جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 3495
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

9570 بازدید

دوگانه گرایی‌+ثنویت


ثنویت‌ یا دوآلیسم‌ مفهوم‌ جدیدی‌ است‌ که‌ ذهن‌ انسان‌ معاصر را به‌ خود مشغول‌ داشته‌ اماقدمت‌ و سابقه‌یی‌ دیرینه‌ دارد. ؤنویت‌ در مکالمات‌ و بحث‌های‌ فلسفی‌ یونان‌ باستان‌ و مقولات‌ عقیدتی‌ ادیان‌ کهن‌ بطور جدی‌ مطرح‌ شد. در تعریف‌ ابتدایی‌، دو آلیسم‌ یک‌ نظریه‌ فلسفی‌ است‌ که‌ در آن‌ دو مفهوم‌، واقعیت‌ یا واژه‌ متضاد و ضد یکدیگر رودرروی‌ یکدیگر قرار می‌گیرند. خوبی‌ و بدی‌، زشتی‌ و زیبایی‌ و... از شایع‌ترین‌ مفاهیم‌ دوآلیسم‌ هستند.
در فلسفه‌ ذهنی‌، دوآلیسم‌ عقیده‌یی‌ است‌ که‌ تفاوت‌های‌ میان‌ روان‌ و جسم‌ را توضیح‌ می‌دهد. در بحث‌ قدمت‌ فلسفی‌ دوآلیسم‌ از سوی‌ اندیشمندان‌ با دیده‌ احترام‌ نگریسته‌ شده‌ و در موارد زیر تعریف‌ شده‌ است‌:
1. تشخیص واقعیت‌ وجود که‌ مربوط‌ به‌ قبل‌ از دوران‌ سقراط‌ می‌شود.
2. تشخیص جهان‌ دربحث‌های‌ افلاطون‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
3. تشخیص ارزش‌ها، حقایقی‌ که‌ دیوید هیوم‌ به‌ آن‌ پرداخته‌ است.‌
4. تشخیص وجودهای‌ مجرد و برتر در بحث‌ فلسفه‌ «هستی‌» هایدگر جای‌ می‌گیرد.
5. تشخیص ماده‌ که‌ هستی‌شناسی‌ برتراند راسل‌ آن‌ را توضیح‌ داده‌ است‌.
این‌ مورد اخیرا از سوی‌ فلاسفه‌ ذهن‌گرا مورد توجه‌ و علاقه‌ آنها قرار گرفته‌ است‌. به‌ عبارتی‌، فلسفه‌ دوآلیسم‌ دکارت‌ را دانشمندان‌ ذهن‌گرا (معرفت‌ شناس‌) با نوعی‌ علاقه‌مندی‌ جدید، احیا کرده‌اند. دونت‌ داماسیو و چرچ‌ لاند از این‌ دسته‌اند. آنها دیدگاهی‌ را در دوآلیسم‌ مطرح‌ کردند و البته‌ دیدگاه‌ غالب‌ شد که‌ برپایه‌ دلایل‌ تجربی‌ و اصول‌ فلسفی‌ استوار بود. اگر به‌ این‌ جمع‌ اقلیت‌، «هارت‌» را بیافزاییم‌، این‌ گروه‌ معدود در صدد دفاع‌ از دوآلیسم‌ برآمده‌اند. بحث‌ دو آلیسم‌ برمبنای‌ یک‌ پرسش‌ تاریخی‌، توام‌ با توضیحات‌ و دلایل‌ مهم‌ علمی‌ استوار است‌. اگر دوآلیسم‌ بطور متقاعد کننده‌ و با دلایل‌ فلسفی‌ رد شود، مساله‌ تناقض‌ تاریخی‌ و قدیمی‌ «ذهن‌ جسم‌» هم‌ حل‌ می‌شود. در این‌ صورت‌ مساله‌ دوآلیسم‌ به‌ یک‌ بحث‌ مدرن‌ با موضوع‌ ماتریالیسم‌ تبدیل‌ می‌شود. برعکس‌ اگر دوآلیسم‌ بتواند بقای‌ خود را آن‌گونه‌ اثبات کند که‌ برای‌ همگان‌ قانع‌ کننده‌ باشد، هیچ‌گاه‌ شواهد تجربی‌ برای‌ روشن‌ کردن‌ این‌ مساله‌ که‌ ذهن‌ بتواند درک‌ کاملی‌ از آن‌ داشته‌ باشد، کافی‌ نیست‌.

دوآلیسم‌ دکارتی‌
نوع‌ خاصی‌ از دو آلیسم‌ است‌ که‌ با مفاهیم‌ «ذات‌، ماهیت‌، جسم‌» تعریف‌ می‌شود. بطور دقیق‌تر می‌توان‌ آن‌ را «دوآلیسم‌ تعامل‌گرای‌ دکارت‌» نامید. دوآلیسم‌ دکارت‌ اغلب‌ برای‌ تبیین‌ تئوری‌های‌ کلی‌ و عمومی‌ درباره‌ «ماهیت‌» به‌ کار می‌رود. دوآلیست‌های‌ ماهیت‌گرا عقیده‌ دارند که‌ ذهن‌ و ماده‌ انواع‌ مختلفی‌ از جسم‌ هستند. تعامل‌ در عقیده‌ دکارت‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌، ذهن‌ و ماده‌ بطور متقابل‌ برهم‌ تاؤیر می‌گذارند. به‌ عبارت‌ دیگر ماهیت‌ ذهن‌ می‌تواند موجب‌ عمل‌ ماده‌ شود و ماهیت‌ ماده‌ می‌تواند موجب‌ برخوردارشدن‌ ماده‌ از یک‌ احساس‌ معین‌ از ذهن‌ شود. نزد دکارت‌ جوهر ماده‌ «امتداد» است‌ به‌ این‌ معنا که‌ ماده‌ دارای‌ ابعاد، فضا و محل‌ معین‌ است‌. در حالی‌که‌ جوهر ذهن‌، «تفکر فعال‌» است‌. چون‌ دکارت‌ فکر می‌کرد که‌ این‌ دو دسته‌ ماهیت‌ها، با هم‌ بطور ذاتی‌ متفاوت‌ و مستقل‌ هستند. هر یک‌ از اینها می‌توانند مستقل‌ و بدون‌ وابستگی‌ به‌ دیگری‌ وجود داشته‌ باشند، اما موضع‌ دکارت‌ یک‌ سوال‌ مهم‌ را برای‌ ما مطرح‌ می‌سازد و آن‌ اینکه‌ ذهن‌ و ماده‌ چگونه‌ بر یکدیگر تاؤیر متقابل‌ می‌گذارند. دکارت‌ چگونگی‌ تعامل‌ و کنش‌ ذهن‌ و ماده‌ بر یکدیگر را به‌ شیوه‌ متقاعد کننده‌یی‌ توضیح‌ داده‌ است‌. دکارت‌ خودش‌، حل‌ مساله‌ ذهن‌ و جسم‌ را با اصرار براین‌ موضوع‌ که‌ ذهن‌ اگرچه‌ بطور ظاهری‌ به‌ وسیله‌ جسم‌ به‌ وجود می‌آید شبیه‌ جسم‌ فیزیکی‌ نیست‌، پاسخ‌ می‌دهد. اگرچه‌ این‌ پاسخ‌ برای‌ پرسش‌ فوق‌ کامل‌ و وافی‌ به‌ مقصود نیست‌.

حل‌ کردن‌ مساله‌ ذهن‌ جسم‌
پس‌ از دکارت‌ کوشش‌های‌ فراوانی‌ برای‌ حل‌ مشکل‌ دوآلیسم‌ ذهن‌ جسم‌ به‌ عمل‌ آمد و راه‌حل‌های‌ مختلفی‌ ارایه‌ شد، که‌ عمده‌ترین‌ آنها شامل‌ موارد زیر هستند.
1 سبب‌ گرایی‌: این‌ عقیده‌ از سوی‌ کلود برک‌، دولافورژ و مالبرانش‌ حمایت‌ می‌شد. آنها عنوان‌ کردند که‌: هرچیزی‌ از اؤر علی‌ مبدا است‌ و تنها خداوند عامل‌ علی‌ (واقعی‌) است‌. به‌ بیان‌ دیگر همه‌ معلول‌ و وابسته‌ وجودی‌ به‌ علت‌ العلل‌ اصلی‌ که‌ خداوند است‌، دارند. بنابراین‌، مثلا، قراردادن‌ دست‌ بر روی‌ یک‌ اجاق‌ داغ‌ علت‌ درد نیست‌، بلکه‌ ترجیحا فرصتی‌ است‌ برای‌ خداوند که‌ وضعیت‌ ذهنی‌ احساس‌ درد را ایجاد کند.
2 هارمونی‌ پیش‌ ساخته‌: این‌ دکترین‌ که‌ امروز، تقریبا فراموش‌ شده‌، از سوی‌ لایپ‌ نیتس‌ ارایه‌ شد. در واقع‌ حتی‌ در دوآلیسم‌ تعامل‌گرای‌ دکارت‌ هم‌ کنش‌ و تعامل‌ صورت‌ نمی‌گیرد و بیشتر این‌ فرض‌ غالب‌ است‌ که‌ خداوند ترتیبی‌ فراهم‌ نموده‌ است‌ که‌ در آن‌ روان‌ و جسم‌ با هم‌ همزمان‌ شده‌اند.
لایپ‌ نیتس‌ شخصا یک‌ دوآلیست‌ نبود، به‌ نظر او هیچ‌ جوهر فیزیکی‌ وجود نداشت‌. اینها فقط‌ ظاهر قضیه‌اند.
در عین‌ حال‌ موضع‌ او اغلب‌ به‌ عنوان‌ یک‌ راه‌حل‌ دوآلیستی‌ ممکن‌ برای‌ مساله‌ ذهن‌ جسم‌ در نظر گرفته‌ می‌شود. فرصت‌ گرایی‌ و هارمونی‌ پیش‌ ساخته‌، هر دو نمونه‌هایی‌ از پاراللیسم‌ (نظریه‌ همروی‌) محسوب‌ می‌شوند. این‌ دیدگاه‌ بیان‌ می‌کند که‌ روان‌ و جسم‌ به‌ موازات‌ هم‌ روی‌ می‌دهند، اما از نظر علمی‌ و معلولی‌ به‌ هم‌ پیوسته‌ و متصل‌ نیستند.

منبع:
آخته، ‌قاسم. «دوگانه‌گرایی‌، ثنویت‌ یا دوآلیسم»‌. farhangi84.blogfa.com




افراد و مشاهیر

مطالب

تعداد: 3

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر