پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 2577
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

6285 بازدید

● زندگی

کودکی
سید عباس معارف در سحرگاه 27 فروردین سال 1333 در تهران در خانواده ای از اهل عرفان به دنیا آمد. پدرش سید حسینعلی معارف از اعقاب عالم جلیل‌القدر سیدمحمد یمنی از دانشمندان قرن 11 هجری است که به ایران مهاجرت کرده و در نواحی شمال کشور سکنی گزیده بودند.
سید عباس ابتدا تحت نظارت پدرش که به عرفان و تصوف علاقه داشت با فرهنگ و ادب آشنا شد و از دوران کودکی با شعر و حکمت و عرفان بالید و پرورش یافت. وی از همان کودکی نبوغ خود را در یادگیری نشان داد. به گفته نزدیکانش در هفت سالگی شعر می گفت و اشعار شاعران بزرگ فارسی را از بر بود.

کسب تحصیلات دینی
معارف در محضر مرحوم آیت الله لنکرانی به تحصیل ادبیات عرب پرداخت و در سن 13 سالگی زمانی که به زبان عربی مسلط شده بود، نزد علامه سمنانی، منطق و فلسفه آموخت. او توانست در کمتر از دو سال شفای ابن سینا را نزد علامه فراگیرد. سپس همراه خانواده به زنجان نقل مکان کرد و از آیت الله عالمی در فقه و اصول بهره‌های فراوان برد.
وی در 18 سالگی که مصادف با دهه 50 بود، برای تحصیل در رشته حقوق سیاسی وارد دانشگاه تهران شد و در کنار تحصیل حقوق سیاسی، به فراگیری فیزیک و موسیقی نیز پرداخت و مطالعات خود را در این دو زمینه ادامه داد. جهت گیری او در این زمان ضد رژیم شاه بود.
معارف دعوت بعضی از اعضای انجمن حجتیه را برای عضویت در این محفل نپذیرفت به این دلیل که در آن زمان موضع روشنی بر ضد رژیم نداشتند. در دانشگاه از چهره‌های فعال حرکت‌های اسلامی بود و مدتی از سوی ساواک بازداشت شد.

آشنایی با سید احمد فردید و اعراض از تصوف
علاقه به عرفان و تصوف از نوجوانی در او بود. در سال‌های تحصیل دانشگاهی به جرگه یکی از فرقه‌های تصوف پیوست، هرچند سال‌ها بعد از آن اعراض کرد. در طول این ایام یک دوره اصول فقه را نزد آیت الله کوه کمره‌ای گذراند. دوره خارج فقه و اصول را می‌گذراند که با اندیشه‌های دکتر سید احمد فردید (رضوان الله علیه) آشنا شد و دریافت که در حکمت صدرایی پهلوان شدن کافی نیست. به تهران آمد و به فردید پیوست.
آشنایی با مرحوم استاد سیداحمد فردید، سلوک نظری و عملی او را متأثر کرد. تا آن روز به باشگاه هم می‌رفت و در بدن سازی و وزنه برداری یلی بود، اما فراهم کردن مقدمات اتیمولوژی، نفس گیرتر از آن بود که مجال ورزش بدهد. او در مواجهه با سید احمد فردید رازهای پنهانی علومی را که تا آن زمان تحت عنوان فلسفه اسلامی و غرب آموخته بود، درمی‌یابد و با نگاهی تازه و از دریچه‌ای دیگر به آنها می‌نگرد. گویی به عالمی نو قدم نهاده و شیوه خلاف آمد عادات را در سلوک نظری و عملی یافته است. برخورد با فردید تغییری در آموزه‌های او بوجود می‌آورد و پس از آن از شاگردان خاص فردید می‌شود و تا پایان عمر از ایشان به نیکی یاد می کند.

پرهیز از پذیرش مناصب دولتی
او هیچ گاه عناوین و مصادر حکومتی را نپذیرفت. تنها پس از پیروزی انقلاب به همراه جلال مکانیکی و چند تن دیگر در روزنامه‌های کیهان و جمهوری اسلامی حضور می‌یابد. معارف تا پیش از آمدن ابراهیم یزدی سردبیر کیهان بود.
او اقامه عدالت به معنای عام و عدالت اقتصادی به معنای خاص را تنها راه احیای تفکر دینی و روشنگاه دیانت می‌دانست.از همین رو سیدعباس معارف در ابتدای انقلاب بدل به مراد بسیارى از انقلابیون جوان شد تا تهیه پیش نویس قانون کار جمهورى اسلامى و همکارى در تدوین قانون اساسى به او پیشنهاد شود، تا یافته‌هاى حکمى خود را به طور عینى و عملى در قوانین حقوقى و اقتصادى جمهورى اسلامى درآمیزد. در پى این اقدام او تلاش وافرى براى سازماندهى و جهت دهى به کارگران کرد. علقه‌اى که معارف با محرومان داشت، موجب شد تا در همین دهه به نگارش و مسائل فقهى فخیمى در زمینه مالکیت زمین و امثال آن همت گمارد.

معارف آشنا به موسیقی مقامی و زبان‌های باستان
در کنار اینها معارف دست توانایی در هنر موسیقی داشت و از خداوندگاران موسیقی مقامی بود. در همین سال‌ها به نگارش مقالاتی در باب هنر انسی و ریشه های موسیقی مقامی ایران می‌پردازد.
مرحوم معارف مدتی هم در دانشگاه شهید بهشتی مباحث فرهنگی و اقتصادی و حکمی تدریس می‌کند. در این زمان تاکید او بر حمایت از مستضعفان و مبارزه با امپریالیسم است.
در سال‌های بعد به عنوان یک شخص صاحب اجتهاد در میان دوستان نزدیکش شناخته می‌شد و دامنه دانش فراگیرش گسترده تر شد. علاوه بر تحقیق در حکمت، هنر و موسیقی در این زمان، پژوهش در فلسفه غرب را از روی متون زبان اصلی (یونانی، لاتین و آلمانی) پی گرفت. او آلمانی را فرا گرفته و در نزد خود چندان پیش رفته که آثار مارتین هیدگر را به زبان اصلی می‌خواند. ناگفته نماند که مرحوم معارف با زبان‌های ترکی و عربی و آلمانی و یونانی و اوستایی (و به احتمال بسیار زیاد، پهلوی) به شهادت آثارشان آشنایی کامل یا مناسب داشتند.
در همین سال ها به نگارش مقالاتی در باب هنر انسی و ریشه های موسیقی مقامی ایران می پردازد.
دامنه تاملات او به علم جدید نیز کشیده شد به طوری که در فیزیک کوانتوم نظریات جدیدی را مطرح کرد و رساله‌ای در باب تئوری ماترژن نوشت.

دهه هفتاد و خانه‌نشینی معارف
در دهه 70، کاملا خانه نشین می‌شود و بیشتر اهل نظر به دیدن او می‌روند و در جلسات بحثی که در خانه محقرش تشکیل می‌شد از نظریاتش بهره می‌گرفتند. در سال 1380 کتاب نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی از او توسط بنیاد فردید منتشر شد. ترجمه عربی این کتاب را هم (البته به طور ناقص) نوشت و در زمانی که به نگارش ترجمه آلمانی همین اثر می پرداخت روی در نقاب خاک کشید.
مرحوم سید عباس معارف رضوان الله علیه بی گمان در اواخر سلوک خود فهمیده بود که اتیمولوژی، چیزی جز آمادگی و تهیه مقدمات روحانی برای فهم اسماء الله الحسنی نیست.
وفات
سید عباس معارف سرانجام در سحرگاه طولانی‌ترین شب سال، شب یلدای سال1381 با تنی رنجور اما روحی بزرگوار چشم از جهان فانی فرو بست و دیدار به جمال و رحمت خاصه حضرت حق گشود و بر اثر شدت گیرى عارضه عروقى درگذشت.

● آثار

کتاب
1) نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی، نشر رایزن، 1380
این کتاب قرار بود با سه مجلد دیگر در موضوعات "مباحث علم و معرفت شناسی" و "حکمت تاریخ" و "حکمت هنر" مجموعه‌ای چهار جلدی را تشکیل دهد که گویا آن سه مجلد دیگر با کمال تأسف نوشته نشده است.
ترجمه عربی این اثر نیز طی سال های 2003 و 2004 در نشریه Spektrum Iran (نشریه علمی فرهنگی رایزنی فرهنگی ایران در آلمان) منتشر شد.
2) دیوان معارف (شامل: مثنوی [ها]، غزلیات، قصیده و رباعیات)، به اهتمام ف. معارف، تهران، 1382.
3) مبانی اقتصاد سیاسی و حقوقی در اسلام، ناشر: ف. معارف [خواهر محترم آن مرحوم]، 1383
4) رساله ای در مورد ذره - موج بنیادین (تئوری ماترژن) در فیزیک کوانتوم
5)شرح ادوار صفی الدین ارموی در علم موسیقی به کوشش سید عبدالرضا موسوی (شرح ادوار صفی الدین ارموی، انتشارات سوره ی مهر، 1383)
6) کتاب اصول فقه
7) درسگفتارهای منطق صوری
8)درسگفتارهای حکمت هنر
مرحوم معارف دست در کار تدوین حواشی و یادداشت‌های اتیمولوژیک مرحوم فردید نیز بودند که این کار ناتمام مانده است.

مقالات
1- آثار مترتب بر عمومی شدن مالکیت اراضی مفتوح [العنوة] (مجله ی بیان، شماره ی 13، سال 1370)
2- زمین و احکام آن (اراضی انفال) (همان، شماره ی 15، دی 1370)
3- ویژگی موسیقی اسلامی ایران، فصلنامه ی هنر، شماره ی 28.
4- مقام پراکسیس [کار] در حکمت انسی، سالنامه ی موقف، شماره ی اول، شهریور ماه 1382. شاید عنوان گویاتر این مقاله می توانست "تحقیق در حقیقت کار و عقود بر اساس حکمت انسی" باشد.

● اندیشه
سید عباس معارف حکیم بود همچون حکیمان گذشته ما. در شعرشناسی اگر نگوییم بی نظیر، لااقل کم نظیر بود. در سبک شناسی به دقایق و ظرایفی توجه نشان می‌داد که از دید دقیق ترین استادان ادبیات پنهان مانده بود. در موسیقی تا آنجا پیش رفت که توانست در موسیقی مقامی خراسان پنجه شکسته را ابداع کند.
بسیاری از نوازندگان سرشناس موسیقی مقامی خراسان که در حق فنون و آموزه‌های قدما سخت تعصب می‌ورزند و هیچگونه تحولی را در این زمینه پذیرا نیستند از ابداع سید عباس معارف استقبال کرده‌اند. در فلسفه چنان بود که حتی دشمنان فکر و قلم او به انکار شأن فلسفیش برنخاستند.
استادش سید احمد فردید نیز که به تندخویی و انکار شاگردانش هماره معروف بود هیچگاه از او با تندی یاد نکرد و تا آنجا که شنیده شده او را دقیق‌ترین شاگرد خود می‌دانست و انصافا او نیز حق شاگردی به نیکی به جای آورد و با نگارش کتاب «نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی» جای خالی مکتوبات استاد خویش را پر کرد. در حقوق، به نگارش قانونی دست زد که سالیان سال از استعمار کارگران جلوگیری کرد. در پزشکی، کم از پزشکان معالج خود نمی‌دانست. در فقه و اصول و فلسفه اسلامی از سرآمدان بود.
معارف در جمع این علوم تنها به جمع آوری علوم مختلف نپرداخت بلکه با نظری حکیمانه توانست وحدتی را در همه شاخه‌های معرفت به دست آورد که در هر حوزه ای از همان ریشه واحد و مبدأ اصلی نشأت می گرفت.
جامعیت استاد معارف نه تنها به دلیل کثرت حوزه های معرفتی بلکه به دلیل تفکر یگانه ای بود که در همه این حوزه ها دل در گرو آن بسته بود از همین رو عرفان، فقه، اصول، سیاست، اقتصاد، حقوق، موسیقی، هنر، فیزیک، ایشان جملگی آینه گردان یک حقیقت بودند.
او خود معتقد بود که علوم جدیده در سرزمین ما آنچنان که باید و شاید تکامل نیافته‌اند چرا که ما با سرمایه‌هاى حکمى خود به سراغ آنها نرفته ایم. بر همین اساس نگاه او به مسائل عصر جدید در حوزه های مختلفی همچون سیاست، اقتصاد، حقوق، هنر، فلسفه، علم(فیزیک)، فقه و اصول شاهدی است بر این مدعا که تفکر این حکیم فرزانه ، تفکر توحیدی و یگانه است.
اما آنچه معارف را از دیگران ممتاز میکرد خلق و خوی درویشانه او بود.
صریح اینکه؛ در این زمانه مدعی درویشی بسیار دیده شده است، اما مردی را که سالیان سال با بیماریهای مردافکن و فقری کمرشکن و عسرتی طاقت سوز همدم باشد و حتی یک بار لب به شکوه نگشاید، کمتر دیده شده است.
می‌توان بارها از خود پرسید که چگونه می‌توان با آن همه آگاهی و دانایی، در مقابل فرا رفتن و برکشیده شدن آدم‌های نامستعد و ریاکار و فرومایه دم برنیاورد؟ چگونه می‌توان با آن همه صفا و صمیمیت، از نامرادیها و ناجوانمردی‌های دوستان و یاران قدیم ننالید؟ چگونه می‌توان این همه علم آموخت اما به خودبینی و عجب گرفتار نیامد؟
و پاسخ این است: تنها در یک صورت می‌توان به چنین مرتبه‌ای رسید؛ خاک شدن. و با گوشت و پوست و خون و روح دریافتن که:
ادب نه کسب عبادت نه سعی حق طلبی است
به غیر خاک شدن هرچه هست بی ادبی است

منابع:
1. http://www.farsnews.net

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 9

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر