دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 4098
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

3135 بازدید

امروزه کتاب‌شناسى را یکى از مهم‌ترین شاخه‌هاى دانش کتاب‌دارى و اطلاع‌رسانى مى‌دانند (الهوش، «درآمدى بر علم کتاب‌شناسی» در آینه میراث،50) که افزون بر خدمت‌رسانى به پژوهشگران در زمینه استنساخ و شناسایى کتاب‌هاى خطى و قدیمى، در نظام‌بخشى بهامور کتاب‌دارى نیز خدمات شایانى را به سرانجام مى‌رساند.

اهداف کتاب‌شناسى
سازمان علمى و فرهنگى ملل متحد (یونسکو) و کتاب‌خانه کنگره آمریکا در سال 1950م، هدف‌هاى کتاب‌شناسى را چنین خلاصه کرده‌اند:
- کتاب‌شناسى، سطح کیفى پژوهش‌ها را بالا مى‌برد؛
- از دانش موجود و از تجربه‌هاى علمى همة جوامع سود مى‌جوید؛
- به اشاعه اطلاعات کمک مى‌کند و دانش را اوج مى‌بخشد (ر.ک: صدیق بهزادى، «کتاب‌شناسی» در ىادنامه ادیب نیشابورى، 273).
در بیشتر کتاب‌شناسى‌هاى موجود و مقاله‌هاى مربوط به کتاب‌شناسى، به اهمیت و ضرورت آن پرداخته شده است.1 برخى از هدف‌ها و فایده‌هاى آن عبارتند از:
1. آگاهى دانش‌پژوهان، مدرسان و عالمان از آخرین و تازه‌ترین اطلاعات هر رشته علمى‌؛
2. صرفه‌جویى در هزینه و زمان؛
3. جلوگیرى از موازى‌کارى و یا انجام دادن پژوهش‌هاى تکراری؛
4. دسترسى سریع و آسان به اطلاعات درست و مناسب؛
5. نقشة راهنماى پژوهشگر، در دسترسى به منابع موجود؛
6. ارتقاى سطح کیفى پژوهش؛
7. بهره‌گیرى از دست‌آوردهاى پژوهشى موجود؛
8. تصحیح متون و نسخه‌شناسی؛
9. امکان ارائه خدمات منظم و طبقه‌بندى شده به صورت‌هاى گوناگون براى عالمان، محققان، ناشران و کارگزاران حوزه کتاب؛
10. کمک به کتاب‌داران در سامان‌دهى امور کتاب‌خانه‌اى و کتاب‌داری و رفع مشکلات آنها.

چیستى کتاب‌شناسى
کتاب‌شناسى در لغت به معناى «آگاهى بر کتاب و محتوا و نویسنده آن» ( لغت‌نامه دهخدا، 12/18166) است. این واژه ترجمه فارسى «Bibliography » است که پیشینة آن به سده دوم میلادى باز مى‌گردد و از واژه یونانى بیبلیوگرافیا2 است که از دو جزء بیبلون3 (به معناى کتاب) و گرافن4(به معناى نوشتن یا نگاشتن) گرفته شده است. (صدیق بهزادى، «کتاب‌شناسی» در یادنامه ادیبنیشابورى، 269).
براى کتاب‌شناسى اصطلاحى تعریف‌هاى گوناگون وجود دارد و گذشت زمان، در تحول معنایى آن تأثیر چشم‌گیرى داشته است. شاید هنوز تعریف «فرهنگ اصطلاحات داکومانتاسیون» (آذرخش، فرهنگ اصطلاحات داکومانتاسیون) را بتوان جزء تعریف‌هاى جامع برشمرد.
- دانشى است که به تجزیه و تحلیل کمى و کیفى و تاریخى آثار و نوشته‌هاى مکتوب مى‌پردازد؛
- تحول آثار مکتوب را در طول تاریخ با توجه به عوامل مؤثر و متأثر بررسى مى‌کند؛
- به مجموعه‌اى اطلاق مى‌گردد که حاوى اطلاعات کتاب‌شناسى آثار خطى یا چاپى است و با نظمى خاص و با هدف استناد و ارائه اطلاعات تهیه شده باشد؛
- از روى مسامحه، در معناى کتاب‌نامه، اثرى که تنها کتاب‌هاى مربوط به یک شخص یا رشته را معرفى مى‌کند نیز به کار مى‌رود (برومند، راهنماى تدوین کتاب‌شناسى، 4).
به طور کلى مى‌توان گفت کتاب‌شناسى، دانشى است که شناسایى و ‌طبقه‌بندى سامان‌یافته منابع و موضوع‌هاى آنها را با قصد آسان‌سازى دسترسى به کلیه اطلاعات جامع دنبال مى‌کند. بدین ترتیب، به معرفى، توصیف، تحلیل و نقد و بررسى منابع یک رشته علمى یا موضوعى خاص مى‌پردازد.

تاریخچه کتاب‌شناسى
گرچه درباره کاربرد اصطلاح (bibliography: کتاب‌شناسى) بین کتاب‌شناسان و کارشناسان اختلاف نظر هست؛ به گونه‌اى که برخى پیشینه‌اى 2500 ساله بر آن در نظر مى‌گیرند و معتقدند نزدیک به پنج قرن پیش از میلاد مسیح، کراتى نوس میچر از اهالى یونان، واژه کتاب‌شناسى را به معناى نویسنده یا کاتب به کار برده است (مسرت « کتاب‌شناسى نخستین گام اطلاع‌رسانی» در آینه پژوهش، 29ـ 30، 5) و برخى دیگر سابقه آن را به سده دوّم میلادى باز مى‌گردانند (صدیق بهزادى، «کتاب‌شناسی»،269)، ولى بى‌گمان پیشینة کاربرد این اصطلاح در معناى استنساخ و نوشتن کتاب، در قرون اولیه میلادى است و پیش از آن اگرچه استنساخ آثار و فهرست‌نویسى آنها صورت مى‌گرفت، چنان که برخى از کارشناسان معتقدند قدمت تهیه چنین فهرست‌هایى به یک معنا با قدمت کتاب‌خانه‌ها برابر است. کتابخانة آنشور باینپال (قرن هفتم ق.م) که از ده‌ها هزار الواح گلى تشکیل یافته بود، داراى فهرست‌هایى بود که آن هم بر روى لوح‌هاى گلى نوشته شده بود. کتاب‌خانه بزرگ اسکندریه نیز که نزدیک به 600 هزار طومار و کتاب در آن وجود داشت، داراى فهرست موضوعى کتاب بود. پس از اختراع چاپ و افزایش انتشار کتاب، به تهیه و تدوین کتاب‌شناسى در اروپا توجه بیشترى شد. («کتاب‌شناسى، نخستین گام اطلاع‌رسانی» در آینه پژوهش، به نقل از: کامران فانی؛ «کتاب‌شناسى موضوعى فارسی» در نامه انجمن کتاب‌داران ایران 1352، 57). بنابراین، گرچه تهیه این فهرست‌ها با عنوان کتاب‌شناسى نبوده است، ولى بخشى از کارکرد کتاب‌شناسى را در بر مى‌گرفت. بنابراین، کتاب‌شناسى واژه‌اى جدید براى رشته‌اى قدیمى است که از دیرباز مورد توجه فرهنگ‌هاى مختلف، از جمله، فرهنگ اسلامى بوده است، ولى با ظهور صنعت چاپ بیشتر مورد توجه قرار گرفت و رشته‌اى تخصصى گردید. افزون بر اینکه با توجه به گستردگى حوزه نشر، به انواع گوناگون تقسیم شد و روش‌مند‌تر گردید (اسفندیارى، کتاب‌شناخت،10 ـ11).
این واژه در دوره تجدید حیات علمى‌ـ فرهنگى در غرب، معنا و کاربرد تازه‌اى یافت و از استنساخ کتاب‌ها به نوشتن درباره کتاب‌ها و منابع تغییر معنا داد و با گذر از این دوران و پیشرفت علمى جوامع و توسعه شگفت‌انگیز قلمرو نشر، بر معناى آن افزوده شد؛ به‌ گونه‌اى که آگاهى از اطلاعات کتاب، تاریخ پیدایش و تحوّل، مراحل تولید فن کتاب، شیوه‌هاى کتاب‌سازى، تاریخ چاپ و کاغذهاى صحافى، تذهیب، جلدسازى، آرایش و دیگر جنبه‌هاى مادى نشر و نیز توصیف، چکیده، طبقه‌بندى، نقد و تحلیل متون را در برگرفت.

تاریخچه کتاب‌شناسى در جهان اسلام
کتاب‌شناسى در جهان اسلام با الفهرست ابن‌ندیم (متولد 325 ق) به صورت مدون تجلى یافت، ولى به باور نگارنده‌ـ چنان که از سیاق، روش و دقت این کتاب برمى‌آیدـ چنین آثارى سابقه داشته و ابداعى نبوده است؛ چنانچه در مقدمه الفهرست نیز آمده: «لیس ابن الندیم اوّل من سنّ سنة الفهارس، فقد سبقه کثیرون عملوا الفهارس و لکنّها کانت خاصة ببعض المؤلفین و مویّد کثیر فهارس من هذا النوع فى کتابه، کفهرست عبدان و الرازى فیقول فى الرازى و له فهرست کبیر و فهرست صغیر و لکن ابن الندیم کان السابق الى جمع کل تلک الفهارس و تقسیمها على العلوم و الفنون و المؤلفین و عرضها فى هذه الموسوعة القیمة» (ابن الندیم، الفهرست، مقدمه، به نقل از: عبدالله اسماعیل الساوى، المراجع العربیة).
در مقدمه الفهرست درباره شخصیت ابن‌ندیم آمده است:
یسمى ابوالفرج بن ابى‌اسحق الوراق الندیم البغدادى. من اسمه هذا نلاحظ انّه کان یعمل کوالده وراقاً. و الورقة هى انتساخ الکتب و تصحیحها و تجلیدها و التعلیق فیها (همان، 9).
واژه وراق و نام ابن‌ندیم نشانه مهارت وى در کتاب‌شناسى و شهرت علمى و عملى وى در استنساخ کتاب‌ها، تصحیح، جلدسازى و تجربه در امر کتاب است. گذشتگان همواره وى را به برترى و فضیلت در این رشته علمى ستوده‌اند.
وى در سال 377 هجرى کتاب الفهرست را نگاشت و در آن، با معرفى دانش‌ها و فنون عصر خود، کتاب‌هاى مربوطه را گردآورد . وى همچنین با معرفى دانشمندان بزرگ اسلامى، کتاب‌هاى آنها را به صورت فهرست‌واره‌اى بیان کرد. در مورد این کتاب مى‌خوانیم «و یعد کتاب الفهرست من اقدم کتب التراجم و من افضلها لَخَّصَ فیه ابن الندیم التراث الفکرى الاسلامى فى صورة بهرت الکثیرین فکان نسیج وحده لم یسبقه مؤلف قبله» (همان ، 11).
بنابراین، کتاب‌شناسى در جوامع اسلامى قدمت و اهمیت زیادى دارد. الفهرستشیخ‌طوسى (متوفاى‌460 ق) و فهرست الکتب و التألیف اثر ابى سید محمد بن خلیفة الاشبیلى (متوفای572 ق) نمونه‌هاى دیگر از کتاب‌شناسى‌هاى قرون اولیة تمدن عظیم اسلامى است.از کتاب‌شناسى‌هاى معتبر عالمان اسلامى، کتاب الذریعة تألیف اندیشور بزرگ اسلامىآقا بزرگ تهرانى است که آثار نویسندگان شیعه را از قرون اولیه اسلامى تا عصر حاضر معرفىکرده است.
کتاب‌شناسى فارسى به شیوه روزآمد در ایران، در سال 1333ش توسط ایرج افشار تدوین گردید. وى نخستین کتاب‌شناسى علمى را با همکارى حسین بنى‌آدم با عنوان کتاب‌شناسى ایران به چاپ رساند. خان‌باباشار در سال 1337 این اقدام ارزشمند را با چاپ جلد اول فهرست کتاب‌هاى چاپى فارسى تکمیل کرد. این فهرست در سال 1352 با افزوده‌هایى در سه مجلّد چاپ شد و مؤلف در میانه سال‌هاى 1350و 1355 به تکمیل آن پرداخت و به چاپ دوره پنج جلدى آن همت گماشت. این کتاب را مهم‌ترین مأخذ کتاب‌شناسى کتاب‌هاى چاپى فارسى دانسته‌اند («کتاب‌شناسى نخستین گام اطلاع‌رسانی» در آینه پژوهش، 6). کتاب‌شناسى‌هاى موضوعى نیز در سال‌هاى اخیر رشد چشم‌گیرى داشته است.
امروزه کتاب‌شناسى در شمار دانش‌هایى است که رشد کرده و هزاران کتاب و مقاله در قلمرو کتاب‌شناسى با موضوع‌هاى متنوع و فراوان، انتشار یافته است. با همه کاستى‌هایى که در نهضت نشر کتاب‌شناسى‌ها مشاهده مى‌شود، نگارنده، برخلاف برخى کارشناسان، چنین نهضتى را به فال نیک گرفته، طلیعه و چشم‌انداز آن را در شکوفایى رشته اطلاع‌رسانى، سازنده و رو به جلو مى‌داند. نشریه‌هاى علمى شایسته‌اى در این حوزه منتشر مى‌گردد که گسترش آنها و غناى مقاله‌هایشان مى‌تواند کاستى‌هاى این حوزه را جبران سازد.

شیوه‌هاى کتاب‌شناسى
با گسترش حوزة اطلاع‌رسانى، توسعه حیرت‌انگیز قلمرو نشر و انباشت کتاب‌هاى چاپى و غیر چاپى در کتاب‌خانه‌ها و کتاب‌فروشى‌ها و نیز تخصصى شدن موضوع‌هاى علمى، دانش کتاب‌شناسى گسترش یافت و براى خدمت‌رسانى بهتر و سریع‌تر به پژوهشگران و برآوردن خواسته‌هاى مخاطبان و مراجعان به کتاب‌هاى مرجع، کتاب‌شناسى‌هایى با شیوه‌ها و اقسام گوناگون ارائه گردید.
در کتاب‌ها و مقاله‌هاى گوناگون، به شیوه‌هاى به نسبت یکسان و گاه تفصیلى، گونه‌هاى کتاب‌شناسى بررسى و نقد شده‌اند. کتاب‌شناسى بسته به نوع و میزان اطلاعات شناسه، شمول موضوعى، مقطع زمانى و چگونگى انتشار، به بخش‌ها و شیوه‌هاى گوناگون تقسیم‌ شده است.5که با توجه به محدودیت مقاله تنها به کلیات این بخش اشاره ‌مى‌گردد.
به طور کلى کتاب‌شناسى به پنج دسته تقسیم مى‌گردد:

1. کتاب‌شناسى شمارشى یا نظام‌یافته6
این نوع کتاب‌شناسى به گردآورى شناسه‌هاى کتاب‌شناختى کتاب‌هایى مى‌پردازد که براى هدف خاصى مناسب بوده و داراى ویژگى‌هاى مشترک باشند. این شناسه‌ها به شکل مفید و منطقى، براى مطالعه و مراجعه رده‌بندى مى‌شوند. اطلاعات کتاب‌شناختى در این نوع کتاب‌شناسى معمولاً به حداقل مى‌رسد (راهنماى تدوین کتاب‌شناسى، 16).

2. کتاب‌شناسى توصیفى7
در این شیوه، افزون بر مشخصه‌هاى اصلى کتاب، کلیه اطلاعات کتاب‌شناسى آن به تفصیل توصیف مى‌گردد؛ همچنین موضوع و محتواى کتاب به صورت خلاصه معرفى مى‌شود.

3. کتاب‌شناسى تحلیلى یا انتقادى8
کتاب‌شناسى تحلیلى، اطلاعات مبتنى بر ویژگى‌هاى مادى کتاب‌ها را سامان مى‌بخشد و از روى شواهد و مدارک در زمینه تاریخ کتاب‌ها و نویسندگان واقعى آنها اطلاعات مفیدى ارائه مى‌دهد. این نوع کتاب‌شناسى‌، جنبه علمى کتاب‌شناسى را در بر مى‌گیرد(کلاپ، «کتاب‌شناسی» در یادنامه علامه امینى، 16ـ 17). «در این نوع کتاب‌شناسى، منابع مربوط به یک موضوع، رشته یا شخص خاصى توسط کتاب‌شناسِ متخصّص با دقت بررسى، توصیف، معرفى، تحلیل و نقادى مى‌شود. کتاب‌شناسى تحلیلى یکى از بهترین و مفید‌ترین شیوه‌ها براى پژوهش‌هاى علمى است» (راهنماى تدوین کتاب‌شناسى ، 8).
کتاب‌شناسى تحلیلى براى تعیین و بازشناسى منابع معتبر از غیر معتبر، منابع اصلى از غیر اصلى، تعیین تاریخ چاپ و ویرایش آثار براى استفاده در نسخه‌شناسى و تصحیح متون، کاربرد فراوان دارد.

4. کتاب‌شناسى متنى9
این نوع کتاب‌شناسى را نوعى از کتاب‌شناسى تحلیلى یا انتقادى دانسته‌اند که به محتواى فکرى کتاب مى‌پردازد و آن را «سرگذشت‌نامه کتاب» (روش تحقیق در متون یا تجسس در متون) نامیده‌اند که به کمک آن مى‌توان متون قدیمى را تصحیح، تاریخ کتاب‌ها را تعیین و ارزش نسخه‌هاى متفاوت را مشخص کرد. از این رو، کتاب‌شناسى به بررسى متن از روى نسخه اصلى و دست‌نوشت یا نسخه‌هاى چاپى مى‌پردازد. باورز مى‌گوید: «کتاب‌شناسى متنى پلى به سوى نقد متون است» (صدیق بهزادى، پیشین، 283).

5. کتاب‌شناسى تاریخى10
بررسى رابطه فرهنگى، اجتماعى و تاریخى تمدن را که اثر، در آن دوران آفریده شده به عهده دارد؛ یعنى از نوع تذهیب، جلدسازى، کتاب‌آرایى تصویرگرى، مهارت‌هاى چاپى و... مى‌توان تمدنى را با ویژگى‌هاى اساسى شناخت و نقد و بررسى کرد. در این نوع کتاب‌شناسى، رابطه کتاب با اوضاع فرهنگى، اجتماعى و... بررسى مى‌شود.
همچنین کتاب‌شناسى‌ها از نظر زمانى و شیوه تنظیم و چگونگى گزارش موضوع‌ها به بخش‌هاى دیگرى نیز تقسیم مى‌گردند. از نظر زمانى، به کتاب‌شناسى ملى، منطقه‌اى و جهانى و از نظر شیوه تنظیم به الفبایى، تقویمى (به‌ترتیب انتشار) و موضوعى و از لحاظ گزارش موضوع‌ها به توصیفى، چکیده‌نویسى و نمایه‌سازى تقسیم‌پذیرند. پرداختن به دیگر اقسام کتاب‌شناسى و جزئیات آنها را به فرصت دیگرى وامى‌گذاریم.

وضعیت کتاب‌شناسى‌هاى موجود
رشد علم کتاب‌شناسى و اطلاع‌رسانى در دهه‌هاى اخیر همراه با رشد دیگر حوزه‌هاى علمى، حرکت و آهنگى مناسب داشته است؛ به‌ گونه‌اى که کتاب‌هاى انگشت‌شمار سالیان پیش از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى، امروزه با همّت محققان و پژوهشگران، به صدها بلکه هزاران فهرست‌نامه، کتاب‌شناسى و کتاب‌هاى مرجع و مآخذ گوناگون آن مى‌رسد.
با این همه، رشد کیفى و محتوایى کتاب‌شناسى‌هاى موجود هماهنگ با رشد کمى آنها نبوده است و این امر با نقد و اعتراض برخى پژوهشگران روبه‌رو شده است؛ «فاش باید گفت کهشمار زیادى از کتاب‌شناسى‌ها، کاستى‌ها و نادرستى‌هاى زیادى دارد و پریشان نگارى و پسندهاى شخصى شغلى بر آنها سایه افکنده است. در نتیجه کسانى که به این کتابشناسى‌ها مراجعهمى‌کنند، سر در گم مى‌شوند و با صرف بیشترین دقت، کمترین بهره را مى‌برند و گاه اطلاعاتىکه مى‌خواهند به دست نمى‌آورند و گاهى اطلاعاتى غلط فراچنگ مى‌آورند» ( اسفندیارى، کتابشناخت، 17).

اشکال‌هاى کتاب‌شناسى‌هاى موجود
1. رعایت نشدن شیوه‌هاى استاندارد در معرفى منابع؛
2. ارائه نشدن اطلاعات کافى و کامل دربارة منابع و بسندگى به معرفى ناقص آنها؛
3. جامع و مانع نبودن اطلاعات ارائه شده؛
4. ارائه اطلاعات نادرست در برخى موارد؛
5. نبود نظم منطقى و هدف‌مند در معرفى منابع؛
6. استقراى ناقص منابع معرفى شده؛
7. تخصّصى نبودن کتاب‌شناسى‌ها و کارهاى پژوهشگران؛
8. ضعف مفرط در معرفى و توصیف متون منابع؛
9. ضعف در راهنمایى و نبود نشانى در معرفى و توصیف که معمولاً در یافتن موضوع به محقق کمکى نمى‌کند.
بى‌تردید در نگارش متون تحقیقى، به ویژه دائرة‌المعارف‌ها، آشنایى محقق با آثار پیش‌نگاشته در موضوع‌هاى مربوطه جایگاه بسیار مهمى دارد. در این گونه نگار‌ش‌ها، نقل آرا از منابع معتبر، بدنة اصلى تحقیق را تشکیل مى‌دهد. از این رو، محقق باید با منابع آشنایى کافى داشته باشد و در پژوهش‌هاى خویش همواره بدانها مراجعه کند و از آنها بهره جوید.
براى تأمین این نیاز، باید مجموعه‌اى غنى از انواع منابع در حوزه دائرة‌المعارف علوم عقلى اسلامى گردآورى شود و انواع نگارش‌ها در این رشته‌ها اعم از کتاب‌ها، مقاله‌ها، جزوه‌ها، رساله‌ها و نشریه‌ها معرفى شوند. از نظر موضوعى، این رشته‌ها شامل منطق، فلسفه، کلام و عرفان است و زیر مجموعه‌هاى این رشته‌ها اعم از اصطلاحات، اعلام و اماکن، فرقه‌ها و مکتب‌ها و آثار، باید در حوزه کارى کتاب‌شناسى مرکز قرار گیرد.
به دلیل کاستى‌هاى کتاب‌شناسى‌هاى موجود که تقریباً آنها را براى امر مهم دائرة‌المعارف‌نویسى اعتماد ناپذیر مى‌کند، گروه کتاب‌شناسى مرکز با هدف‌هاى ذیل تشکیل شد و از سال 1379 آغاز به کار کرد:
- شناسایى و معرفى کامل منابع علوم عقلى اسلامى و منابع وابسته؛
- بهره‌بردارى شایسته از تجربه‌ها و آثار گذشتگان؛
- آسان سازى و سرعت بخشیدن به کار پژوهش در موضوع‌هاى مختلف؛
- ارائه مقاله‌ها و پژوهش‌هاى مستند در حوزة علوم عقلى اسلامى با تکیه بر منابع درجه اول.
با همین هدف، گروه کتاب‌شناسى اقدامات زیر را به انجام رسانید:
الف) شناسایى و ثبت کلیه منابع چاپى، خطى و سنگى در حوزه علوم عقلى اسلامى به منظور بهره‌بردارى پژوهشگران، با مراجعه حضورى به کتاب‌خانه‌هاى اصلى کشور؛
ب) تهیة فهرست‌هاى مختلف از منابع، با هدف دسترسى آسان پژوهشگران به منابع؛
ج) طبقه‌بندى موضوعى منابع با هدف ارائه خدمات بهتر به محققان؛
د) درجه‌بندى آثار بر مبناى اصول علمى قابل اعتماد به منظور بهینه‌سازى استفاده از منابع؛
ﻫ) سرمایه‌گذارى کلان بر مجموعه‌اى از آثار درجه یک علوم عقلى جهت چکیده‌نویسى و نمایه‌سازى آنها به صورت کاملاً جزیى و تفصیلى و گزارش دقیق محتوایى اثر به صورت موضوعى و قابل دسترسی؛
و) توصیف تفصیلى محتواى آثار درجه دو علوم عقلى اسلامى.
گروه کتاب‌شناسى مرکز با مطالعه پى‌گیر دیگر کتاب‌شناسى‌هاى موجود، افزون بر بهره‌بردارى از نکات مثبت آنها در امر کتاب‌شناسى و استفاده از استانداردهاى پژوهشى این حوزه، بر آن بوده است که پژوهش‌هاى مرکز را در الگوهاى موجود محدود نسازد، بلکه برابر نیاز مرکز و بر اساس جلسه‌هاى کارشناسى و مشاوره در الگوهاى کتاب‌شناسى، تغییرات مثبتى ایجاد کند و شیوه هاى بهترى ارائه دهد.
اکنون پس از سال‌ها تلاش، کتاب‌شناسى مرکز در سه واحد با وظایف مشخصى تمرکز یافته است که به زودى نتایج مثبت آن با چاپ کتاب‌هایى ارائه خواهد شد:
1. واحد ثبت منابع‌ و درجه‌بندی؛
2. واحد توصیف؛
3. واحد چکیده و نمایه.
این مقاله مى‌کوشد امتیازهاى بخش نخست مجموعه کتاب‌شناسى را بشناساند.
واحد ثبت منابع، شناسایى و ثبت منابع علوم عقلى اسلامى، درجه‌بندى کلیه آثار ثبت شده و موضوع‌نویسى و گزارش اجمالى آنها را بر مبناى شیوه‌نامه‌هاى موجود پى‌گیرى مى‌کند.
شناسایى و ثبت در این بخش به صورت ثبت اطلاعات کامل از شناسه آثار، به گونه‌اى کاملاً استاندارد صورت مى‌پذیرد. درجه‌بندى بر مبناى اصولى کاملاً علمى برابر با نظر کارشناسان برجسته علوم عقلى و کمیته علمى تعیین مى‌گردد.
مراد از استخراج و ثبت موضوعات منابع، گزینش عنوان‌هاى اصلى و فرعى موضوع‌هاى هر یک از منابع در حد معرفى اجمالى محتواى یک منبع و ثبت آن است؛ به گونه‌اى که هرگونه موضوع مهم قابل استفاده باید از قلم نیفتد. موضوع‌نویسى به صورت مقطع و به شکل اصطلاحات علوم عقلى درج مى‌گردد و در مرحله چاپ اثر با فهرست‌هاى متعدد لفظى و موضوعى، پژوهشگران را از مراجعه مستقیم به کل اثر بى‌نیاز خواهد ساخت. این شیوه گزارش محتوایى کتاب، ابداع این مرکز است و در مقایسه با دیگر گزارش‌ها، امتیازهاى فراوانى دارد که در زیر به برخى از این امتیازها مى‌پردازیم:
1. ارائه اطلاعات کامل کتاب‌شناسى به صورت دقیق و جزئی؛
2. جست‌وجوى کتاب‌خانه‌اى و گرد‌آورى اطلاعات منابع به صورت انبوه و دقیق؛ به گونه‌اى که از نظر کمیت تقریباً مجموعه‌اى بى‌مانند را در بر مى‌گیرد؛
3. درجه‌بندى کتاب‌ها بر مبناى اصول دقیق علمى و نظرهاى کارشناسی؛
4. اطلاع‌رسانى دقیق از محتواى کتاب؛ به‌ گونه‌اى که هرگونه موضوع مهم و قابل اعتنا و استناد در پژوهش‌ها، ثبت و معرفى مى‌گردد.
نگاهى گذرا به دیگر گزارش‌هاى موضوعى و توصیفى، برترى این شیوه را نشان خواهد داد:
الف) در بیشتر گزارش‌هاى متنى و محتوایى کتاب‌شناسى‌ها، منابع تنها بر مبناى مقدمه یا فهرست معرفى اجمالى مى‌شوند. از این رو، نمى‌توانند مورد اعتماد و استفاده همه جانبه قرار گیرند؛ زیرا در همین حد و حتّى فراتر از آن، در فهرست و مقدمه کتاب معرفى انجام شده است.
محققان و کارشناسان مرکز پژوهشى دائرة‌المعارف علوم عقلى اسلامى، با توجه به نوع تخصص علمى در رشته‌اى خاص فعالیت مى‌کنند. از این رو، برایند آن گزارش علمى قابل اعتماد و استفاده خواهد بود. در این شیوه، کتاب کاملاً تورّق مى‌شود و به صورت اجمالى و سریع مطالعه مى‌شود؛ به گونه‌اى که محقق پس از یقین یافتن، به استخراج موضوع‌هاى اصلى مى‌پردازد و کلیه مراحل در چند نوبت مورد اصلاح و ارزیابى دقیق قرار مى‌گیرد.
ب) مصطلح‌نویسى و خلاصه‌نویسى: این شیوه، افزون بر ارائه اطلاعات زیاد در قالب اصطلاحات علمى و کم‌حجم، برنامه‌ریزان را قادر مى‌سازد در ارائه فهرست‌هاى گوناگون لفظى و موضوعى بتوانند بر این اصطلاحات تکیه کنند؛ همچنین این شیوه به راحتى امکان رایانه‌اى سازى برنامه‌ها را فراهم مى‌سازد تا در پرتو آن، امکان جست‌وجوى موضوعى و لفظى فراهم آید.
ج) ارائه فهرست‌هاى گوناگونى که در خروجى‌هاى این اثر پیش‌بینى شده است، محققان را قادر مى‌سازد هر نوع موضوع جزئى و کلى مورد تحقیق را با نشانى‌هاى متمرکز در آن و با موضوع‌هاى جزئى دریابند.
د) با شماره صفحه درج شده بر هر موضوع، محقق مى‌تواند به جاى مطالعه و جست‌وجوى کل کتاب، تنها به صفحه مورد نیاز خود مراجعه کند؛ در حالى که در هیچ یک از گزارش‌هاى توصیفى، چنین امکان مهمى پیش‌بینى نگردیده است.
ﻫ) این شیوه، با توجه به تقسیم موضوع‌هاى کتاب در کاربرگ‌هاى ثبت به موضوع‌هاى اصلى و فرعى، امکان مشخص کردن رده‌هاى اصلى و فرعى موضوع را به صورت کاملاً علمى و منطقى و حرفه‌اى فراهم آورده است و این امکان، در هیچ یک از کتاب‌شناسى‌ها پیش‌بینى نشده است.
در مجموع، شیوه‌هاى فوق و از همه مهم‌تر، تمرکز نیروى انسانى متخصص در رشته‌هاى مختلف علوم عقلى، کیفیت کار را در حد بالایى افزایش داده است. افزون بر اینکه شناسایى و ثبت منابع فارسى، عربى و لاتین را با هم در بر مى‌گیرد. از این رو، مجموعه‌اى گران‌سنگ در کتاب‌شناسى علوم عقلى اسلامى فراهم مى‌آورد.
گروه کتاب‌شناسى مرکز از چند سال پیش به شناسایى مشاهیر علوم عقلى اسلامى پرداخت و با مشخص کردن فهرست مشاهیر اولیه، تمامى آثار آنها را در گام نخست از کتاب‌خانه آستان قدس رضوى فراهم آورد. سپس با هدف غنى‌سازى منابع، در همکارى مشترکى یک نسخه کپى یا عکسِ آن را خریدارى و به کتاب‌خانه مرکز انتقال داد تا دانشوران و محققان به آسانى به آثار و منابع درجه اول علوم عقلى دسترسى داشته باشند.
بدین صورت، بسیارى از آثار و رساله‌هاى دور از دسترس فیلسوفان، متکلمان و حکماى بزرگ، احیا و براى استفاده محققان در دسترس آنان قرار گرفت.
گروه کتاب‌شناسى افزون بر فعالیت‌هاى فوق داراى فعالیت‌هاى چکیده‌نویسى، نمایه‌سازى، توصیف و نسخه‌شناسى نیز است که هر کدام مى‌کوشند شیوه‌هاى نو و پیشرفته‌اى را جایگزین فعالیت‌هاى موجود و مشابه سا زند.

منابع
1. آذرخش، عبدالحسین، فرهنگ اصطلاحات داکومانتاسیون، تهران، مرکز مدارک علمى، 1359ش.
2. ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، تحقیق: ناهد عباس عثمان، دوحه، دارقطرى بن فجاءة، 1985م.
3. اسفندیارى، محمد، کتاب شناخت، قم، نشرخرم، 1376ش.
4. برومند، فیروزه، راهنماى تدوین کتاب‌شناسى، تهران، انتشارات سازمان مدارک فرهنگى، 1368ش.
5. دهخدا، على‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1377ش.
6. رحمانى، حمید، کتاب‌شناسى توصیفى کتاب‌شناسى‌هاى امام خمینى€، تهران، هستى‌نما، 1382ش.
7. شکوفام، مهرداد، کتاب‌شناسى حافظ، تهران، شرکت انتشارات علمى فرهنگى، 1367ش.
8. صبا، محسن، «اهمیت کتاب‌شناسی»، کتاب‌داری، دفتر چهارم، [بى‌جا]، [بى‌نا]، [بى‌تا].
9. صدیق بهزادى، ماندانا، «کتاب‌شناسی»، یادنامه ادیب نیشابورى، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامى مک گیل با همکارى دانشگاه تهران، 1365ش.
10. طوسى، محمد بن حسن، الفهرست، تحقیق: جواد قیومى، قم، مؤسسه نشر الفقاهة، 1417ق.
11. کدیور، محسن، مأخذشناسى علوم عقلى، تهران، انتشارات اطلاعات، 1380ش.
12. کلاپ، وِرنِر، «کتاب‌شناسی»، یادنامه علامه امینى، ترجمه: احمد آرام، تهران، مؤسسه انجام کتاب، 1361ش.
13. مختارى، رضا، طرح نوین کتاب‌شناسى بزرگ شیعه، [بى‌جا]، مرکز بررسى‌هاى اسلامى الغدیر، 1376ش.
14. مسرت، حسین، «کتاب‌شناسى نخستین گام اطلاع‌رسانی» در آینه پژوهش، شماره 29ـ30.
15. الهوش، محمود، «درآمدى بر علم کتاب‌شناسی» در آینه میراث، ترجمه: حسین علینقیان، شماره 25، سال دوم، تابستان 1383ش.

پى‌نوشت‌ها
1. براى آگاهى بیشتر ر.ک: اسفندیارى، کتاب شناخت؛ برومند، را‌هنماى تدوین کتاب‌شناسى؛ صدیق بهزادى، «مقاله کتاب‌شناسی» در یادنامه ادیب نیشاپورى، 26؛ کلاپ، «کتاب‌شناسی» در یادنامه علامه امینى؛ صبا، «اهمیت کتاب‌شناسی» در مجله کتابدارى، دفتر چهارم؛ مسرت، «کتاب‌شناسى نخستین گام اطلاع‌رسانی» در آینه پژوهش، شماره 29ـ 30؛ الهوش، «درآمدى بر علم کتاب‌شناسی» در آینه میراث، پیاپى 25.
2.bibliographia.
3.biblion.
4.graphen
5. ر.ک: برومند، راهنماى تدوین کتاب‌شناسى (این کتاب با تقسیم‌هاى بسیار و ارائه نمونه‌هاى عینى به توضیح تفصیلى گونه‌هاى کتاب‌شناسى پرداخته است).
. Enumerative or systematic bibliography.6
. Descriptive bibliography.7
. 8.analytical or critical bibliography
. 9.Textual bibliography
. 10.Historical bibliography


● برکرفته از فصلنامه معارف عقلی، شماره 6، مقاله «کتاب‌شناسی؛ چیستى و شیوه‌ها»، نوشته ابراهیم على‌پور



مطالب

تعداد: 3

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر