سه‌شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
بر خط: 2414
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

7228 بازدید

امپراتوری(1)، عنوان کشورهایی است که دارای این ویژگی ها باشند:
(الف) پهناوری خاک، بسیاری جمعیت و قدرت، و در برداشتن چند یا چندین ملت یا قوم با نژادها و فرهنگهای گوناگون؛
(ب) چنین کشوری در اصل بر اثر چیرگی یک قوم یا قبیله یا ملت بر چند قوم دیگر تشکیل شده باشد و وحدت آن بیشتر با قدرت نظامی پدید آمده باشد؛
(پ) ساخت سیاسی چنین نظامی قدرت را به یک نفر (امپراتور) واگذارد و همه‌ی قدرتهای محلی فرمانگزار او باشند؛ و اغلب،
(ت) داشتن یک بنیاد یا نظریه‌ی اخلاقی یا سیاسی زیر لوای یک دین، ایدئولوژی یا قانون اساسی که میان مردمان گوناگون در این واحد سیاسی صلح و هماهنگی ایجاد کند.
امپراتوریها از این جهت تا اندازه‌ای به شکل تازه‌ی سازمان بین‌المللی و فدراسیون ماننده‌اند، اما نه از جهت تأکید بر برابری، خودمختاری ، و رضایت ملتها و قومها یا دولتهای تشکیل‌دهنده، که از اصول تشکیل فدراسیونها است. به گفته‌ی آرنولد تاینبی(2) تاریخگزار و فیلسوف انگلیسی، هر تمدن در مرحله‌ای از تاریخش به وحدت در زیر لوای یک «دولت جهانی» می‌گراید و صورت امپراتوری به خود می‌گیرد. برخی امپراتوریها همه‌ی ویژگیهایی را که برای امپراتوری برشمردیم ندارند، ولی یک امپراتوری کامل همه را با هم دارد- چنانکه امپراتوری روم یا عباسی در اوج قدرتشان همگی این ویژگیها را داشتند.
امپراتوریها هنگامی در تاریخ بشر پدید آمدند که اقوامی با روحیه‌ی جنگاوری و جهانگیری قومی دامنه‌ی قدرت سیاسی خویش را بسط دادند و بر اقوام دیگر چیره شدند و سپس انگیزه‌های ایدئولوژیک (که اغلب صورت جهاد دینی داشت) نیز بر آن افزوده شد. هر یک از ویژگیهای امپراتوری که برشمردیم در یکی از دوره‌های تاریخی اهمیت می‌یابد.
امپراتوریهای بومیان افریقا معمولاً عمر کوتاه داشتند و چند قبیله را در سرزمینهای کمابیش کوچک با زور به هم می‌پیوستند. امپراتوریهای سرخپوستان قاره‌ی امریکا نیز عمر کوتاه داشتند و تنها اینکاها بودند که امپراتوری بزرگی برای مدت دراز و با مدیریت و تبلیغ ایدئولوژیک کارآمد به وجود آوردند.
امپراتوریهای قدیم مصر، بابل، آشور، ایران، هند (آشوکا)، چین و ژاپن معمولاً بزرگ بودند و پایدارتر و همبستگی دینی، آرمانی ، و یا قانونی بیشتری داشتند. این گرایش در امپراتوری یونانی آتن و مقدونیه کاملتر بود و نیز در امپراتوری روم که به زور قانون و مدیریت رومی و توسعه‌ی شهروندی روم، چند قرن دوام کرد.
در قرون وسطا امپراتوریهای عرب و ترک و مغول مسلمان بودند، و امپراتوری فرانکها و ژرمنها مسیحی، و دین مایه‌ی پیوستگی آنها بود. این امپراتوریها حامل اندیشه‌ی یک حکومت جهانی بودند که با ایدئولوژی دینی خود مأموریت آشتی دادن بشریت را داشت. امپراتوریهای جدید بر دو گونه‌اند: دریایی و زمینی. امپراتوریهای پرتغال، اسپانیا ، هلند، فرانسه، بریتانیا، و امپراتوریهای نو پدید آلمان، ایتالیا ، بلژیک، ایالات متحد، و ژاپن از فتح و استعمار «سرزمینهای فرادریاها» پدید آمدند و ویژگی آنها گوناگونی فرهنگی و نژادی و نابرابری اقوام زیر سلطه‌ی آنها بود. برخی از این امپراتوریها کوشیدند با نشر فرهنگ، قانون، و اقتصاد قدرت مرکزی به سراسر امپراتوری، آن را وحدت بخشند- همچنانکه رومیها می‌کردند؛ و برخی دیگر با روا شمردن خودمختاری فرهنگی و اقتصادی و سیاسی مردمان فرمانگزار خویش کوشیدند نوعی همبستگی میان آنها به وجود آورند. این گرایش هنگامی پدیدار شد که دولتهای مرکزی امپراتوریها ناتوان شده و احساسات ملت باوری (ناسیونالیسم) در مستعمره‌ها نیرو گرفته بود. امپراتوریهای قاره‌ای – مانند امپراتوری فرانسه در دوره‌ی ناپلئون و روسیه در دوره‌ی هاپسبورگها و کمونیستها، و آلمان در دوره‌ی هوهنزولرنها و نازیها و اتریش در دوره‌ی هاپسبورگها و چین در دوره‌ی منچوها و کمونیستها – کمتر کشاکشهای قومی داشته‌اند و کوشیده‌اند با کفایت اداری، اقتصاد حمایت شده، گسترش همبستگی ملی یا ایدئولوژیک، و حفظ دولت متمرکز خویش به خود وحدت بخشند.

پاورقی‌ها:
1-Empire
2-A.J.Toyenbee

منابع:
1. کتاب دانشنامه سیاسی، نویسنده: داریوش آشوری، تهران، انتشارات مروارید

ساختار درختی

مطالب

تعداد: 27
» 
1
2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر