دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1769
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

8927 بازدید

آنیمیسم (Animism) یک نوع پنداشت و شیوه اعتقادی عمیق است که در بسیاری از مناطق قاره آفریقا رواج داشته است. از لحاظ واژه شناسی Animism به معنای جان و روان است. آنیمیسم به معنای روح پرستی، روح پنداری، اعتقاد به ارواج و جان گرایی در فارسی به کار رفته است.
در مورد آنیمیسم بحث های فراوانی وجود دارد. این آیین در تحولات و تطورات زمانی شکل های متعدد و متنوعی پیدا کرده است. در تفکر انسان های بدوی، خیال پردازی و احساسات عاطفی بر عقلانیت برتری دارد. بر همین مبنا همه جا را پر از ارواح و شیاطین می بیند که بر زندگی او سایه ای وسیع انداخته است. علت این امر آن است که در زندگی انسان ابتدایی، پرسش های اساسی و حیاتی پاسخ هایی آرام بخش و سودمند در برندارد، چراکه دانسته های ذهنی در جریان رشد و تکوین معرفت در مراحل ابتدایی و عامیانه قرار دارد. در واقع انسان های بومی در هر مسیر انحرافی و در برابر هر پدیده ای که قرار می گیرند آن را با کمک ارواح و همخوانی با آن می سنجند.
مبانی اساسی آنیمیسم را در سه محور می توان برشمرد: الف) اعتقاد به ارواح؛ ب) اعتقاد به مانا؛ ج) اعتقاد به سحر و جادوگری.

الف) اعتقاد به ارواح:
جامعه شناسان معتقدند منشأ اعتقاد به ارواح در فرهنگ های ابتدایی مسیر تکاملی را پیموده است. در ابتدا انسان های ابتدایی به علت نادانی و عدم رشد فکری، بر مبنای احساسات و عاطفه پدیده های طبیعی را دارای روح تلقی می کردند. از دیدگاه آنان، بسیاری از اتفاقات و جریانات طبیعی مثل آتش فشان، رعدوبرق، رشد و نمو گیاهان و … معلول اراده ارواح تلقی می شد. علاوه بر اینها بومیان آفریقا بر این باور بودند که تعدادی ارواح آزاد (مانند اجنه) در چشمه ها و کوه ها و … سرگردانند. قبایل «دوجون» و «بانتو» در آفریقا روح را عبارت از جسم سیال و کهربایی می شمارند که جای آن در بدن، خون است و دارای قدرتی است که می تواند از جسمی به جسم دیگر، از جایی به جای دیگر به سرعت منتقل شود. وقتی روحی از بدن صاحبش جدا شود، موجود خطرناکی می شود. قبایل «بامیا» در آفریقا، معتقدند که روح هرکس شبیه سایه اوست و مانند همزاد همیشه همراه صاحبش است و شکل آن همان سایه و تصویر عکسی است که در آب منعکس می شود. عموماً قبایل بومی پیرو آنیمیسم، معتقدند که روح در بدن هرکسی عاریه است و همیشه می کوشد که از آن فرار کند، از این رو، از منافذ بدن صاحبش خارج می شود، به خصوص از راه دهان و بینی و گوش ها. از این جهت بعضی قبایل مانند «سلب ها (Celebs) » بینی و ناف و منافذ دیگر شخص مریض را مسدود می کنند.

ب) اعتقاد به نیروی «مانا»:
در مورد مانا قبل از هر توضیحی ذکر این نکته ضروری است که اعتقاد به «مانا» در آیین توتمیسم پیشرفته هم وجود دارد.
مانا به طور کلی چه در آئین توتمیسم، چه در آئین آنیمیسم به معنای نیروی غیرمادی، کلی و نامشخص است که به همه چیز تحریک و حیات می بخشد و ممکن است در همه چیز باشد. اما مفهوم اختصاصی مانا در آنیمیسم این است که اگر در چیزی بیشتر متمرکز باشد آن چیز دارای نیرو و خاصیت جادویی زیادی خواهد بود. بنابراین، در آنیمیسم جادوگران می کوشند که نیروی بیشتری کسب کنند تا نیروی جادویی آنها، برای غلبه بر دشمن و تسخیر ارواح شر، زیادتر شود.
بر همین مبنا، سوءاستفاده از مانا در آنیمیسم بیشتر از توتمیسم بوده است چراکه مانا در جان گرایی در مسیر سحر و جادویی به کار می رود و در صورتی که در توتمیسم فقط به عنوان نیروی محرکه در اشیاء و جانداران شناخته شده است.

ج) اعتقاد به سحر و جادوگری:
در آنیمیسم اعمال سحر و جادوگری دو کارکرد داشته است: اول آنکه ارواح شیاطین و دشمنان را از افراد معتقد به آیین دور کنند. دوم آنکه به وسیله سحر و جادو اخبار و حوادث آینده را پیشگویی کرده و انسان ها را نسبت به محیط و وضعیت آینده شان باخبر سازند.
در این باره ویل دورانت که تحقیقات گسترده ای انجام داده می گوید: «هنگامی که انسان اولیه عالمی از ارواح برای خود ساخت، بدون آنکه ماهیت واقعی و تمایلات آنها را بداند، درصدد برآمد خشنودی آنها را جلب کند و از آنها در امور خود استمداد جوید، به این ترتیب است که به جان گرایی برای اشیاء که ریشه دیانت اولیه است، عامل دیگری (سحر و جادو) افزوده شد و این سحر به منزله روح شعائر دینی به شمار می رود».

منابع:
1. ماهنامه اخبار ادیان، سال اول ، شماره 4، آبان 1382 ، نوشته مهرداد ناظری

مناطق

مطالب

تعداد: 1

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر