دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶
بر خط: 1227
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

8999 بازدید

قدرت (Power).
1- توانایی و قابلیت انجام کار خاص، تولید یا تخریب.
2- توانایی شخص برای وادار کردن دیگران به تسلیم در برابر خواست خود به هر صورتی.
3- توانایی یک طبقه برای تحقق منافعش در برابر طبقات دیگر و به زیان آنها که متضمن مبارزه طبقاتی است.
4- هر نیرو یا اقتداری که از توان مطیع ساختن دیگران، به اطاعت واداشتن آنان و یا ایجاد آشتی بین خواستهای آنان برخوردار باشد.
5- توانایی یک کشور بر تأثیر گذاشتن بر رفتار دیگر کشورها و یا کنترل رفتار سایر کشورها . قدرت ناشی از دارائیهای محسوسی مثل حمایت توده‌های مردم، رهبری مؤثر و سواد و فرهنگ است.
6- اختیار تحمیل اراده به دیگران به صورت قهری (اجبار) یا اختیاری (رضایت).
قدرت، دلالت بر توانایی انسان دارد برای عمل و اتفاق عمل و اینکه خاصیت فرد نیست، بلکه به گروه تعلق می‌گیرد و تا زمانی که افراد گروه با هم باشند، وجود خواهد داشت. قانونگذاری، تصمیم‌گیری، فرمان دادن و مجازات کردن از وظایف اصلی قدرت در داخل همه گروههاست. قدرت، کارمایه اراده است. کسانی که آن را دارند، فرمان می‌دهند و انبوه خلق فرمان می‌برند، چون می‌دانند که دارنده قدرت دارای وسایل مادی تأمین برتری است و تصور می‌کنند که دارنده قدرت دارای شایستگیهایی است و امید دارند که وسایل مادی در فرمان شایستگان باعث خوشبختی عمومی شود. اگر قدرت فقط بر اساس زور قرار داشته باشد، فرمانبران، آن را بر حق نمی‌دانند و دلیل فرمانبری آنها ترس است. اما اگر فرمانبران پشتیبان دارنده قدرت باشند و او را شایسته بدانند، قدرت بر حق می‌شود و فرمانهایش آزادانه پذیرفته می‌شود. حکومت مردمی زمانی عملی می‌شود که بین فرماندهی و فرمانبری فاصله‌ای نباشد.

منابع:
1. فرهنگ علوم سیاسی، نوشته علی آقا بخشی با همکاری مینو افشاری راد، انتشارات مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1376

ساختار درختی

مطالب

تعداد: 79
» 
1
2
3
4

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر