سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 1759
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

10507 بازدید

 من محمد حسینی بهشتی، که گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می‌نویسند. نام اولم محمد و نام خانوادگی ترکیبی است از حسینی و بهشتی. در دوم آبان 1307 در شهر اصفهان در محله لومیان متولد شدم، منطقه زندگی ما یک منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یک خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود. پدرم در هفته چند روز در شهر به کار و فعالیت می‌پرداخت و هفته‌ای یک شب به یکی از روستاهای نزدیک شهر برای امامت جماعت و کارهای مردم می‌رفت و سالی چند روز به یکی از روستاهای دور که نزدیک حسین‌آباد نام داشت می‌آمد و آمد و شد افرادی که از روستای دور به خانه ما می‌آمدند برایم بسیار خاطره‌آنگیز است. پدرم وقتی به روستا می‌رفت، در منزل یک پنبه‌زن بسیار فقیر سکونت می‌کرد. آن پرمرد اتاقی داشت که پدرم در آن زندگی می‌کرد. این پیرمرد نامش جمشید بود دارای محاسنی سفید،‌ بلند و باریک، چهره بیابانی روستایی و نورانی بود. پدرم می‌گفت ما با جمشید نان و دوغی می‌خوریم و صفا می‌کنیم و همیشه می‌گفت من سفره ساده نان و دوغ این جمشید را به هر جلسه دیگری ترجیح می‌دهم و این جمشید هر سال دو بار از روستا به شهر و به خانه ما می‌آمد و من بسیار به او انس داشتم.

● سید محمد حسینی بهشتی تنها فرزند پسر خانواده روحانی حسینی بهشتی بود. جد مادری‌اش، میرزا محمد صادق خاتون‌آبادی از علما و مدرسان معروف اصفهان بود. جد پدری‌اش میرزا محمد هاشم نیز از عالمان شهر اصفهان بود.

 تحصیلاتم را در یک مکتب‌خانه در سن چهار سالگی آغاز کردم. خیلی سریع خواندن ونوشتن و خواندن قرآن را یاد گرفتم و در جمع خانواده به عنوان یک نوجوان تیزهوش شناخته شدم و شاید سرعت پیشرفت در یادگیری این برداشت را در خانواده به وجود آورده بود. تا این‌که قرار شد به دبستان بروم، دبستان دولتی ثروت که بعدها به نام 15 بهمن نامیده شد. وقتی آن‌جا رفتم از من امتحان ورودی گرفتند و گفتند که باید به کلاس ششم برود، ولی از نظر سن نمی‌تواند. بنابراین در کلاس چهارم پذیرفته شدم و تحصیلت ابتدایی را در همان‌جا به پایان رساندم. در آن سال در امتحان ششم ابتدایی شهر نفر دوم شدم. آن موقع همه کلاس‌های ششم را یک‌جا امتحان می‌کردند. از آن‌جا به دبیرستان سعدی رفتم. سال اول و دوم را در دبیرستان گذراندم و اوایل سال دوم بود که حوادث 20 شهریور پیش آمد. با حوادث 0 شهریور علاقه و شوری در نوجوان‌ها برای یادگیری معارف اسلامی به وجود آمده بود. دبیرستان سعدی هم در نزدیکی میدان شاه آن موقع و میدان امام کنونی قرار ددارد نزدیک بازار است،‌جایی که مدارس بزرگ طلاب هم همانجاست، مدرسه صدر، مدرسه جده و مدارس دیگر. البته به طور طبیعی بین اینجا و منزل ما حدود چهار پنج کیلومتر فاصله بود که معمولا پیاده می‌آمدیم و یرمی‌گشتیم. این سبب شد که با بعضی از نوجوان‌ها که درس‌های اسلامی هم می‌خواندند آشنا شوم.
علاوه بر این‌که در یک خانواده وحانی بودم و در خانواده خود ما هم طلاب فاضل جوانی بودند یک همکلاسی داشتم یادم می‌آید که او هم یک فرزند روحانی بود. نوجوان بسیار تیزهوشی بود و پهلوی من می‌نشست. او در کلاس دوم به جای این‌که به درس معلم گوش کند، کتاب عربی می‌خواند. یادم هست و اگر حافظه‌ام اشتباه نکند او در آن موقع کتاب معالم‌الاصول می‌خواند که در اصول فقه است. خب، این‌ها بیشتر در من شوق به وجود می‌آورد که تحصیلات را نیمه‌کاره رها کنم و بروم طلبه شوم. به این ترتیب در سال 1321 تحصیلات دبستانی را رها کردم و به مدرسه صدر اصفهان رفتم برای ادامه تحصیل، چون در این فاصله یک مقدار خوانده بودم.

● پس از شهریور 1320 و تبعید رضا شاه، فضای بازتری برای فرگیری معارف اسلامی به وجود آمد ، شهید بهشتی که خود نیز در خانواده‌ای روحانی زندگی می‌کرد به خاطر شرایط دبیرستان‌های آن زمان و علاقه شخصی خود، دبیرستان را رها کرد و برای تحصیل به حوزه رفت.

 از سال 1321 تا 1325 در اصفهان تحصیلات ادبیات عرب، منطق، کلام و سطوح فقه و اصول را با سرعت خواندم که این سرعت و پیشرفت موجب شده بود که حوزه آن‌جا با لطف فراوانی با من برخورد کند و چون پدر مادر مرحومم حاج میر محمد صادق مدرس خاتون‌آبادی از علمای برجسته‌ای بود و من یک ساله بودم که او فوت شد و این تداعی می‌کرد در ذهن اساتید من که شاگردهای او بودند، به این که این می‌تواند یادگاری باشد از آن استادشان. در طی این مدت تدریس هم می‌کردم. در سال 1324 از پدر و مادرم خواستم که اجازه بدهند در یک حجره‌ای که در مدرسه داشتم، شب‌ها هم در آن‌جا بمانم و به تمام معنا طلبه شبانه‌روزی باشم. از یک نظر هم فاصه منزل تا مدرسه 4 – 5 کیلومتری می‌شد و هر روز رفت و آمد مقداری وقت از بین می‌رفت و هم بیشتر به کارهایم می‌رسیم و هم در خانه‌ای که بودم پرجمعیت بود و من اتاق تنها نداشتم و نمی‌توانستم به کارهایم بپردازم. البته من در آن موقع فقط یک خواهر داشتم ولی با عموها و مادربزرگ همه در یک خانه زندگی می‌کردیم. به این ترتیب خانه ما شلوغ بود و اتاق کم. سال 1324 و 1325 را در مدرسه گذراندم و اواخر دوره سطح بود که تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل به قم بروم. این را بگویم که در دبیرستان در سال اول و دوم زبان خارجی ما فرانسه بود و درآن دو سال فرانسه خوانده بودم ولی در محیط اجتماعی آن روز آموزش زبان انگلیسی بیشتر بود و در سال آخر که در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یک دوره زبان انگلیسی یاد بگیرم. یک دوره کامل "ریدر" خواندم. پیش یکی از منسوبین و آشنایانمان که او زبان انگلیسی را می‌دانست و با انگلیسی آشنا شدم.

● شهید بهشتی درسی را که باقی طلبه‌ها در 10 سال می‌خواندند در 4 سال به اتمام رساند و راهی قم شد. در آن زمان طلبه‌ها جز درس خواندن کاری نمی‌کردند و زندگی خود را با شهریه‌ای که از مدرسه می‌گرفتند می‌گذراندند، اما شهید بهشتی در کنار تحصیل، ندریس می‌کرد و خرج زندگی خود را از این راه در می‌آورد. یاد گرفتن زبان انگلیسی هم کار عجیبی بود که دیگر طلبه‌ها انجام نمی‌دادند.

 در سال 1325 به قم آمدم. حدود شش ماه در قم بقیه سطح، مکاسب و کفایه را تکمیل کردم و از اول 1326 خارج را شروع کردم. درس خارج فقه و اصول را نزد استاد عزیزمان آیت‌الله محقق داماد می‌رفتم و هم‌چنین درس استاد و مربی بزرگوارم و رهبرمان امام خمینی و بعد درس مرحوم آیت‌الله بروجردی، مفداری درس مرحوم آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری و مقدار خیلی کمی هم درس مرحوم آیت‌الله حجت کوه کمری.
در آن شش ماهی که بقیه سطح را میخ می‌خواندم کفایه را هم مقداری پیش آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حایری یزدی خواندم و مکاسب و مقداری از کفایه که پیش آیت‌الله داماد می‌خواندم که بعد همان را به خارج تبدیل کردیم. در اصفهان منظومه منطق و کلام را خوانده بودم و در قم ادامه این قطع شد. چون استاد فلسفه در آن موقع کم بود، یکسره بیشتر به فقه و اصول مطالعات گوناگون می‌پرداختم و تدریس. معمولا در حوزه‌ها طلبه‌هایی که بتوانند تدریس کنند هم تحصیل می‌کردند و هم تدریس می‌کنند. هم اصفهان تدریس می‌کردم و هم قم.
به قم که آمدم به مدرسه حجتیه رفتم. مدرسه‌ای بود که مرحوم آیت الله حجت تازه بنیان‌گذاری کرده بودند. از سال 1325 در قم بودم و این درس‌ها را می‌خواندم. در آن سال‌هایی بود که استادمان آیت الله طباطبایی از تبریز به قم آمده بودند. در سال 1327 به فکر افتادم که تحصیلات جدید را هم ادامه دهم. بنابراین با گرفتن دیپلم ادبی به صورت متفرقه و آمدن به دانشکده معقول و منقول آن موقع که حالا الهیات و معارف اسلامی نام دارد دوره لیسانس را آنجا گذراندم در فاصله 27 تا 30. سال سوم را به تهران آمدم و سال آخر دانشکده را برای این‌که بیشتر از درس‌های جدید استفاده کنم و هم زبان انگلیسی را اینجا کامل‌تر کنم و با یک استاد خارجی که مسلط‌تر باشد یک مقداری پیش ببرم. در سال 1329 و 1330 اینجا در تهران بودم و برای تامین هزینه‌ام تدریس می‌کردم و خودکفا بودم. خودم کار می‌کردم و تحصیل می‌کردم. سال 1330 لیسانس شدم و برای ادامه تحصیل به قم برگشتم و ضمنا برای تدریس در دبیرستان‌ها، یه عنوان دبیر زبان انگلیسی در دبیرستان حکیم نظامی قم مشغول به تدریس شدم و آن موقع‌ها به طور متوسط روزی سه ساعت کافی بود که صرف تدریس کنیم و بقیه وقت را صرف تحصیل می‌کردم. از سال 1330 تا 1335 بیشتر به کار فلسفی پرداختم و به درس استاد علامه طباطبایی به درس اسفار و شفا ایشان می‌رفتم. اسفار ملاصدرا و شفا ابن‌سینا و هم‌چنین شب‌های پنج‌شنبه و جمعه با عده‌ای از برادران، مرحوم استادمطهری و آیت‌ الله منتظری و عده دیگری جلسه گرم و پرشور سازنده‌ای داشتیم که 5 سال طول کشید و ماحصل آن به صورت متن کتاب روش رئالیسم تنظیم و منتشر شد.

● شهید بهشتی پس از گرفتن لیسانس تصمیم گرفت که برای مطالعه فلسفه غرب با بورس تحصیلی‌ای که در آن قبول شده بود به خارج از کشور سفر کند. در آن زمان شهید بهشتی در کلاس‌های فلسفه در بحث‌هایی که می‌شد اشکال می‌گرفت، با استاد جدل می‌کرد و استاد نیز به همان شیوه پاسخ ایشان را می‌داد. گاه حتی سوال و جواب‌ها به داد و فریاد کشیده می‌شد. به همین دلیل ایشان از فلسفه اسلامی ناامید شده بود. در همان دوره علامه طباطبایی از تبریز به قم می‌آیند. شهید بهشتی با این‌که به این استاد جدید هم امیدی نداشت، به خاطر اصرار دوستشان،‌ شهید مطهری، در یک جلسه از کلاس‌های علامه حاضر شد. بعد از کلاس اشکالی که به درس علامه داشت به ایشان گفت. علامه با دقت به ایشان گوش کردند و با شهید بهشتی با آرامش و بدون تعصب و تندی بحث کردند. این برخورد علامه طباطبایی چنان روی شهید بهشتی تاثیر گذاشت که ایشان قید تحصیل در خارج از کشور را زد و دوباره به قم برگشت.

 در طول این سال‌ها فعالیت‌های تبلیغی و اجتماعی داشتیم. در سال 1326 یعنی یک سال بعد از ورود به قم با مرحوم آقای مطهری و آقای منتظری و عده‌ای از برادران حدود هجده نفر، برنامه‌ای تنظیم کردیم که برویم به دورترین روستاها برای تبلیغ و دو سال این برنامه را انجام دادیم. در ماه رمضان که گرم بود با هزینه خودمان می‌رفتیم برای تبلیغ، البته خودمان پول نداشتیم، مرحوم آیت الله بروجردی توسط امام خمینی که آن موقع با با ایشان بودند نفری صد تومان در سال 26 و نفری صد و پنجاه تومان در سال 27 به عنوان هزینه سفر به ما دادند. چون قرار بر این بود که به هر روستایی می‌رویم مجبور نباشیم ماحم یک روستایی به عنوان مهمان او باشیم و خرج خوراکمان را در آن یک ماه خودمان بدهیم و برای کرایه آمد و رفت و هزینه زندگی یک ماه خرج سفر را با خودمان می‌بردیم. فعالیت‌های دیگری هم در داخل حوزه داشتیم و این‌ها مفصل است و نمی‌خواهم در یک مقاله فعلا گفته شود.
در سال 1329 و 1330 که تهران بودم، مقارن بود با اوج مبارزات سیاسی اجتماعی نهضت ملی نفت به رهبری محوم آیت الله کاشانی و مرحوم دکتر مصدق و به صورت یم جوان معمم مشتاق در تظاهرات و اجتماهعات و میتینگ‌ها شرکت می‌کردم. در سال 1331 در جریان 30 تیر آن موقع تابستان به اصفهان رفته بودم و در اعتصابات 26 تا 30 تیر فعالیت داشتم و شاید اولین یا دومین سخنرانی اعتصاب که در ساختمان تلگراف‌خانه بود را به عهده من گذاشتند.
یادم هست که مقایسه میِ‌کردم کار ملت ایران را در رابطه با نفت و استعمار انگلیس با کار ملت مصر و جمال عبدالناصر و مسئله کانال سوئز و انگلیس و فرانسه و این‌ها و در آن موقع موضوع سخنرانی بود. اخطاری بود به قوام‌السلطنه و شاه و این‌که ملت ایران نمی‌تواند ببیند نهضت ملی‌شان مطامع استعمارگران باشد. به هر حال بعد از کودتای 28 مرداد در یک جمع‌بندی به این نتیجه رسیدیم که در آن نهضت ما کادرهای ساخته شده کم داشتیم. باز این مسئله مفصل است. بنابراین تصمیم گرفتیم که یک حرکت فرهنگی ایجاد کنیم و در زیر پوشش آن کادر بسازیم. تصمیم گرفتیم که این حرکت اسلامی باشد و پیشرفته باشد و زمینه‌ای برای ساخت جوان‌ها.(1)

تحصیلات حوزوی و دانشگاهی
در سال ۱۳۲۱ وارد مدرسه‌ی صدر شد و پس از تحصیل ادبیات عرب، منطق، کلام و سطوح فقه و اصول، در سال ۱۳۲۵ راهی قم شد و به مدرسه‌ی حجتیه رفت. در قم خارج فقه و اصول را در محضر استادان آیت‌الله محقق داماد و آیت‌الله خمینی فراگرفت و از درس آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری و آیت‌الله حجت کوه کمری نیز بی‌بهره نماند. بخشی از کفایه را نزد آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حایری یزدی و بخش دیگر آن را به همراه مکاسب نزد آیت‌الله داماد خواند. درس منظومه منطق و کلام که در اصفهان نیمه‌کاره مانده بود به دلیل کم بودن استاد فلسفه در قم ادامه نیافت و بیشتر به فقه و اصول می‌پرداخت. در کنار تحصیلش در قم، همانند اصفهان، تدریس نیز می‌کرد و مخارج زندگیش را از این راه تأمین می‌کرد.
در سال ۱۳۲۷ دیپلم ادبی را با شرکت در امتحان متفرقه اخذ کرد و به دانشکده‌ی علوم معقول و منقول (دانشکده‌ی الهیات و علوم اسلامی کنونی) دانشگاه تهران وارد شد و در سال ۱۳۳۰ دوره‌ی کارشناسی را به پایان رساند. سپس برای ادامه‌ی تحصیل به قم بازگشت. در این دوره بخشی از وقتش را به تدریس درس زبان انگلیسی در دبیرستان‌های قم اختصاص می‌داد، از جمله‌ی آن‌ها دبیرستان حکیم‌نظامی بود.
درسال‌های بین ۱۳۳۰ و ۱۳۳۵، به فلسفه می‌پرداخت و در درس‌های اسفار ملاصدرا و شفای ابن سینا نزد علامه طباطبایی حضور می‌یافت.
مدرک کارشناسی رشته‌ی معقول (فلسفه و حکمت اسلامی) را در سال ۱۳۳۴ از دانشگاه تهران دریافت کرد. عنوان پایان‌نامه‌ی او «بساطت یا ترکب جسم» بود که آن را زیر نظر دکتر محمود شهابی با درجه‌ی عالی به پایان رساند و پس از آن دوره‌ی دکتری خود را در همان رشته آغاز کرد.

روزشمار زندگی سید محمد حسینی بهشتی
• 2 آبان 1307 تولد در محله لُنبان اصفهان در یک خانوادة روحانی (پدر: حجت الاسلام سید فضل الله حسینی بهشتی. مادر: معصومه بیگم خاتون آبادی. پدر بزرگ مادری: آیت الله العظمی میر محمد صادق خاتون آبادی)
• 1311 :‌ آغاز تحصیل در سن چهار سالگی
• 1314 : تحصیل در دبستان ثروت (اصفهان)
• 1317: تحصیل در دبیرستان سعدی (اصفهان)
• 1321: ترک تحصیل در دبیرستان (سال سوم) و آغاز تحصیل علوم حوزوی در مدرسه صدر (اصفهان)
• 1324: تحصیل ادبیات عرب،‌ فقه و اصول ، منطق و دروس ابتدایی فلسفه (اصفهان)
• شهریور 1325: مهاجرت و اقامت در مدرسه حجتیه و استفاده از محضر اساتیدی چون آیت الله داماد، آیت الله اردکانی (قم)
• فروردین 1326: شروع درس در محضر امام خمینی، آیت الله حجت و آیت الله العظمی بروجردی (قم)
• رمضان 1326:‌ آغاز سفرهای تبلیغی به دورترین روستاها همراه آقایان مرتضی مطهری و حسینعلی منتظری به توصیه آیت الله العظمی بروجردی
• 1327:‌ مباحثه و آشنایی با آقایان محمد مفتح،‌ موسی شبیری زنجانی،‌ موسی صدر، ناصر مکارم شیرازی، احمد آذری قمی، سید مهدی روحانی، علی مشکینی اردبیلی و عبدالرحیم ربانی شیرازی
• 1328:‌ شروع جلسات «گفتار ماه » و انتشار مقالات آن جلسه‌ها در کتابهای «گفتار ماه» و «گفتار عاشورا»
• 1329: شرکت در امتحان دیپلم ادبی و امتحان ورودی دانشکدة معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) دانشگاه تهران
• 1330: عزیمت به تهران و آموختن زبان انگلیسی (به طور فشرده)
• 29 / 4 / 1330: حضور در ستاد اعتصاب تلگراف‌خانة اصفهان، علیه صحبتهای قوام و سخنرانی که منجربه احضار در شهربانی شد
• 1330: بازگشت به قم و تدریس زبان انگلیسی در دبیرستانها و تکمیل تحصیلات و تدریس در حوزة علمیه قم؛ آشنایی با علامه سید محمد حسین طباطبایی و شرکت در جلسات بحث کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم»
• 1333: تأسیس دبیرستان «دین و دانش» در قم
• 1334: اخذ مدرک کارشناسی رشته معقول (فلسفه و حکمت اسلامی) با عنوان پایان نامه «بساطت یا ترکّب جسم» زیر نظر دکتر محمود شهابی و تصویب هیأت داوران با درجة عالی از دانشگاه تهران
• 1335: آغاز دورة‌ دکتری در رشتة معقول
• 1338: تهیه و تنظیم کتاب «نماز چیست؟»
• 1339: سازماندهی نحوه آموزش در حوزه علمیه قم با همکاری جمعی از فضلا و تشکیل کلاس زبان انگلیسی و مکالمه عربی روزمره و علوم طبیعی برای طلاب مستعد (مدرسه حقانی)
• 1339: تهیه و تنظیم مقالة «بانکداری و قوانین مالی اسلام»،‌ «مقاله عالم خلق و عالم امر در قرآن» و مقاله «یک قشر جدید در جامعه ما»
• فروردین 1340: فوت آیت الله العظمی بروجردی
• شهریور 1340: اجرای آزمایشی طرح نوین آموزش در حوزه به همراه آقایان علی مشکینی، عبدالرحیم ربانی شیرازی و همکاری آیت الله العظمی گلپایگانی
• 1340: تهیه و تنظیم مقاله‌های «حکومت در اسلام» و «قانون علیت در علم و دین» در کنار سخنرانی‌های مهم در جلسات ماهیانة انجمن اسلامی مهندسین
• خرداد 1341: زمینه سازی نهضت برای رهبری امام خمینی با ایجاد «کانون دانش آموزان قم»، با همکاری آقای محمد مفتح
• 1342: پیشنهاد امام خمینی جهت اقامت در اصفهان به منظور سامان دادن به فعالیتهای مبارزاتی آن شهر و عدم پذیرش ایشان به علت اهمیت شهر قم
• 1342: تشکیل هسته تحقیقاتی به منظور کار پژوهشی دربارة حکومت اسلامی و ایراد سخنرانی‌های مهم از جمله سخنرانی در جشن مبعث دانشگاه تهران
• 1342: منع اقامت در قم به دستور ساواک و مهاجرت به تهران. عضویت در شورای روحانیت و فقاهت هیئتهای مؤتلفه اسلامی به توصیه امام خمینی همراه آقایان مرتضی مطهری، محی الدین انواری، مهدی مولایی
• 1343: منتظر خدمت شدن از آموزش و پرورش بر اثر فشارهای ساواک و سخنرانی در جشن میلاد پیامبر(ص) در مدرسه چهارباغ که منجربه احضار در شهربانی اصفهان شد
• فروردین 1344: عزیمت به آلمان با توصیه مراجع تقلید و ایجاد مرکز اسلامی هامبورگ (آلمان )
• 1345:‌ ارسال و تنظیم گزارشاتی از مرکز اسلامی هامبورگ برای مبارزان داخلی همچون آقایان محمد علی رجائی ، مرتضی جزایری، مهندس مهدی بازرگان و مرجع مبارز آیت الله العظمی میلانی و ...
• 1347:‌ تهیه و تنظیم کتاب «صدای اسلام در اروپا» به پنج زبان دنیا
• 1348: تهیه و تنظیم مقاله‌های «کدام مسلک» و «نقش ایمان در زندگی اسلام»
• تابستان 1348: سفر به عراق و دیدار و گفتگو با امام خمینی، آیت الله العظمی خوئی، آیت الله سید محمد باقر صدر و آیت الله العظمی حکیم
• 1348: سفر به کشورهای سوریه و لبنان و ترکیه و بازدید از فعالیتهای اسلامی و تجدید عهد با امام موسی صدر
• 1349: بازگشت به ایران و ممنوعیت خروج از کشور به دستور ساواک
• 1349: پرونده سازی ساواک به واسطه سخنرانی‌ها و فعالیتها در آلمان به ویژه سخنرانی پیرامون «خداپرستی و قوانین عادلانه اسلام»
• 18 / 12 / 1349: اشتغال مجدد در آموزش و پرورش و کسب عنوان کارشناس ارشد کتابهای علوم دینی در« سازمان کتابهای درسی ایران»
• 1350: تأسیس مرکز تحقیقات اسلامی، با همکاری آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی
• 1350: آغاز جلسات تفسیر قرآن و تحلیل مسائل سیاسی تحت پوشش هیأت «مکتب قرآن»
• 1351: تنظیم طرح ناتمام «ایدئولوژی اسلامی برای نسل جوان» با همکاری آقای مرتضی مطهری (به توصیه امام خمینی)
• 1351: تهیه و ارسال مقالة «حکم الجهاض و التعقیم فی الشریعة الاسلامیة»، جهت کنفرانس سازمان بهداشت جهانی در شهر رباط (پایتخت کشور مراکش) در زمینة تنظیم خانواده از دیدگاه اسلام
• 1353: دفاع از پایان نامه دکتری تحت عنوان «مسائل ما بعدالطبیعه در قرآن »، با حضور هیأت داوران آقایان مرتضی مطهری، محمد مفتح، امیرحسین آریان پور و مصلح (با درجة بسیار خوب)
• 1353 :‌ تنظیم کتاب «خدا از دیدگاه قرآن»
• 25 / 8 / 1353: ‌سخنرانی‌های متعدد پیرامون مرجعیت ، رهبری ، امامت و امت که منجر به انعکاس در گزارشات ساواک شد.
• 1354: دستگیری و بازداشت چند روزه در کمیته مرکزی ضد خرابکاری (بر اساس گزارشهای ساواک از سخنرانیها)
• 16 / 1 / 1354: برقراری مجدد جلسات «مکتب قرآن» (بعد از بازداشت)
• 5 / 11 / 1355:‌ ادامه فعالیتهای روشنگرانه، علیه رژیم و صدور اعلامیه به مناسبت فوت آقای محمد همایون بنیان گذار حسینیه ارشاد و تبدیل مجلس مزبور به یک تجمع سیاسی اعتراض آمیز
• 1356: برقراری جلسات بحث پیرامون «شناخت از دیدگاه قرآن» (در منزل)
• فروردین 1357:‌ سفر به اروپا و آمریکا جهت هماهنگی بین حرکتهای سیاسی معتقد به رهبری امام خمینی
• 1357: پی‌ریزی جامعه روحانیت مبارز همراه با آقایان مرتضی مطهری، محمد مفتح، محمد امامی کاشانی، ملکی ، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی اصغر مروارید و …
• 1357: صدور اعلامیه در اعتراض به محاصره منزل امام خمینی در عراق
• 16 / 7 / 1357: ارسال نامه به رئیس جمهور فرانسه برای حفظ حرمت امام خمینی در مدت اقامت ایشان در آن کشور
• 30 / 7 / 1357: صدور اعلامیه همراه با آقایان محمد جواد باهنر، مرتضی مطهری، مهدی کروبی ومحمد رضا مهدوی‌کنی و محکوم کردن فاجعه مسجد کرمان
• آبان 1357: سفر به پاریس جهت مذاکره و هماهنگی با امام خمینی، صدور فرمان امام خمینی برای تشکیل شورای انقلاب
• 14 / 8 / 1357: صدور اعلامیه در اعتراض به حکومت نظامی و کشتار 13 آبان دانشگاه تهران همراه روحانیون از جمله آقایان مرتضی مطهری، ‌محمد مفتح، محمد رضا مهدوی کنی ، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی.
• 1357: حضور و سخنرانی در راهپیمایی عظیم عاشورا همزمان با اوج مبارزات مردم علیه رژیم ستمشاهی
• 25/ 10/ 1357: فرار شاه از ایران
• 4 / 11 / 1357: سخنرانی با عنوان «اسلام دین آزادی است»
• بهمن 1357: تشکیل شورای انقلاب به فرمان حضرت امام با همکاری آقایان مرتضی مطهری، محمد جواد باهنر،‌ اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید محمود طالقانی، سید علی خامنه ای ، محمدرضا‌مهدوی کنی، ‌مهدی بازرگان، مصطفی کتیرایی، یدالله سحابی و احمد صدر سید حاج جوادی.
• 8 / 11 / 1357: تحصن همراه دیگر روحانیون در دانشگاه تهران به علت ممانعت از آمدن امام خمینی به کشور.
• 17 / 11 / 1357: ‌معرفی مهندس بازرگان از طرف امام خمینی به عنوان رئیس دولت موقت
• 22 / 11 / 1357: پیروزی باشکوه انقلاب ملت مسلمان ایران
• 26 / 11 / 1357: ‌فرمان خلع سلاح عمومی و تحویل اسلحه ها به مساجد و کمیته‌های انقلاب
• 29 / 11 / 1357: اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی به همراه آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید علی خامنه‌ای و محمد جواد باهنر
• 9 / 12 / 1357:‌ بازگشت امام خمینی به قم
• 11 / 12 / 1357:‌ انتساب آقای مهدی هادوی، بعنوان اولین دادستان کل انقلاب اسلامی
• 9 / 12 / 1357: تأسیس بنیاد مستضعفان
• 14 / 12 / 1357: تأسیس کمیته امداد
• 2 / 1 / 1358: سفر به کردستان همراه با آقایان ، داریوش فروهر، اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد صدر حاج سید جوادی، ابولحسن بنی صدر، به سرپرستی آقای طالقانی برای رسیدگی به تشنجات کردستان
• 12 / 1 / 1358: همه پرسی جمهوری اسلامی
• 21 / 1 / 1358: تأسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی
• 2 / 2 / 1358: تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
• 3/ 2/ 1358: ترور سرلشکر قره نی توسط گروه فرقان
• 6 / 2 / 1358: دیدار عبدالسلام جلود (وزیر امور خارجه لیبی) با برخی از رهبران حزب جمهوری اسلامی (آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد کاظم بجنوردی، سید علی خامنه ای ، سید محمدحسینی بهشتی و حسن آیت
• 12 / 2 / 1358: ترور آیت الله مرتضی مطهری مقابل خانه دکتر یدالله سحابی
• 3 / 3 / 1358:‌ ترور نافرجام آقای اکبر هاشمی رفسنجانی توسط گروه فرقان.
• 9 / 3 / 1358: انتشار اولین شماره روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان حزب جمهوری اسلامی)
• خرداد 1358: انتقاد از اعتراض و اعلام نظر آقای حسن نزیه درباره کمیته های انقلاب .
• 26/ 3 / 1358: مصاحبه مطبوعاتی دفاع و توضیح دربارة مجلس خبرگان
• 27/ 4 / 1358: تشکیل جهاد سازندگی و تعیین آقای علی اکبر ناطق نوری به عنوان نمایندة امام خمینی در آن نهاد.
• 9/ 4 / 1358: آغاز فعالیت مجلس خبرگان قانون اساسی
• 17/ 4 / 1358: ترور حاج محمد تقی حاج طرخانی توسط گروه فرقان
• 29/ 4 / 1358: ترکیب شورای انقلاب و هیأت دولت موقت با عضویت آقایان محمد جواد باهنر (آموزش و پرورش) ، اکبر ‌هاشمی رفسنجانی و محمدرضا مهدوی کنی (وزارت کشور) ‌سید علی خامنه‌ای (دفاع ملی) ابوالحسن بنی صدر (وزارت اقتصاد و دارایی)
• 30 / 4 / 1358:‌ شرکت در ائتلاف بزرگ احزاب و سازمانها برای نمایندگی مجلس خبرگان
• 4/5/1358: فرمان برگزاری نماز جمعه از طرف امام خمینی به آیت الله طالقانی
• 15/5/1358: اعلام نتایج قطعی مجلس خبرگان و تعلق 60% آراء مأخوذه (931 /538/ 1) از حوزه انتخابیه تهران برای دکتر بهشتی
• 28/5/1358: اولین جلسه مجلس خبرگان به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری
• 19/5/1358: پاسخ به معترضان و منتقدان انتخابات مجلس، به علت کسب آراء بالا توسط اعضاء حزب جمهوری اسلامی
• 4 / 6 / 1358:‌ ترور حاج مهدی عراقی و پسرشان حسام الدین عراقی توسط گروه فرقان
• 19/6/1358: فوت آیت الله طالقانی
• 5 / 7 / 1358:‌ مصاحبه مهم اوریانا فالاچی با امام خمینی
• 4 / 8 / 1358: راهپیمایی بزرگ میثاق با رهبری به دعوت حزب جمهوری اسلامی
• 10 / 8 / 1358: ترور آیت الله قاضی طباطبایی امام جمعه تبریز
• 15/ 8 / 1358: استعفای مهندس مهدی بازرگان، به دنبال اشغال سفارت آمریکا در تهران
• 24/ 8 / 1358: ‌آخرین جلسه مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی
• 10/ 9 / 1358: برگزاری سمینار بررسی قانون اساسی در دانشگاه تهران
• 19/ 9 / 1358: همه پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
• 27/ 9 / 1358: ترور آیت الله محمد مفتح توسط گروه فرقان
• 29/ 9 / 1358: بازداشت آقای عباس امیر انتظام به جرم جاسوسی
• 12/10/‌ 1358: موج گسترده نامزدی افراد برای شرکت در اولین انتخابات ریاست جمهوری
• 11/ 11/ 1358: بمبارانهای تبلیغاتی حزب خلق مسلمان و حملات خونین به قم و تبریز
• بهمن 1358:‌ ترور نافرجام آیت الله صدوقی امام جمعه یزد
• بهمن 1358:‌ بستری شدن امام خمینی در بیمارستان قلب مهدی رضایی
• بهمن 1358: انتخاب آقای ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری
• 4 / 12 / 1358: ‌حکم امام به دکتر بهشتی مبنی بر مسئولیت دیوان عالی کشور
• 22 / 12 / 1358: تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی
• 1 / 12 / 1358: انتخاب اعضای شورای نگهبان قانون اساسی
• 27/ 12 / 1358: گزارش کار شورای انقلاب به عنوان بالاترین نهاد تصمیم گیری کشور به مردم
• 25/ 12 / 1358: پایان اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی و کسب بیشترین آرا توسط نامزدهای حزب جمهوری اسلامی
• 2 / 1 / 1359:‌ سفر به مناطق جنگی غرب و جنوب کشور
• 18/ 1 / 1359: آماده باش ارتش برای مقابله با عراق و تشکیل کمیسیون امنیت ملی
• 7 / 2 / 1359: عملیات نظامی نافرجام آمریکا در صحرای طبس و شهادت محمد منتظر قائم
• 21/ 2 / 1359: اولین مرحله انتخابات مجلس شورا، با انتخاب 220 نماینده
• خرداد 1359:‌ آغاز کار مجلس شورا و درگیری‌‌ها برای انتخاب نخست وزیر
• 18 / 3/ 1359: سفر دکتر بهشتی به شیراز و تحلیل وضعیت انقلاب
• 29 / 3 / 1359: اظهار نظر دکتر بهشتی درباره ماجرای نوار سخنرانی آقای حسن آیت
• 21 / 4 / 1359: ‌کودتای نا فرجام نوژه
• 24 / 4 / 1359: پایان کار شورای انقلاب
• 29 / 4 / 1359: نخست وزیری آقای محمد علی رجایی
• 9 / 6 / 1359: معرفی کابینه توسط آقای رجایی
• 21 / 6 / 1359: اعلام تصمیم شورای عالی دفاع درباره ادامه جنگ
• مرداد 1359: سفر دکتر بهشتی به آذربایجان و سخنرانی در جمع ارتشیان به منظور ترغیب شرکت فعالانه آنها در جنگ
• مرداد 1359: سفر دکتر بهشتی به آمل و سخنرانی در جمع مردم
• 12 / 6 / 1359: سخنرانی درباره کابینه آقای رجایی و اشغال سفارت آمریکا
• 14 / 8 / 1359: آغاز محاکمه محمد رضا سعادتی و عضوبرجسته مجاهدین خلق ایران به جرم جاسوسی برای اتحادیه جماهیر شوروی
• 29 / 8 / 1359: سخنرانی دکتر بهشتی در راهپیمایی بزرگ تاسوعا (تهران)
• 4 / 9 / 1359: موضع گیری و اعلام نظر درباره «مکتب و تخصص»
• آذر 1359: تعیین هیأت سه نفره منتخب امام در مورد اصلاحات ارضی و واگذاری زمین (آقایان حسینعلی منتظری، علی مشکینی،
• سید محمد حسینی بهشتی)
• 16 /10/ 1359: سفر به مشهد و سخنرانی در پادگان ارتش
• 2 /10 / 1359: سخنرانی و اعلام نظر درباره لیبرالیسم و آزادی
• 3 / 10/ 1359: سوء قصد نافرجام به آقای سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
• 16 / 11 / 1359: اظهار نظر درباره گروگانها و اسناد سفارت آمریکا
• 23/11/1359: سخنرانی در قم و اعلام مواضع ضد آمریکایی
• 25/11/1359: مصاحبه با روزنامه کیهان درباره تعدیل ثروتها، اسناد سفارت آمریکا و دادگاههای مدنی
• 27/11/1359:‌سخنرانی و انتقاد مهندس مهدی بازرگان از رئیس جمهور (ابوالحسن بنی صدر)، ‌نخست وزیر( محمد علی رجایی) و رئیس دیوانعالی کشور ( سید محمد حسینی بهشتی)
• 30/11/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اعلام نظر دربارة حمله به سخنرانیها و شخصیتها (بعد از حمله به سخنرانی حجت الاسلام حسن لاهوتی در رشت)
• 7/12/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اظهار نظر درباره سندهای مربوط به سفر آلمان، چماقداری و آزادی 3 گروگان انگلیسی
• 14/12/1359: سخنرانی در زمینه جنگ و اظهار نظر دربارة هیأت اعزامی به ایران برای آتش بس با عراق
• 14/12/1359: سخنرانی آقای ابوالحسن بنی صدر به مناسبت درگذشت دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران
• 21/12/1359: اظهار نظر و موضع گیری علیه وقایع دانشگاه و خروج عده ای از نمایندگان به عنوان اعتراض
• 24 / 12/ 1359: درخواست آقای ابوالحسن بنی صدر برای مناظره با آقایان محمد علی رجایی ، سید محمد حسینی بهشتی و اکبرهاشمی‌ رفسنجانی
• 25/12/1359:‌ اطلاعیه روابط عمومی دادگستری و اعلام شرایط مناظره تلویزیونی با آقای ابوالحسن بنی صدر
• 28/12/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اعلام نظر در خصوص مشکلات داخلی و قضایای جنگ
• 8/1/1360:‌پیام نوروزی و اشاره به مسائل مهم روز
• 15/1/136: تشکیل هیأت برای حل اختلاف سران کشور توسط امام خمینی متشکل از آقایان محمدرضا مهدوی کنی، محمد یزدی و شهاب‌الدین اشراقی
• 27/1/1360:‌مصاحبه مطبوعاتی و بیان مسائل در رابطه جنگ و مسائل روز
• 7/2/1360: بیانیة 10 ماده ای امام خمینی برای حل اختلاف سران کشور
• 17/2/1360:‌دیدار از جبهه‌های جنوب (اهواز)
• 27/2/1360: شکست حصر آبادان
• 31/2/1360: مصاحبه مطبوعاتی درباره تغییرات در قوه قضاییه و مسئله سرقت اسناد وزارت خارجه
• 6/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و توضیح درباره جو متشنج جامعه
• 7/3/1360: سخنرانی شدیداللحن امام خمینی در تذکر به رئیس جمهور
• 13/3/1360: اعتراض رئیس جمهور (آقای ابوالحسن بنی صدر) به اظهارات سخنگوی هیأت حل اختلاف (آقای شهاب‌الدین اشراقی)
• 14/3/1360: اعتراض سخنگوی هیأت حل اختلاف به نامه رئیس جمهور
• 14/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی با شرکت خبرنگاران خارجی و داخلی و اظهار نظر درباره هیأت حل اختلاف و گفته های رئیس جمهور
• 17/3/1360: دیدار از جبهه‌های جنوب و شرکت در سمینار جنگ و جهاد و سخنرانی در اهواز
• 20/3/1360: اعلام غیر قانونی بودن فعالیتهای «دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور» توسط وزیر کشور (آقای محمدرضا مهدوی کنی)
• 21/3/1360:‌برکناری آقای ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا به فرمان امام خمینی
• 21/3/1360:‌مصاحبه مطبوعاتی و موضع گیری دربارة اختیارات رئیس جمهور طبق قانون اساسی
• 26/3/1360:‌منحل شدن هیأت حل اختلاف با استعفای آقای شهاب‌الدین اشراقی
• 30/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و طرح مسائل مربوط به تخلفات آقای ابوالحسن بنی صدر
• 31/3/1360: رأی مجلس به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور
• 31/3/1360: شهادت مصطفی چمران وزیر دفاع در جبهه جنگ با عراق
• 2/4/1360: تشکیل شورای موقت ریاست جمهوری متشکل از آقایان محمد علی رجایی (نخست وزیر)، سید محمد حسینی بهشتی (رئیس دیوانعالی کشور) و اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس شورای ملی)
• 4/4/1360: دعوت از گروهها برای همفکری و معرفی کاندیدای مشترک ریاست جمهوری
• 6/4/1360: ترور نافرجام امام جمعه تهران آقای سید علی خامنه‌ای در مسجد اباذر تهران
• 7/4/1360: انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی همراه 72 تن از یاران انقلاب

کتابها
• آموزش مواضع (جلسه 3). تهران: انتشارات حزب جمهوری اسلامی، 1360.
• آموزش مواضع (جلسه 4). تهران: انتشارات حزب جمهوری اسلامی، 1360.
• آموزش مواضع (جلسه 6). تهران: انتشارات حزب جمهوری اسلامی، 1360.
• آموزش مواضع(جلسه 14). اصفهان: انتشارات حزب جمهوری .
• از حزب چه می‌دانیم. تهران: حزب جمهوری اسلامی، بی‌تا.
• اقتصاد اسلامی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.
• اهمیت شیوة تعاون، تهران: انتشارت وزارت تعاون، 1374.
• بانکداری و قوانین مالی اسلام، قم: انتشارات مکتب تشیع، 1342.
• باید و نبایدها، تهران: بقعه، 1379.
• بررسی و تحلیلی از جهاد، عدالت، لیبرالیسم، امامت، تهران: حزب جمهوری اسلامی،1361.
• بهداشت وتنظیم خانواده، تهران: بقعه، 1379.
• پنج گفتار، قم: انتشارات قم ، بی‌ تا.
• التوحید فی القرآن . قسم الدراسات الاسلامیه: 1404.
• توکل از دیدگاه قرآن، قم: شفق، بی‌ تا.
• حج در قرآن، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.
• حق و باطل، تهران: بقعه، 1378.
• خدا از دیدگاه قرآن، تهران: بقعه، ‌1379.
• دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن، تهران: بقعه، 1378.
• ربا در اسلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.
• رسالت دانشگاه و دانشجو، قم: تشیع،‌ بی تا.
• روش برداشت از قرآن، تهران: نشر سید جمال، بی تا.
• سرود یکتاپرستی، تهران: بقعه، 1379.
• سلسله درسهای اسلامی ـ مسأله مالکیت 1، تهران : نشر سید جمال ،‌ بی تا .
• سلسله درسهای اسلامی ـ شناخت ، تهران : نشر سید جمال.
• شناخت از دیدگاه فطرت ، تهران : بقعه ،‌1378.
• شناخت از دیدگاه قرآن،‌ تهران: بقعه ، 1378.
• طرح لایحه قصاص، قم : ناصر، 1360.
• مبارزه پیروز، تهران: سهامی انتشار ، 1341.
• مبانی نظری قانونی اساسی ، تهران: بقعه، 1378.
• محیط پیدایش اسلام ،‌تهران: دفتر نشر فرهنگ ، 1354.
• مکتب و تخصص ، تهران: حزب ،‌1359.
• نقش آزادی در تربیت کودکان ،‌ تهران: بقعه ، 1380
• نقش تشکیلات در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران ، تهران: ستاد برگزاری مراسم هفتم تیر ،‌1361.
• نماز چیست ؟ تهران: دفتر نشر فرهنگ، 1370.
• وظائف انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا در برابر جوانان مسلمان، آلمان غربی، 1345.
• ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران ،‌دفتر نشر فرهنگ تهران، 1363.

مقالات
• «آخرین، روزهای زندگی حضرت علی (ع) » ، آزادگان ، س اول ، ش، 68 7 دی ماه 1378
• «آشنایی با مرکز اسلامی هامبورگ» ، اطلاعات ، ش 22230، 9 تیر 1380، ص 6
• «پیدایش انسان از نظر علم و قرآن ،همشهری س 9، ش 2436، 7 تیر 1380، ص 6
• «تفریح از دیدگاه اسلام»، همشهری، سال 8 ، ش 2152، 8 تیر 1379، ص 12
• «حکومت در اسلام ،‌حکومت پیامبران »، مکتب تشیع ،‌1339، ش 4، ص 123ـ 128.
• «سه نوع اسلام »،‌ایران، 8 تیر 78، ص 9.
• «‌عالم خلق و عالم امر »، مکتب تشیع ،‌1341،‌ش 3، ص 127 ـ 143.
• « عادت » (ترجمه) ، مکتب تشیع، 1340، ش 3، ص 127 ـ 143.
• «عرفان»، همشهری، س 7، ش 1862، 6 تیر 1378، ص 9
• «کار دسته جمعی و تعاون »، کارو کارگر
• « گفتاری پیرامون حزب و تشکل »، عروه الوثقی، 20 خرداد 61، سال 4، ش 76، ص 4.
• «ماه مبارک رمضان» ایران ، س 7، ش 1990، 17 آذز 1380، ص 6
• «مراحل اساسی یک نهضت» ، خرداد، سال اول ، ش 156، 7 تیر 1378، ص 6
• «موسیقی از نظر اسلام » ، نشاط، 7 تیر 1378، ص 6
• نامه آیت الله بهشتی به امام خمینی درباره جریانهای وابسته به بنی صدر و اختلال در سیستم مدیریت کشور، جمهوری اسلامی ، 7 تیر 69، ص 10.
• « نامه شهید بهشتی به امام خمینی در مورد دوگانگی موجود میان مدیران حکومتی کشور»، کیهان هوایی، 13 تیر 69، ش 886، ص 26.
• « نامه‌ شهید بهشتی »،‌عروه الوثقی، سال 4 ، ش 100، 12 خرداد62، ص 13.
• «نقش روحانیت در جامعه امروز ما » انتخاب ، 7 تیر 1378 ، ص 7

پی نوشت:
1. این متن بخشی از مصاحبه شهید بهشتی با روزنامه جمهوری اسلامی می باشد که در تاریخ 12/4/1360 به چاپ رسید.

منابع:
- www.beheshti.org
- روزنامه جمهوری اسلامی 12/4/1360

منابع

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 49
» 
1
2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر