شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 3313
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

2038 بازدید

مدیریت مجموعه [1] به حوزه‌ای از عمل مدیریت درکتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی که به شکل دادن و آماده نگهداشتن منابع اطلاعاتی می‌پردازد، مدیریت مجموعه گفته می‌شود. مدیریت مجموعه با فعالیت‌های سازماندهی اطلاعات و فعالیت‌هایی که هدف آنها اشاعه اطلاعات نزد کاربر نهایی است، متمایز است. این سه عرصه در یک تقسیم‌بندی نظری، درونمایه خدمات کتابداری و اطلاع‌رسانی را تشکیل می‌دهند. مدیریت مجموعه شامل تمام فرایندهایی است که در ادبیات کتابداری تحت عنوان مجموعه‌سازی قرار می‌گیرند، و علاوه بر آن شامل مسئولیت حفاظت و نگهداری از مجموعه نیز می‌شود.

اصطلاح‌شناسی
پیش از رواج اصطلاح مدیریت مجموعه در ادبیات حرفه‌ای به زبان انگلیسی، اصطلاحات دیگری برای اشاره به فعالیت‌های مرتبط با مجموعه به‌کار رفته و هنوز هم می‌رود. اصطلاح گسترش یا توسعه مجموعه [2]یکی از آنهاست. دیگری اصطلاح سفارش و تهیه [3] یا فراهم‌آوری است. تحول در نام‌گذاری در عین حال که تحول در تلقی و رویکرد رهبران حرفه و نویسندگان ادبیات حرفه‌ای به زبان انگلیسی در طول حدود پنجاه سال گذشته را نشان می‌دهد، منشأ سردرگمی است، زیرا نویسندگان، این اصطلاحات را با معناهای مختلف برای اشاره به فعالیت‌های مرتبط با مجموعه به‌کار برده‌اند. از این‌رو، بی‌مناسبت نیست که به اختصار در مورد این اصطلاح‌ها توضیح دهیم.
نخستین اصطلاحی که فعالیت‌های مربوط به مجموعه در زبان انگلیسی با آن خوانده شده است، "فراهم‌آوری" است. در مورد تعریف امروزین این اصطلاح در زبان انگلیسی تردیدی وجود ندارد و از آن تنها برای اشاره به فعالیت‌های مربوط به سفارش و تهیه، که پس از انتخاب صورت می‌گیرند، استفاده می‌شود و دارای ادبیات مخصوص به خود است؛ امروزه، به فرایند تأمین مواد برای مجموعه کتابخانه، از طریق خرید، هدیه، یا مبادله، فراهم‌آوری می‌گویند. این اصطلاح از زمان پیدایش ادبیات کتابداری در ربع آخر سده نوزده تا زمان پیشنهاد و پذیرش اصطلاح مجموعه‌سازی در دهه 1970، اصطلاح رایج برای نامیدن این عرصه بود.
معادل اصطلاح فراهم‌آوری در زبان انگلیسی به معنای خریدن چیزی برای افزودن به دارایی است. در واژگان کسب و کار نیز این واژه به معنای تملک چیزهایی نظیر زمین یا شرکت توسط یک شرکت دیگر است. سبب استفاده از اصطلاح فوق در ادبیات کتابداری دانشگاهی احتمالا آن بوده است که نقش کتابداران تا اوایل دهه 1970 در مجموعه‌سازی در حد فراهم‌آوری بود. در تمام دهه‌های قبل، انتخاب مواد، به جز منابع بخش مرجع کتابخانه‌ها، توسط گروه‌های آموزشی و پژوهشی صورت می‌گرفته است، و بودجه خرید مواد، به جز اندکی، به نام همین گروه‌ها تخصیص می‌یافته است و کتابداران برای مصرف آن بودجه‌ها اختیاری نداشته‌اند.
می‌توان نخستین دعوت به تغییر روش و نگرش در میان کتابداران دانشگاهی امریکا درخصوص مجموعه‌سازی را در رساله اثرگذار جی. پریام دانتون یافت. کتاب دانتون نمونه پیشتاز مطالعه تطبیقی در کتابداری است. نویسنده در آن، رشد مجموعه‌های دانشگاهی در آلمان و ایالات متحده را از قرن هفدهم تا میانه قرن بیستم مقایسه کرده است. این مقایسه تنها رشد کمّی کتابخانه‌های دو کشور را دربرنمی‌گیرد، بلکه روش‌های کار را در دو کشور نیز مقایسه می‌کند. وی به نقش مهم کتابداران آلمانی در شکل دادن به مجموعه‌های دانشگاهی در آلمان، که نمونه اعلای آن مجموعه باشکوه کتابخانه دانشگاه گوتینگن در قرن هجدهم بود، اشاره می‌کند و خواستار آن می‌شود که در کتابخانه‌های دانشگاهی امریکا نیز نقش کتابداران در شکل دادن به مجموعه‌ها تعیین‌کننده شود. دانتون بر ضرورت تنظیم رشد مجموعه‌های دانشگاهی با استفاده از آنچه که وی "سیاست انتخاب کتاب ایده‌آل" می‌نامد، اصرار ورزید.
سال 1970 از لحاظ تفکر مدیریت در کتابداری دانشگاهی در امریکای شمالی سال مهمی است. به‌دنبال چند سال پر التهاب، بسیاری از مدیران کتابخانه‌های دانشگاهی این کشور زیر فشار اتهام بی‌کفایتی استعفا دادند. یک پژوهش اثرگذار که گزارش آن در همین سال منتشر شد از فقدان برنامه‌ریزی در کتابخانه‌های دانشگاهی به سختی انتقاد کرد. یک شرکت مشاوره مدیریتی نیز که در همین سال انجمن مدیران کتابخانه‌های دانشگاهی برای رهایی از وضعیت دشوار اجیر کرده بود، انتخاب رویکرد برنامه‌ریزی رسمی را، به‌عنوان محور کار مدیریت، شرط حل مشکل دانست و ایجاد نوعی سیستم برنامه‌ریزی جامع و متمرکز را که تمامی فرایندهای تصمیم‌سازی مدیریت را در خود بگیرد، تجویز کرد. این توصیه پذیرفته شد و از آن پس اندیشه برنامه‌ریزی رسمی به نظریه رسمی، یا به تعبیری ایدئولوژی مدیریت در کتابداریدانشگاهی امریکای شمالی تبدیل شد.
مجموعه‌سازی یکی از عرصه‌های اصلی انتقاد از عملکرد مدیران کتابخانه‌های دانشگاهی بود. عملکرد گذشته حرفه در مجموعه‌سازی محکوم شد و گفته شد که این عملکرد نه تنها نتوانسته است گره‌ای از مسائل بسیاری که ایجاد کرده بود بگشاید، بلکه افزایش تصاعدی مجموعه‌ها در دوران رشد خارق‌العاده دهه 1960، این مسائل را تشدید کرد. از جامعه حرفه‌ای دعوت شد تا به بازاندیشی در کار خود بپردازند و "به جست‌وجوی راه‌های نو برای دست یافتن به الگوی رشد منظم و سالم دست یابند". به‌دنبال این انتقادها اصطلاح "مجموعه‌سازی" در سال 1977 در یکی از پیش‌همایش‌های انجمن کتابداران امریکا به‌جای اصطلاح فراهم‌آوری، در معنای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای این عرصه عمل پذیرفته شد. در این تعریف پس از مجموعه‌سازی، انتخاب، و پس از آن، نوبت به فراهم‌آوری می‌رسد. از این تحول به عنوان تأسیس رسمی یک تخصص فرعی در رشته کتابداری یاد شده است.
در حالی که "مجموعه‌سازی" هنوز در نوشته‌ها به‌کار می‌رود، روزبه‌روز نویسندگان بیشتری "مدیریت مجموعه" را بر آن ترجیح می‌دهند و برخی در این ترجیح نوعی تغییر نگرش ظریف می‌بینند و آن را "اصطلاحی فراگیر" می‌دانند که "مدیریت منظم برنامه‌ریزی، ترکیب، تأمین مالی، ارزیابی، و استفاده از مجموعه را در طول زمان به‌منظور حصول اهداف مشخص سازمان" دربرمی‌گیرد. به این اعتبار مدیریت مجموعه شامل هدایت فعالیت‌هایی مانند نیازسنجی، ارزشیابی، برنامه‌ریزی و تدوین خط‌مشی، تنظیم بودجه، تأمین منابع مالی برای اجرای برنامه، گزینش مواد، تهیه مواد، وجین، و نگهداری و حفاظت می‌شود. مشابه همین نظر را ادوارد اونز در کتاب جامع خود در باب مجموعه‌سازی پذیرفته است و مدلی از آنچه که "فرایند مجموعه‌سازی" [4]نامیده می‌شود عرضه می‌کند که شامل تحلیل جامعه [5]، تدوین خط‌مشی انتخاب، انتخاب، فراهم‌آوری، وجین [6]، و ارزشیابی [7] است. او دو اصطلاح مرتبط دیگر را نیز معرفی و تعریف می‌کند: مدیریت مجموعه "آن‌گونه که امروزه به‌کار می‌رود، به محیط کتابخانه (در معنای مرسوم) مربوط می‌شود که در آن تأکید بر گردآوری منابعی است که دیگران تولید کرده‌اند"؛ و دیگر مدیریت منابع اطلاعاتی است که باز "امروزه درون سازمان‌ها، بدون اشاره به هیچ مجموعه متمرکزی از مواد، به‌کار می‌رود و مدیر، مسئول شناسایی و در اختیار نهادن منابع درون و برون سازمانی اطلاعات است"؛ و البته "هر دو اصطلاح تمام جنبه‌های مجموعه‌سازی را، نیز که پیش‌تر تشریح شد مانند برنامه‌ریزی و کنترل بودجه، تأمین نیروی انسانی، و تسهیلات مادی" دربرمی‌گیرند.

برخی نیز فعالیت‌های مدیریت مجموعه و مجموعه‌سازی را نه مترادف، بلکه مکمل می‌دانند، بدین معنی که مجموعه‌سازی را "تولید مجموعه" و مدیریت مجموعه را تأمین "شرایط استفاده مراجعه‌کننده از مجموعه" می‌دانند؛ اولی سرمایه‌گذاری را هدایت می‌کند و دومی بر بهره‌وری از سرمایه گذاشته شده اثر می‌نهد.
تنوع فهم‌ها، و به تبع آن تعاریف و اصطلاحات، البته ناخوشایند است و نشان‌دهنده شکل‌ناگرفتگی نهایی این حوزه از نظریه در این "رشته فرعی" است و تلاش فکری نویسندگان را برای حرکت از عمل تجربی به عمل مبتنی بر نظریه نشان می‌دهد که ممکن است در آینده به اجماع منتهی شود.

نیازسنجی [8]
برآورد "نیازهای جامعه استفاده‌کننده"، یکی از مفاهیم تجویزی در مجموعه‌سازی است. نیازسنجی که از آن به "تحلیل جامعه" نیز یاد می‌کنند، متشکل از شماری تکنیک است که برای بررسی منظم نیازهای اطلاعاتی جامعه استفاده‌کننده به‌کار می‌رود. انتظار می‌رود یافته‌هایی که از این طریق به‌دست می‌آید در مرحله تدوین یا تعدیل برنامه (= خط‌مشی) مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه بررسی‌های استفاده از مجموعه دانش لازم برای برآورد نیازهای جامعه، با تقسیم جامعه استفاده‌کننده به استفاده‌کنندگان بالقوه و استفاده‌کننده بالفعل صورت می‌گیرد. این مطالعات به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند که از آنها به مطالعه استفاده‌کننده [9] (اعم از بالقوه و بالفعل) و مطالعه استفاده [10] یاد می‌شود. مطالعه جامعه استفاده‌کننده، تحلیل ویژگی‌های جمعیت‌شناختی جامعه استفاده‌کننده بالقوه (سن، جنس، تحصیلات، درآمد، زبان، مذهب، قومیت، و مانند اینها) است و ابتدایی‌ترین رویکرد برای برآورد نیازهای جامعه استفاده‌کننده به‌شمار می‌رود که به آن می‌توان عنوان "تحلیل کلان" [11] داد. شاخص‌های جمعیت‌شناختی در مقیاس کلان، تعیین‌کننده نیازهای اطلاعاتی است. بررسی نظرات اعضای جامعه استفاده‌کننده با استفاده از تکنیک‌های پژوهش پیمایشی، رویکرد تحلیل کلان دیگری برای برآورد نیازهاست. روش اخیر امکان شناسایی نیازها را مستقیم‌تر و با پیش فرض‌های کمتر، نسبت به رویکرد نخست، میسر می‌سازد.
همچنین، با "مطالعه استفاده" می‌توان به نیازسنجی پرداخت. مطالعه استفاده، از تکنیک‌های ارزیابی مجموعه در رویکرد استفاده‌مدار بهره می‌گیرد، ولی باید توجه داشت که یافته‌های آن برای شناخت جامعه بالفعل بیشتر اعتبار دارد.
برای شناسایی نیازهای جامعه استفاده‌کننده (اعم از بالقوه و بالفعل) می‌توان به تحلیل خُرد نیز پرداخت. تحلیل خُرد مستلزم درک عمیق نیازها، و به اصطلاح آشنایی با رفتار اطلاع‌یابی جامعه استفاده‌کننده است. برای این منظور از روش‌شناسی پژوهشی کیفی استفاده می‌شود که داده‌های آن با تکنیک‌های مصاحبه و مشاهده گرد آورده می‌شود. یافته‌های حاصل از این رویکرد از دو رویکرد پیشین شهودی‌تر است و در مقام استنتاج، مستلزم مفروض انگاشتن چیزهای کمتری است. تجربیات پژوهشی برندا دروین [12] مثال برجسته رویکرد کیفی در مطالعه نیازهای اطلاعاتی است. برآورد نیازها معادل بازارپژوهی [13] است که انجام آن، پیش از طراحی هر خدمت یا کالایی، بسیار عاقلانه است. اما در بسیاری موارد چه بسا ایجادکنندگان خدمات کتابداری و اطلاع‌رسانی به چنین مطالعاتی نیازی نبینند و با اطمینان نسبت به تصور خود از نیاز جامعه، به انتخاب مواد و شکل دادن مجموعه بپردازند؛ این طرز عمل ساده و مقرون به صرفه است، ولی ممکن است درجه‌ای از خطا به آن راه یابد و به همان میزان مجموعه، و به تبع آن کتابخانه را، از برآوردن نیازهای جامعه بازدارد.

تدوین خط‌مشی
برنامه‌ریزی و خط‌مشی‌نویسی برای مجموعه‌سازی، تلاشی منظم و رسمی برای عقلانی کردن شکل‌گیری و توسعه مجموعه است و محصول آن سندی است که خط‌مشی یا سیاست مجموعه‌سازی (سی.دی.پی.) [14] نامیده می‌شود.
برنامه‌ریزی و تولید خط‌مشی، امروزه، از الزامات مدیریت مجموعه تقریبآ در تمام انواع کتابخانه‌ها در کشورهای توسعه یافته است. برنامه‌ریزی برای کل خدمات کتابخانه از ناحیه سازمان مادر به مدیران کتابخانه‌ها، و به تبع آن، به مدیران مجموعه تکلیف می‌شود، و غرض از آن، اجرای اصل شفافیت [15]و پاسخگویی [16] در نهادها و مؤسسات عمومی است (11)، و با آنکه از نیمه‌های قرن بیستم صاحب‌نظران بر ضرورت آن تأکید می‌ورزیدند، اما از رواج آن دو سه دهه بیشتر نمی‌گذرد. چنانکه یک بررسی جامع در سال 1978 نشان داد که معدودی از کتابداران دانشگاهی در امریکا به اهمیت خط‌مشی، آگاه بوده‌اند. به‌عنوان نخستین ابتکارها می‌توان از خط‌مشی مجموعه‌سازی یاد کرد که برای بزرگ‌ترین کتابخانه دانشگاهی امریکای شمالی، یعنی کتابخانه دانشگاه هاروارد، به قلم رئیس سرشناس آن، کی.دی. متکاف نوشته و به‌صورت مقاله منتشر شد. پس از 1977 مجموعه‌سازی در جامعه کتابداری امریکا به عنوان فرایندی پذیرفته شد که در آن "ساختن مجموعه‌ها برمبنایی مستحکم‌تر، آگاهانه‌تر، برنامه‌ریزی‌شده‌تر، و مدون‌تر از گذشته، صورت می‌گیرد؛ از این زمان تدوین خط‌مشی نیز به‌تدریج رواج یافت.
خط‌مشی مجموعه‌سازی را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. در بخش نخست بندهایی به تبیین هر یک از نکات زیر اختصاص می‌یابد:
1) مأموریت و اهداف مجموعه،
2) تعریف جامعه درباره خدمت،
3) پیشینه مجموعه،
4) شرایط دستیابی،
5) اصول و طرز عمل‌ها در انتخاب مواد،
6) مجموعه‌های خاص،
7) روابط همکاری با سایر کتابخانه‌ها،
8) سیاست ارزشیابی مجموعه،
9) سیاست اقدامات حفاظتی از مجموعه،
10) سیاست وجین مجموعه،
11) ترتیب تجدیدنظر در خط مشی.
در بخش بدنه سند خط‌مشی، تفصیل حوزه‌های موضوع موردنظر می‌آید. ساختار این بخش می‌تواند انشایی [17] یا رده‌ای و یا ترکیبی از این دو باشد.
ساختار رده‌ای متن خط‌مشی به همراه مفهوم سطوح مجموعه، شیوه‌ای از تدوین خط‌مشی و سیستمی از تحلیل و گزارش مجموعه را تشکیل می‌دهد که از دهه 1980 در میان کتابخانه‌های بزرگ دانشگاهی و پژوهشی و ملی در کشورهای توسعه یافته بسیار رواج پیدا کرد که آن را کانسپکتوس [18]می‌خواندند. کانسپکتوس سازوکار مهمی برای توسعه مجموعه‌سازی تعاونی* در سطح ملی تلقی می‌شد و بر سر آن هیاهوی بسیار درگرفت، که البته چند سال بعد فروکش کرد. گرچه آرمان مجموعه‌سازی تعاونی موردنظر آنچنان که انتظار می‌رفت تحقق نیافت، اما هنوز برخی کتابخانه‌ها از این شیوه برای تحلیل نقاط قوت و ضعف مجموعه‌های خود و گزارش آن استفاده می‌کنند.




در روش کانسپکتوس از شماره‌های رده‌بندی مورداستفاده کتابخانه برای نشان دادن موضوع و از شماره‌های صفر تا پنج برای گزارش وضع موجود (= قوت مجموعه) و وضع مطلوب (= قوت آتی) استفاده می‌شود. نمونه‌ای از این شیوه را می‌توان در خط‌مشی کتابخانه کنگره دید.

انتخاب
از دیدگاه پدیدار شناسانه، نظیر نگرشی که راس اتکینسون [19] جلودار آن است، انتخاب، هسته اصلی و گوهر فرایند مجموعه‌سازی را تشکیل می‌دهد. تمامی مراحل قبل از آن ــ مانند نیازسنجی، خط‌مشی‌نویسی ــ و مراحل بعد از آن ــ نظیر فراهم‌آوری و حفاظت ــ اموری هستند که به ترتیب، منجر به انتخاب شده، و سپس برای تحقق آن رخ می‌دهند. به عبارتی در زنجیره اعمالی که مجموعه‌سازی را تشکیل می‌دهند، مرحله انتخاب لحظه تصمیم‌گیری است و لحظه‌ای است که انتخابگر به نمایندگی از جامعه از میان جهان مفروض پیام‌های مضبوط، پاره‌ای را برمی‌گزیند و در یک مجموعه وارد و درج می‌کند تا در آینده مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، لحظه انتخاب، لحظه‌ای است که نقش میانجی‌گرانه کتابدار رخ می‌دهد و وی بر اساس فهم (= تفسیر) خود از نیاز جامعه تصمیم می‌گیرد. دو لحظه تفسیریِ دیگر در حرفه کتابداری وجود دارد؛ یکی در مرحله بازنمایی موضوعی فهرستنویسی تحلیلی و نمایه‌سازی و دیگری در هنگام گزینش یک پاره پیام برای برآوردن نیاز مشخص استفاده‌کننده نهایی در خدمت مرجع.
لحظه تفسیری انتخاب با معنی سروکار دارد و ذاتآ کیفی است و به سختی قابل تأویل و کاهش به کمیت است. از این‌رو، کوشش‌های ذهنی برای به‌دست دادن فرمول‌های ریاضی انتخاب، نظیر مدل ریاضی انتخاب که لاسی [20] پیشنهاد کرده است، نتوانسته‌اند در عمل به‌کار آیند و فقط به‌صورت طرح‌های نظری، بر میراث ادبی حرفه افزوده‌اند.
وجه تصمیم‌گیرانه انتخاب، ما را با رشته سؤال‌هایی درگیر می‌کند که در ادبیات علم تصمیم‌گیری مطرح هستند. از محوری‌ترین این سؤال‌ها آن است که انتخاب یک "مدرک" برای افزودن به مجموعه تا چه حد مبتنی بر موازین گزینش عقلانی رخ می‌دهد؟ مثلا اینکه تصمیم به انتخاب یا رد یک مدرک تا چه حد بر پایه اطلاعات موجود (مثلا منابع نقد و بررسی) انجام می‌گیرد و یا تا چه حد گزینه‌های موجود (= ترجیح یک منبع بر منبع مشابه) را بررسی می‌کند. این پژوهش‌ها محدود بودن امکان به‌کارگیری ملاک‌های تجویزی کیفیت را که در ادبیات حرفه مطرح شده‌اند نشان می‌دهند.
نویسندگان کتاب‌های مجموعه‌سازی از دیرباز ملاک‌هایی برای انتخاب مواد در کتابخانه‌ها تدوین کرده‌اند که بر اساس تجربه سالیان شکل گرفته‌اند. این ادبیات نظریه‌های تجویزی درباره انتخاب را تشکیل می‌دهند و به دانشجویان این رشته توصیه می‌شوند.

مجموعه‌سازی منابع اینترنتی
تأثیر اینترنت بر مجموعه‌سازی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی، موضوعی است که طی سال‌های گذشته در ادبیات کتابداری زیاد به آن پرداخته‌اند. اهتمام کتابخانه‌های ملی برخی کشورها، از جمله، ایران، برای مجموعه‌سازی این‌گونه منابع تحت‌عنوان "حفظ میراث دیجیتال" [21] مورد بحث و بعضآ اقدام قرار گرفته است. به موازات گسترده شدن رسانه اینترنت در سطح جهان، به سرعت بر میزان و اهمیت اطلاعاتی که تنها به شکل الکترونیکی بر روی سایت‌ها انتشار می‌یابد، افزوده می‌شود. این اطلاعات که در انواع اشکال، به‌صورت متن، تصویر، صوت، و یا ترکیبی از این سه تولید می‌شود در بسیاری موارد دارای اهمیت خبری، فرهنگی، هنری، سیاسی، و ملی است و از این‌رو، واجد ارزش نگهداری همیشگی هستند.
ذخیره‌سازی اطلاعات موجود بر روی اینترنت تا این زمان دغدغه کتابخانه‌های ملی کشورها بوده است و کتابخانه کنگره امریکا و کتابخانه ملی استرالیا از پیشگامان آن بوده‌اند. این کتابخانه‌ها در کار مجموعه‌سازی میراث دیجیتال با دو مشکل روبه‌رو هستند: یکی افزایش سریع حجم و کنترل‌ناپذیری تولید؛ و دیگری ناپدید شدن و تغییر سریع آنها. به عبارت دیگر کنترل کتابشناختی منابع اینترنتی در مرحله مجموعه‌سازی آن بسیار دشوارتر و چالش خیزتر از منابع مکتوب است، زیرا عمل "انتخاب" از میان جهان انتشارات که در مورد منابع غیراینترنتی گوهر مجموعه‌سازی خوانده شد، در مورد آن به قوت خود باقی است.
اصطلاح "مدیریت محتوا" [22] برای نام‌گذاری حیطه فعالیت‌های مرتبط با "مجموعه‌سازی " در منابع اینترنتی به‌کار می‌رود.

ارزشیابی مجموعه
ارزشیابی مجموعه از جمله عرصه‌هایی در مدیریت مجموعه است که نظریه در آن شکل بهتری گرفته است و روش‌ها و تکنیک‌های متنوعی برای آن پرورده شده است.
چارچوب نظری ارزشیابی مجموعه همان چارچوبی است که ریچارد اُر در 1973 برای ارزشیابی خدمات کتابخانه‌ها به‌طور کلی مطرح ساخته و بعد از او به کرّات مورد توجه و بهره‌برداری دیگران قرار گرفته است.
در این چارچوب برای ارزشیابی مجموعه از سه رویکرد موسوم به "مجموعه محور" [23]، "استفاده محور" [24]، و "نتیجه محور" [25] می‌توان سخن گفت که هر یک دارای تکنیک‌های خاص خود هستند. از دیدگاه سیستمی، در رویکرد "مجموعه محور"، ارزیابی در مرحله درونداد صورت می‌گیرد. تکنیک‌هایی نظیر مقایسه مجموعه با کتابشناسی استاندارد، مقایسه با مجموعه‌های دیگر، و قضاوت اهل نظر، و تحلیل استنادی، از جمله تکنیک‌هایی هستند که در ارزشیابی "مجموعه با رویکرد "مجموعه محور" به‌کار می‌آیند.
اگر خوبی مجموعه را برآورده شدن نیازهای اطلاعاتی جامعه موردنظر در چارچوب رسالت کتابخانه یا سیستم اطلاع‌رسانی بدانیم، قضاوت در مورد خوبی آن بر اساس رویکرد "مجموعه محور" مبتنی بر دو فرض است: 1) از مجموعه استفاده می‌شود؛ و 2) استفاده از مجموعه منجر به برآورده شدن نیاز می‌شود. در عین حال که ارتکاب این دو فرض نقطه‌های ضعف رویکرد "مجموعه محور" در ارزشیابی مجموعه است، حسن آن سهولت نسبی انجام آن است.
رویکرد "استفاده محور" در ارزشیابی مجموعه، آن را در مرحله برونداد می‌آزماید. بررسی سوابق امانت، استفاده در محل، امانت بین کتابخانه‌ای، و نظیر اینها تکنیک‌های رویکرد "استفاده محور" در ارزشیابی مجموعه هستند. تکنیک‌های رویکرد "استفاده محور" به‌صورت کمّی و بر اساس رفتار اطلاع‌یابی استفاده‌کننده، کیفیت مجموعه را بررسی می‌کنند. در اینجا قضاوت در مورد خوبی مجموعه، با یک فرض صورت می‌گیرد و آن اینکه استفاده از مجموعه مساوی با مفید بودن آن تلقی می‌گردد. کمّی بودن تکنیک‌های اندازه‌گیری در رویکرد "استفاده محور" حسن آن است.
رویکرد "نتیجه محور" می‌کوشد خوبی مجموعه را از روی توان آن در برآوردن نیاز استفاده‌کننده نهایی بسنجد. چنین رویکردی مجموعه یا ــ به‌طور عام ــ سیستم اطلاع‌رسانی را در مرحله اثر نهایی آن می‌آزماید. بیشتر تکنیک‌های این رویکرد بر پرسش از نظر و تجربه استفاده‌کننده نهایی مبتنی است، هر چند در مواردی که کنترل متغیرها ممکن باشد ــ نظیر بررسی تأثیر یک مجموعه بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان ــ از تکنیک‌های پژوهش تجربی نیز می‌توان برای سنجش آن بهره گرفت. مزیت رویکرد "نتیجه محور" آن است که استنتاج از یافته‌های آن بر هیچ یک از دو فرض سابق‌الذکر مبتنی نیست، بلکه مستقیمآ میزان تحقق اهداف مجموعه را برملا می‌کند. اما ذهنی بودن سودمندی اطلاعات (=ربط) و شاید ناآشنا بودن اهل حرفه کتابداری و اطلاع‌رسانی با روش‌های پژوهش کیفی سبب شده است ارزشیابی مجموعه به‌طور خاص و ارزشیابی خدمات کتابخانه و نظام‌های اطلاع‌رسانی به‌طور عام، با این رویکرد کمتر رواج داشته باشد. انجام ارزشیابی مجموعه به‌صورت مرتب در کتابخانه‌ها توصیه می‌شود. در امریکا و انگلستان به‌عنوان دو کشور پیشگام در خدمات کتابخانه‌ای، اجبار برنامه‌ریزی رسمی و پاسخگویی در مورد کیفیت خدمات توسط مدیران سبب تدوین و پرورش این رویکردها شده است. اقدام به ارزشیابی مجموعه می‌تواند مجموعه را به‌صورت جامع و یا بخش‌هایی از آن را هدف قرار دهد. انجام موفق ارزشیابی مستلزم برنامه‌ریزی، آموزش، و اجرای دقیق است.

فراهم‌آوری
فراهم‌آوری معادلی است که برای ترکیب قدیمی‌تر اما گویاتر "سفارش و تهیه" وضع شده است. به تصمیم‌گیری‌ها و عملیاتی که پس از قطعیت یافتن انتخاب صورت می‌گیرد و به دریافت فراورده‌ها یا خدمات اطلاعاتی در کتابخانه منتهی می‌گردد، فراهم‌آوری گفته می‌شود. همان‌گونه که در بخش آغازین این مقاله گفته شد، تا زمانی که فکر برنامه‌ریزی ــ اعم از رسمی و غیررسمی ــ برای مجموعه‌سازی در کتابخانه‌های پژوهشی و دانشگاهی غرب جدی گرفته نشده بود، مشارکت کتابداران این کتابخانه‌ها، در شکل‌گیری مجموعه عملا به فراهم‌آوری محدود بود و همین اصطلاح نیز برای اشاره به آن بخش از سازمان کتابخانه که امروزه "مدیریت مجموعه" و یا "مجموعه‌سازی" خوانده می‌شود، به‌کار می‌رفت؛ چنانکه امروزه در بسیاری از کتابخانه‌های ایران نیز رایج است.
برخی، فراهم‌آوری را کاری صرفآ دفتری به‌شمار می‌آورند و آن را فاقد خصلت حرفه‌ای می‌دانند، زیرا در آن عنصر میانجی‌گری میان اطلاعات و استفاده‌کننده، آن‌گونه که در گزینش و تحلیل موضوعی و خدمت مرجع وجود دارد، به چشم نمی‌خورد. با این وجود، این بدان معنا نیست که فراهم‌آوری فاقد پیچیدگی است. به موازات پیچیده شدن اقتصاد نشر و تنوع یافتن رسانه‌های اطلاعاتی ــ به‌ویژه خدمات اطلاع‌رسانی پیوسته ــ فراهم‌آوری متضمن درگیر شدن در تصمیم‌گیری‌های تجاری و انجام محاسبه‌های بعضآ پیچیده است. تأمین به موقع و مقرون به صرفه و مؤثر منابع و خدمات اطلاعاتی را می‌توان هدف و مأموریت فراهم‌آوری موفق دانست.
به تبع تحولات فوق، ادبیات کتابداری خاص فراهم‌آوری رشد یافته و نخستین تک‌نگاشت‌ها مختص این بخش از فعالیت مدیریت مجموعه نیز منتشر شده‌اند. لیز چپمن در اثری مختصر از انتشارات انجمن کتابداری انگلستان حاصل تجربیات سالیان خود را در فراهم‌آوری منعکس کرده است.

مآخذ:
1) کاریگان، دنیس پ. "نظریه‌ای در مجموعه‌سازی". ترجمه نجلا حریری. پیام کتابخانه. دوره هفتم، 4 (زمستان 1376): 26-؛33
2) ALA Glossary of Library and information Science. S.V. "Acquisition";
3) Bach, Harry. "Acquistion Policy the American Academic Library". College and Research Libraries. Vol. 18 (1957): 441-451;
4) Chapman, Liz. Mangaging Acquisition in Library and Infomation Service. New York: Neal-Schuman Publishers,Inc,2004;
5) Clayton, p.; Gorman, G.E. Managing Information Resources in Libraries. London. Library Association,2001;
6) Cogswell, J.A. "The Organization of Collection Management Functions in Aacademic Research Libraries". Journal of Academic Librarianship. Vol.13, No.5 (1987): 260-272;
7) Danton, J. P. Book Selection and Collections: A Comparison of German and American University Libraries. New York: Columbia University Press, 1963;
8) De Gennaro, Richard. "Austerity, Technology and Resource Sharing". Library Journal, Vol.100 (1975): 917-923;
9) Edgar, William B. "Toward a Theory of Collection Development: an Activities and Attributes approach". Library Collections, Acquisitions, and Technical Services. Vol.27, No.4 (2003): 393-423;
10) Elemr, Grieder. "The Foundations of Acquisition Policy in the Small University Library". College and Research Libraries, Vol. 10 (1949): 208-214;
11) Evans, Edward. Basics of Management for Information Professionals. New York:Neal-Schuman Publishers, 2000;
12) Idem. Developing Library and Information Center Collections. 4th. Ed. Englewood Col., Libraries Unlimited, 2000;
13) Fussler, Herman H. "The Larger University
Library". College and Research Libraries. Vol.14 (1953): 364-367;
14) Kemper, R. "Library Planning: the Challenge of Change". Advances in Librarianship, Vol.1 (1970): 207-239;
15) Idem. Strategic Planning for Library Systems. [D.B.A. dissertation]. Washington, D.C.: University of Washington, 1967;
16) Kovacs, Beatrice. The Decision- Making Process for Library Collections: Case Studies in Four Types of Libraries. New York: Greenwood Press, 1990;
17) Leavy. "An Exploration of the Validity of Choice's Outstanding Academic Books". The Journal of Academic Librarianship. Vol.18, No.2 (1992): 83-86;
18) Magrill, Mary Rose and East, Mona. "Collection Development in Large University Libraries". Advances in Librarianship. Vol.8 (1978): 2-54;
19) Metcalf, Keyes D. "Problems of Acquisition Policy in a University Library". Harvard Library Bulletin. Vol.4 (1950): 293-309;
20) Mosher, Paul (1993) "foreword". In Collection Management for the 1990s: Proceedings... Edited by Joseph J. Branin. Chicago: American Library Association, 1993, PP.vi-vii;
21) Orr,R.H. Measuring the Goodness of Library Services: A General Framwork for Considering Quantitative Measures. Journal of Documentation. Vol.24, No.3 (1973): 315-330;
22) Schwartz,Charles. "Book Selection, Collection Development, and Bounded Rationality". College and Research Libraries. Vol.50 (1989): 328-343;
23) Idem. "Scholarly Communication as a Loosely Coupled System: Reassessing Prospects for Structural Reform. College and Research Libraries. Vol.55 (March 1994): 101-117;
24) Serebnick. "Selection and Holdings of Small Publishers Books in OCLC Libraries. A Study of the Influence of Reviews, Publishers, and Vendors". Library Quarterly. Vol. 62, No.3 (1992): 259-294.

پی نوشت:
[1]. Collection Management
[2]. Collection Development
[3]. Acquisition
[4]. Collection Development Process
[5]. Community Analysis
[6]. Deselection
[7]. Evaluation
[8]. Need Assessment
[9]. User Study
[10]. Use Study
[11]. Macro Analysis
[12]. Brenda Dervin
[13]. Market Research
[14]. Collection Development Policy (CDP)
[15]. Transparency
[16]. Accountability
[17]. Narrative
[18]. Conspectus
[19]. Ross Atkinson
[20]. Lossee
[21]. Protection of Digital Heritage
[22]. Content Managemen
[23]. Collection Oriented
[24]. Use Oriented
[25]. Outcome Oriented

● برگرفته از دایرة المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی، http://portal.nlai.ir/daka نوشته ابراهیم افشار