پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 2364
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

36681 بازدید

سید روح الله موسوی خمینی
امام خمینی


پیشینه تاریخی
سال 1320 ه. ق از نیمه می گذشت خیانت و سر سپردگی سلاطین قاجار و همزمانی آن با دخالتهای آشکار دولت انگلیس و روسیه تزاری در ایران دردناکترین شرایط را پدید آورده بود.بخشهای وسیعی از خاک میهن اسلامی طی قراردادهای ننگین به بیگانگان واگذار شده و در داخل کشور نیز ناامنی و بی عدالتی و فساد حکومت بیداد می کرد. فتوای روحانی بزرگ و مجاهد آیت الله العظمی شیرازی در نهضت تنباکو و فریادهای اصلاح طلبانه سید جمال الدین اسدآبادی و قیامهای علما در ایران و نجف علیه استعمار انگلیس، اقتدار روحانیت اسلام را آشکار ساخته بود. دولت بریتانیا کانون خطر را شناخته بود از این رو موجی از روحانیت ستیزی و سیاست زدائی از دین، با انواع شیوه ها به راه افتاد و در این میان فراماسونرها و غربزدگان نوظهور تحت لوای روشنفکری آتش بیار این معرکه در داخل کشور بودند. مظفرالدین شاه قاجار نیز که پایگاهی برای خود در مردمش نمی دید چشم امید به دربار روس و انگلیس دوخته بود.

از ولادت تا هجرت به قم
در چنان شرایطی در روز بیستم جمادی الثانی 1320 ه. ق مطابق با 30 شهریور 1281 ه. ش (24 سپتامبر 1902 م) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام ا... علیها روح ا... الموسوی الخمینی تولد یافت. کسی که سالها بعد، مسیر تاریخ ایران و اسلام را عوض کرد.
پدر ایشان آیت ا... مصطفی موسوی – از معاصرین مرحوم آیت ا... میرزای شیرازی – بود که پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجاء مردم و هادی آنان در امور دینی بود هنوز بیش از پنج ماه از ولادت «روح ا...» نمی گذشت که طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت ایشان را که در مقابل زورگوئی هایشان به مقاومت برخاسته بود به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دارالحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
بدین ترتیب روح ا... دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش (بانو هاجر) که خود از نوادگان آیت ا... خوانساری (صاحب زبده التصانیف) بود و همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) سپری کرد. اگرچه در سن 15 سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.
حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه نظیر(آقا میرزا محمود افتخار العلماء، میرزا رضا نجفی خمینی، شیخ علی محمد بروجردی، آقاشیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت ا... سید مرتضی پسندیده) فرا گرفت و در سال 1298 ه. ش عازم حوزه علمیه اراک شد.

تحصیل و تدریس
اندکی پس از هجرت آیت ا... العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی – رحمه ا... علیه (نوروز 1300 ه. ش و رجب المرجب 1340 ه. ق) امام خمینی (س) نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را طی کرد که می توان از فرا گرفتن تتمه مباحث کتاب مطول (در علم معانی و بیان) نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی ادیب تهرانی، تکمیل دروس سطح نزد مرحوم آیت ا... سید محمد تقی خوانساری و بیشتر نزد مرحوم آیت ا... سید علی یثربی کاشانی و دروس خارج فقه و اصول نزد آیت ا... حایری یزدی – رض – نام برد.
ایشان همزمان با فراگیری فقه و اصول، به یادگیری ریاضیات، هیئت و فلسفه نزد مرحوم حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم میرزا علی اکبر حکمی یزدی پرداخت. عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی و اخلاق و عرفان را نزد مرحوم آیت ا... میرزا جواد ملکی تبریزی و عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیت ا... آقا میرزا محمد علی شاه آبادی – اعلی ا... مقاماتهم – فرا گرفت.
پس از رحلت آیت ا... العظمی حایری یزدی با تلاش امام خمینی (س) و جمعی دیگر از مجتهدین، آیت ا... العظمی بروجردی – رض – به عنوان زعیم حوزه علمیه، عازم قم گردید. در این زمان، امام خمینی (س) به عنوان یکی از مدرسین و مجتهدین صاحب رأی در فقه، اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته می شد. حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مسجد حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و... همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجد شیخ اعظم انصاری (ره) معارف اهل بیت وفقه را در عالی ترین سطوح تدریس نمود. در نجف بود که برای نخستین بار مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درسهای ولایت فقیه بازگو نمود. از برکات سالها تدریس امام خمینی (س) تربیت صدها و بلکه به اعتبار مدت طولانی – هزاران عالم و فرزانه ای بوده است که هر یک روشنی بخش حوزه های دینیه و راهبر مصادر امور انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بشمار می روند.

مبارزات
مبارزات ایشان از نوجوانی و با مقابله با برخی خوانین و اشرار ستمگر که در پناه حکومت مرکزی به غارت اموال و نوامیس مردم می پرداختند، آغاز و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است.
کودتای رضاخان در سوم اسفند 1299 شمسی که بنا بر گواهی اسناد بوسیله انگلیسها حمایت و سازماندهی شده بود. دیکتاتوری پدید آورد که سیاست داخلی آن بر سه اصل «حکومت خشن نظامی و پلیسی»، «مبارزه همه جانبه با مذهب و روحانیت» و «غرب زدگی» پایه ریزی شده بود و در تمام دوران سلطنتش استمرار داشت.
در چنین شرایطی روحانیت ایران برای دفاع از اسلام و حفظ موجودیت خویش به تکاپو افتاد. آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری به دعوت علمای وقت قم از اراک به این شهر هجرت کرد، اندکی پس از آن هم
امام خمینی (س) با هجرت به قم عملاً در تحکیم موقعیت حوزه نو تأسیس قم مشارکتی فعال داشت.
رضا خان علاوه بر انواع تضییقات برای روحانیون، طی دستور العملهای رسمی مجالس روضه و خطابه های مذهبی را تعطیل کرد. تدریس امور دینی و قرآن در مدارس و اقامه نماز جماعت را ممنوع و زمزمه های کشف حجاب بانوان مسلمان ایرانی را آغاز کرد، روحانیت متعهد ایران نخستین قشری بود که با آگاهی از اهداف پشت پرده به مخالفت و اعتراض برخاست. امام خمینی (س) علاقه خاصی به پیگیری مسایل سیاسی و اجتماعی داشت و بر همین اساس با حضور در متن جریان از نزدیک با مسائل مبارزه و چگونگی ستیز روحانیت و رضا خان آشنا می شد در این میان مبارزات روحانی مجاهد آیت الله مدرس تأثیر خود را بر روح پرشور امام بر جای می نهاد.
هنگامی که رضاخان برای از هم پاشیدن حوزه علمیه قم فرمان برگزاری امتحانات دولتی برای روحانیون را صادر کرد امام خمینی (س) به افشای اهداف پشت پرده و مخالفت با آن برخاست. متاسفانه در این ایام روحانیت ایران در پی تبلیغات وسیع رسانه های دولتی و شرایط پیش آمده بعد از نهضت مشروطیت دچار انزواگرایی شده بود به گونه ای که تدریس و تدرس رشته هائی چون عرفان و فلسفه از سوی بعضی کج اندیشان و راحت طلبان مقدس مآب مهجور و مطرود معرفی شد و امام خمینی (س) ناگزیر به تغییر مکان درس وتدریس در خفا گردید. محصول این تلاشها پرورش شخصیتهائی چون علامه آیت ا... مطهری بود. پس از رحلت آیت ا... العظمی حایری (10 بهمن 1315 ه. ش) حوزه علمیه قم را خطر انحلال تهدید می کرد. علمای متعهد به چاره جوئی پرداختند. شخص امام در دعوت از آیت ا... بروجردی برای هجرت به قم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حوزه مجدانه تلاش کرد ایشان که دریافته بود تنها نقطه امید به رهائی در بیداری حوزه های علمیه و پیش از آن تضمین حیات حوزه ها و ارتباط معنوی مردم با روحانیت می باشد. در تعقیب هدفهای ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساسی ساختار حوزه علمیه را با همکاری آیت ا... مرتضی حایری تهیه و به آیت ا... بروجردی پیشنهاد کرد که البته تلاش همان خناسان و مقدس مآبها مانع اجرای این طرح شد.
در شهریور 1320 کشور ایران در جریان جنگ جهانی دوم به اشغال قوای متجاوز متفقین در آمد رضا شاه با همه ادعاهایش ذلیلانه از تخت سلطنت به زیر کشیده شد و از کشور اخراج گردید. فرمان سلطنت از سفارت انگلیس و با چراغ سبز روسها به نام محمدرضا پهلوی صادر گردید. امام خمینی (س) اینک فرصت را مغتنم شمرد و با تدوین و انتشار کتاب کشف الاسرار (1322 ه. ش) فجایع سلطنت 20 ساله پهلوی را افشا کرد و با دفاع از اسلام و روحانیت و پاسخگوئی به شبهات و هجمه های منحرفین پرداخت و در همین کتاب ایده حکومت اسلامی و ضرورت قیام برای تشکیل آن را مطرح ساخت. سال بعد نخستین بیانیه سیاسی حضرت امام خمینی که در آن آشکارا علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فراخوانده بود صادر شد که انگیزه و انتشار آن بیدارباشی برای طلاب جوان بود و بدین ترتیب به تدریج حلقه ای از یاران همفکر در جمع شاگردان امام شکل گرفت. بنابه اسناد و خاطرات موجود حضرت امام خمینی (س) در تمام دوران زعامت آیت ا... بروجردی (ره) سعی خویش را مصروف حمایت از اقتدار مرجعیت، انتقال اطلاعات سیاسی و هشدارهای به موقع، جلوگیری از نفوذ عناصر کج فهم و در همین حال ارتباط با عناصر سیاسی موجه در تهران نظیر آیت ا... کاشانی و پیگیری مستمر مذاکرات مجلس شورای ملی و نشریات معتبر وقت می کرده و تحولات جاری را به دقت زیر نظر داشته اند.
در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس، آیت ا... کاشانی از سوی مردم تهران انتخاب گردید و همکاری ائتلاف جناح روحانی آیت ا... کاشانی با جبهه ملی کفه را به نفع طرفداران نهضت ملی شدن صنعت نفت و به زیان شاه سنگین کرد. دکتر مصدق رهبر جبهه ملی با بهره مندی از همین حمایتها به صدارت رسید. قیام 30 تیر 1331 در تهران شکل گرفت و ایران پیروزی ملی شدن صنعت نفت را جشن گرفت ولی بزودی ناسازگاری در جبهه ائتلاف رخ نمود و اختلافات بین فدائیان اسلام و آیت ا... کاشانی و رهبران جبهه ملی تا مرز رویاروئی توسعه یافت. فقدان رهبری واحد، نفوذ عناصر ناصالح و نبود اهداف مشترک سیاسی و فرهنگی از جمله موانعی بود که صرف نظر از تحرکات آمریکا و فشارهای خارجی ادامه مسیر نهضت را ناممکن ساخت. آنچه از مجموعه پیامها و سخنرانی های بعدی امام خمینی (س) استنباط می شود این است که آن حضرت از ابتدا بر ناپایداری ائتلاف پیش آمده واقف بود.
سرانجام کودتای 28 مرداد بوقوع پیوست. فدائیان اسلام دست از مبارزه نکشیدند ولی دو سال بعد رهبران آن در دی ماه سال 1334 پس از محاکمه به جوخه اعدام سپرده شدند و تلاشهای امام خمینی (س) و دیگر علما در جلوگیری از اعدام آنان به نتیجه نرسید. شاه و دربار او بعد از کودتا در شرایطی متفاوت با دوره قبل بطور کامل در اختیار آمریکا قرار گرفتند و دولت انگلیس جای خود را به آمریکا داد. بافت اجتماعی و اقتصاد سنتی کشاورزی ایران مانعی عمده برای اصلاحات آمریکا در ایران به حساب می آمدند و طرح اصلاحات ارضی گامی آزمایشی برای تغییر این شرایط بر زمینه سازی برای تصویب اصول انقلاب سفید شاه بود.
دهم فروردین سال 1340 آیت ا... العظمی بروجردی رحلت کرد و امام خمینی (س) پس از رحلت ایشان، علی رغم استقبال حوزه علمیه و مردم همچون ادوار گذشته زندگی خویش کوچکترین قدمی برای مرجعیت خود برنداشت. این در حالی بود که تحریر فتوای امام خمینی (س) برتمام ابواب کتاب عروه الوثقی 5 سال قبل از رحلت آیت ا... بروجردی پایان یافته بود و در همین سالها نیز حاشیه امام خمینی (س) بر کتاب وسیله النجاه – بعنوان رساله عملیه – نگارش یافته بود.
پس از رحلت آیت ا... بروجردی، رژیم شاه شتاب بیشتری به اصلاحات مورد نظر آمریکا داد و همزمان کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایران منتقل کند. لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهائی در مصادر کشور انتخاب شده بود به تصویب کابینه اسداله علم رسید (16 مهر 1431) امام خمینی (س) به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر دست به اعتراضات همه جانبه زدند که موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. رژیم شاه ابتدا دست به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت زد ولی دامنه قیام رو به فزونی نهاد در برخی شهرها بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یکماه و نیم پس از آغاز ماجرا، دولت یک گام عقب نشست و با ارسال پاسخ مکتوب شاه و نخست وزیر در صدد توجیه و دلجوئی ا ز علما برآمد. اما امام خمینی (س) سرسختانه مخالفت کرد ایشان معتقد بود که دولت می بایست رسماً لایحه را لغو کند و خبر آنرا انتشار دهد. سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت مصوبه قبلی را لغو و خبر آنرا به علما ء اطلاع داد. امام خمینی (س) لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و بر ادامه قیام تأکید ورزید فردای آنروز خبر لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی خود را پس از ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند.
با وجود شکست شاه در ماجرای انجمن ها، فشار آمریکا برای انجام اصلاحات مورد نظر ادامه یافت. شاه در دیماه 1341 ه. ش اصول شش گانه اصلاحات خویش را برشمرد و خواستار رفراندم شد. امام خمینی (س) بار دیگر مراجع و علمای قم را به نشست و چاره جویی و قیام دوباره فرا خواند و سرانجام بر اثر اصرار و مقاومت ایشان در مقابل برخی محافظه کاران قرار شد مراجع و علماء مخالفت با رفراندم را صریحاً اعلام و شرکت در آنرا تحریم کنند. حضرت امام خمینی (س) بیانیه ای کوبنده صادر کرد و متعاقب آن بازار تهران تعطیل شد و مأمورین پلیس به تجمع مردم حمله بردند در آستانه رفراندم تحمیلی ابعاد مخالفت مردمی فزونی گرفت. رفراندم غیر قانونی در شرایطی که به جزکارگزاران رژیم کسی دیگر در آن شرکت نداشت برگزار شد. امام خمینی (س) با سخنرانیها و بیانیه های خویش همچنان به افشاگری دست می زد از آن جمله می توان به اعلامیه 9 امضائی اشاره کرد که در آن ضمن برشماری اقدامات خلاف قانون اساسی شاه و دولت، سقوط کشاورزی و استقلال کشور و ترویج فساد و فحشاء بعنوان نتایج قطعی اصلاحات شاهانه پیش بینی شده بود. با پیشنهاد امام خمینی (س) عید باستانی نوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه امام خمینی (س) از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسوئی شاه با اهداف آمریکا و اسرائیل افشا شد. شاه که برای انجام اصلاحات آمریکا به مقامات واشنگتن اطمینان داده بود، تصمیم به سرکوبی قیام داشت برای همین مأمورین مسلح رژیم در روز دوم فروردین که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بود اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را برهم زدند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند. در پی این حوادث منزل امام خمینی (س) در قم هر روز شاهد حضور مردم انقلابی بود که برای حمایت از علماء و دیدن آثار جنایت رژیم به قم می آمدند. امام خمینی (س) در اجتماع مردم بی پروا از شخص شاه بعنوان عامل اصلی جنایات و هم پیمان با اسرائیل یاد میکرد و مردم را به قیام فرا می خواند.
در 14 فروردین 1342 آیت ا... العظمی حکیم طی تلگرافی به علما خواستار هجرت آنان به نجف شد. این پیشنهاد که برای حفظ جان و کیان حوزه ها مطرح شده بود با خشم رژیم شاه از جانبداری علمای نجف و کربلا از قیام علمای ایران مواجه شد حضرت امام خمینی (س) بدون اعتناء به تهدید رژیم پاسخ تلگراف آیت ا... حکیم را ارسال نمود و در آن تأکید کرد که هجرت علماء و خالی کردن حوزه علمیه قم به مصلحت نیست.
امام خمینی (س) در پیامی (تاریخ 12 /2/1342) به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه در همراهی علماء و ملت ایران در رویاروئی سران ممالک اسلامی و دول عربی با اسرائیل غاصب تأکید ورزید و پیمانهای شاه واسرائیل را محکوم کرد و بدین ترتیب در آغاز قیام خویش نشان داد که نهضت اسلامی در ایران از مصالح امت اسلامی جدا نیست و محدود به مرزهای جغرافیائی ایران نیست.

قیام 15 خرداد
ماه محرم 1342 که مصادف با خرداد بود فرارسید. روز عاشورا جمعیت صد هزار نفری در تهران با در دست داشتن عکسهائی از امام به تظاهرات علیه رژیم شاه پرداختند. عصر همان روز (13 خرداد) امام خمینی (س) نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود در مدرسه فیضیه قم ایراد کرد. بخش عمده ای از سخنان ایشان به نتایج زیان بار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسرائیل اختصاص داشت بار دیگر فرمان خاموش کردن صدای قیام صادر شد. نخست جمع زیادی از یاران امام دستگیر و خود ایشان نیز در سحر گاه 14 خرداد در حالیکه مشغول نماز شب بودند دستگیر شدند و غروب آنروز به زندان قصر تهران منتقل شدند.با انتشار خبر دستگیری امام در شهر قم سیل جمعیت با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی منزل قائد خویش به حرکت در آمدند و در کنار حرم حضرت معصومه به رگبار نیروهای نظامی شاه بسته شدند. در صبحگاه 15 خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، شیراز، مشهد و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آمد. امام خمینی (س) پس از 19 روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد. ایشان در حبس از پاسخ گفتن به سوالات بازجویان با اعلام اینکه هیئت حاکمه ایران و قوه قضائیه آنرا غیر قانونی می داند، اجتناب ورزید. پس از دستگیری امام خمینی (س) اعتراضات گسترده ای از سوی روحانیت و اقشار مختلف مردم در سراسر کشورآغاز و خواستار آزادی رهبر خویش شدند، شاه نیز که در صدد عادی جلوه دادن اوضاع بود در 11 مرداد 1342 امام را به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی در منطقه داوودیه تهران منتقل کرد.و به دنبال آن خبرهای جعلی مبنی بر تفاهم مراجع تقلید با مقامات دولتی منتشر ساخت که با مخالفت شدید علمای وقت مواجه گردید.
سرانجام رژیم شاه با این تصور که شدت امر در ماجرای 15 خرداد مردم را متنبه و وادار به سکوت کرده در شامگاه 18 فروردین 43 بدون اطلاع قبلی امام خمینی (س) را آزاد و به قم منتقل ساخت. سه روز از آزادی امام نمی گذشت که ایشان طی سخنرانی دیگری به تفصیل ابعاد قیام 15 خرداد پرداختند و هر گونه تفاهم با رژیم را رد کردند ایشان در این سخنرانی بار دیگر علیه روابط پنهانی شاه و اسرائیل افشاگری کردند و بدین ترتیب مهر بطلانی بر همه تصورات و تبلیغات رژیم زدند.

نخستین بیانیه سیاسی حضرت امام خمینی
بسم الله الرحمن الرحیم
بخوانید و بکار ببندید
«قیام لله، یگانه راه اصلاح جهان»
قال الله تعالى: قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموالله مثنى و فرادا
خداى تعالى در این کلام شریف، از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهاى سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایى است که خداى عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه راپیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام براى خدا است که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه‏هاى گوناگون عالم طبیعت رهانده.
خلیل‏آسا در علم الیقین زن
نداى لا احب الافلین زن
قیام لله است که موسى کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو کشاند. قیام براى خدا است که خاتم النبیین صلى الله علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‏ها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنى رساند.بدبختى و تیره روزى ما به خاطر قیام براى منافع شخصى است خودخواهى و ترک قیام براى خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و شورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده.
قیام براى منافع شخصى است که روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه کرده. قیام براى نفس است که بیش از ده میلیون جمعیت‏شیعه را به طورى از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتى شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام براى شخص است که یک نفر مازندرانى بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونى چیره مى‏کند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام براى نفع شخصى است که الان هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده.قیام براى نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتى کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام براى خود است که موقوفات مدارس و محافل دینى را به رایگان تسلیم مشتى هرزه گرد بى‏شرف کرده و نفس از هیچ کس در نمى‏آید. قیام براى نفس است که چادر عفت را از سر زن‏هاى عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جارى است و کسى بر علیه آن سخن نمى‏گوید. قیام براى نفع‏هاى شخصى است که روزنامه‏ها که کالاى پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه‏ها را که از مغز خشک رضاخان بى‏شرف تراوش کرده تعقیب مى‏کنند و در میان توده پخش مى‏کنند. قیام براى خود است که مجال به بعضى از این وکلاى قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه مى‏خواهد بگوید و کسى نفس نکشد.
براى نجات دین از دست مشتى شهوتران قیام کنید هان‏اى روحانیین اسلامى!اى علماء ربانى!اى دانشمندان دیندار!اى گویندگان آئین دوست!اى دینداران خداخواه!اى خداخواهان حق پرست!اى حق پرستان شرافتمند!اى شرافتمندان وطنخواه!اى وطنخواهان با ناموس!موعظت‏خداى جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحى را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع‏هاى شخصى کرده تا به همه سعادت‏هاى دو جهان نایل شوید و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید.
«ان لله فى ایام دهرکم نفحاث الافتعرضوالها»
امروز روزى است که نسیم روحانى الهى وزیدن گرفته و براى قیام اصلاحى بهترین روز است، اگر مجال را از ست‏بدهید و قیام براى خدا نکنید و مراسم دینى را عودت ندهید، فرداست که مشتى هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آئین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خداى عالم چه عذرى دارید؟ همه دیدید کتاب‏هاى یک نفر تبریزى بى‏سر و پا را که تمام آئین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب روحى له الفداء آنهمه جسارت‏ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد.امروز چه عذرى در محکمه خدا دارید؟ این چه ضعف و بیچارگى است که شماها را فراگرفته؟اى آقاى محترم که این صفحات را جمع آورى نمودید و به نظر علماء بلاد و گویندگان رساندید، خوب است‏یک کتابى هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامى همراه کرده، از همه امضا مى‏گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت‏به دین جسارتى مى‏شد، همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام مى‏کردند. خوب است دیندارى را دست کم از بهائیان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه زندگى کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئى تعدى به او شود، براى او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بیدین از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بیدینى را آغاز کردند و به همین زودى بر شما تفرقه زده‏ها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود:
«و من یخرج من بیته مهاجرا الى الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره على الله»
11/شهر جمادى الاولى 1363
سید روح الله خمینى

هجرت
شاه تحت فشار آمریکا در انجام اصلاحات دیکته شده کاخ سفید مصمم بود. از این رو برداشتن موانع حقوقی و قانونی برای حضور نیروهای آمریکائی در ایران و تضمین امنیت آنها شرط اولیه بود. تصویب لایحه کاپیتولاسیون (مصونیت سیاسی و کنسولی اتباع آمریکائی در ایران) گامی مهم در این زمینه بود در این ماجرا نیز امام خمینی (س) برای انجام رسالت به قیامی دوباره برخاست. روز چهارم آبان که روز تولد شاه و برگزاری جشنهای فرمایشی به همین مناسبت بود به عنوان روز افشاگری از سوی امام خمینی (س) انتخاب شد. ایشان بی اعتنا به تهدیدها در جمع کثیری از روحانیون و مردم قم طی نطقی به محاکمه دخالتهای غیر قانونی هیئت حاکمه امریکا در کشور اسلامی ایران و افشای خیانتهای شاه پرداخت.این افشاگری، ایران را در آبان سال 43 در آستانه قیامی دوباره قرار داد. رژیم شاه با تجربه ای که از بازداشت امام خمینی (س) در داخل کشور داشت سرانجام تصمیم به تبعید ایشان به خارج کشور گرفت کماندوهای مسلح در سحرگاه 13 آبان امام را دستگیر و به ترکیه تبعید کردند با انتشار خبرتبعید امام موجی از اعتراضات جلوه گرشد. آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی نیز که در روز تبعید امام بازداشت شده بود پس از چندی در 13 دی ماه به ترکیه نزد پدر تبعید گردید. اقامت امام در ترکیه 11 ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بی سابقه ای بقایای مقاومت در ایران را در هم شکست و در غیاب امام خمینی دست به اصلاحات آمریکا پسند زد. حضرت امام خمینی (س) دراقامت اجباری در ترکیه تدوین کتاب بزرگ تحریرالوسیله را آغاز برای نخستین بار در آنروزها، احکام مربوط به جهاد، دفاع و امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان تکالیف شرعی مطرح ساختند.

تبعید امام خمینی (ره) از ترکیه به عراق
روز 13 مهر ماه 1344 حضرت امام خمینی (س) به همراه فرزندشان آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی از ترکیه به کشور عراق تبعید شدند. علل عمده این تغییر محل عبارت بود از: فشارهای مداوم جامعه مذهبی از داخل و خارج کشور، تلاش رژیم برای عادی جلوه دادن اوضاع، فشارهای جامعه مذهبی ترکیه و از همه مهمتر فضای ساکت و سیاست ستیز آن ایام در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد که به تصور شاه می توانست فعالیتهای امام خمینی (س) را محدود کند.
گفتگوی کوتاه امام با نماینده اعزامی عبدالسلام عارف رئیس جمهور عراق و رد پیشنهاد مصاحبه رادیو تلویزیونی از سوی امام از همان آغاز ثابت کرد که او شخصیتی نیست که اصالت مبارزه الهی خویش را وجه المصالحه رژیمهای حاکم بر بغداد و تهران قرار دهد. حضرت امام به منظور اصلاح و تغییر تدریجی شرایط در عراق و تربیت نسلی که پیام و آرمان او را دریابند، سلسله درسهای خارج فقه خویش را با وجود همه مخالفتها و کارشکنیها در مسجد شیخ انصاری نجف آغاز کرد. حوزه درسی ایشان که تا زمان هجرت به پاریس ادامه داشت همواره به عنوان یکی از برجسته ترین حوزه های درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیت شاگردان شناخته می شد.
با تبعید امام خمینی (س) و قلع و قمع شدید مخالفین، سیاه ترین دوران حکومت پلیسی شاه آغاز شد. در این سالها تلاش عمده ساواک به استناد اسناد و مدارک، بر قطع ارتباط امام با مقلدین و جلوگیری از پرداخت شهریه و وجوهات شرعی به ایشان متمرکز شده بود. در عین حال هدایت جریانات داخل دربار و حتی تعیین وزرا و امرای ارتش و تنظیم لوایح حساس دولتی نیز در سفارت آمریکا و در مواردی سفارت انگلیس صورت می گرفت. امام خمینی (س) در تمام دوران پس از تبعید، علی رغم دشورایهای پدید آمده، ارتباط خویش را با مبارزین حفظ نموده و آنان را در هر مناسبتی به پایداری در پیگری اهداف قیام 15 خرداد فرا می خواند. ایشان در 27 فروردین 1346 در نامه ای سر گشاده به امیر عباس هویدا. نخست وزیر شاه، ضمن برشماری فجایع رژیم شاه، نسبت به جبهه گیری شاه در برابر دولتهای اسلامی هشدار داد. همچنین در پیامی به مناسبت جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، فتوای انقلابی خویش، مبنی بر حرمت هر گونه رابطه تجاری، سیاسی دولتهای اسلامی با اسرائیل و همچنین حرمت مصرف کالاهای اسرائیلی در جوامع اسلامی را صادر کرد که لطمه ای جدی به روابط رو به توسعه شاه و اسرائیل وارد ساخت. اوایل سال 1448 اختلافات بین رژیم شاه و حزب تازه تأسیس بعث عراق بر سر مرز آبی دو کشور شدت گرفت. حزب بعث کوشید تا از دشمنی امام خمینی (س) با رژیم ایران در آن شرایط بهره گیرد و از سوی دیگر شاه مترصد بود تا استقلال نهضت امام را مخدوش جلوه دهد. اما امام خمینی (س) با هوشمندی در مقابل هر دو رژیم ایستاد و پیامی بر رد هر گونه مصالحه بین ایشان و حزب بعث را به اطلاع حسن البکر رئیس جمهور عراق رساند.
اکنون پس از چهار سال تدریس و روشنگری امام در نجف علاوه بر مبارزین داخل کشور، مخاطبین زیادی در عراق، لبنان و دیگر بلاد اسلامی نهضت امام را الگوی خویش می دانستند. حضرت امام سلسله درسهای خویش در باره حکومت اسلامی یا ولایت فقیه را در بهمن 1348 آغاز کرد. انتشار مجموعه این درسها در قالب کتابی با همین عنوان شور تازه ای به مبارزه می داد. در این کتاب دورنمای مبارزه و هدفهای نهضت ترسیم شده بود و مبانی فقهی، اصولی و عقلی حکومت اسلامی و مباحث تئوریک مربوط به شیوه های حکومت اسلامی از زبان رهبری انقلاب ارائه می شد.

امام خمینی (ره) و استمرار مبارزه (1356 – 1350)
نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیم بعثی عراق و شاه بالا گرفت و به اخراج و آواره شدن بسیاری از ایرانیان مقیم عراق انجامید.امام خمینی (س) طی تلگرافی به رئیس جمهور عراق شدیداً اقدامات این رژیم را محکوم نمود و حتی تصمیم به خروج ازعراق را داشتند که اجازه خروج به ایشان داده نشد.
از سوی دیگر همزمان با افزایش تولید و بهای نفت از سال 1350 روابط تجاری و سیاسی ایران نیز با امریکا و اسرائیل گسترش پیدا کرد. در جریان جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در حالیکه شاه بعنوان حامی مقتدر اسرائیل شناخته می شد امام خمینی طی پیامی (آبان 1352) بر وجوب حمایت مادی و معنوی ملل اسلامی از مبارزین فلسطینی فتوا داد.
اواخر اسفند سال 1353 شاه با تشکیل حزب درباری «رستاخیز» اعلام کرد که تمام ملت ایران باید عضو این حزب شوند. امام خمینی بلافاصله طی فتوایی شرکت در آن را بر عموم ملت حرام کردند. فتوای امام و برخی دیگر از علماء اسلام باعث شد رژیم شاه پس از چند سال رسماً شکست این حزب را اعلام کند. شاه در ادامه سیاستهای مذهب ستیز خود در اسفند 1354 وقیحانه تاریخ رسمی کشور را از مبدأ هجرت پیامبر اسلام به مبدأ سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد و بار دیگر با فتوای امام به حرمت استفاده از این تاریخ و استقبال مردم، رژیم شاه ناگزیر از لغو این تاریخ در سال 1357 شد.
سرانجام با امضای موافقنامه 1975 در الجزایر، خصومتهای دو رژیم ایران و عراق که به زیان ثبات مورد نظر آمریکا در خلیج فارس ارزیابی شده بود، پایان یافت، این توافق شرایطی به مراتب دشوارتر از گذشته در مسیر مبارزات امام خمینی (س) پدید می آورد. علی رغم کمکهای مالی گسترده شاه به جمهوریخواهان در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دموکراتها به کاخ سفید راه یافتند (1355). متعاقب سیاست های حزب دموکرات، شاه در ایران سیاست «فضای باز سیاسی» را اعلام و دست به تغییرات ظاهری و جابجایی مهره ها زد. گرچه اسناد و مدارک نشان می دهد که هیچگونه تغییری در روند حمایتی همه جانبه آمریکا از شاه بروز نکرده و شاه همچنان عامل اساسی برای حفظ منافع آمریکا در منطقه خلیج فارس به شمار می رفت.

اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مردم
شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356، نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزه های علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی (س) در همان زمان به گونه ای شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامید. رژیم شاه با درج مقاله ایی توهین آمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دی ماه قم در سال 56 منجر شد و البته در شرایطی کاملاً متفاوت با 15 خرداد سال 42 در سراسر کشور همگانی شد.
مانورها و ترفندهای سیاسی و نظامی شاه با صدور بیانیه های افشاگرانه امام خمینی و دستورالعملهای مبارزاتی ایشان خنثی می شدند. جایگزینی یک تکنوکرات غربزده به نام جمشید آموزگار به جای هویدا نخست وزیر 13 ساله شاه، کمکی به حل بحران رژیم نکرد شریف امامی که یکی از پیشکسوتان جریان استعماری فراماسونری در ایران بود با شعار «دولت آشتی ملی» روی کار آمد در زمان دولت او بود که کشتار بی رحمانه مردم بوسیله نیروهای نظامی در میدان شهدا (ژاله) تهران در روز 17 شهریور اتفاق افتاد امام خمینی (س) نهضت خویش را بر اساس تقدم انقلاب فرهنگی و آنگاه دست زدن به انقلاب و تحول اجتماعی به وسیله خود مردم رهبری می کرد. در انقلاب اسلامی ایران، مساجد و مراکز مذهبی پایگاه اصلی حرکت و تجمع مردم بود. احزاب و جمعیتهای سیاسی ایران هیچگاه به عنوان یک جریان موثر در تعیین و تغییر مسیر مبارزات ملت ایران شناخته نمی شدند و ناگزیر از دنباله روی حرکت وسیع و بسیار شتابان مردم بودند.

هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس
در دیدار وزرای خارجه ایران وعراق در نیویورک تصمیم به اخراج امام خمینی (س) از عراق گرفته شد. روز 12 مهر 1357 امام خمینی (س) نجف را به قصد مرز کویت ترک گفت دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد حضرت امام خمینی پس از مشورت با فرزندشان (حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی) تصمیم به هجرت به پاریس گرفتند و در روز14 مهر ایشان وارد پاریس شده و دو روز بعد در نوفل لوشاتو مستقر شدند ایشان در طول اقامت 4 ماهه خویش در پاریس طی مصاحبه ها و دیدارهای مختلف دید گاههای خویش را پیرامون حکومت اسلامی و هدفهای آتی نهضت برای جهانیان بازگونمودند.
دولت شریف امامی دوماه بیشتر دوام نیاورد. شاه ریاست کابینه را به دولت نظامی «ازهاری» سپرد کشتارها رو به فزونی نهاد اما تأثیری در قیام مردم نداشت. راهپیمائی های گسترده و میلیونی در روز تاسوعا و عاشورا در تهران و دیگر شهرها برگزار شد که به رفراندم غیر رسمی مردم علیه سلطنت شاه شهرت یافت. شاپور بختیار آخرین مهره آمریکا بود که برای تصدی پست نخست وزیری به شاه پیشنهاد شد متعاقب آن ژنرال هایزر (معاون فرماندهی سازمان ناتو) برای جلب حمایت نظامیان و سامان دادن به دولت به تهران آمد. پیامهای امام خمینی (س) مبنی بر وجوب ادامه مبارزه، طرحهای رژیم را نقش بر آب ساخت امام خمینی (س) در دی ماه 57 شورای انقلاب را تشکیل داد. شاه نیز پس از تشکیل شورای سلطنت و اخذ رای اعتماد برای کابینه بختیار در روز 26 دی ماه از کشور فرار کرد.

انقلاب اسلامی ایران
اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به کشور منتشر شد در عین حال هنوز دولت دست نشانده شاه سرپا و حکومت نظامی برقرار بود. اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع کودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت. اما امام خمینی (س) طی پیامهایی گفته بود می خواهد در این روزها در کنار مردمش باشد دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاههای کشور را به روی پروازهای خارجی بست ولی پس از چند روز ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد. سرانجام امام خمینی (س) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شد. سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود. در همین نطق بود که امام خمینی (س) فرمود: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم.» 16 بهمن 57 امام خمینی (س) آقای مهندس مهدی بازرگان را بعنوان رئیس دولت موقت انقلاب تعیین نمود.این انتخاب با راهپیمائیهای گسترده در سراسر کشور حمایت شد.

سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی (یوم الله 22 بهمن)
روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوائی در (مدرسه علوی تهران) با امام خمینی (س) بیعت کردند، بسیاری از سربازان و درجه داران ارتش با فتوای امام به صفوف ملت پیوستند. روز 20 بهمن همافران تهران دست به قیام زدند. که مردم به حمایت از آنان وارد صحنه شدند. روز 21 بهمن پایگاههای پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کردند. بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشکیل داد و فرمان اجرای کودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر کرد. سیل جمعیت به فرمان امام به خیابانها ریختند و حکومت نظامی عملاً لغو شد بدین ترتیب آخرین مقاومتهای رژیم شاه در هم شکسته شد و خورشید پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طلوع کرد.

تشکیل حکومت اسلامی و جبهه گیری دول استعماری
پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب نظران زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود که موجی از خیزشهای رهایی بخش را در کشورهای اسلامی و جهان سوم به حرکت درآورد. انقلاب اسلامی ایران در زمانی که مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی، نه غربی» به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر دین را به عنوان عاملی حرکت زا در پهنه مبارزات ملتها مطرح می ساخت. به همین جهت از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد. جبهه دشمنیها را آمریکا رهبری می کرد و دولت انگلیس و شوروی و برخی دول اروپائی دیگر، به همراه تمامی رژیمهای وابسته به غرب در آن مشارکت فعال داشتند. امریکا درصدد بود با دامن زدن به اختلافات داخلی فرصت را برای سرنگونی نظام اسلامی فراهم سازد. ضعف دولت موقت آقای بازرگان که اکثریت آنها را محافظه کاران ملی گرا تشکیل می دادند و روحیه مماشات آنها، باعث شد تا گروهکهای ضد انقلاب با استفاده از کمکهای خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد و کردستان و دیگر مناطق دست به تشنج آفرینی بزنند. از سوی دیگر امریکا واروپا با کاهش چندین برابری نفت، اقتصاد به ارث رسیده از رژیم شاه را که کاملاً وابسته به درآمدهای نفتی بود، دچار اختلال فراوان کردند.
با وجود همه مشکلات، امام خمینی (س) حاضر به مصالحه نشد و با تشکیل نهادهای انقلابی به ترمیم ضعف های دولت موقت وتضمین ادامه انقلاب پرداخت. مردم ایران نیز که فداکارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند در رفراندم 12 فروردین 1358، با 2/98 درصد آراء به استقرار نظام جمهوری اسلامی جواب مثبت دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید.

انقلاب دوم، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران
روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» به نشانه اعتراض به ملاقات آقای بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزایر، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کرده و جاسوسان آمریکایی را بازداشت کردند. سندهای بدست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالتهای بیشمار امریکا در ایران و دیگر کشورها برمی داشت. یک روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان، به امید اینکه امام خمینی (س) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال، تحت فشار بگذارد، استعفا داد. امام خمینی (س) با پذیرفتن استعفا، فرصت را برای حاکمیت نیروهای انقلابی و کوتاه کردن دست محافظه کاران از دست نداد و این حرکت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید.
پس از این ماجرا، ایران اسلامی رسماً از سوی امریکا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی، سیاسی شد. طرح عملیات آزاد کردن جاسوسان بازداشت شده که در زمان ریاست جمهوری بنی صدر اتفاق افتاد با واقعه معجزه آسای صحرای طبس به شکست انجامید. ابوالحسن بنی صدر که در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران (5/11/ 1358) از رقبای خود پیشی گرفته بود. از آغاز بنا را بر مخالفت با جناح خط امام و سازش و زد وبند های سیاسی با کشورهای قدرتمند گذاشت. در دوران ریاست جمهوری او خاک ایران بر اثر تجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد. عوامل وابسته به رئیس جمهور با استفاده از موقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا در کار دفاع کارشکنی می کردند. سرانجام امام خمینی (س) طی حکمی کوتاه در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل و متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بی کفایتی وی داد. از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیتهای تروریستی زدند. حزب جمهوری اسلامی که با همت بزرگانی مثل حضرات آقایان: خامنه ای، دکتر بهشتی، دکتر باهنر، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و به منظور سازماندهی نیروهای مومن به راه امام و مقابله با تحریکات گروهکهای سیاسی ضد انقلاب تشکیل شده بود، در رأس حملات تروریستی منافقین قرارداشت. در فاجعه 7 تیر، دکتر بهشتی به همراه 71 تن از کارآمدترین عناصر نظامی اسلامی (در مقر حزب جمهوری اسلامی) و دو ماه بعد در 8 شهریور 1360 آقای محمد علی رجائی رئیس جمهورو حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر نخست وزیر بر اثر انفجار بمب به شهادت رسیدند.
تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصب افراد به جای شهیدانی که از مدیریت نظام گرفته می شدند، نقش بسیار مؤثری در سامان دادن امور و مأیوس کردن دشمن داشت. حضرت امام از آغاز نهضت خویش بارها به مردم آموخته بود که انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست، حافظ انقلاب خدا و ایمان مردم خداجوست. اما نکته قابل تأمل آنکه در برابر همه فجایعی که اتفاق افتاد امریکا و سازمانهای بین المللی نه تنها سکوت کردند بلکه به تروریست ها پناه و امکان ادامه حیات دادند و دقیقاً به همین دلیل بود که امام خمینی (س) هیچگاه مبنای ارزیابی و مواضع خویش را داوری دولتهای بیگانه و سازمانهای بین المللی قرار نمی داد و معتقد بود که این سازمانها جز ابزاری در اختیار سلطه گران بین المللی نیست.

جنگ تحمیلی
شکست طرحهای براندازی نظام جمهوری اسلامی، هیئت حاکمه امریکا را در سال 1359 به سمت تجربه راه حل نظامی تمام عیار سوق می داد. شرایط آن روز جهان مانع از اقدام یکجانبه امریکا می گردید. انتخاب عراق به عنوان آغاز گر جنگ، انتخابی بسیار حساب شده بود. این کشور متحد شوروی و بلوک شرق شناخته می شد و بطور طبیعی آنها را در حمایت از صدام در کنار امریکا و اروپا قرار می داد.همچنین عراق در صورت لزوم می توانست تا مدتها با ثروت ملی خود، جنگ علیه ایران را اداره کند. روحیه قدرت طلبی صدام وخصومتهای مرزی دو کشور در گذشته شرایطی ایده آل برای امریکا پدید می آورد تا به صدام برای تجاوز به ایران چراغ سبز نشان دهد.
به هر حال ارتش عراق در روز 31 شهریور 1359 تجاوز گسترده نظامی خویش را علیه ایران آغاز کرد. ماشین جنگی صدام که از مدتها قبل به کمک دولت فرانسه و کارتلهای اسلحه سازی آمریکایی و انگلیسی و تجهیزات نظامی روسی آماده این تجاوز شده بود به سرعت کیلومترها در خاک ایران پیشروی کرد و مناطقی وسیع از پنج استان ایران را اشغال کرد. ایران در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود و دو راه بیشتر نداشت: یا تصمیم به مقاومت در جنگی نابرابر؛ با اشاره به اینکه ارتش ایران بعد از حوادث انقلاب دوران اولیه بازسازی خود را می گذراند و سپاه پاسداران انقلاب هم که به فرمان امام خمینی (س) تشکیل شده بود، در آغاز راه بود و نیرو و تجهیزات و تجربه کافی نداشت و یا تسلیم شدن در برابر خواستهای آمریکا و در نهایت دست کشیدن از انقلاب و اسلام. امام بی درنگ فرمان مقاومت صادر کرد و در اولین تحلیلهایش طی سخنانی آمریکا را عامل اصلی جنگ و حامی و تحریک کننده صدام خواند و به مردم اطمینان داد اگر به دفع تجاوز دشمن به عنوان یک تکلیف شرعی بپاخیزند، شکست دشمن قطعی است.

چرا جنگ ادامه یافت؟
نیروهای عراقی قبل از رسیدن به هدفهای تعیین شده با دفاع مردم ایران مواجه شدند. واقعیتهای محاسبه نشده و تلخ برای آمریکا کم کم هویدا شد. دور تازه ای از فشارهای سیاسی بر ایران با سردمداری کاخ سفید آغاز شد. آنها به جای محکوم کردن این تجاوز آشکار جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشتند که آتش بس پیشنهادی را بپذیرد. ایران برای سد پیشروی دشمن در سخت ترین شرایط دفاع می کرد و چندین هزار کیلومتر مربع از خاک ایران هنوز در اشغال دشمن بود. ضمن اینکه صدام در هیچ یک از پیشنهادات نه تنها تضمینی برای عقب نشینی به مرزها نداده بود بلکه رسماً مدعی بود که مناطق وسیع اشغال شده و مناطق دیگر که هنوز به اشغال درنیامده اند می بایست به خاک عراق ملحق شوند !. واقعیت اینست که کشورهایی که دم از آتش بس می زدند. خواستار صلح نبودند، بلکه شعار صلح طلبی را به عنوان اهرمی برای منزوی ساختن ایران بکار می بردند. آنها اگر در ادعاهایشان صادق بودند کافی بود به جای تحریم تسلیحاتی و اقتصادی و نفتی جمهوری اسلامی ایران، کمکهای خود را به صدام متوقف می کردند. امام خمینی (س) عزم خویش و ملت را برای ادامه دفاع تا عقب نشینی متجاوز به مرزهای شناخته شده و جبران خسارت وارده اعلام می داشت. پس از عزل بنی صدرو حاکمیت خط امام بر ارکان اجرایی کشور سلسله عملیات آزادسازی مناطق اشغال شده بوسیله سپاه اسلام شتاب گرفت. در سومین سال جنگ. پس از عملیات بیت المقدس که در سوم خرداد 1361 منجر به آزادسازی بندر مهم و استراتژیک خرمشهر از دست قوای متجاوز عراقی گردید، رهبری و ملت ایران چاره ای جز ادامه دفاع مقدس خود نداشتند؛ هنوز قسمتهایی از خاک ایران در اشغال قوای متجاوز بود و صدام با دلگرمی از حمایتهای بی دریغ دولتهای بزرگ جهان به تقویت مجدد و حمله نظامی می اندیشید، نه صلح و توقف یکجانبه جنگ از سوی ایران. کشور را در برابر هجومهای بعدی عراق بی دفاع می ساخت. آمریکا تنها راه باقیمانده را بین المللی کردن بحران جنگ می دانست، بر همین اساس جنگ موسوم به جنگ نفتکشها، آغاز شد. ناوهای جنگی فرانسه، انگلیس، آمریکا و روسیه به آبهای خلیج فارس وارد شدند. مأموریت نیروهای اعزامی، جلوگیری از صدور نفت ایران و توقف و بازرسی کشتیهای تجاری و جلوگیری از صدور کالاهای اساسی به جمهوری اسلامی بود و این مسائل همه به خاطر آن بود که اینک در ماه های آخر جنگ هشت ساله، سپاه اسلام در موضعی کاملاً برتر قرار گرفته بود و دشمن را در اکثر مناطق اشغال شده به پشت مرزهایش فراری داده بود. آمریکا در آخرین اقدام تجاوز کارانه اش هواپیمای مسافر بری ایران را که حامل 290 مسافر بود (12/4/1367) بر فراز خلیج فارس سرنگون و کلیه مسافرین آن را قتل عام کرد. صدام نیز کارنامه جرایمش را با بمباران شیمیایی شهر عراقی حلبچه به پایان رسانید. قطعنامه 598 شورای امنیت از تصویب گذشت این قطعنامه قسمت عمده نقطه نظرات و شرایط قبلی ایران برای ترک نبرد را که از آغاز دفاع خویش بر آنها اصرار می ورزید ولی سازمانهای بین المللی به امید پیروزی صدام زیر بار نمی رفتند، پذیرفته بود. در پیام امام خمینی (س) معروف به پیام قبول قطعنامه (29/4/1367) کارنامه جنگ تحمیلی و ابعاد آن به روشنی بازگویی شده و خطوط آینده نظام در همه زمینه ها و از آن جمله مواجهه با ابرقدرتها و پایداری بر اهداف انقلاب ترسیم شده است. بدین ترتیب جنگ تحمیلی 8 ساله به پایان رسید و جمهوری اسلامی حضور خود را به عنوان یک قدرت با ثبات و غیر قابل شکست در پهنه بین المللی به اثبات رسانید و پیام خویش را ابلاغ نمود.

پیام امام خمینی به گورپاچف
گورباچف آخرین صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی دست به اصلاحات و تغییراتی در قطب کمونیستی جهان زده بود. تحلیلگران سیاسی و رهبران جهان غرب هیچیک باور نداشتند که این تحولات نظام الحادی 70 ساله کمونیسم را در شوروی از بیخ و بن برخواهد کند. حداکثر چیزی که در آن شرایط پیش بینی می شد آن بود که رهبران کرملین نظام تازه ای از اردوگاه کمونیسم با رهبریت محدودتر شوروی پدید آورند. ولی امام خمینی (س) در همان ایام در تاریخ(11/10/1367) طی نامه ای خطاب به گورباچف چنین پیش بینی کرد: «از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد» امام خمینی (س) در همین نامه ژرف ترین تحلیل ها که نشانگر تسلط ایشان بر ارزیابی شرایط سیاسی آن روز جهان است را ارائه کرد و به وضوح نسبت به در غلطیدن روسها به سمت سرمایه داری غرب و فریب خوردن از آمریکا هشدار داده است. امام خمینی (س) با پیش کشیدن مسائل عمیق فلسفی و عرفانی از گورباچف خواست که به جای امید بستن به ماده پرستی غرب، به خدا و مذهب روی آورد.

حکم ارتداد سلمان رشدی
جنگ عراق و ایران که پایان یافت رهبران سیاسی غرب تهاجم تازه ای علیه اسلام انقلابی آغاز کردند. آنان دریافتند که حرکت اسلامی رو به رشد را نمی توان از طریق نظامی متلاشی ساخت. جبهه جدید، جبهه جنگ روانی فرهنگی و ایدئولوژیک بود.
ماجرای تدوین و انتشار وسیع کتاب مبتذل «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی و حمایت رسمی دولتهای غربی از آن سرآغازی بر فصل تهاجم فرهنگی بود. اگر جامعه اسلامی در مقابل توهینهای این کتاب به پیامبر عظیم الشأن اسلام از خود مقاومت نشان نمی داد. پس از آن مبانی دینی و مقدسات اسلامی با انواع شیوه ها مورد هجوم قرار می گرفت و بدین ترتیب جهان اسلامی و حرکتهای اسلامی از درون بی هویت شده و در مقابل هجوم فرهنگ و ایدئولوژی غرب خلع سلاح می گشتند. امام خمینی (س) با درک عمیق از این مسئله در تاریخ (25/11/1367) در ضمن چند سطر کوتاه با صدور حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی و ناشرین مطلع از محتوای کفر آمیز این کتاب، انقلابی دیگر بر پا کرد و با متحد شدن مسلمانان در برابر غرب، موجودیت جامعه اسلامی، به عنوان یک امت واحده جلوه گر شد.

سال های آخر عمر و رحلت امام
صرف نظر از حالات عرفانی امام در این سالها، ویژگیهایی نیز در پیامها، سخنرانیها و نوع مواضع و برخوردهای سیاسی او وجود دارد که آنها را با موارد پیشین متفاوت می سازد. یکی از حوادثی که آثار آن بر روح و خاطره امام سنگینی می کرد،شهادت مظلومانه حجاج بیت الله الحرام در کنار خانه خدا و در مراسم حج سال 1366 پس از پیروزی انقلاب بود، امام خمینی با صدور پیامهای سالانه در مراسم حج بر وجوب توجه مسلمین به مسائل سیاسی جهان اسلام و برائت از مشرکین به عنوان رکن حج تأکید می کرد. همه ساله آئین برائت از مشرکین با حضور ده ها هزار زائرایرانی وشرکت مسلمانان انقلابی از کشورهای دیگر برگزار می شد. تأثیر فوق العاده این اقدامات سبب شد تا آمریکا فشار خویش را بر دولت سعودی برای جلوگیری از آن افزایش دهد.در روزجمعه ششم ذیحجه سال1407 هجری قمری هنگامیکه بیش از 150 هزار زائر در خیابانهای مکه برای شرکت در مراسم برائت از مشرکین حرکت می کردند مأمورین دولت سعودی با انوع سلاحهای سرد وگرم به سرکوبی تظاهر کنندگان پرداختند. در این واقعه حدود 400 نفر از حجاج شهید، تعداد زیادی مجروح وعده ای دستگیرشدند.
بی تفاوتی دولتهای اسلامی در قبال تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان وسرکوبی مسلمانان بپاخاسته فلسطین در سرزمینهای اشغالی و بدتر از آن رویکرد دولتهای عربی به سمت سازش با اسرائیل، رنجهای دیگری بود که بر قلب امام سنگینی میکرد.
در پهنه مسائل داخلی نیز شرایطی که منجربه برکناری قائم مقام رهبری از سوی امام خمینی (در تاریخ 8/1/68) گردید از جمله حوادث ناگواردیگربود نخستین مجلس خبرگان در جلسه تیرماه 1362، آیه الله منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری برگزیده بود. امام خمینی در آخرین نامه ای که خطاب به وی نوشت ومنجر به پذیرش استعفا و برکناری او از قائم مقام رهبری گردید این نکته را تصریح کرده بود که او ازابتدا با انتخاب آقای منتظری به عنوان رهبر آینده نظام اسلامی مخالف بوده و ایشان را فاقد طاقت لازم برای پذیرش این مسئولیت سنگین و خطیر می دانسته است در این نامه تصریح شده بودکه عدم موضعگیری امام خمینی در مقابل انتخاب مجلس خبرگان به این دلیل بوده که اونمی خواسته در محدوده وظایف قانونی مجلس دخالت کند.
در پیامها و سخنرانیهای سالهای آخر عمر امام، مجموعه ارزشها و آرمانهایی که اساس نهضت برای تحقق آنها پایه ریزی شده بود،یادآوری و اولویتهای نظام و انقلاب جهانی اسلام براساس این آرمانها ترسیم شده است. وصیت نامه سیاسی. الهی حضرت امام که در تاریخ 26 بهمن1361 بر همین مبنا نوشته شده گویای آگاهی عمیق ایشان از نیازهای جاری و آتی جوامع اسلامی و احساس مسئولیت او در این رابطه است. ازجمله ویژگیهای پیامهای اخیر تأکید امام بر ضرورت توجه مسلمین به دو نوع برداشت متقابل از اسلام است. در یک سوی «اسلام آمریکایی» است که در پناه آن حکومت های وابسته به بیگانگان سر کار می آیند و به نام اسلام رو در روی مسلمانان واقعی قرار گرفته و در همان حال با اسرائیل و آمریکا، دشمنان اسلام طرح تسلیم ودوستی می ریزند و در سوی دیگر «اسلام ناب»است که با نثار خون مجاهدان و تلاش بی وقفه عالمان متعهد در طول تاریخ از گزند پیرایه و تحریفات مصون مانده است و یگانه راه رهایی ممالک اسلامی از وضعیت اسفبار کنونی است.

رحلت امام خمینی: وصال یار، فراق یاران
امام خمینی هدفها و آرمانها و هر آنچه را که می بایست ابلاغ کند گفته بود ودر عمل نیز تمام هستیش را برای تحقق همان هدفها بکارگرفته بود. اینک در آستانه نیمه خرداد 1368 خود را آماده ملاقات عزیزی می کرد که تمام عمرش رابرای جلب رضای او صرف کرده بود. ساعت 20/22 بعد از ظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبی از کار ایستاد که میلیونها قلب را به نور خدا احیاء کرده بود. وقتی که خبر رحلت منتشر شد، سرتاسر ایران وهمه کانونهایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند، یکپارچه گریستند.
روز 14 خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبری تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینی توسط حضرت آیه الله خامنه ای، بحث وتبادل نظر برای تعیین جانشین امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد وپس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیه الله خامنه ای (رئیس جمهوروقت) که از شاگردان امام و از چهره های درخشان انقلاب اسلامی و از یاران 15 خرداد بود ودر همه فراز و نشیبهای نهضت، در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازی کرده بود، به اتفاق آراء برای این رسالت خطیر برگزیده شد این انتخاب سریع و شایسته امیدهای ضد انقلاب را بر باد داد و عصر امام خمینی در پهنه ای وسیعتر از گذشته آغاز شد.

منابع:
1. http://www.imam-khomeini-isf.com

منابع

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 798
» 
1
2
3
4
5

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر