دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 2537
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

5652 بازدید

تندیس گری +پیکرتراشی


مجسمه‌سازی، تندیس گری یا پیکرتراشی هنر هم گذاری یا ریخت دادن به اشیا است و ممکن است در هر اندازه یا با هر سازمایه‌ای (مصالحی) انجام گیرد. به فرآورده‌های این هنر تندیس، پیکره یا مجسمه گفته می‌شود. هر پیکر سه بعدی که به منظور دارا بودن یک بیان هنری آفریده شده را می‌توان تندیس نامید. البته باید توجه داشت که هر شکل دادنی را مجسمه سازی نمی‌گویند بلکه باید در ورای ان یک فکر، خلاقیت یا یک نوآوری وجود داشته باشد.
مجسمه‌سازی یا پیکرتراشی به انگلیسی Sculpture خوانده می شود که از کلمه Sculper به معنی تراشیدن مشتق شده است.

مجسمه‌سازی در عصر باستان
مجسمه‌سازی حتی قبل از پیدایش قدیمی ترین تمدنها وجود داشته که حتی شواهدی از این ساخته شدن هنر بدست غارنشینان بدست آمده است؛ مثلا یکی از حجاری های بسیار زیبای قبایل مایاها در پرو. در همه اعصار و قرون به نحوی از انحاء و به علت مواد اولیه فراوان آن که اکثرا سنگ و چوب است مجسمه هایی باشکوه و با اصالت و در برخی موارد شناسنامه ای برای هویت و طرز زندگی تمدن ها به وجود آمده است.
شاهان آشوری پیکرتراشی را برای وسیله ای برای بزرگ جلوه دادن اعمال خود قرار دادند. فراعنه مصر نیز برای رساندن فراعنه به مقام الوهیت از پیکرتراشی سودجوئی کردند. در یونان باستان مجسمه سازان بیشتر سعی داشتند نمونه کامل یک شکل ایده آل را مجسم کنند. البته این اولین بار نبود که از پیکرتراشی بدین منظور استفاده می شد زیرا مردمی که در غارها زندگی می کردند نیز از عاج ماموت ها، مجسمه هایی از زنان می ساختند که به نظرشان نمونه کامل یک زن زیبا و ایده آل بود. این ایده آلیسم در مجسمه سازی در یونان باستان تحول و تکامل فراوان یافت و چنان پیشرفت کرد که مایه بهت و حیرت جهانیان شد. در زمان رومی ها این هنر زیبا به اوج تکامل و شکوه رسید و جنبه های عملی هم علاوه بر موارد گفته شده پیدا کرد ولی به پیکرتراشی یونانیان باستان در مقام نرسید. در ایران به خصوص در دوران هخامنشی پیکرتراشی وسیله ای بود برای ثبت وقایع و نشان دادن شوکت ایرانیان و در این دوران بود که پیکرتراشی مفهوم هنری هم یافت؛ به صورت هدایایی زیبا مرصع به انواع آلات قیمتی.
در اعصار قدیم پیکرتراشی با مذهب ارتباط مستقیم داشت چنانکه پیکره هایی که از تمدن های باستانی، مصر، هند، چین و مایاها مانده است نشان می دهد مذهب در تحول و تکامل این هنر نقش اساسی دارد.

چند نمونه از مجسمه های دنیای باستان
مجسمه شاپور دوم، شاپور اول ساسانی، مجسمه عظیم بودا در بامیان افغانستان، مجسمه ابوالهول مصر، مجسمه های غول پیکر رامسس دوم و نفر تی تی، اخناتون، توت عنخ آمون در مصر، مجسمه عظیم آتنه (اثر فیدیاس) در پانتئون، لااوکون و پرتاب کننده دیسک، ارابه ران و پیروزی ساموتراس و ونوسدومیلو، و مجسمه های شیوا را نام برد. پیکره های بصورت صخره تراشی و سنگ تراشی ایرانیان و کتیبه های سنگی بیستون و آپادانا هم از حیث زیبایی و ظرافت در صدر قرار دارند. از مجسمه های معروف رومی مجسمه برنزی گرگ ماده (سمبل شهر رم) و مجسمه های نرون و مارک اورل را می توان نام برد.

مجسمه سازی در دوره بیزانس و دنیای مسیحیت
در عصر بیزانس پیکرتراشی در خدمت کلیسا بود و منحصر می شد به شمایل حضرت مسیح، مریم پاک و حواریون. قسطنطنیه پایتخت بیزانس که پاریس قرون وسطی نام داشت پر بود از کلیساهای رنگارنگ. یکی از امپراطوران بیزانسی از ترس این که بت پرستی در امپراطوری او رواج یابد ساختن مجسمه را منع کرد. اما در امپراطوری غربی روم پیکرتراشی رواج کاملی داشت حتی سبک جدیدی در معماری بر اساس پیکرتراشی به نام رومانسک بوجود آمد. اکنون کلیساهای جالبی در هیلدسهایم (آلمان) و بسیاری از شهرهای ایتالیا وجود دارد.
بعد از رنسانس سبک گوتیگ در فرانسه به وجود آمد که کلیساهای جالبی در این دوران در شهرهای میلان، لندن، شارتر و کلن با مجسمه هایی زیبا وجود دارند.

مجسمه سازی در دوره بعد از قرون وسطی
از سبک های مهم اواخر قرون وسطی سبک های رنسانس، باروک و دو کوکو ست که در اروپا بوجود آمد. رنسانس به معنی احیا (احیای هنری، ادبی و علمی و اجتماعی دوره ایده آل روم و یونان باستان) است.
رنسانس با آثار هنری «نیکولو پیزانو» که در قرن سیزدهم می زیست آغاز شد و در زمان دو نابغه بزرگ، «میکل آنژ» و «لئوناردو داوینچی»، به اوج کمال رسید. از آثار برجسته این دو، «مجسمه موسی بر تخت» و «مجسمه حضرت داود» از میکل آنژ، و «مجسمه شوالیه اسب سوار»، «مجسمه پی یتا» و «مجسمه پولین بناپارت» از لئوناردو داوینچی می توان نام برد.
از دیگر آثار این دوره، درهای برنزی کلیسای فلورانس از «بورنزو گیبرتی» که به «دروازه بهشت» معروف است و آثاری از «دونا تللو»، «فرانچسکو جورجیو» و «بلانو» و «برتولدو» را می توان نام برد. در اسپانیا هم سبک رنسانس توسط هنرمندی بنام «آلونزو برگووتت» رواج یافت. نمونه هایی از این سبک هم در آلمان و انگلیس هم دیده شده است.
سبک باروک که دنباله رنسانس بود، در اصل سبک رنسانس را به اوج شکوفایی رساند. این که چه کسی یا کسانی آن را به وجود آوردند معلوم نیست ولی از دست نوشته های اواخر عمر داوینچی بر می آید که او به دنبال ایجاد همچنین سبکی البته با تفاوت هایی بوده است. اما واضح است که «جیوانی لورنرنتو برنینی» چه آثار شگفتی در این سبک بوجود آورده. از جمله این آثار مجسمه های «ناوونا» و «سه فواره» در رم می باشد. از کلاسیک های او «آپولو و دافنه» و «پلوتو و پورسپنیا» است که در گالری بورگیز رم دیده می شود. از مجسمه سازان این سبک «الکساندرو آلگاردی» و «جوزپه ماتزولی» هستند. از مجسمه سازان فرانسوی این سبک «پیر پوژه» است که آثارش در کاخ ورسای دیده می شود.
در آغاز قرن هیجدهم در آلمان و اتریش کاخ ها و کلیساهاى بسیارى به سک باروک ساخته شده است که بسیار جالب هستند.
سبک روکوکو که به دنبال سبک باروک ظاهر شد و کارهاى «کلود میشل کلودیون» و «نیکولاس فرانکوییس جیلت» به این سبک است. این را هم باید افزود که اسلوب روکوکو، سبک تر و تزئینى تر از سبک هاى باروک و رنسانس بوده و هوس هاى درباریان سطحى شاهان بوربن را مجسم می کند.

مجسمه سازی در قرن نوزدهم
درپایان قرن هیجدهم نسبت به اسلوب سطحى و توخالى روکوکو عکس العمل شدیدى نشان داده و سبک کلاسیک احیاء شد. درفرانسه این عکس العمل به صورت انقلاب اجتماعى نیز بروز کرد و با انقلاب کبیر فرانسه نه تنها به عمر روکوکو خاتمه داده شد بلکه بناى اجتماعی فرانسه نیز زیر و زبر گردید. از جمله افرادى که علیه سبک روکوکو قیام کردند، هنرمند معروف فرانسوى، «ژاک لوئى دیوید» بود. در رم «آنتونیو کانووا» در این نهضت شرکت و یکى از آثار برجسته او به این سبک، مجسمه «تسوتوس و قنطورس» بود. در بین مجسمه سازان انگلیسى، حجارانى نظیر «جان فلاکسمان» احیاءکننده اسلوب کلاسیک بودند. در بین حجاران اسکاندیناوى هم عده اى پیدا شدند که این اسلوب را احیاء کردند و معروفترین آن ها «برتل توروا لدسن» بود. در بین حجاران دیگر اروپا که به اسلوب هاى دیگر آثارى بر جاى گذاشتند «ادگار دگاس» فرانسوى، «آلفرد استیونز» انگلیسى و «اوگست رودن» فرانسوى که «مرد متفکر» او شهرت جهانى دارد بودند.

مجسمه سازی در عصر حاضر
مجسمه سازی در عصر حاضر به علت پیشرفت علم و تکنولژی و پدیدار شدن جوامع صنعتی دگرگونی زیادی پیدا کرد و از یک هنر صرف و تفننی به صنعتی عجین شده با سایر رشته ها مثل دکوراسیون و معماری درآمده است. از پدیده های جالب هنری در قرن حاضر و قرن بیستم پیدایش، گسترش و رخنه سبک کوبیسم در مجسمه سازی بود که اولین بار «الکساندر آرچی پنکو» بود که از سال ۱۹۱۱ آثار جالبی به وجود آورد.
سبک دیگری که زیاد پیشرفت نکرد سبک فوتوریسم بود که «دوچیونی» آثار جالبی را در ایتالیای فاژیستی بر جای گذاشت.
در مجسمه سازی نوین عناصری مانند چوب، آهن، حلبی، طلا، جواهر، شیشه، نخ، پارچه و … به کار می رود.

منابع:
- «مروری بر تاریخچه مجسمه سازی». e-pedian.com.
- «مختصری درباره مجسمه سازی». arti.ir.



مطالب

تعداد: 4

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر