شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
بر خط: 3425
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

16154 بازدید

واژه هویت (Identity) در جامعه شناسی و کلا در علوم انسانی اغلب برای جواب دادن به این پرسش اساسی مورد استفاده قرار می گیرد که چه شاخص ها یا ویژگی ها یا شرایط ویژه ای در تعریف ما از یک واحد (Actor) یا فرد، تاثیر دارد. به عبارتی چه عواملی باعث می شود که ما یک واحد را یک واحد تعریف می کنیم.
معمولا از دیدگاه فلسفه ی سیاسی و جامعه شناسی، این پرسش به دو شیوه ی متفاوت جواب داده شده است. اولین پاسخ، تعریف خود واژه هویت واحدی است. هویت واحدی به هویت واحد ها، به عنوان یک داده ی قابل پژوهش و بررسی که در زمان و مکان، موجودیت دارد، تاکید می ورزد. به عنوان مثالی بارز در این رابطه می توان به مباحث توماس هابس (Thomas hobbes 1588-1679) و جان لاک (John Lock 1632-1704) در مورد فرد و شرایطی که در شکل گرفتن هویت واحدها / افراد تاثیر می گذارد و نقش دولت های مطلق گرا در این رابطه اشاره کرد.
دومین پاسخ بر خلاف پاسخ اول، عنوان می کند که هویت واحدها از اجزای مختلف با ویژگی های خاصی که در کل مجموعه ای را به وجود می آورند، تشکیل شده و بدان هویت گفته می شود.
در علوم سیاسی، معمولا واژه ی هویت را از دیدگاه هویت سیاسی مورد پژوهش و بررسی قرار می دهند. همان طوری که ملاحظه شد، هویت سیاسی نیز در رشته ی علوم سیاسی تعاریف متفاوتی دارد. یکی از گرایش های اساسی در رشته ی علوم سیاسی مدرن، معتقد است که هویت سیاسی دربرگیرنده ی مجموعه شرایطی از قبیل هویت سیاسی افراد است، که خود از اجزای غیرقابل تفکیک و در عین حال از همدیگر متمایزی، در یک برهه ی زمانی تشکیل شده و استقلال و مطلق گرایی از ساسی ترین ویژگی ها واجزای تشکیل دهنده ی آن است.
در این بینش و تعریف، هویت انسان ها از روز تولد آن ها پایه گذاری می شود اما خواسته های آنان بر اساس تاثیرات خارجی، پیوسته تغییر و تحول می یابد.
در برابر این دیدگاه و بینش، دیدگاه های هگل و مارکس قرار دارد که ادعا می کنند، هویت فردی و سیاسی افراد از قبل پایه گذاری نشده، بلکه هویت افراد در یک دوره ی زمانی که پیوسته حالت تعاملی(Interaction) داشته است، شکل می گیرد. بدین ترتیب هویت افراد در تماس مداوم با پیرامون خود و تعامل با آن، شکل می گیرد.
در سال های اخیر، بویژه در دهه ی اخیر، هویت بیشتر در مفهوم فعل و انفعالات، توجه پژوهشگران علوم سیاسی را جلب کرده است. این مفهوم بویژه در پژوهش در مورد توضیح و تفسیر این که چگونه واحدهای دسته جمعی مثل دولت ها، ملت ها و جوامع مدنی شکل می گیرد و در یک برهه و دوره ی زمانی تغییر می کنند و یا روی همدیگر تاثیر می گذارند، به کار می رود. یکی از مزیت های این شیوه ی توضیح و تفسیر، این است که شاه کلید درک صحیح از هویت افراد یا واحدهای دسته جمعی و تعریف این واحدها یا افراد از خودشان در رابطه با دیگر واحد های افراد می باشد. دیگر مزیت این شیوه، این است که تعریف این واحدها از خودشان در تعامل با دیگر واحدها یا افراد شکل می گیرد و دقیقا به همین دلیل است که این افراد یا واحدها مجبور می شوند، هویت دسته جمعی خودشان را پیوسته "دوباره" تعریف کنند.
مزیت سوم این است که در آن دوره ای است که واحدها / افراد هویت خود را شکل یا تغییر شکل می دهند. این روند دوره ای که معمولا با اختلافات، کشمکش ها و تناقضاتی همراه هست محور محرک اصلی در شکل گرفتن هویت مشترک این واحدها یاافراد را تشکیل می دهد.

منابع:
- Alexander Wendt (1992): “Collective Identiry Formation and the International State”, American Political Science Review, Vol, 88, No. 2.
- Erik Ringmar (1996): “Identity and Action”, Cambridge University Press, Cambridge.
- Michael Carrithers, Steven Collins and Steven Lukes (1996): “The Category of the Person Anthropology, Philosophy and History”, Cambridge University Press, Cambridge.

● برگرفته از کتاب دانش نامه در علم سیاست، نوشته علی رحیق اعضان، با همکاری مارک گلی، انتشارات فرهنگی صبا، 1384.

ساختار درختی

مطالب

تعداد: 126
» 
1
2
3
4
5

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر