چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
بر خط: 1451
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

4425 بازدید

تا کنون تعاریف متعددى از آزادى سیاسى ارائه شده است که در اینجا ضمن اشاره به برخى از آنها، به اختصار عناصر و مصادیق آزادى سیاسى را نیز بیان مى کنیم:
1 ـ منظور از آزادى سیاسى، به طور ساده عبارت از آزادى انجام دادن انواع کارهاى مختلفى است که حکومت مردمى اقتضا مى کند. این کارها اصولا شامل آزادى استفاده از ابزارهایى است که از طریق آنها، شهروند بتواند صداى خود را به گوش دیگران برساند و در حکومت تإثیر عملى داشته باشد. (1)
2ـ آزادى سیاسى، یعنى اینکه فرد بتواند در زندگى سیاسى و اجتماعى کشور خود، از راه انتخاب زمامداران و مقامات سیاسى شرکت جوید و به تصدى مشاغل عمومى و سیاسى و اجتماعى کشور نایل آمده و یا در مجامع، آزادانه، عقاید و افکار خود را به نحو مقتضى ابراز نماید. (2)
3ـ آزادیهاى سیاسى، مجموعه امتیازاتى است که اهالى کشور براى مشارکت در حیات سیاسى جامعه بدان نیاز دارند. این امتیازات به صورت حقوق مدنى (حق راى، حق داوطلبى و حق عضویت در احزاب سیاسى) و حقوق سیاسى (آزادى رقابت اندیشه ها، آزادى انتخابات و آزادى تعیین زمامداران) متظاهر مى شود. (3)
4ـ آزادى سیاسى، قسمتى از حقوق افراد است که به موجب آن، مى توانند حق حاکمیت داشته باشند؛ خواه بطور مستقیم و خواه از طریق انتخاب نمایندگان. (4)
5ـ آزادیهاى عمومى، آزادیهایى است که به عنوان وسیله اى براى مقاومت مردم در برابر تجاوزهاى دولت تلقى مى شود. با تضمین این آزادیها، دولت نمى تواند به حقوق افراد تجاوز کند و در صورت تجاوز، مردم با استفاده از این حقوق به مقاومت بر مى خیزند. (5)
6ـ آزادى سیاسى، آزادى فرد در صحنه سیاست و به بیان دیگر، فقدان، فشار سیاسى است. (6)
اگرچه تعاریف مذکور متفاوت است؛ اما مى توان با دقت در این تعاریف، عناصر مشترک آزادى سیاسى را بیان کرد. مهمترین عناصر آزادى سیاسى عبارتند از:
1) اعمال حق حاکمیت؛ 2) زمینه سازى مشارکت فعال سیاسى در جامعه.
آزادى سیاسى از سویى، اعمال حق حاکمیت مردمى بوده و از سوى دیگر، زمینه ساز مشارکت سیاسى مردم در جامعه و تإثیر گذارى آنان در حیات سیاسى جامعه است. مردم در جامعه با دارا بودن آزادى سیاسى مى توانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم حق حاکمیت خود را اعمال نمایند. از طرف دیگر، مردم از راه انتخاب زمامداران و از طریق شرکت در مجامع، مى توانند در زندگى سیاسى خود شرکت جویند. آزادى سیاسى، وصف فرد در جامعه است که این حالت، در صورتى رخ مى دهد که فرد بتواند در جامعه به ایفاى نقش پرداخته و در مسایل سیاسى کشور خود تإثیر گذار باشد. علاوه بر این، شاید بتوان در مفهوم آزادى سیاسى، عنصر دیگرى را نیز بیان کرد. این عنصر، عبارت است از فقدان فشار و اجبار سیاسى سوى حکمرانان در جامعه. آزادى سیاسى در صورتى تحقق پیدا مى کند که این امتیازات از سوى حکومت به افراد داده شده و زمینه حضور و مشارکت آنها فراهم شود. بدیهى است، در صورتى که حکومت این امتیازات را به رسمیت نشناسد، دیگر آزادى سیاسى تحقق پیدا نمى کند. بر این اساس، مى توان گفت که آزادى سیاسى از دو عنصر محتوایى اعمال حق حاکمیت و مشارکت سیاسى مردم در جامعه و یک عنصر صورى و فعلى؛ یعنى فقدان فشار سیاسى بر خور دار است. به عبارت دیگر، مفهوم آزادى سیاسى متشکل از دو عنصر مذکور است و تحقق این مفهوم در جامعه، مشروط به فقدان فشار سیاسى در آن جامعه است.
با توجه به آنچه که گذشت، مى توان آزادى سیاسى را به اختصار اینگونه تعریف کرد:
آزادى سیاسى عبارت است از آزادى فرد در جامعه سیاسى در اثر فقدان فشار سیاسى در جامعه، به منظور اعمال حق حاکمیت مردمى و مشارکت فعال سیاسى در جامعه.

مصادیق آزادى سیاسى
منظور از مصادیق آزادى سیاسى، اقسامى از آزادى سیاسى است که بتواند حقوق اساسى مردم را تضمین نموده و در برابر تجاوزهاى دولت، از آنها محافظت نماید:
((مهمترین اقسام این آزادیها عبارت است از: آزادى مطبوعات و بیان، آزادى تشکیل حزب و جمعیت، آزادى تظاهرات، آزادى تشکیل سندیکاها و اتحادیه هاى صنفى، آزادى انتشار کتاب)). (7)
درباره مصادیق آزادى سیاسى، تعابیر متفاوتى وجود دارد که به نظر مى رسد، بتوان گفت که منظور از آنها، مواردى است که بتوان در ظرف فقدان فشار سیاسى، حق حاکمیت مردمى را تضمین کرده و زمینه مشارکت فعال سیاسى مردم را در جامعه فراهم نماید. بر این اساس مصادیق آزادى سیاسى، آزادیهایى است که هر چند ماهیتا ممکن است سیاسى نباشد؛ اما برآورده کننده حق حاکمیت مردمى و مشارکت سیاسى باشد. بنابر این، آزادیهاى سیاسى هم شامل برخى حقوق مدنى وهم برخى حقوق سیاسى است. حقوقى که بتواند از سویى، زمینه اعمال حق حاکمیت مردمى و مشارکت سیاسى آنها را فراهم نموده و از سوى دیگر، از حقوق مردم در برابر حکومت محافظت نماید. بر این اساس، برخى از مهمترین مصادیق و اقسام آزادى سیاسى عبارتند از:
1. آزادى تعیین سرنوشت و راى؛ 2. آزادى بیان؛ 3. آزادى مطبوعات؛ 4. آزادى عقیده و مذهب؛ 5. آزادى احزاب و اجتماعات.

قلمرو آزادى سیاسى
آزادى سیاسى نیز همچون سایر مقوله ها، قابل تضییق و توسعه است. سعه و ضیق این مفهوم به دو عامل اساسى بستگى دارد؛ قانون اساسى و میزان اعمال قدرت حاکمان. مهمترین عاملى که قلمرو دامنه آزادى سیاسى را معین مى کند، قانون اساسى یک کشور است. قانون اساسى به عنوان مهمترین منبع تبیین کننده آزادى سیاسى، حقوق مدنى و اساسى انسانها را بیان کرده و دامنه آزادى سیاسى شهروندان را معین مى کند. بر این اساس، مهمترین راه شناخت آزادیهاى سیاسى و قلمرو آن در جامعه، قانون اساسى است. هرچند که قانون اساسى در تعیین قلمرو آزادى سیاسى نقش اساسى دارد؛ اما تنها عامل نیست. در کنار قانون اساسى عامل دیگرى که به ویژه در عمل و رفتارهاى سیاسى اجتماعى شهروندان نقش تعیین کننده اى در سعه و ضیق آزادى سیاسى دارد، میزان اعمال قدرت حاکمان است:
((حکمرانان، تنها محدودکنندگان آزادى سیاسى مردمند و سعه و ضیق دایره آن، بسته به میزان اعمال قدرت آنان مى باشد، اگر قدرتمندان سیاسى، مردم را در مواجهه و مقابله با خود رها کنند، آزادى سیاسى به طور مطلق برقرار مى شود و اگر به تضییق این دایره بپردازند، آزادى سیاسى محدود مى شود)). (8)
بنابراین، قانون اساسى مهمترین عامل تبیین کننده محدوده و قلمرو آزادى سیاسى در مقام نظر، و قدرت حاکمان و میزان اعمال آن در جامعه، مهمترین عامل تبیین کننده محدوده و قلمرو آزادى سیاسى در مقام عمل است.

پى نوشت ها:
1. کارل کوهن، دموکراسى، ترجمه فریبرز مجیدى، انتشارات خوارزمى، تهران، ص 184.
2. منوچهر طباطبائى موتمنى، آزادیهاى عمومى و حقوق بشر، دانشگاه تهران، 1370، ص96.
3. سید محمد هاشمى، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ایران، دانشگاه شهید بهشتى، تهران، 1374، ج1، ص169.
4. محمد جعفر جعفرى لنگرودى، ترمینولوژى حقوق، ابن سینا، بنیاد راستاد، تهران، 1363، ص31.
5. مصطفى رحیمى، قانون اساسى ایران و اصول دموکراسى، امیرکبیر، تهران، 1357، ص190.
6. مهدى منتظر قائم، آزادى سیاسى، حکومت اسلامى، سال دوم، شماره اول، ص100.
7. مصطفى رحیمى، پیشین.
8. مهدى منتظر قائم، پیشین.

● منبع: میراحمدى، منصور. «درآمدى بر آزادى هاى سیاسى از دیدگاه امام خمینى(ره)». علوم سیاسی، شماره 5 (تابستان 1378)



مطالب

تعداد: 1

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر