شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 1600
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1658 بازدید

جزءگرایی (Reductionism) در برگیرنده ی یک فرضیه متدولوژیک است که اعلام می کند، بهترین راه توضیح دادن پدیده ها، تجزیه ی آن ها به اجزای تشکیل دهنده ی آن هاست و نیز اگر بخواهیم پدیده های سیاسی را که در سطح بالا یا کلان هستند، توضیح دهیم، بهتر است از سطوح پائین تر شروع کنیم . مثلا اگر بخواهیم توضیح دهیم چرا یک جنگ اتفاق افتاده؟ به جای توضیح آن به وسیله شرایط ساختاری، تاریخی و غیره، به انگیزه های طرف های اصلی و تعیین کننده در کشمکش رجوع می کنیم.
اساس منطق جزء گرایی را می توان در این امر خلاصه کرد که برای توضیح و درک نهادهای اجتماعی، بهتر است منافع و انگیزه ها و اولویت های افراد سهیم در آن ها را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. متاثر از برداشت های کلی که در چهارچوب جزءگرایی مطرح می شوند، امروزه دیدگاه هایی همانند «اتمیسم» (Atomism)، متدولوژی فردگرایانه و اثبات گرایی منطقی تکامل یافته است که امروزه معمولا علمی بودن را به نوعی در انحصار خود می دانند.
اساس جزء گرایی را افرادی همچون هایک (Hayek) «پوپر» (Popper) شدیدا تایید کرده اند. این دو شدیدا اصرار می ورزیدند که فرد، باید محرک بدون چون و چرای مبدا مطالعات و پژوهش های علمی در علوم اجتماعی باشد؛ مشروط بر آن که شرایط لازم برای آزادی عمل فردی مهیا باشد، که این امر ویژگی یک نظام دمکراسی است.
امروزه در علوم اجتماعی، از نظر ایدئولوژیکی میان جزءگرایی و کل گرایی (Holism) مرز روشنی وجود دارد. دانشمندان، پژوهشگران و صاحب نظران بر این باورند که هر دوی این روش ها ارزشی از آن خود داشته و البته می توانند مفید باشند. کما اینکه کنستروکتیویست ها (Constructivism) از هر دوی این روش ها سود می بردند.

منابع:
1- کتاب دانش نامه در علم سیاست، نوشته علی رحیق اعضان، با همکاری مارک گلی، انتشارات فرهنگی صبا، 1384.

افراد و مشاهیر