دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶
بر خط: 1126
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

4668 بازدید

استالینیسم(Stalinism).
سیاستها و روشهای حکومت یوسف استالین (1879-1953)، نخست‌وزیر، فرمانده کل قوا، دبیر کل حزب کمونیست، و دیکتاتور اتحاد شوروی.
استالینیسم ایدئولوژی خاصی نیست، بلکه روشهای کاربست «مارکسیسم – لنینیسم» در روسیه در دوران حکومت استالین و برخی تفسیرها از آن نظریه‌ها و سازگار کردن آنها با عمل است. این روشها شامل ترورگری ، دیوانسالاری (بوروکراتیسم) و پذیرش اجباری احکام مطلق استالین در جنبش کمونیست، چه در شوروری چه در میان حزبها و کشورهای کمونیست در سراسر جهان بود.
استالینیسم از زمانی پدید آمد که استالین در کسب جانشینی لنین (1924) و از میان برداشتن رقیبان خود در حزب، بویژه تروتسکی (نک تروتسکیسم)، کامیاب شد. سیاست «سوسیالیسم در یک کشور» او شامل اشتراکی کردن اجباری کشاورزی و صنعتی کردن اتحاد شوروی با سرعت و شدت هرچه تمامتر بود. استالین برای پیشبرد این هدفها نظارت پلیسی بر مردم را گسترش داد و درین راه وسایل بسیار بی‌رحمانه و خشنی را به کار گرفت (نک اردوگاهها) و کاربرد پلیس مخفی و دیگر روشهای رژیمهای «فراگیر» (توتالیتر) را با «شخص‌پرستی» درهم آمیخت تبلیغات شخص پرستانه در باب استالین می‌کوشید او را فرمانروای خیرخواهی بشناساند که با فرزانگی بی‌نهایت خویش ملت نیکبخت و آسوده‌ی خویش را در حلقه‌ی محاصره‌ی دشمنان «کاپیتالیست» از خطر در امان می‌دارد. تمام دستگاه تبلیغاتی دولت شوروی و نیز منابع انحصاری خبر و اطلاعات، «رئالیسم سوسیالیستی» در ادبیات و نیز کارهایی همچون بازنویسی و دستکاری تاریخ و جز آن، در خدمت پراکندن چنین تصویری از او در داخل و خارج بود. پیروزی اتحاد شوروی در جنگ جهانی دوم و گسترش حوزه‌ی تسلط و نفوذ آن پس از جنگ به معنای پیروزی تاریخی و ناگزیر استالینیسم در سراسر جهان شمرده شد.
کمونیستها در زمان زندگی استالین او را بزرگترین تفسیرگر مارکسیسم و بالاترین مرجع نظری در جنبش بین‌المللی کمونیسم می‌شمردند، اما پس از مرگ او با گزارشی که خروشچف، دبیر کل حزب کمونیست شوروی، در کنگره‌ی بیستم حزب در مورد جنایتهای استالین داد و در کنگره‌ی بیست و دوم حزب دنبال شد، استالینیسم کژروی از موازین لنینی دانسته و محکوم شد و از آن پس مراجعه به آثار استالین به عنوان مرجع نظری از رواج افتاد و استالینیسم معنای زورگویی، رژیم پلیسی، فردپرستی و دیکتاتوری به خود گرفت.
در جنبش بین‌المللی کمونیسم، حزب کمونیست یوگوسلاوی نخستین حزبی بود که بر ضد استالینیسم و تسلط زورگویانه‌ی شوروی بر حزب‌ها و کشورهای کمونیست، سرکشی آغاز کرد و آن را انحرافی از مارکسیسم – لنینیسم شمرد (نک تیتوئیسم).
از معروفترین تفسیرهای استالین درباره‌ی تئوریهای مارکسیست-لنینیست نظریه‌ی او درباره‌ی «دولت رو به مرگ» و دیگر «انترناسیونالیسم» است. استالین در مسائل لنینیسم در پاسخ کسانی که با درآویختن به تئوری مارکسیستی، پس از حذف طبقات بهره‌کش (که به ادعای استالین در شوروی از میان رفته بودند) مسئله‌ی از میان رفتن دولت را مطرح می‌کردند (نک مارکسیسم) می‌گوید: «مرگ تدریجی دولت نه با ضعیف کردن آن، بلکه با تقویت آن به حداکثر پدید خواهد آمد.» و نیز در زمینه‌ی تعریف انترناسیونالیسم می‌گوید: «انترناسیونالیست کسی است که حاضر است بی‌چون و چرا و بدون تزلزل و بدون قید و شرط از اتحاد جماهیر شوروی دفاع کند… زیرا هرکس که خیال می‌کند از جنبش انقلابی جهانی بدون اتحاد جماهیر شوروی یا به رغم آن دفاع می‌کند، علیه انقلاب اقدام می‌کند و ناگزیر به اردوی دشمنان انقلاب درمی‌غلتد.» به این ترتیب، استالین استراتژی و تاکتیک حزبهای کمونیست را تابع مطلقی از سیاست خارجی شوروی قرار داد. اما پس از مرگ او با این تئوری تا حدود زیاد مردود شناخته شد و بخصوص با جریان استالین‌زدایی، که «گزارش پنهانی» خروشچف در 1956 آغاز شد و در آن «خطاهای شخص‌پرستی» محکوم شده بود، مرجعیت اتحاد شوروی در جنبش بین‌المللی کمونیسم ضعیف شد و گرایشهای «چند مرکزیت» در آن قوت گرفت و به ویژه جنگ ایدئولوژیک چین و شوروی و سپس سرکشی حزبهای کمونیست اروپای غربی – که با اتحاد حزبهای کمونیست فرانسه ، ایتالیا، و اسپانیا جریان تازه‌ای به نام «کمونیسم اروپای» پدید آوردند – دست کم سه قطب در این جنبش به وجود آمد. کوشش برای جدا کردن استالینیسم از مارکسیسم – لنینیسم و زدودن آثار روش استالینی پس از فروافتادن خروشچف از قدرت در شوروی کاهش یافت و زمامداران بعدی ، بدون نام بردن از استالین، برخی نهادها و دگم‌های استالینی را در آن کشور همچنان زنده نگاه داشته‌اند.

منابع:
1. کتاب دانشنامه سیاسی، نویسنده: داریوش آشوری، تهران، انتشارات مروارید

افراد و مشاهیر

مطالب

تعداد: 5

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر