مقاله

مقالات موضوع صهیونیزم را اینجا می‌توانید بخوانید.

دین موسی، قربانی واژه صهیونیسم

رژیم اشغالگر قدس برای رسیدن به اهداف سیاسی خود در خاک فلسطین از هر ابزاری از جمله تمسک به اصول دین یهود و حتی تحریف آن استفاده می کند و در حق پیروان دیگر ادیان یعنی فلسطینی های مسلمان مرتکب ستم می شود.
به لحاظ دینی ادعاهای رژیم صهیونیستی بر سه محور وعده الهی‘ قوم برتر و سرزمین مقدس بنا شده است. بر مبنای این ادعاها خداوند‘ بنی اسراییل را به عنوان قوم و امت برتر شناسانده و بازگشت به سرزمین مقدس را به آنها وعده داده است.
در واقع سردمداران دینی ‘ فکری و سیاسی رژیم صهیونیستی مدعی تحقق وعده الهی از طریق تاسیس جامعه و دولت یهود در خاک فلسطین هستند و لازمه یا اقتضای این کار این است که ادیان دیگر مانند مسیحیت و بخصوص اسلام و نمادها و شعائر آن مانند مسجد و اذان نباید در فلسطین وجود و حضور داشته باشند.
در این ارتباط شهرک نشینان یهودی و گروه های صهیونیستی‘ دوشنبه گذشته به کمک پلیس شهر ‘یافا’ در جنوب فلسطین اشغالی اذان گفتن در مسجدهای این شهر قدیمی مانند مسجد بزرگ ‘الجبلیه’ را ممنوع کردند.
پایگاه اینترنتی الجزیره گزارش کرد که این گروه ها با گرفتن حکم از پلیس یافا اذان گفتن را ‘غیرقانونی’ عنوان کرده و مدعی شده اند که صدای بلند اذان موجب آزار و اذیت پیروان دین یهود می شود.
بر اساس این گزارش‘ نیروهای امنیتی و انتظامی یافا امامان جماعت مسجد های این شهر از جمله ‘ احمد ابوعجوه’ امام مسجد الجبلیه را احضار و به آنان تفهیم کرده اند که در صورت پخش اذان‘ بازداشت ‘ محاکمه و زندانی می شوند.
ابوعجوه در گفت وگو با الجزیره‘ اقدام پلیس یافا را نژادپرستی و سوء استفاده رژیم صهیونیستی از دین یهود دانسته و گفته است که از ابتدای ظهور اسلام و گرایش ساکنان یافا به این دین‘ همه روزه صوت اذان به عنوان یکی از مهم ترین شعائر اسلامی از مساجد پخش می شده و هیچ مزاحمتی برای یهودیان نداشته است.
مطابق اسناد و کتاب های تاریخی ‘ یافا قبل از مهاجرت تدریجی و طراحی شده یهود به فلسطین و پیش از تاسیس غیرقانونی رژیم صهیونیستی‘ مسلمان نشین بوده اما پس از آن و بر اساس طرح های استعماری انگلیس و سازمان های صهیونیستی‘ یهودیان اکثریت را به دست آورده اند.
بلند بودن صدای اذان و ایجاد مزاحمت برای یهودیان ‘ بهانه سردمداران مذهبی‘ سیاسی و نظامی تل اویو است و ممنوع شدن آن در یافا که در سال 1948 میلادی (1327 خورشیدی) اشغال شد در راستای تغییر هویت تاریخی این شهر و انجام عملیات ‘یهودی سازی کامل فلسطین’ صورت می گیرد.
در همین ارتباط‘ ماموران پلیس رژیم اشغالگر قدس‘ سپیده دم سه شنبه گذشته با بولدوزر‘ یک مسجد را در شهر ‘رحات’ در جنوب فلسطین اشغالی ویران و ادعا کردند که ساخت این مسجد‘ ‘غیرقانونی و بدون کسب مجوز’ بوده است.
به گزارش خبرگزاری ملی فلسطین ‘یوسف ابو جامر’ سخنگوی شاخه محلی جنبش اسلامی، که در سرزمین اشغالی در سال 1948 ‘اسراییل’ فعالیت می کند‘ گفت : ماموران پلیس رژیم صهیونیستی صبح زود به مسجد یورش برده و کسانی را که سرگرم ادای نماز بودند دستگیرکرده و به خارج شهر بردند و پس از پایان عملیات تخریب مسجد آنان را آزاد کردند.
از دید صهیونیست ها نه تنها بانک اذان و وجود مسجد در شهرهای کوچک فلسطین اشغال شده‘ ‘غیرقانونی’ است که به ادعای آنها حتی مسجدالاقصی‘ نخستین قبله مسلمانان‘ در شهر بزرگ بیت المقدس غیرقانونی است زیرا بر ویرانه های هیکل (معبد سلیمان) ساخته شده و بازسازی این معبد در گرو تخریب این مسجد و اخراج یا مهاجرت جمعی مسلمانان از این شهر مقدس است.
سردمداران و منابع رسمی رژیم اشغالگر قدس هیچ گاه به حق وجود و موجودیت
مستقل مسلمانان در سرزمین فلسطین اعتراف نکرده اند زیرا در این صورت مجبورند به حقوق آنان مانند داشتن مسجد و موذّن اعتراف کنند.
اعتراف به حقوق مسلمانان‘ مبارزه شان برای رفع غصب سرزمین فلسطین‘ ظلم و نژادپرستی را مشروع جلوه می دهد که این موضوع با پدیده صهیونیسم و روایت مذهبی و رسمی این پدیده از تاریخ‘ متناقض است.
در روایت رسمی صهیونیسم و رژیم صهیونیستی از تاریخ‘ ساکنان مسلمان فلسطین در دوره حکمرانی سلسله عثمانی‘ ابتدا به ‘پناهندگان’ و پس از جنگ سال 1948 به ‘افراد پراکنده ای که زمین های خود را در سرزمین موعود یهودیان رها و فرار کرده اند و خود دست به مهاجرت جمعی زده اند’ تعبیر شده است.
پژوهشگران مستقل و حتی برخی محققان منصف یهودی روایت ‘مهاجرت جمعی مسلمانان’ را زیر سوال برده اند و به این ادعای رژیم اشغالگر قدس که آنان خود به خود و به شکل ارادی یا به دعوت شاهان و امیران عرب‘ خاک فلسطین را ترک کرده اند‘ خدشه وارد کرده اند.
برای نمونه ‘ایلان بابی’ استاد علوم سیاسی دانشگاه حیفا در ‘اسراییل’ می گوید: اسناد و مدارک مربوط به جنگ سال 1948 اثبات کرده که صهیونیست ها برای اخراج فلسطینی ها دست به کشتار زده اند و قصه فلسطین‘ قصه مصیبت و فاجعه است.
صهیونیست ها اکنون نیز برای تداوم مهاجرت و کوچ اجباری مسلمانان و عینیت یافتن طرح ‘یهودی سازی فلسطین’ به تخریب مسجد‘ تحریم اذان و کشتار و فاجعه دست می زنند.
‘یهودی شدن فلسطین’ چیزی جز یک فاجعه انسانی نیست که بر ساکنان اصلی این سرزمین یعنی مسلمانان و کنعانیان فرود آمده و این فاجعه مطابق نقشه ای صورت می گیرد که پدیده و جنبش سیاسی صهیونیسم ‘ گروه های افراطی صهیونیستی و پشتیبانان قدرتمند آن ها مانند انگلیس از قبل تهیه کرده اند.
در اجرای کامل این فاجعه‘ متاسفانه توازن قوا و شرایط منطقه ای و بین المللی در خدمت صهیونیسم و سازمان ها و گروه های وابسته به این جنبش سیاسی و نژادی است و صهیونیسم از هر روشی بویژه روش دینی برای رسیدن به اهدافش در فلسطین استفاده می کند.
به دلیل گسترش و تعمیق فاجعه انسانی در سرزمین فلسطین و اجرای طرح یهودی سازی این سرزمین بخصوص از طریق توسعه شهرک سازی در قدس و کرانه باختری رود اردن‘ می توان گفت که منطقه خاورمیانه در قرن 21 نیز که 10 سال از آن گذشته است روی صلح ‘ آرامش و امنیت نخواهد دید مگر این که مشکل و ‘بحران فلسطین’ از طریق تاسیس کشور مستقل فلسطینی به مرکزیت بیت المقدس‘ حل شود.

مطالبی که توسط مدیریت سایت بارگذاری شده، عموما منتخبی از مطالب نسخه قبلی سایت هستند.

تاملی در اندیشه های امام خمینی درباره ماهیت استعماری اسرائیل

حضرت امام خمینی فریادی بلند و رسا علیه صهیونیسم جهانی و رژیم اشغالگر قدس بود و همواره با نگاهی عمیق و نگرشی وسیع به این پدیده نظر داشت و بیداری و آگاهی می بخشید و راه می نمود و تلاش و حرکت می آفرید.
این فریاد رهایی بخش هم امروز نیز در بستر زمان جاری می باشد و جهان اسلام را مخاطب قرار می دهد و به مبارزه با اسرائیل فرا می خواند که اندیشه های جامع و تحول زا و انقلاب آفرین این مصلح و پیشوای بزرگ همچنان پویا و راهگشا می باشد و از همین روست که امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است و روحی است در کالبد زمان و عصر ما و همه زمان ها و عصرها.
اندیشه های امام خمینی درباره صهیونیسم دارای وسعت و گستردگی خاصی می باشد و از آن موضوعاتی است که حجم زیادی از رهنمود و پیام و کلام این رهبر الهی را به خود اختصاص داده است. در ذیل به برخی از این دیدگاه ها و رهنمودها می اندیشیم.

نقش قدرت های استعماری در پیدایش اسرائیل
«اسرائیل با تبانی و همفکری دولت های استعماری غرب و شرق زاییده شد و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلام به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود. انگلیس و آمریکا با تقویت نظامی و سیاسی و با گذاشتن اسلحه های مرگبار در اختیار اسرائیل آن را به تجاوزات پی در پی علیه اعراب و مسلمین و ادامه اشغال فلسطین و دیگر سرزمین های اسلامی تحریص و وادار می سازند و شوروی باجلوگیری از مجهز شدن مسلمانان و با فریب و خیانت و سیاست سازشکارانه موجودیت اسرائیل را تضمین می نماید.» (1)
حضرت امام خمینی به ریشه های اولیه پیدایش صهیونیسم اشاره می نماید و نقش مخرب قدرت های استکباری را در شکل گیری این رژیم سفاک بسیار موثر می داند.
صهیونیسم ریشه در نام «صهیون» دارد که کوهی است در نزدیکی بیت المقدس. این تفکر از همین جا به صورت یک تفکر نژادپرستانه رشد می کند و یهود را قوم برگزیده خدا و دارای جایگاه و رسالتی ویژه در جهان می داند و همین موضوع در مراحل بعدی هر قتل و جنایت و غارت و تجاوزی را توجیه می نماید و عاملی می شود برای اینکه بنابر اعلام کتاب تلمود ـ که تفسیر تورات می باشد ـ حتی تجاوز به نوامیس دیگران به ویژه مسلمین مباح اعلام شود و انسان ها همه حیواناتی معرفی شوند که خداوند برای خدمت به یهودیان آفریده است !
این تفکر با تشکیل «سازمان جهانی صهیونیسم» هدف انتقال یهودیان جهان به فلسطین و غصب این سرزمین اسلامی را پی گیری نمود و با حمایت های انگلیس و آمریکا رژیم اسرائیل شکل گرفت و در مراحل بعدی آمریکا را بزرگ ترین پایگاه و حامی خود نمود و شرکت های بزرگ جهانی را به انحصار خود در آورد و با حمایت های این قدرت ها بر رسانه های کشورهای مختلف سیطره یافت و مراکز اطلاعاتی و جاسوسی قوی بنیان نهاد.
پس از تشکیل کشور اسرائیل توسط انگلیس و آمریکا شوروی اولین کشوری بود که رژیم اشغالگر فلسطین را به رسمیت شناخت و پس از آن نیز با تداوم حمایت های همه جانبه قدرت های غربی از صهیونیسم شوروی همان گونه که امام خمینی اشاره کردند با اتخاذ سیاست فریبکارانه و سازشکارانه به تثبیت و استمرار جنایات اسرائیل پرداخت.
سیاست شوروی هم اینک نیز چنین است و در برابر جنایات وحشتناک رژیم اشغالگر قدس به سکوت ! که به دنبال خود تایید! و رضایت بر تداوم جنایت ! را دارد ادامه می دهد.
این سیاست فریبکارانه شوروی در طول دوران جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی نیز در همان حال که آمریکا و اقمارش به تجهیز همه جانبه عراق می پرداختند اتخاذ گردید.
حضرت امام خمینی اعلام می نمایند که «امروز همه قدرت ها و ابرقدرت ها دست به دست یکدیگر داده اند که نگذارند فلسطینی های مسلمان به هدفشان برسند» (2) حضرت امام با این بیان اولا بر تداوم سیاست های قدرت های استعماری برای حمایت همه جانبه از اسرائیل تاکید می کنند و ثانیا به مهم ترین هدف این قدرت ها که جلوگیری از به نتیجه و ثمرنشستن مبارزات مردم فلسطین می باشد تصریح می نمایند.
شوروی در استمرار جنایات رژیم اسرائیل در تهاجم و تعدی به فلسطین و سایر سرزمین های اسلامی همان سیاست پیشین را دنبال می کند و بنابراین همچنان این سخن امام که اسرائیل با تبانی و همفکری دولت های استعماری غرب و شرق شکل گرفت مصداق های خاص و زنده خود را در زمان حاضر که فلسطین در معرض وحشیانه ترین تجاوزات قرار دارد پیدا می کند.
این واقعیت را نیز فراموش نکنیم که اولا شوروی همان کشوری است که به سرزمین اسلامی افغانستان تعدی نمود و آن را به اشغال خود در آورد و جنایات بی شمار آفرید. ثانیا این کشور بنا به ماهیت ضد اسلامی خود وجود اسرائیل را به صورت یک «مترسک» برای ملل مسلمان و سرزمین های اسلامی ضروری می داند و به همین دلیل تجاوزات این رژیم اشغالگر به فلسطین و لبنان و دیگر کشورها را تایید می کند.

تشتت و تزلزل کشورهای اسلامی در برابر اسرائیل
اگر چه رژیم اشغالگر قدس توسط قدرت های استعماری شکل گرفت و رشد کرد و به صورت امروز و در هویت یک جمعیت سفاک و خونریز علیه سرزمین های اسلامی مجهز گردید و به تهاجم واداشته شد لکن این جمعیت کوچک هرگز با مجموعه کشورهای اسلامی که بیش از یک میلیارد نفوس می باشند و از ممالک و سرزمین های ایران سوریه لبنان ترکیه مصر سودان کویت اردن بحرین عربستان مراکش عراق افغانستان یمن و پاکستان تشکیل می شوند قابل مقایسه نمی باشند.
کشورهای وسیع اسلامی با نیرو و انرژی سرشار و معادن و ثروت های بی شمار خود یک «ابرقدرت» هستند که به سهولت می توانند بر اسرائیل غالب آیند و مانع تعدی و تجاوزات این رژیم علیه فلسطین و دیگر کشورهای اسلامی گردند. اما چه باید کرد و این زخم عمیق و مانده بر قلب را چگونه باید التیام داد که جهان اسلام با این وسعت جغرافیایی و گستردگی نیروی انسانی و منابع غنی اقتصادی در برابر کشور حقیر و کوچک اسرائیل احساس ذلت و شکست می کنند و در حالی که قادرند با عزم جزم حرکت بیاغازند و به مقابله علیه صهیونیسم اهتمام ورزند در خواب مرگ خفته اند و دم برنمی آورند و قیام و حرکت نمی کنند!
بزرگ ترین درد و رنج امام خمینی این بود که چرا باید کشورهای اسلامی این گونه در غفلت و ذلت روزگار سپری کنند و شاهد ساکت تعدی و جنایات اسرائیل به فلسطین و سایر کشورها باشند
ببینیم امام خمینی چگونه اظهار تاسف می نماید و به صورت استفهام از وضعیت و شرایط دردناک سرزمینهای اسلامی در برابر اسرائیل می رنجد و می نالد:
«چرا باید کشورهایی که دارای همه چیز هستند و دارای همه جور قدرت هستند اسرائیل با آن عده کم بیاید و به آنها این طور حکمفرمایی کند !» (3)
حضرت امام خمینی مشکل اساسی کشورهای اسلامی در تعلل و تزلزل در برابر اسرائیل را دولتهای حاکم آنها می داند که نه تنها دارای شرایط لازم برای زمامداری و حکومت بر ملل مسلمان نیستند و گامی در مسیر تشکیل جبهه نیرومند و مقاوم و متحد در برابر دشمن صهیونیستی بر نمی دارند که در نقطه مقابل هم خود به اختلاف و تشتت گرفتارند و هم بین ملل مسلمان خرابکاری می کنند و سنگ اندازی می نمایند و تفرقه ایجاد می کنند!
به سخن امام خمینی دقت کافی روا داریم که چگونه به وجود این مشکل و مانع بزرگ بر سر راه مبارزه با رژیم اشغالگر قدس تصریح می نماید:
«اگر حکومت کنندگان کشورهای اسلامی نماینده مردم با ایمان و مجری احکام اسلام می بودند اختلافات جزئی را کنار می گذاشتند دست از خرابکاری و تفرقه اندازی بر می داشتند و متحد می شدند و ید واحده می بودند در آن صورت مشتی یهودی بدبخت که عمال آمریکا و انگلیس و اجانب اند نمی توانستند این کارها را بکنند هر چند آمریکا و انگلیس پشتیبان آنها باشند. این از بی عرضگی کسانی است که بر مردم مسلمان حکومت می کنند.» (4)
از این دردناک تر اندوهبارتر و وحشتناک تر این که برخی از کشورهای اسلامی از سکوت و احساس حقارت و ذلت در برابر اسرائیل و قصور و کوتاهی در مبارزه با این رژیم اشغالگر فلسطین پا را فراتر نهاده و به خیانتی بزرگ دست یازیده اند و آن اینکه در صدد هستند اسرائیل جنایتکار را به رسمیت بشناسند! و این در حالی است که همه آنها واقف و آگاهند که ماهیت رژیم صهیونیستی «غصب سرزمین اسلامی فلسطین» است و قوانین صریح قرآن جهاد و مبارزه وقفه ناپذیر برای نجات هر قطعه از مجموعه جهان اسلام را که به غصب و اشغال درآمده است «واجب» می داند.
بنگریم که امام خمینی چگونه این شرایط دردناک و اندوهبار برخی از کشورهای اسلامی را در تمایلشان به رژیم غاصب و اشغالگر اسرائیل و اشتیاقشان در به رسمیت شناختن آن توصیف می نمایند:
«یک دولت پوشالی دو میلیونی یعنی اسرائیل در مقابل یک میلیارد مسلمان ایستاد و حمله کرد و آنقدر جنایت کرد که در تاریخ کم نظیر است آن وقت می بینیم که دولتهای اسلامی در تلاشند که آن را به رسمیت بشناسند. ما میگوئیم اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و بیت المقدس مال مسلمین و قبله اول مسلمین است.» (5)
نظریه امام خمینی مبنی بر ضرورت محو اسرائیل از صفحه روزگار به این دلیل مطرح می شود که اسرائیل هیچ هویت اصیلی ندارد و ماهیت او بر غصب و اشغال است و این یک اصل پذیرفته در همه جهان است که هر کشور متجاوز و غاصب و اشغالگر را باید طرد و نفی نمود و سرزمین غصب و اشغال شده را نجات داد. و این شگفت انگیز است که کشورهای اسلامی در تکاپو برای به رسمیت شناختن اسرائیل می باشند و علاوه بر آن که قوانین صریح اسلام را نقض می کنند نمی خواهند این اصل معقول و بدیهی و مورد قبول همه ملل جهان را پذیرا شوند!
مسئولیت جهاد مبارزه مسلمین جهان برای نجات فلسطین
حضرت امام خمینی در رهنمودهای فراوان و بی شمار راه نجات و رهایی فلسطین را مبارزه و جهاد عموم مسلمین می دانند و معتقدند هیچ راه و روش دیگری نمی تواند اسرائیل را از تعدی و تجاوز باز دارد و مانع جنایات هولناک آن گردد.
بدیهی است هرگونه حرکت مبتنی بر ایجاد توطئه و وقفه در تحقق اصل جهاد و مبارزه برای نجات فلسطین محکوم است و همه دلسوزان اسلام و سامان دهندگان جهاد علیه صهیونیسم در کنار هر تلاش و مبارزه آگاهی بخشی سیاسی درباره وجود توطئه ها و ضرورت مقابله با آنها را برای مساعد سازی زمینه های لازم به منظور به نتیجه و ثمر در آمدن تلاش هایشان لازم و ضروری می دانند.
«مصر» یکی از کشورهای اسلامی ! است که از دوران حکومت انورسادات تاکنون همواره در صدد بوده و هست که در مسیر وحدت مسلمین و مبارزه علیه اشغالگران اسرائیل مانع ایجاد کرده و با همسویی و تبانی با آمریکا و اسرائیل در صدد توطئه علیه جهان اسلام و مساعدت و همکاری با قدرت های استکباری برای سرکوب مبارزات ملت فلسطین برآمده است.
سخن ذیل از امام خمینی اشاره ای است به ضرورت شناسایی این توطئه ها و محکومیت و جلوگیری از رشد و گسترش آنها:
«ما توطئه مصر و آمریکا و اسرائیل را برای در هم کوبیدن نهضت بزرگ مردم فلسطین شدیدا محکوم می کنیم.» (6)
حضرت امام خمینی در کنار محکومیت و دفع توطئه ها در مسیر تحقق مبارزات مردم فلسطین اصل گسترش دامنه مبارزات اسلامی علیه اسرائیل را اینگونه مطرح می نمایند:
«ما از مردم بی پناه لبنان و فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع می کنیم. اسرائیل این جرثومه فساد همیشه پایگاه آمریکا بوده است. باید همه به پا خیزیم و اسرائیل را نابود کنیم و ملت قهرمان فلسطین را جایگزین آن گردانیم.» (7)
باتوجه به آنچه از نظر گذشت اولا «ماهیت استعماری اسرائیل» و نقش قدرت ها در پیدایش صهیونیسم و گسترش آن به عنوان یک بینش و شناخت مهم مطرح می شود تا مشخص گردد که در پشت پرده موجودیت غصبی و اشغالگرانه رژیم اسرائیل چه خبر بوده است و چگونه است که همان حمایتها و جانبداری ها و تجهیز و تسلیح ها هم امروز توسط همان قدرت ها با شدت استمرار دارد! این بینش و آگاهی به این دلیل ضروری است که بر همه خوشبینی ها و حسن ظن ها نسبت به اسرائیل خط بطلان می کشد و ساده اندیشی ها و سطحی نگری ها را طرد و نفی می نماید و ترفند استعماری «توهم توطئه» را ـ که از جانب جریان های فکری غرب گرا و عوامل و اذناب وابسته به اسرائیل در ایران اسلامی و سایر کشورها ترویج می گردد ـ رسوا می سازد.
ثانیا بر سر کشورهای اسلامی فریاد می زند و غریو بر می آورد که چرا با وجود نیروی انسانی یک میلیاردی و انرژی و قدرت وافر و منابع غنی اقتصادی در سکوت مرگبار به سر می برید و دست از آستین بیرون نمی آورید و همت و تلاشی برای دفاع از سرزمین های خود در برابر اسرائیل به منصه ظهور نمی رسانید و نشسته اید تا صهیونیسم خون آشام در عمق سرزمین ها و خانه هایتان نفوذ کند و دین و جان و مال و ناموستان را در معرض هتک و بی حرمتی قرار دهد و خونتان را بر خاک ریزد و از کشته ها پشته بسازد و از این پست تر آنقدر به ذلت گرائید و از خویشتن اسلامی و عظمت و مهابت فرهنگ و تمدن اسلامی و اقتدار پیشین و گذشته با صلابت خویش فاصله بگیرید که ذلیلانه در صدد به رسمیت شناختن اسرائیل برآئید!
ثالثا در هر شرایط و از جمله شرایط امروز جهان اسلام دفاع از ملت مظلوم فلسطین و جهاد همگانی با غاصبان و اشغالگران قدس مقدس را به عنوان تنها راه نجات و رهایی این ملت قهرمان معرفی می نماید و بر همه راه و روش های مرعوبانه و سازشکارانه خط بطلان می کشد و این واقعیت را به طور مکرر و با تجربه سال های طولانی دیگر بار در محیط ذهن و فکر می نشاند که اسرائیل باید با مبارزه قهرآمیز اسلامی از صفحه روز گار محو گردد تا آرامش نه فقط به کشورهای اسلامی و از جمله فلسطین که در جهان بشری حاکم گردد.

پاورقی:
1 ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام جلد 2 ص 438
2 ـ همان مدرک جلد 20 ص 485
3 ـ همان مدرک جلد 10 ص 417
4 ـ ولایت فقیه اثر امام خمینی موسسه تنظیم و نشر آثار امام ص 24 و 25
5 ـ صحیفه امام جلد 16 ص 490
6 ـ همان مدرک جلد 10 ص 396
7 ـ همان مدرک جلد 11 ص 148

 

روزنامه جمهوری اسلامی

مطالبی که توسط مدیریت سایت بارگذاری شده، عموما منتخبی از مطالب نسخه قبلی سایت هستند.