دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵
بر خط: 2569
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

7084 بازدید

به لحاظ ریشه شناسی، واژه "راهبرد "(Strategy) (استراتژی) مشتق از کلمه یونانی "استراتگوس"(Strategus) و مرکب از دو لغت "استراتوس"(Stratus) یعنی قشون و " آگاگس"(Agaugus) یعنی راهنما و به معنای فرمانده است. در یونان قدیم، فنون یا نقشه هایی که یونانیان و همچنین رومیان برای کسب پیروزی در جنگ به کار می بردند "استراتژوم"(Strategum) نامیده می شد. بر همین اساس، راهبرد در اصل و در معنای نخستین خود بیانگر حیله ها، نقشه ها و تدابیر نظامی بود. این اصطلاح در طول زمان به دو گونه معرفت یعنی "دانش طرح ها و نقشه های نظامی" و دیگری به معنای "دانش حرکات و تاکتیک نظامی" اطلاق می گردید. ولی به تدریج فقط در مورد اولی به کار رفت و از همین رو، در نخستین تصوّر از راهبرد، آن را شیوه ای برای مدیریت صحنه نبرد و غلبه نظامی بر دشمن تلقی می کردند. اما در گذر زمان، کلاوزویتس تا حدودی حوزه و گستره کاربرد راهبرد را موسّع تر نمود و آن را «فن هدایت نیرو و تطبیق و هماهنگ ساختن نیروها جهت نیل به هدف های بزرگ» تعریف کرد(1). هر چند این تعریف نسبت به معنای اولیه آن دایره شمول بیشتری را دربر می گرفت، ولی این تعریف نیز همچنان راهبرد را بیانگر طرح های عملیاتی و تدابیر و هماهنگی های کلی در میدان جنگ تلقی می کرد و کمتر مسائل پیرامونی جنگ را دخیل در امر راهبرد می دانست.
"لیدل هارت" نخستین کسی بود که تلاش کرد معنای راهبرد را از دایره صِرف تدبیر میدان نبرد و امور مربوط به جنگ خارج و گستره مفهومی آن را فراخ تر نماید و تعریف این واژه را به امور سیاسی و کشورداری نیز مرتبط کند. مبتنی بر این هدف، وی راهبرد را «هنر (فن) تخصیص و کاربرد ابزار و وسایل نظامی برای نیل به هدف های سیاسی(2)» تلقی کرد و بر این اعتقاد بود که راهبرد باید پلی باشد برای تحقق هدف های سیاسی یک کشور ـ ملت که تأمین امنیت ملی در رأس آنها قرار دارد.
به واسطه این توسّع در معنای راهبرد، انجمن تحقیقات نظامی وابسته به وزارت دفاع آمریکا نیز با تسرّی بخشی بیشتر به معنای این واژه، راهبرد را «علم و فن توسعه و کاربرد قدرت های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی یک ملت به هنگام صلح و جنگ به منظور تأمین حداکثر پشتیبانی از سیاست های ملی و افزایش احتمال پیروزی و تقلیل احتمال شکست» تعریف نمود(3). بدین ترتیب مفهوم راهبرد از معنای صرفاً نظامی خود به "راهبرد ملی" تبدیل شد که امروزه نیز در مفهوم گسترده تری تحت عنوان "راهبرد جامع" یا "راهبرد کلان" نامیده می شود. راهبرد جامع بیانگر فن، هنر یا دانش تصمیم گیری های منظم و حساب شده از طریق اطلاعات در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی است(4).
بر اساس آنچه که گذشت می توان بر این نظر بود که راهبرد نظامی، عبارت است از دانش، هنر و فن به کارگیری قوای نظامی یک ملت برای تأمین اهداف سیاسی آن. یعنی تصمیم گیری های منظم در حوزه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی برای حصول به اهداف ملی را راهبرد ملی و مترتب بر آن، تصمیم گیری در امور مربوط به جنگ و سایر امور نظامی جهت تحقق اهداف و منافع ملی را راهبرد نظامی گویند.

پی نوشت:
1. جلیل روشندل، تحول در مفهوم استراتژی، " مجموعه مقالات اولین سمینار بررسی تحول مفاهیم "، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امورخارجه، چاپ اول، 1370، صص 242 ـ 235.
2. پیشین.
3. جلال الدین فارسی، استراتژی ملی، گزارش سمینار، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1363، جلد اول، ص 33.
4. جلیل روشندل، پیشین.

منابع:
1. باشگاه اندیشه www.bashgah.net، مقاله دکترین نظامی در اسلام، نوشته علی آجورلو

مطالب

تعداد: 10

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر