دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 4512
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1104 بازدید

ترتیل: تلاوت صحیح، شمرده و شیواى قرآن، نزول تدریجى و هماهنگ آن.
ترتیل از ریشه «رـ ت ـ ل» به معناى منظم و مرتب بودن[1] است و به دندانهاى سفید و مرتّبى که با فاصله کم و هماهنگ روییده شده باشد «ثَغْرٌ رَتِل» گویند[2] و به هر چیز نیکویى که با نظم و ترتیبى خاصّ چیده شده باشد «رَتِل» گویند.[3]
ترتیل در کلام، ترکیب نیکوى کلمات و چینش زیباى آن است[4] و ترتیل در گفتار آن است که سخن را روان و آراسته و بدون تکلّف و شتاب ادا کنند، به طورى که حروف و‌کلمات در آن واضح و آشکار گردد.[5] این تعبیر اصطلاحى قرآنى در آداب تلاوت قرآن‌است.
از این ماده 4 بار و در دو آیه از قرآن آمده است که دو بار به صورت فعلى و دو بار به صورت مصدرى دیده مى‌شود؛ در یک آیه فعل ماضى «رَتَّلَ» به ضمیر متکلم مع‌الغیر (نا‌= ما) نسبت داده شده است که مفسران مراد از «نا» را خداوند و فرشتگان دانسته‌اند: «و رَتَّلنـهُ تَرتیلا»(فرقان/25،32) و در آیه دیگر فعل امر حاضر آمده که با توجه به سیاق آیات، خطاب آیه در وهله نخست به پیامبر است: «و رَتِّلِ القُرءانَ تَرتیلا».(مزّمل/73،4)
بیشتر مفسران ترتیل در آیه نخست را به معناى نزول تدریجى و پى در پى قرآن مى‌دانند که با وجود تدریجى بودن نزول آن، آیات و سوره‌هایش، هماهنگ و داراى یک هدف‌اند[6]؛ آن‌گاه این تناسب و هماهنگى میان آیه‌ها و سوره‌ها را به طورى که هیچ‌گونه تفاوت و ناهماهنگى در آن مشاهده نمى‌گردد، یکى از ادله اعجاز قرآن شمرده‌اند[7] که در آیه 82 نساء/4 به آن اشاره شده است: «اَفَلا یَتَدَبَّرونَ القُرءانَ و لَو کانَ مِن عِندِ غَیرِاللّهِ لَوَجَدوا فیهِ اختِلـفـًا کَثیرا =آیا در قرآن نمى‌اندیشند؟ اگر از سوى غیر خدا بود قطعاً اختلاف فراوانى درآن مى‌یافتند». البته برخى مفسران ترتیل در این آیه را به معناى فرمان به ترتیل در قرائت قرآن دانسته‌اند[8] و بعضى آن را به معناى تبیین و تفسیر مى‌دانند.[9]
در آیه دوم خداوند به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان فرمان مى‌دهد قرآن را با ترتیل بخوانند. گروهى آیه 106‌اسراء/17: «وقُرءانـًا فَرَقنـهُ لِتَقرَاَهُ عَلَى النّاسِ عَلى مُکث =و قرآن را جدا جدا (آیه آیه و سوره سوره) فرستادیم تا آن را بر مردم با درنگ بخوانى» را نیز به تلاوت با ترتیل تفسیر کرده‌اند.[10] مفسران ترتیل در آیه 4 مزّمل/73 را ـ که با نزول این آیه، از آداب تلاوت قرآن پذیرفته شد ـ چنین تفسیر کرده‌اند: قرائت شمرده همراه با آشکار کردن حروف و کلمات بدون زیاده‌روى[11] و اشباع حرکات[12]، تلاوت قرآن طبق نظم کلمات و چینش جملات و ترتیب آیات بدون پس و پیش[13]، هویدا و گشاده خواندن[14]، تأنى و مکث در قرائت و نهایت دقت در اداى حروف و حرکات و چینش نیکوى کلمات[15]، ادا کردن حروف و رعایت وقفها[16]، تلاوت با صداى نیکو و حزین[17] پیوسته و شمرده خواندن بدون شتاب[18] و کشش شبیه به غنا[19]؛ یعنى به گونه‌اى تلاوت شود که حروف آن پشت سر هم و جداى از هم به گوش شنونده برسند.[20]
بعضى در معناى ترتیل افزون بر توجّه به‌جنبه‌هاى ظاهرى و الفاظ، تدبّر در محتوا و معانى آیات را نیز دخیل دانسته[21] و آن را به «آشکارا و شمرده خواندن همراه با تدبّر در معانى آیات» تفسیر کرده‌اند.[22] شاید فخر رازى با توجه به همین نکته مى‌گوید: مقصود از ترتیل و قرائت «حضور قلب و کمال معرفت» است.[23] تأمل در روایات نیز این معنا را به خوبى تأیید‌مى‌کند.
امیرمؤمنان(علیه السلام) ترتیل را شمرده خواندن قرآن و تدبّر در معانى آن[24] و در نقل دیگر به رعایت وقفها و آشکار کردن حروف[25] یا نیکو ادا کردن حروف و شناخت وقفها[26] تفسیر کرده‌اند. امام‌صادق(علیه السلام)فرمودند: قرآن با شتاب و سرعت خوانده نمى‌شود، بلکه با تأنى و آرامش قرائت مى‌گردد و زمانى که به آیه‌اى رسیدى که در آن یادى از بهشت است، نزد آن تأمل کن و آن را از خدا بخواه و هنگامى که به آیه‌اى رسیدى که در آن از آتش جهنم سخن رفته، نزد آن درنگ کن و از آن به خدا پناه ببر.[27] در روایت دیگرى از آن حضرت گزارش شده که ترتیل آن است که هنگام خواندن آن درنگ کنى و صدایت را در آن نیکو‌سازى[28] قرائت قرآن با صداى نیکو جزو ترتیل در قرائت بوده و بسیار مورد توجه پیامبر(صلى الله علیه وآله)و امامان معصوم(علیهم السلام) بوده است. برخى آورده‌اند که صداى نیکو شعار پیامبران و امامان(علیهم السلام) و پیروان آنان است.[29]
برپایه برخى روایات، پیامبر‌اکرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) قرآن را با صداى بسیار زیبا تلاوت مى‌کردند. براءبن عازب نقل مى‌کند که قرائت سوره تین را در نماز عشا از رسول الله(صلى الله علیه وآله) شنیدم و نیکوتر و خوش صداتر از قرائت وى تاکنون از کسى نشنیده بودم.[30] نقل شده است که امام سجاد و امام‌باقر(علیهما السلام)خوش صداترین مردم در تلاوت قرآن بوده‌اند، به طورى که رهگذران و سقّاها مى‌ایستادند تا قرائت ایشان را بشنوند و چه بسا از‌شنیدن صداى خوش آنان مدهوش مى‌شدند[31]؛ همچنین امام کاظم(علیه السلام)داراى صدایى نیکو بوده‌اند.[32]
صداى نیکو آن است که داراى ترجیع و تحریر بوده، از آهنگ جذّاب و دلنشینى برخوردار باشد. البته نباید به گونه‌اى باشد که مناسب مجالس لهو و باطل باشد. امام‌باقر(علیه السلام) به ابوبصیر فرمودند: در قرائت قرآن صدایت را ترجیع بده، زیرا خداوند صداى نیکویى را که در آن ترجیع باشد دوست مى‌دارد.[33]
قرائت آهنگین قرآن از نظم آهنگ کلام خدا سرچشمه مى‌گیرد و در هاله‌اى از حزن معنوى قرار دارد. از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)روایت شده که قرآن با حزن نازل شده و شما آن را با حزن بخوانید و هنگام قرائت آن بگریید و اگر نتوانید خود را به گریستن بزنید و در آن تغنّى کنید که هرکس در قرآن تغنّى نکند از ما نیست.[34]
دانشمندان علوم قرآن و مفسران در معناى «تغنّى» مطالب فراوانى آورده‌اند که با توجه به سیاق روایت که درباره صداى نیکو و حزین آمده بیشتر مفسران تغنّى به قرآن را به معناى «تحسین و تحزین صوت» در قرائت قرآن دانسته‌اند[35]؛ نیز از آن حضرت نقل شده که نیکوترین مردم در قرائت قرآن کسى است که آن را با صداى حزین بخواند.[36]
تلاوت قرآن (از نظر اینکه حرکات و حروف و کلمات آن از جهت سرعت و اظهار، تشدید و تخفیف و مانند آن خوب ادا شوند و قواعد ضرورى تجوید مراعات گردند) سه مرتبه دارد[37]: 1. «تحقیق» و آن عبارت است از قرائت قرآن با نهایت تأنّى و رعایت همه قواعد تجوید که به نوآموزان سفارش شده است.[38] 2. «تحدیر» به معناى درست خواندن قرآن با حداکثر سرعت و رعایت قواعد تجوید.[39] 3.‌«تدویر» که از جهت سرعت نه به کندى «تحقیق» است و نه به تندى «تحدیر».[40]
در این تقسیم بندى «ترتیل» مفهوم جامعى است که در همه مراتب سه گانه تلاوت وجود دارد، زیرا ترتیل معیار صحیح خواندن قرآن است[41]؛ ولى برخى با افزودن ترتیل به مراتب تلاوت، براى آن‌4‌مرتبه بیان کرده‌اند (تحقیق، ترتیل، تدویر، تحدیر)[42] و درباره تفاوت بین مراتب چهارگانه، نسبت بین «تحقیق» و «ترتیل» را برخى عموم و خصوص مطلق[43] و برخى دیگر مِنْ وَجْه[44] دانسته‌اند؛ ولى به نظر مى‌رسد بین ترتیل و تدویر تفاوتى نباشد. حداکثر تفاوتى که برخى ذکر کرده‌اند اعتبار تدبّر در ترتیل و معتبر نبودن آن در «تدویر» است.[45] در این تقسیم‌بندى «تحدیر» نقطه مقابل «تحقیق» و «ترتیل» شناخته شده است.[46]
درباره حکم فقهى ترتیل غالباً به استحباب آن نظر داده‌اند.[47] حتى بعضى بر آن ادعاى اجماع کرده‌اند[48]؛ ولى برخى با استناد به ظهور امر در آیه‌4‌مزّمل /73 به وجوب آن متمایل شده‌اند.[49]
مطلب دیگرى که در این زمینه مطرح شده این است که آیا کم خواندن قرآن با ترتیل بهتر است یا زیاد خواندن آن با سرعت و تحدیر. بیشتر مفسران تلاوت اندک همراه با ترتیل و تدبر در آن را بر زیاد خواندن همراه با تندخوانى ترجیح داده‌اند[50] و در این باره به برخى روایات[51]، سازگارى این‌گونه تلاوت با هدف تلاوت قرآن که فهمیدن و عمل کردن است[52] و نیز تناسب آن با احترام و بزرگداشت کلام الهى استناد جسته‌اند[53]؛ ولى برخى بیش‌خوانى را برتر و داراى ثواب بیشترى مى‌دانند، چراکه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) روایت شده که تلاوت هر حرف از قرآن 10 حسنه دارد یا یک حسنه که برابر با‌10‌حسنه است.[54] ابن قیّم با جمع بین این دو نظریه مى‌گوید: ثواب تلاوت با تدبّر از نظر کیفیت و ارزش برتر است و پاداش کثرت قرائت از جهت کمیّت و شماره بیشتر است.[55]
از مهم‌ترین اهداف تلاوت قرآن تدبّر در معناى والاى این کلام الهى است[56]، از این رو امیرمؤمنان(علیه السلام)مى‌فرماید: در قرائتى که در آن تدبر نباشد هیچ خیرى نیست[57] و ابن‌عباس مى‌گوید: سوره بقره را با ترتیل و تدبّر بخوانم براى من بهتر است که همه قرآن را تندخوانى کنم.[58] تدبر زمانى امکان‌پذیر است که قارى، قرآن را با آرامش و شمرده بخواند تا بتواند به تأمل در حقایق و دقایق آیات آن بپردازد. تلاوت با ترتیل زمینه‌اى براى تدبّر و در نتیجه تأثیر آیات نورانى قرآن در جان انسان است.[59]
به نظر مى‌رسد توصیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) در پایان نبردن ختم قرآن در کمتر از سه یا‌7 روز در همین راستا باشد[60]، به هر حال با قرائت به روش ترتیل، آیات نورانى قرآن در ذهن خواننده و شنونده جایگزین مى‌شود و زمینه براى تدبر و فهمیدن و عمل کردن به مضامین عالى آن[61] هموار مى‌گردد، افزون بر این ترتیل در قرائت به تکریم و احترام قرآن نزدیک‌تر است.[62]

منابع
الاتقان، السیوطى (م.‌911‌ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1407‌ق؛ احیاء علوم الدین، الغزالى (م.‌505‌ق.)، بیروت، دار الکتب العربى؛ افادات من القرآن والقراءات، درویش فرح العطار، قاهرة، دارالکافى، 1415‌ق؛ بحارالانوار، المجلسى (م.‌1110‌ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1403‌ق؛ البحرالمحیط، ابوحیان الاندلسى (م.‌754‌ق.)، بیروت، دارالفکر، 1412‌ق؛ البرهان فى علوم القرآن، الزرکشى (م.‌794‌ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، 1415‌ق؛ بغیة المرید من احکام التجوید، مهدى محمد الحرازى، بیروت، دارالبشائر، 1422‌ق؛ التبیان فى آداب حملة القرآن، النووى (م.‌676‌ق.)، به کوشش احمد عدنان، بغداد، مطبعة السعد، 1989م؛ التبیان، الطوسى (م.‌460‌ق.)، به کوشش احمد حبیب‌العاملى، بیروت، دار احیاء التراث العربى؛ تحف العقول، حسن بن شعبة الحرانى (م.‌قرن 4‌ق.)، به کوشش غفارى، قم، نشر اسلامى، 1404‌ق؛ تذکرة الفقهاء، العلامة الحلى (م.‌726‌ق.)، به کوشش و نشر آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، قم، 1414‌ق؛ ترتیب العین، خلیل (م.‌175‌ق.)، به کوشش بکایى، قم، نشر اسلامى، 1414‌ق؛ تفسیر التحریر والتنویر، ابن‌عاشور (م.‌1393‌ق.)، تونس، الدار التونسیة للنشر، 1997 م؛ تفسیر جوامع الجامع، الطبرسى (م.‌548‌ق.)، بیروت، دارالاضواء، 1405‌ق؛ تفسیر الصافى، الفیض الکاشانى (م.‌1091‌ق.)، بیروت، اعلمى، 1402‌ق؛ التفسیر الکبیر، الفخر الرازى (م.‌606‌ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413‌ق؛ التفسیر المنیر، وهبة الزحیلى، بیروت، دارالفکر المعاصر، 1411‌ق؛ التمهید فى علم التجوید، ابن الجزرى (م.‌833‌ق.)، به کوشش على حسین، ریاض، مکتبة المعارف، 1405‌ق؛ جامع‌الاخبار، محمد بن محمد الشعیرى (م.‌قرن 6)، بیروت، الاعلمى، 1406‌ق؛ جامع‌البیان، الطبرى (م.‌310‌ق.)، به کوشش صدقى جمیل، بیروت، دارالفکر، 1415‌ق؛ الجامع لاحکام القرآن، القرطبى (م.‌671‌ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1417‌ق؛ جواهرالکلام، النجفى (م.‌1266‌ق.)، به کوشش قوچانى، بیروت، دار احیاء التراث العربى؛ حق التلاوه، حسینى عثمان، جدّه، دارالمناره، 1418‌ق؛ روح المعانى، الآلوسى (م.‌1270‌ق.)، به کوشش محمد حسین، بیروت، دارالفکر، 1417‌ق؛ روض‌الجنان، ابوالفتوح رازى (م.‌554‌ق.)، به کوشش یاحقى و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوى، 1375‌ش؛ روضة الذاکرین، محمد محمود عبدالله، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1409‌ق؛ ریاض المسائل، سید على الطباطبائى (م.‌1231‌ق.)، قم، موسسة آل‌البیت(علیهم السلام)، 1418‌ق؛ السرائر، ابن ادریس الحلى (م.‌598‌ق.)، قم، نشر اسلامى، 1411‌ق؛ الصحاح، الجوهرى (م.‌393‌ق.)، به کوشش عبدالغفور العطارى، بیروت، دارالعلم للملایین، 1407‌ق؛ صحیح مسلم بشرح النووى، النووى (م.‌676‌ق.)، بیروت، دارالکتاب العربى، 1407‌ق؛ صحیح البخارى، البخارى (م.‌256‌ق.)، به کوشش بن‌باز، بیروت، دارالفکر، 1418‌ق؛ فتح‌المجید، سعود بن عبدالله الفنیسان، دارابن الجوزى، 1410‌ق؛ فضائل القرآن العظیم، محمدبن عبدالواحد المقدسى (م.‌643‌ق.)، به کوشش صلاح بن عایض، بیروت، دارابن حزم، 1421‌ق؛ فن الترتیل، احمد الطویل، مدینه منوره، مجمع الملک فهد، 1420‌ق؛ فیض القدیر، المناوى (م.‌1031‌ق.)، به کوشش احمد عبدالسلام، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415‌ق؛ القاموس المحیط، الفیروزآبادى (م.‌817‌ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1417‌ق؛ الکافى، الکلینى (م.‌329‌ق.)، به کوشش غفارى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375‌ش؛ الکشاف، الزمخشرى (م.‌538‌ق.)، قم، بلاغت، 1415‌ق؛ کشف‌الاسرار، میبدى (م.‌520‌ق.)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، 1361‌ش؛ کیف نتعامل مع القرآن العظیم، القرضاوى، قاهرة، دارالشروق، 1419‌ق؛ لسان العرب، ابن منظور (م.‌711‌ق.)، به کوشش على شیرى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1408‌ق؛ مجمع البیان، الطبرسى (م.‌548‌ق.)، بیروت، دارالمعرفة، 1406‌ق؛ مجمع الزوائد، الهیثمى (م.‌807‌ق.)، به کوشش العراقى و ابن حجر، بیروت، دارالکتاب العربى، 1402‌ق؛ المحجة البیضاء، الفیض الکاشانى (م.‌1091‌ق.)، به کوشش غفارى، قم، نشر اسلامى؛ مدارک الاحکام، سید محمد بن على الموسوى العاملى (م.‌1009‌ق.)، قم، آل البیت(علیهم السلام)لاحیاء التراث، 1410‌ق؛ المصباح المنیر، الفیومى (م.‌770‌ق.)، قم، دارالهجرة، 1405‌ق؛ معجم علوم القرآن، ابراهیم محمد الجرمى، دمشق، دارالقلم، 1422‌ق؛ مفتاح الکرامه، سید محمد جواد العاملى (م.‌1226‌ق.)، به کوشش مروارید، بیروت، فقه الشیعه، 1418‌ق؛ مفردات، الراغب (م.‌425‌ق.)، به کوشش صفوان داوودى، دمشق، دارالقلم، 1412‌ق؛ المیزان، الطباطبایى (م.‌1402‌ق.)، بیروت، اعلمى، 1393‌ق؛ نامه مفید (فصلنامه)، قم، دانشگاه مفید؛ النشر فى القراءات العشر، ابن الجزى (م.‌833‌ق.)، به کوشش على محمد، مصر، المکتبة التجاریة الکبرى؛ النکت والعیون، الماوردى (م.‌450‌ق.)، بیروت، دارالکتب‌العلمیة، 1412‌ق؛ الوسیط فى تفسیر القرآن المجید، الواحدى (م.‌468‌ق.)، به کوشش عادل احمد و دیگران، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415‌ق.

پی نوشت:
[1]. مفردات، ص‌341، «رتل».
[2]. لسان العرب، ج‌5، ص‌132؛ القاموس المحیط، ج‌2، ص‌1327؛ الصحاح، ج‌4، ص‌1704، «رتل».
[3]. القاموس المحیط، ج‌2، ص‌1327.
[4]. ترتیب‌العین، ص300؛ لسان‌العرب، ج‌5، ص‌132 ـ 133، «رتل».
[5]. مفردات، ص341؛ لسان العرب، ج‌5، ص‌132؛ المصباح، ص‌218، «رتل».
[6]. جامع البیان، ج‌19، ص‌15؛ الکشاف، ج‌3، ص‌279؛ مجمع البیان، ج‌7، ص‌266.
[7]. التفسیر الکبیر، ص‌196 ـ 197.
[8]. جامع‌البیان، ج19، ص15؛ التحریر والتنویر، ج19، ص‌20.
[9]. تفسیر ماوردى، ج4، ص144؛ البحرالمحیط، ج8،ص104.
[10]. جامع‌البیان، ج15، ص222؛ مجمع‌البیان، ج6، ص‌687‌.
[11]. التبیان، ج‌7، ص‌488؛ مجمع‌البیان، ج‌10، ص‌569؛ روح‌المعانى، ج‌29، ص‌179.
[12]. الکشاف، ج‌4، ص‌637‌.
[13]. تفسیر ماوردى، ج‌6‌، ص‌126؛ مجمع‌البیان، ج‌10، ص‌569.
[14]. روض الجنان، ج‌20، ص‌6‌.
[15]. مدارک الاحکام، ج‌3، ص‌361؛ جواهرالکلام، ج‌9، ص‌392.
[16]. کشف‌الاسرار، ج‌10، ص‌266.
[17]. مجمع البیان، ج‌10، ص‌569.
[18]. التبیان، ج‌10، ص‌162؛ التفسیر الکبیر، ج‌30، ص‌173؛ النشر، ج‌1، ص‌207.
[19]. تذکرة الفقهاء، ج‌3، ص‌157.
[20]. المیزان، ج‌20، ص‌61‌.
[21]. تفسیر قرطبى، ج‌19، ص‌26؛ البرهان فى علوم‌القرآن، ج‌2، ص‌82‌.
[22]. تفسیر قرطبى، ج‌19، ص‌26.
[23]. التفسیر الکبیر، ج‌30، ص‌173 ـ 174.
[24]. الکافى، ج‌2، ص‌614‌؛ مجمع البیان، ج‌10، ص‌569؛ الصافى، ج‌1، ص‌71.
[25]. الصافى، ج‌1، ص‌71.
[26]. الاتقان، ج‌1، ص‌180؛ التمهید فى علم التجوید، ص‌48.
[27]. مجمع البیان، ج‌10، ص‌569؛ بحارالانوار، ج‌89‌، ص‌216.
[28]. مجمع‌البیان، ج‌10، ص‌569؛ بحارالانوار، ج‌89‌، ص‌191.
[29]. ریاض المسائل، ج‌8‌، ص‌64‌.
[30]. صحیح البخارى، ج‌8‌، ص‌269.
[31]. الکافى، ج‌2، ص‌615 ـ 616‌؛ السرائر، ج‌3، ص‌604‌؛ بحارالانوار، ج‌82‌، ص‌82‌.
[32]. بحارالانوار، ج‌89‌، ص‌194.
[33]. الکافى، ج‌2، ص‌616‌.
[34]. همان، ص‌614‌؛ فضائل القرآن، ص‌70؛ جامع‌الاخبار، ص‌48.
[35]. مجمع‌البیان، ج‌1، ص‌86‌؛ تفسیر قرطبى، ج‌1، ص‌12؛ التبیان فى آداب حملة القرآن، ص‌90 ـ 91.
[36]. فیض‌القدیر، ج2، ص‌529؛ مجمع الزوائد، ج‌7، ص‌170.
[37]. النشر، ج‌1، ص‌205 - 208؛ حق التلاوه، ص‌61 - 63‌؛ فن‌الترتیل، ج‌1، ص‌129.
[38]. النشر، ج‌1، ص‌205.
[39]. معجم علوم القرآن، ص‌265.
[40]. همان، ص‌266؛ النشر، ج‌1، ص‌207.
[41]. فن الترتیل، ج‌1، ص‌129؛ معجم علوم القرآن، ص‌89، 266.
[42]. بغیة المرید، ص‌78 ـ 79؛ روضة الذاکرین، ص‌26.
[43]. النشر، ج‌1، ص‌209.
[44]. نامه مفید، ش 1، ص‌71 ـ 72، «انواع قرائت قرآن».
[45]. همان، ص‌71.
[46]. بغیة المرید، ص‌78 ـ 79.
[47]. الاتقان، ج‌1، ص‌229؛ بحارالانوار، ج‌81‌، ص‌188؛ مفتاح‌الکرامه، ج‌4، ص‌701، 703؛ المنیر، ج‌29، ص‌192.
[48]. التبیان فى آداب حملة القرآن، ص‌72.
[49]. کیف نتعامل مع القرآن، ص‌159؛ المنیر، ج‌29، ص‌196.
[50]. النشر، ج‌1، ص‌208 ـ 209؛ صحیح مسلم، ج‌6‌، ص‌105.
[51]. النشر، ج‌1، ص‌209؛ الصافى، ج‌1، ص‌70 - 73؛ روضة‌الذاکرین، ص‌28 ـ 29.
[52]. النشر، ج‌1، ص‌209؛ افادات من القرآن والقراءات، ص‌66‌.
[53]. احیاء علوم الدین، ج‌3، ص‌114.
[54]. النشر، ج‌1، ص‌208؛ فتح‌المجید، ص‌28.
[55]. فیض القدیر، ج‌5، ص‌102؛ النشر، ج‌1، ص‌208.
[56]. المحجة البیضاء، ج‌2، ص‌237.
[57]. تحف العقول، ص‌204.
[58]. الوسیط، ج‌4، ص‌372؛ جوامع الجامع، ج‌4، ص‌383.
[59]. التفسیر الکبیر، ج‌30، ص‌173 ـ 174؛ المحجة البیضاء، ج‌2، ص‌237.
[60]. صحیح‌البخارى، ج‌6، ص‌139؛ الکافى، ج‌2، ص‌617‌؛ فضائل القرآن العظیم، ص‌58.
[61]. التحریر والتنویر، ج‌29، ص‌260؛ افادات من القرآن والقراءات، ص‌66‌.
[62]. احیاء علوم الدین، ج‌3، ص‌114؛ المحجة البیضاء، ج‌2، ص‌237.

منبع:
- http://www.maarefquran.com نوشته محمد رضا شهیدى و بخش علوم قرآنى