، ص52)
امام صادق(ع)نیز در تفسیر ایمان خالص و واقعی می فرماید: من خالص الایمان، البر بالاخوان والسعی فی حوائجهم فی العسر و الیسر؛ نیکی به برادران دینی و تلاش و جدیت برای رفع مشکلات آنان در تمام زمینه ها و در هر شرایط، برخاسته از ایمان خالص است. (بحارالانوار، ج71، ص 317)
پیامبر(ص)در تبیین همین معنا و نگرش وحیانی قرآن، اسلام و نه ایمان را در گرو خدمت به خلق می داند؛ به این معنا که اسلام به عنوان دین فطرت همانند عقل سالم، حکم می کند که کمال را می بایست در خدمت به آفریده های الهی دید و برای خودسازی و تزکیه باید از مسیر خدمت به آفریده ها عبور کرد نه در گوشه نشینی و رهبانیت. از این رو می فرماید: من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛ مسلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم و اهتمام در رفع مشکلات آنان نیست. (اصول کافی، ج2، ص167، بحارالانوار، ج71، ص337)
آن حضرت همچنین دربیان این نکته قرآنی که عمل صالح و احسان و نیکی در دو مفهوم، خودنمایی می کند، می فرماید: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله؛ ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست. (بحارالانوار، ج 74، ص 137)
در روایتی دیگر آمده است: خیرالناس انفعهم للناس؛ بهترین مردم سودمندترین ایشان به مردمان است. این بدان معناست که معیار در خوب و بد را می بایست در نفع و ضرر فرد به دیگران دید نه در گوشه نشینی و ریاضت کشی و رهبانیت گرایی. بنابراین، انسانیت انسان در گرو مسئولیت های اجتماعی اوست.
یکی دیگر از مفاهیمی که جایگاه مسئولیت های اجتماعی را در کمال یابی انسان تبیین می کند، مفهوم تعاون است. از نظر آموزه های وحیانی، ایمان واقعی را باید در تعاون و همکاری های اجتماعی مردم جست و جو کرد. لذا در آیه2 سوره مائده به جایگاه تعاون توجه می دهد و ارتباط آن را با تقوا و پارسایی روشن می سازد.
از دیگر مفاهیم دراین حوزه می توان به مواسات اشاره کرد. پیامبر گرامی(ص)می فرماید: اعظمهم عنده منزله احسنهم مواساه و موازره؛ بلندمرتبه تر در نزد خداوند نیکوترین در مواسات و کمک رسانی و پشتیبانی از دیگران است. (بحارالانوار، ج71، ص341)

امام صادق(ع)و خدمتکاری خلق
امام صادق(ع)نیز درسیره و سنت، همانند دیگر معصومان(ع)در این مسیر کمالی گام برداشته و به عنوان سرمشق انسان، بر آن بود تا خدمتکاری خلق را به خوبی نشان دهد. همان گونه که در خانه علوی(ع)اعضای خانواده درمقام بر و نیکی، سه روز خوراک افطاری خویش را به یتیم و اسیر و فقیر دادند (سوره انسان)و امام صادق(ع)نیز بارها دارایی خویش را در میان بینوایان و فقیران تقسیم کرد و به اشکال گوناگون خود را در خدمت خلق قرار داد.
همان گونه که امام سجاد(ع)بارها ناشناخته در میان کاروان های حاجیان قرار می گرفت تا به خدمتکاری ایشان مشغول شود و هرگاه شناخته می شد از آنان جدا و به کاروانی دیگر می پیوست، همچنین امام صادق(ع)در مکه و منی به خدمت خلق مشغول می شد و دمی از آن کناره نمی گرفت. وی شبانه روز خویش را وقف خدمتکاری به مردم کرده بود و هرکسی از خوان علم وعملش به مقدار نیازش بهره مند می شد.
اگر امیرمؤمنان علی(ع)نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد، امام صادق(ع)نیز با مال و جان کمر به خدمت خلق بسته بود. آن حضرت(ع)بر پایه آن که به آن چه می گویند عمل کنند و مصداق «لم تقولون ما لا تفعلون» (صف، آیه2)نباشند، به هرچه گفت، عمل می کرد و همان گونه که دیگران را به خدمت خلق می خواند، خود در خدمت خلق بود.
دراین باره جمیل یکی از راویان می گوید: از امام صادق(ع)شنیدم که فرمود: المؤمنون خدم بعضهم لبعض قابل جمیل: قلت: و کیف یکونون خدما بعضهم لبعض؟ قال: یفید بعضهم بعضا؛ مؤمنان خدمتگزار یکدیگرند. گفتم چگونه؟ فرمود: به یکدیگر فایده و سود می رسانند. (کافی، ج2، ص167)
آیت الله خامنه ای در درس خارج خویش درباره معنی و مفاد این حدیث می فرمایند: «مومنین خدمتکاران یکدیگرند، خدم جمع خادم است. یعنی با همین تعبیری که در فارسی می گوییم خدمتکار، محترمانه اش خدمتکار است و غیرمحترمانه و عوامانه اش نوکر است نه خدمتگذار که معنایش متفاوت است.
شخصی که نزد حضرت بود می گوید: تعجب کردم چطور همه خدمتکار همدیگرند، به تعبیر عرفی یعنی همه نوکرهمند!؟ و کیف یکون خدم بعضهم لبعض؟ این چه جوری می شود یعنی مثلا بروند خانه های هم خدمتکاری کنند!؟
قال: یفید بعضهم بعضا؛ به یکدیگر فایده برسانند؛ پس فایده رساندن مؤمنین به خدمتکاری است، منتی نیست، نکته این است. چه در عرض هم باشیم مثل مردم کوچه و بازار و چه آن کسی که به حسب جایگاه اجتماعی پست و منصبی دارد اگر فایده ای داشت خدمتکار است و دیگر منتی ندارد بر مردم. نکته این حدیث به نظر ما فقط این نیست که فایده برساند بلکه باید منتی هم نباشد و خدمت و فایده اش را با منت گذاشتن باطل نکند.”
درباره شیخ رجبعلی خیاط نوشته اند: وی معتقد بود که ما باید همان گونه در خدمت مردم باشیم که امامان ما و اولیای الهی بودند. آنان هدفی در خدمت جز خداوند متعال نداشتند. خدمت آنان به مردم، برای خدا و به عشق او بود. (تندیس اخلاص، ص78)وی در پاسخ کسی که نصیحتی خواسته بود، گوشش را گرفت و فرمود: خدمت به خلق! خدمت به مردم! شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود: راه محبت خدا، محبت به خلق خدا و خدمت به مردم، بخصوص انسان های مستضعف و گرفتار است. (کیمیای محبت، ص 218، تندیس اخلاق ص78)
سعدی علیه الرحمه می گوید:
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود
تا اختیار کردی از آن، این فریق را
گفت: آن گلیم خویش به در می برد ز موج
و این جهد می کند که بگیرد غریق را
خط قرمز خدمتکاری مردم
البته باید توجه داشت که خدمتکاری مردم به بهره کشی و استثمار نینجامد و این گونه نشود که دیگران سوءاستفاده کنند و خدمت کننده را به سوی بردگی بکشانند. از این رو امام صادق(ع)درباره شرایط و خط قرمز خدمتکاری مردم فرمودند: اخدم اخاک، فان استخدمک فلا و لا کرامه؛ برادرت را خدمت کن، اما اگر تو را به خدمت و بیگاری گرفت (و طلبکارانه برخورد کرد. )خدمتش مکن. (مستدرک الوسائل، حسین نوری، ج2، ص411)
خدمتگزاری به مردم تا زمانی درست است که کرامت شخص خدمت کننده حفظ شود. بسیاری از مردم به تبعیت از سیره پیامبران و امامان(ع)می کوشند تا خود را در مقام خدمتگزاری دیگران قرار دهند. بسیاری از شخصیت ها را می توان در طول تاریخ دید که به خدمت توده مردم مشغول شدند. از امام خامنه ای است که ایشان در مراسم ورود امام خمینی(ره)مسئولیت چای دادن را به عهده گرفت. امام سجاد(ع)بارها به طور مخفیانه در کاروان های حج وارد می شد و کمر به خدمت مردم می بست. کسانی از بزرگان در مراسم عزاداری اباعبدالله(ع)به خدمت مشغول می شوند و کفش عزاداران را جفت می کنند و یا واکس می زنند یا در حرم امامان(ع)به خدمت مشغول شده و خادم افتخاری حرم می شوند.
اما هرگاه شخص احساس کند که خدمت شونده می خواهد از خدمت رسانی او سوءاستفاده کند و او را به بیگاری بکشاند و مانند کسانی با او رفتار کند که در برابر مزد و مواجبی، کار می کنند و به او امر و نهی می کند و یا توبیخ و سرزنش می کند و یا رفتاری را دارد که موجب تحقیر می شود، در این صورت این خدمتگزاری ممدوح نیست و شخص می بایست برای حفظ کرامت انسانی، از این گونه خدمت کردن سر باز زند. رفتار طلبکارانه از سوی خدمت شونده، از جمله خطوط قرمزی است که خدمت رسانی را محدود می کند. بنابراین، تا زمانی که کرامت انسانی حفظ می شود یا خدمت شونده طلبکارانه رفتار نمی کند و یا قصد تحقیر ندارد و یا این که با شخص خدمتگزار همانند مستخدم و برده یا مواجب بگیر رفتار نمی کند، مجاز است تا شخص این خدمتگزاری را به عنوان یک عمل عبادی بداند و بدان اهتمام ورزد؛ چنان که امامان(ع)این گونه رفتار می کردند و خود را خدمتگزار مردم به خصوص زوار و حاجیان و نمازگزاران و عزاداران می دانستند.
بر این اساس باید با حفظ کرامت در خدمت مردم بود و این گونه نشود که کرامت و بزرگواری شما نسبت به خلق که در شکل تواضع و فروتنی و خدمت صادقانه و بی منت به خلق تجلی یافته، کاسته یا شکسته شود؛ چرا که حفظ کرامت آدمی لازم و ضروری است؛ اما باید دانست هرگز حفظ کرامت با خدمتکاری منافاتی ندارد؛ چرا که برخی برای فرار از خدمت به خلق، می گویند که این کارها موجب می شود تا کرامت آدمی از میان برود. اگر این معنا درست می بود، امام سجاد(ع)نوکری وخدمتکاری کاروانیان حج را نمی کرد و برای حفظ شخصیت و کرامت همانند دیگران رفتار می کرد. این در حالی است که ایشان این گونه خدمتکاری را منافی کرامت نمی دانست.
امام صادق(ع)هم چنین ایجاد مواسات را به عنوان حق افراد جامعه اسلامی بر یکدیگر بیان فرموده و گفته است: یحق علی المسلمین الاجتهاد فی التواصل و التعاون و التعاطف و المواساه لاهل الحاجه و تعاطف بعضهم علی بعض؛ مسلمانان موظفند در راه پیوستگی و کمک نسبت به نیازمندان کوشا و جدی باشند، و از عواطف اخلاقی و کمکهای مالی مضایقه نکنند و به هنگام گرفتاری و نیاز، یار و یاور هم باشند. (اصول کافی، ج2، ص175)
در (کافی)درجلد دوم، درباب سعی در رفع حاجت مومن نقل کرده است: روزی صفوان در محضر امام صادق(ع)نشسته بود که ناگهان مردی که برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاریش را شرح داد. امام به صفوان دستور فرمود که فورا حرکت کن و برادر ایمانی خویش را در کارش یاری کن.
صفوان رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل مشکل او به پیش حضرت بازگشت. امام در مورد کار او سؤال نمودند. صفوان گفت: خدا اصلاح کرد. امام خطاب به صفوان فرمود: بدان که همین کار به ظاهر کوچک و حاجتی که برآوردی و وقت کمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور کعبه، محبوب تر و برتر است.
سپس امام صادق(ع)این چنین به سخن خویش ادامه دادند: مردی گرفتاری داشت. حضور امام حسن(ع)رفت و از ایشان استمداد نمود. امام حسن بی درنگ کفشها را پوشیده و راه افتادند. در بین راه به حضرت امام حسین(ع)رسیدند درحالی که ایشان مشغول نماز بودند. امام حسن به آن مرد فرمود: تو چگونه از حسین غفلت نمودی و پیش ایشان نرفتی؟ گفت: من اول می خواستم پیش ایشان بروم و از ایشان درکارم کمک بطلبم، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده اند و نمی توانند از مسجد خارج شوند، خدمتشان نرفتم. امام حسن(ع)فرمودند اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.
امام صادق(ع)در سخنی دیگر درباره نقش خدمتکاری مردم در تحقق اهداف بلند انسانی و رسیدن به پاداش عظیم دنیوی و اخروی فرمود: فضیلت و پاداش برطرف کردن نیاز مؤمن، از هزار حجی که تمام اعمال آن قبول شده باشد و آزادکردن یک بنده در راه خدا و صرف بار هزار اسب در راه خدا با زین و لجامش، بیشتر است. (بحارالانوار، ج47، ص285)
روایاتی از امام صادق(ع)درباره خدمت به خلق
از امام صادق(ع)درباره خدمت به خلق و خدمتکاری ایشان سخنان بسیاری نقل شده که در این جا به گوشه ای از آنها به عنوان حسن ختام اشاره می شود.
امام صادق(ع)فرمود: قال الله عزوجل: الخلق عیالی فاحبهم الی الطفهم بهم و اسعاهم فی حوائجهم؛ خدای متعال می فرماید: مردم، خانواده من هستند. پس محبوبترین آنان نزد من کسانی هستند که با مردم مهربان تر و در راه برآوردن نیازهای آنان کوشاتر باشند. (الکافی، ج2، ص199)
امام فرمود: من کان فی حاجه اخیه المؤمن المسلم کان الله فی حاجته ما کان فی حاجه اخیه؛ کسی که در فکر برآوردن نیاز برادر مؤمن مسلمان خود باشد تا زمانی که در فکر نیاز او هست، خداوند نیز در (فکر)نیاز وی باشد (نیازش را برطرف می کند). (امالی شیخ طوسی، ص79، ج741)
امام صادق(ع)فرمود: الماشی فی حاجه اخیه کالساعی بین الصفا و المروه: کسی که در راه برطرف ساختن حاجت نیاز برادر خود قدم بردارد، مانند کسی است که سعی میان صفا و مروه به جای آرد. (تحف العقول، ص303)
امام صادق(ع)فرمود: لقضاء حاجه امری مؤمن أفضل من حجه و حجه و حجه، حتی عد عشر حجج؛ برآوردن نیاز مؤمن، به یقین برتر از یک حج و یک حج و یک حج است، (امام تا ده حج شمردند). (امالی شیخ صدوق، ص791)
امام صادق(ع)فرمود: ما من مؤمن یخدم أخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره؛ هرگاه مؤمنی بتواند برادر خود را یاری رساند اما کمکش نکند، خداوند در دنیا و آخرت او را تنها گذارد. (بحارالانوار، ج47، ص113)
امام صادق(ع)فرمود: من صار الی أخیه المومن فی حاجته او مسلما فحجبه لم یزل فی لعنته الله الی ان حضرته الوفاه؛ کسی که برای طلب حاجت خود یا برای سلام و احوال پرسی نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از وی مخفی کند، تا زنده است، پیوسته مشمول لعنت و نفرین خدا شود. (الاختصاص، ص13)
امام صادق(ع)فرمود: ان الرجل لیسالنی الحاجه فابادر بقضائها مخافه ان یستغنی عنها فلا یحدلها موقعاً اذا جاءته؛ هرگاه مردی از من درخواست حاجتی کرد، در رفع حاجت و نیاز او شتاب می ورزم؛ زیرا بیم آن می رود که کار از کار بگذرد و اقدام من در کمک به او دیگر به کارش نیاید. (عیون الاخبار الرضا ج2، ص971)
امام صادق(ع)فرمود: انی لارساع الی حاجه عدوی خوفاً ان ارده فیستغنی عنی؛ من در برآوردن نیاز دشمن خود (نیز)شتاب می کنم؛ زیرا می ترسم دست رد به سینه او زنم و او از من بی نیاز شود. (بحارالانوار، ج87، ص702)
امام صادق(ع)فرمود: ما امن بالله و لابمحمد ولا بعلی من اذا اتاه اخوه المومن فی حاجه لم یضحک فی وجهه فان کانت حاجته عنده سارع الی قضائها؛ به خدا و محمد و علی ایمان نیاورده است کسی که در هنگام نیاز برادر مؤمنش با خوشرویی با او برخورد نکند؛ پس اگر توان دارد احتیاج او را شخصا برطرف نماید و اگر قادر نیست با کمک دیگری مشکل او را حل کند؛ اگر نسبت به تقاضای برادر مؤمنی بی تفاوت باشد و به درخواست او عمل نکند پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود. (بحارالانوار، ج57، ص671)
امام به مردی گفت: چرا ما را تحقیر می کنی؟ آن مرد گفت: پناه می برم به خدا از این که شما و یا امری از امور شما را سبک بشمارم)، پس حضرت به او فرمود: وای بر تو، آیا ندای آن شخصی را نشنیدی که نزدیک جحفه از تو کمک خواست که او را به اندازه یک میل (برابر 2کیلومتر)بر مرکبت سوار نمایی و او به خدا سوگند یاد کرد که خسته و وامانده شده است؟ به خدا سوگند! تو حتی سرت را بلند نکردی و او را تحقیر کردی، هر کس مؤمنی را خوار کند ما را تحقیر کرده و حرمت الهی را شکسته است. (وسائل الشیعه، ج8، ص295)
امام فرمود: من مشی فی حاجه اخیه المومن کتب الله عزوجل له عشر حسنات و رفع له عشر درجات و حط عنه عشر سیئات و اعطاه عشر شفاعات. کسی که برای برطرف کردن نیاز برادر مؤمن خود گام بردارد؛ خدای سبحان برای او ده حسنه می نویسد و مقام او را ده درجه بالا می برد و از ده گناه او می گذرد و شفاعت ده نفر را از او می پذیرد. (بحارالانوار، ج47، ص213)
حضرت فرمود: من احب الاعمال الی الله عزوجل ادخال السرور علی المومن؛ اشباع جوعته او تنفیس کربته؛ او قضاء دینه. از با ارزش ترین کارها نزد خداوند متعال، شاد کردن مؤمنین است؛ مثل سیر نمودن آن ها، یا نجات دادن آنان از سختی ها و گرفتاری ها، یا ادای بدهی آنها. (الکافی، ج2، ص291)

صاحب جواهر و استخاره
نقل است که روزی از آیت الله محمدحسن نجفی فقیه نامدار شیعه، معروف به صاحب جواهر که مؤلف کتاب گرانسنگ جواهرالکلام است سؤال می کنند که اگر خداوند به شما اطلاع دهد که از عمر شما جز چند ساعت و جز اندکی نمانده این ساعات پایانی عمر را صرف چه کار می کنید؟ ایشان در جواب می فرماید: این چند ساعت عمرم را صرف خدمت به خلق و گره گشائی از مردم می کنم و اگر دیدم که کاری نمی توانم برای کسی انجام دهم می روم جلوی در خانه ام می نشینم تا شاید کسی به من مراجعه بکند و بگوید حاج آقا برایم استخاره ای بگیرید.
این حکایت بخوبی گویای میزان اهمیت و ارزش خدمت به مردم و انسانها است که امید است از این فرصت اندک عمر برای این مهم بیشترین بهره گرفته شود.

 

منبع: روزنامه کیهان

1 نظر ثبت شده

  1. سلام میشه لینک داخل مطلبو چک کنید.برای
    من مشکل داشت.ممنون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code