جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 2656
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

3663 بازدید

در نزدیکی ساحل شرقی نیل و در بخش قدیمی پایتخت مصر، معنویّت و شکوه بنایی کهن، چشم و دل هر بیننده را به تماشا و درنگ وامی دارد؛ بنایی اسلامی، با گنبدها و گلدسته های کوچک و بزرگ که مصریان آن را (الجامع الأزهر الشریف) می خوانند.
مسجد جامع (الازهر) با دو کارکرد هماهنگ دینی و علمی اش، بیش از هزار سال است که فروغ آگاهی و بیداری را در دل و جان و اندیشه مردم این سرزمین، فروزان نگاه داشته و در برابر سیلابهای فتنه و در توفانهای حوادث، همچنان روشن و روشنی بخش باقی مانده است.

تأسیس قاهره و بنای (الازهر)
شهر قاهره، در سال 358قمری/969میلادی، پس از فتح مصر به دست سپاهیان (المعزّ) فاطمی،1 توسّط (جوهر) کاتب، سردار بزرگ فاطمیان (که از مسلمانان جزیره سیسیل بود) بنیاد نهاده شد.
از آنجا که فاطمیان بر مذهب تشیّع اسماعیلی2 بودند، پیوسته از شرق و غرب و نیز از درون ممالک فتح شده، تحت فشار مذاهب اهل سنّت قرار داشتند. بدین سبب، نخستین اقدام جوهر، پس از استوار سازی پایتخت، آغاز بنای مسجدی جامع (به سال 359ق/970م) در مرکز شهر قاهره بود که به تدریج ـ از آن رو که فاطمیان خود را فرزندان فاطمه زهرا(س) می دانستند ـ (الجامع الازهر) نامیده شد؛ نامی که مشتقّ از لقب دختر زهد پیشه و فرزانه رسول خدا و یادآور وی بود.
مساجد جامع در آن روزگار، پایگاه اصلی ترویج مذهب حاکم بر جامعه و محلّ برگزاری نمازهای عید و جمعه بودند که معمولا به امامت شخص حاکم اقامه می شد و مؤمنان بسیاری از دور و نزدیک، برای شنیدن خطبه های نماز و آگاهی از مسائل دین و دنیای خویش، در آنجا گرد می آمدند. هر جامع به طور معمول، محلّ تدریس استادانی در رشته های قرائت و حفظ قرآن، تفسیر، حدیث، فقه، عقائد، هیئت و…بود و کتابخانه ای داشت و بناها و بستانهایی نیز بر آن، وقف می شد.
مسجد جامع قاهره (الازهر) نیز همچون سایر مساجد جامع سرزمین های اسلامی، از آغاز افتتاح در سال 361ق/972م، به پایگاه مرکزی دین و دانش در سرزمین های خلافت فاطمی بدل گشت و وظیفه آشنا سازی مصریان با مذهب جدید (تشیّع اسماعیلی) و تحکیم مبانی اعتقادی آنان را به خوبی انجام داد و بویژه، مبلّغان بسیاری تربیت کرد که این مذهب را در گوشه و کنار ممالک اسلامی ـ از اروپا و غرب آفریقا گرفته، تا شام و فلسطین و حجاز، و تا عراق و خراسان و ماوراء النهر ـ پراکندند.

آغاز تدریس در (الازهر)
نخستین کسی که تاریخ از او به عنوان مدرّس مسجد جامع قاهره سخن گفته، علی بن نعمان (قاضی القضات مصر) است که می دانیم به سال 365ق/975م، در الازهر، حلقه های درس فقه و حدیث و قضا و… داشته (که طالبان علم برای شرکت در آنها می بایست ثبت نام می نموده اند) و کتابهای پدرش3 را تدریس می نموده است.
همچنین شایسته است که از ابن کلّس4 یاد کنیم که محضر درس فقه وقضای شیعه را در الازهر اداره می کرد و نخستین کسی بود که نظام آموزشی خاصّی برای تحصیل و تدریس در این جامع، تدوین نمود و با همّت خویش و جلب موافقت خلیفه (العزیز باللّه)، از سال 378ق، آن را به اجرا گذاشت.
نخستین دانشجویان الازهر که به دستور خلیفه از آنان ثبت نام به عمل آمد، 35تن (از سرزمین های مختلف) بودند که پس از ثبت نام، مقرّری ثابت ماهیانه دریافت می کردند و خانه ای از موقوفات مسجد جامع در همان نزدیکی و نیز کتاب و دفتر و امکانات لازم دیگر در اختیارشان قرار گرفت.
العزیز باللّه، به توسعه الازهر همّت گماشت و رواقهای جدید و حجره ها و استراحتگاه هایی برای اساتید و دانشجویان (و نیز مساکین و مسافران و دیگر مجاوران) و نسخه های متعدّدی از قرآن و کتابها و وسایل آموزشی مورد نیاز (چون اسطرلاب، ابزارهای طبابت، ظروف داروسازی، و…) بر آنان وقف کرد.
بدین ترتیب، آموزش عالی در (الازهر) آغاز گردید و خیلی زود به وسیله حکومتهای دیگر اسلامی مورد تقلید قرار گرفت. تأسیس مدارس نظامیّه توسّط خواجه نظام الملک طوسی (که به تعالیم مذهب شافعی اختصاص داشت و تبلیغات اسماعیلیان را پاسخ می گفت) یکی از آن نمونه هاست.

تنوّع دانشها در (الازهر)
اگرچه پنج رشته: عقائد، تفسیر، فقه، حدیث و ادبیات، محور آموزش در جامع الازهر بوده اند، امّا هر از چندی، رشته ای دیگر از علوم و فنون بر آنها افزوده شده، یا یکی از آنها رونق و اقبال عمومی بیشتری یافته است.
برخی دروسی که در طول قرون در این دانشگاه بزرگ اسلامی ارائه شده اند، عبارت اند از: علوم قرآنی و تفسیر، علوم حدیث، ادبیات، کلام و عقاید، منطق و فلسفه، هیئت، ریاضیات، فقه و اصول، قضا، طب، داروسازی، فیزیک، اخلاق و عرفان، تصوّف، و… که در دوره معاصر، دانشهای جدید نیز بر آنها افزوده شده است.
این دانشگاه در حال حاضر، تقریبا در تمامی رشته های اصلی علوم (علوم نظری، علوم تجربی، علوم فنّی و مهندسی، علوم پزشکی، علوم انسانی، فلسفه، زبانهای خارجی) تا مقطع دکترا، دانشجو می پذیرد.
برخی هنرها و حرفه ها که از گذشته دور، همواره در این دانشگاه اسلامی آموخته شده و همچنان مورد توجّه اند، بدین قرارند: فنون قرائت قرآن، شعر و سرود، خوشنویسی، تذهیب، جلدسازی کتاب و صحّافی، فنّ خطابه و وعظ، و…؛ به علاوه، دانشگاه الازهر، هم اکنون مجموعه گسترده ای از هنرستانهای فنّی و حرفه ای را در سراسر مصر، تحت پوشش دارد.

تنوّع دانشجویان و اساتید در (الازهر)
تنوّع مذهبی، زبانی، نژادی و سرزمینی استادان و دانشجویان الازهر، پیوسته جالب توجّه بوده است. نامگذاری رواقها، ایوانها، تکیه ها و دروازه های جامع الازهر به نام اقوام و ممالک و مذاهب گوناگون، شاهدی بر این مدّعاست.5
از این گذشته، سابقه روشنی از تحمّل آرا و عقاید دیگران،6 مناظره و گفتگو با استاد و در محضر استاد، و پرهیز از تعصّبات قومی و سرزمینی7 در تاریخ این دانشگاه به چشم می خورد.
همچنین از آغاز تأسیس الازهر به این سو، پیوسته به نام زنان فرزانه ای برمی خوریم که به تحصیل و تدریس در این نهاد دینی و علمی، اشتغال داشته اند8 و از 1378قمری تا کنون، دانشگاه دختران الازهر، بزرگترین مرکز آموزشی ویژه زنان در سراسر مصر است.
ویژگی تاریخی دیگر الازهر، کوشش در آموزش معلولان جسمی است که هیچ گاه در آنجا به سبب نابینایی، ناشنوایی، و… از آموزشهای مذهبی و فراگیری دانشهای مورد علاقه خویش، محروم نشده اند.9

تحوّلات آموزشی در (الازهر)
الازهر، پس از عصر طلایی فاطمیان و با غلبه صلاح الدین ایّوبی بر مصر، مورد بی مهری قرار گرفت و مذهب رسمی آن، تحت فشار ایّوبیان،10 به مذهب شافعی تغییر یافت و آموزشهای علمی آن، به فقه و علوم حدیث و قرآن، محدود شد.
با آغاز حکومت ممالیک،11 رونق نسبی به الازهر بازگشت و سه مدرسه در جوار آن تأسیس و بر آن، وقف شد.
سلاطین عثمانی12 نیز اگرچه حنفی مذهب بودند و تعالیم و نفوذ معنوی الازهر را بر نمی تابیدند، امّا به دلایل سیاسی ـ اجتماعی، 13 از دخالت در کار این نهاد علمی پرهیز نموده، از اواخر قرن یازدهم هجری، به تعیین یکی از اساتید الازهر (به پیشنهاد خود ایشان) به عنوان شیخ الازهر و صدور حکم رسمی برای وی (به عنوان مفتی سرزمین مصر) اقدام کردند.14
نخستین گواهی رسمی الازهر، در سال 1288ق/1871م، صادر شد. بدین ترتیب که شیخ الازهر (شیخ محمد مهدی عباسی) به تشویق سید جمال الدین اسد آبادی ـ که در آن زمان از استادان این دانشگاه بود ـ مقرّراتی برای امتحان استادی وضع کرد و برای برخی فارغ التحصیلان، گواهی رسمی صادر نمود تا آنان بتوانند به امر تدریس و قضا و صدور فتوا در شهرها و سرزمین های خویش، اشتغال ورزند.15
شیخ محمد عبده، از استادان الازهر، وقتی به مقام مفتی بزرگ مصر و ریاست اوقاف و دیوان قضا رسید، به سال 1313ق/1895م، با همکاری شیوخ الازهر، در این جامع شریف، دارالعلوم (مرکز تربیت معلّم) تأسیس کرد و علوم جدید را ـ که به شدّت مورد نیاز جامعه مصر بود ـ وارد نظام آموزشی الازهر نمود، تا محصّلان این رشته ها نیز (همچون دوره فاطمیان) از آموزشهای دینی بهره مند گردند.
وی همچنین کتابخانه های رواقهای گوناگون الازهر را جمع آوری و ادغام نمود و با مساعدت خدیو مصر،16 مدرسه قضات را ضمیمه الازهر ساخت. از این زمان بود که نظام آموزشی الازهر، شکل امروزین به خود گرفت و مدرک فارغ التحصیلان این مجموعه، رسمیّت یافت.

تأسیس دانشگاه
و سرانجام در 1355ق/1936م، شیخ محمد مصطفی مراغی با توسعه بخشیدن به خدمات علمی و آموزشی جامع شریف، دانشگاه الازهر (جامعة الأزهر) را تأسیس نمود که شامل سه دانشکده (شریعت) و (ادبیات عرب) و (اصول دین) می شد.17
وی همچنین در بیرون از مجموعه بناهای جامع الازهر، اداره مرکزی و کوی دانشگاه (شامل خوابگاه ها، مجموعه ورزشی، درمانگاه) و کتابخانه بزرگ دانشگاه را بنیاد نهاد که به دانشجویان و اساتید، خدمات قابل توجّهی ارائه می کرد.
دانشگاه الازهر، به تدریج، شعبه هایی در سایر شهرهای مصر: اسیوط، اسکندریه، طنطا، دمنهور، فیّوم، زقازیق، منصوره، شبین الکوم، و…) ایجاد نمود؛ تا جایی که در هزاره تأسیس این دانشگاه (1378ق/1959م) آموزش پیش دانشگاهی و نیز آموزشهای مذهبی در کلیه مدارس مصر، بر عهده این دانشگاه بود و رقم دانشجویان الازهر، به حدود چهل هزار نفر می رسید.
شیخ محمود شلتوت که در هزاره تأسیس دانشگاه الازهر، ریاست آن را برعهده گرفته بود، سه یادگار بزرگ از خود بر جای گذاشت: نخست آنکه مذهب شیعه امامیه (دوازده امامی) را بر مذاهب رسمی اسلامی موجود در الازهر افزود و فقه و حدیث اهل بیت را (در کنار دیگر مذاهبی که در دانشکده شریعت تدریس می شدند) رسمیّت بخشید. دیگر اینکه دانشکده های پزشکی، علوم و فنّی را در دانشگاه الازهر، تأسیس کرد که کلیه دانشجویان آنها نیز ـ همانند سه دانشکده پیش گفته، امّا در سطحی محدودتر ـ با عقاید، قرآن، حدیث، احکام، تاریخ اسلام و اخلاق اسلامی آشنا می شوند. سوم آنکه دانشگاه دختران الازهر را ایجاد کرد که دانشکده ها، دبیرستان ها و هنرستان های دخترانه بسیاری را در سراسر مصر، تحت پوشش دارد.
دانشگاه الازهر، هم اکنون، بیش از 130 هزار دانشجو دارد که در 55 دانشکده در سراسر مصر به تحصیل مشغول اند. تحصیل در این دانشگاه برای مصریان، رایگان است و به دانشجویان نیازمند، کمک هزینه تحصیلی نیز تعلّق می گیرد. دانشجویان جویای کار، می توانند در امور خدماتی و آموزشی دانشگاه و مراکز وابسته به آن (دبیرستان ها، هنرستان ها، مراکز تحقیقات) به کار پاره وقت اشتغال ورزند.
آموختن یک زبان خارجی در الازهر، اجباری است و این دانشگاه، در مقطع دکترا، با برخی دانشگاههای اروپایی، مبادله دانشجو دارد.18

الازهر و علوم اسلامی
جامع الازهر، تنها حوزه علوم دینی در تمامی مصر است و از طریق دانشگاه الازهر، اقدام به تربیت طلاّب علوم دینی می نماید؛ امّا تنها دانشجویان دانشکده های (اصول دین و تبلیغ) و (شریعت و قانون) و هستند که به خاطر واحدهای درسی بیشتر و سطح بالاتر آموزشهای اسلامی، طلبه (شیخ) محسوب می شوند و می توانند با برتن کردن لباس ویژه روحانیان اهل سنّت، به تبلیغات مذهبی بپردازند و یا مشاغل و مناصب رسمی روحانیت مصر را عهده دار شوند.
بخش محوری آموزش در الازهر، آموزش تعالیم اسلامی است و در این میان، تکیه بیشتر بر: قرآن، حدیث، عقاید، اخلاق، تایخ اسلام، فقه (حقوق اسلامی) و ادبیات عرب است. لذا شیخ الازهر و رئیس دانشگاه، از میان اساتید این رشته ها انتخاب می شوند.
نشریه ویژه تحقیقات و تبلیغات اسلامی الازهر، (نور الاسلام) نامیده شده که به عربی و در سطح جهان منتشر می شود.

الازهر و دوستی ملّتها

الازهر، از آغاز تا کنون، دانش پژوهان مسلمان از هر سرزمین، نژاد، زبان و مذهب، امکان تعلیم و تعلّم داشته اند19 و شایستگان آنها غالبا بدون کمترین مشکل به مقام استادی یا شیخی (ریاست) رسیده اند.20
از یک قرن پیش به این سو، بویژه پس از شکل گیری دانشگاه الازهر، پیوسته رقمی در حدود ده درصد از کلّ دانشجویان این مرکز بزرگ آموزشی را خارجی ها (دانشجویان غیر مصری) تشکیل داده اند؛ تا جایی که هم اکنون، نزدیک به سه هزار جوان مسلمان (دختر و پسر) از 71 کشور جهان (از جمله ایران) به تحصیل در آن، اشتغال دارند که از بابت تحصیل و دریافت امکانات رفاهی، شهریّه ای به دانشگاه می پردازند.
دانشجویان خارجی، در مجموعه خوابگاهی دانشگاه، مجتمع های مخصوص به خود دارند و در عین حال، از طریق نمازهای جماعت، تیمهای ورزشی، گروههای علمی و هنری، تالارهای غذاخوری و نمایش، و… در اوقات فراغت، روابط برادرانه ای با دانشجویان مصری برقرار ساخته اند.
بدین ترتیب، الازهر را باید پایگاه دوستی ملّتهای اسلامی و روشنفکران مسلمان دانست که در این زمینه، در جهان اسلام، تنها با حوزه علمیه قم قابل مقایسه است.

پی نوشت:
1. فاطمیان، سلسله ای از خلفای شیعه اسماعیلی که خود را از فرزندان حضرت فاطمه(س) می دانستند و از 297 تا 567 قمری بر سرزمین های اسلامی شمال افریقا، شام، فلسطین و جزایر مدیترانه حکومت کردند.
2. شیعیان اسماعیلی یا هفت امامی، فرقه ای از شیعه هستند که سلسله امامان معصوم را به اسماعیل، بزرگترین فرزند امام صادق(ع)، پایان یافته می دانند و او را امام هفتم می شمارند.
3. قاضی ابوحنیفه نعمان مغربی، قاضی القضات حکومت فاطمیان، فقیه و محدّث شیعه، صاحب کتاب معروف (دعائم الاسلام).
4. یعقوب بن یوسف، معروف به ابن کلّس، وزیر خلیفه (العزیز) فاطمی، از سال 367 تا 380 ق.
5. برخی اقوام، ملل و مذاهبی که نامشان بر بناهای الازهر نهاده شده، عبارت اند از: حنفی ها، حنبلی ها، کردها، عراقیان، مصریان علیا و سفلی، جنوبیان افریقا، سودانیان، چینی ها، یمنی ها، دیلمیان(ایرانی ها)، شامیان (مردمان سوریه، لبنان، اردن و فلسطین)، ترکان (مردمان ترکیه، قفقاز و آسیای میانه)، مغربیان (مردمان تونس، لیبی، الجزایر، مراکش و صحرا)، صقلابیان (نژاد اسلاو: مردم بلغارستان، یوگسلاوی، آلبانی، بوسنی و غرب روسیه)، اهل حرم (حجاز)، برناویان (مردمان سنگال، نیجر، گینه، غنا، ساحل عاج)، جبرتیان (مردم اتیوپی، اریتره و سومالی)، بربرها (مردم موریتانی و مالی)، جاوه ای ها (نژاد زرد: مردمان برونئی، اندونزی، فیلیپین، مالزی، تایلند و میانمار)، غوریان (مردم افغانستان)، صحرائیان (مردمان چاد و افریقای مرکزی)، هندیان (مردمان هند، پاکستان، بنگلادش، کشمیر، سری لانکا و مالدیو) و…
6. از جمله: شیخ عبدالمجید سلیم (شیخ الازهر) در سال 1371ق/1952م، (دارالتقریب) را برای نزدیک سازی مذاهب اسلامی تأسیس نمود که از پشتیبانی جدّی آیة اللّه العظمی بروجردی نیز برخوردار گردید.
7. به این نمونه ها از فارغ التحصیلان الازهر بنگرید: صدّیق حسن خان (م1307ق) امیر ولایت بوپال هند، امیر محمد بن علی (م1311ق) مؤسس دولت ادریسیان یمن، هواری بومدین (دومین رئیس جمهوری الجزایر)، مأمون عبدالقیّوم (رئیس جمهور فعلی مالدیو)، ملاّ محمد بن عبداللّه (رهبر سیاه پوست ضد استعمار سومالی)… و به این نمونه ها از اساتید الازهر: ابن خلدون (موّرخ نامدار دربارهای آندلس /اسپانیا)، حسن العطّار (شیخ الازهر ـ اهل مراکش، نخستین اعزام کننده طلاّب الازهر به دانشگاههای اروپا)، محمد مهدی عباسی (شیخ الازهر ـ مسیحی مسلمان شده)، محمد خضر (شیخ الازهر ـ اهل تونس)… و می دانیم که شیوخ الازهر تا کنون، هم از میان مالکیان، هم از شافعیان و هم از حنفیان انتخاب شده اند.
8. از جمله: استاد (زینب الغزّالی) از رهبران اخوان المسلمین و از زنان نویسنده و سخنور مصر و دکتر (عائشه عبدالرحمان (بنت الشاطی))، نویسنده و محقّق سرشناس مصری.
9. یکی از رواقهای الازهر نیز پیوسته به سکونت نابینایان و تحصیل و تدریس آنان اختصاص داشته که (رواق العمیان) نامیده می شود.
10. سلسله ای از فرمانروایان که به سال 564ق، به دست صلاح الدین ایّوبی در کردستان تأسیس شد و به زودی خلافت فاطمیان را برانداخت. ایّوبیان بر مصر، شام، فلسطین، عراق و حجاز، چیره شدند و تا سال 648ق، حکومت کردند.
11. گروهی از سرداران سپاه (از تبار غلامان ترک و قفقازی) که بر ایّوبیان شوریدند و از سال 650 تا 922ق، بر مصر، فرمانروایی نمودند.
12. سلسله ای از زمامداران ترک نژاد که از 680ق/1281م، تا 1340ق/1922م، براکثر سرزمین های اسلامی در غرب ایران (شامل ترکیه، شام، فلسطین، حجاز، یمن، شمال و شرق افریقا، جنوب شرقی اروپا، جزایر مدیترانه و…) به نام خلافت اسلامی، حکومت کردند.
13. از جمله: پیوند عمیق مردم مصر با علمای الازهر و نیز منحصر بودن نظام آموزشی پیشرفته ملل اهل سنّت به این دانشگاه و همچنین به دلیل انقلابهای متعدّدی که شیوخ الازهر در برابر حاکمان مستبد، رهبری کرده بودند و نیز استقلال مالی این مجموعه علمی ـ دینی از حکومت (در آن دوره)، و…
14. صدور این فرمان، در دوره معاصر، از وظایف رئیس جمهور مصر است و مقام شیخ (رئیس ) الازهر، بالاتر از (مفتی دیار مصر) شمرده می شود. شیخ الازهر ممکن است متعلّق به هر یک از اقوام و ملل مسلمان و پایبند به هر یک از مذاهب اهل سنّت باشد.
15. پیش از این تاریخ، استادان الازهر، به روش حوزه های قدیم اسلامی، برای شاگردان برجسته خویش، اجازاتی (گواهی هایی) می نوشتند: اجازه تدریس علوم اسلامی؛ اجازه فتوا؛ اجازه نقل حدیث؛ و اجازه عرضه کتابهای حدیث.
16. خدیوان (محمد علی پاشا و فرزندانش)، والیان مصر و تحت الحمایه سلاطین عثمانی بودند که از 1220ق/1805م، تا 1371ق/1952م، زمامداری این سرزمین را عهده دار بودند.
17. دانشگاه الازهر، زیر مجموعه (الجامع الأزهر الشریف) است؛ امّا استقلال نسبی دارد و رئیس آن نیز از سوی رئیس جمهور نصب می گردد.
18. دو تن از شیوخ پیشین الازهر، محمد الفحّام و عبدالحلیم محمود، دارای مدرک دکترای علوم تربیتی و فلسفه از دانشگاههای فرانسه بودند.
19. به اسامی برخی از فارغ التحصیلان و اساتید نامدار الازهر بنگرید: علی بن نعمان (فقیه و محدّث تونسی)، قاضی قضاعی (محدّث یمنی)، ابن بابشاد (لغت شناس ایرانی)، عبداللطیف بغدادی (مورّخ و محدّث عراقی)، ابن فارض (عارف شاعر سوری)، شهاب الدین عمر سهروردی (عارف و مفسّر ایرانی)، ابن خلّکان(مورّخ کرد عراقی)، ابن خلدون(مورّخ و جامعه شناس اسپانیایی)، قلقشندی (ادیب مصری)، مقریزی (مورّخ لبنانی)، ابن حجر عسقلانی (محدّث فلسطینی)، شرف الدین مناوی (محدّث مصری)، شمس الدین سخاوی (مورّخ و محدّث مصری)، جلال الدین سیوطی (فقیه، محدّث و مفسّر مصری)، مرتضی زبیدی حسینی (محدّث و فرهنگنامه نویس یمنی)، شهاب الدین احمد حجاری (مورّخ اسپانیایی)، عبدالرحمان جبرتی (مورّخ اتیوپیایی).
20. به عنوان نمونه از میان شیعیان: سید جمال الدین اسد آبادی (استاد تفسیر و علوم عقلی) و شیخ محمد تقی قمی (معاصر ـ استاد فقه و حدیث شیعه).

منبع:
- خالقی، محمدهادی. «دانشگاه الازهر». hawzah.net.




افراد و مشاهیر

مناطق

مطالب

تعداد: 14

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر