دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 4388
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

8078 بازدید

محمد رضا پهلوی: فرزند ذکور ارشد رضاشاه و دومین و آخرین پادشاه از سلسله پهلوی.
در تاریخ 4 آبان ماه 1298 ش توأمان با خواهرش اشرف در محله سنگلج تهران متولد شد. مادرش دختر میرپنج تیمور آیرملو بود. در 1304 ش و در 6 سالگی به سمت ولیعهد ایران تعیین گردید و در 1305 ش تحصیلات رسمی خود را در مدرسه نظام تهران آغاز کرد. در شهریور 1310 پدرش او را برای تحصیل به کشور سویس فرستاد. در نیمه های سال 1315 ش به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. دوره دو ساله آن را به پایان رسانید و با درجه ستوان دومی در بازدیدها و مسافرت های پدرش او را همراهی می کرد. در 1318 ش به دستور پدرش با فوزیه دختر ملک فؤاد و خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. در شهریورماه 1320 ش که کشور ایران مورد هجوم و حمله نظامی شوروی و انگلستان قرار گرفت، آنها موافقت کردند تا محمدرضا جانشین پدرش گردد. رضاشاه روز 25 شهریور ماه 1320 ش استعفا و عازم اصفحان شد. محمدعلی فروغی نخست وزیر، در همان روز در جلسه فوق العاده مجلس شورای ملی استعفای رضاشاه و پادشاهی محمدرضا پهلوی را اعلام کرد. روز 26 شهریور ماه، شاه جدید طی نطقی که توسط محمدعلی فروغی تهیه و با اصلاح هیئت وزیران تصویب شده بود، ضمن اجرای مراسم سوگند، در جلسه فوق العاده مجلس متذکر شد که او یک پادشاه قانونی خواهد بود و طبق اصول قانون اساسی و متمم آن سلطنت خواهد کرد و افزود اگر در گذشته به مردم ایران اجحافی شده باشد، برطرف و جبران خواهد شد. در همان روز فرمان عفو عمومی زندانیان سیاسی و عادی صادر شد و کلیه اتباع آلمانی و ایتالیائی، ایران را ترک کردند و اقداماتی چند در جهت خواست مردم انجام گرفت. تشکیل احزاب آزاد شد و حزب توده ایران به رهبری سلیمان محسن اسکندری، موجودیت خود را اعلام کرد. با مرخص شدن سربازان و بازنشسته شدن عده زیادی از امراء و افسران ارشد، دوره آرامش ظاهری که تحت لوای سرنیزه در تمام نقاط کشور به چشم می خورد، رخت بربست و عشایر فارس و آذربایجان و خراسان و بلوچستان، سر به شورش برداشتند. افزایش قیمت ها به نحو چشمگیری همه چیز را تحت الشعاع قرار داد و قانون افزایش حقوق کارمندان و قانون استرداد املاک مغصوبه از مردم تصویب شد. در همان اوان عمر مجلس دوازدهم پایان یافت. روز پایانی مجلس، شیخ الاسلام ملایری به عنوان وصی از شهادت سید حسن مدرس سخن گفت و تقاضا نمود عاملین این قتل فجیع محاکمه و مجازات شوند. روز 22 آبان ماه مجلس سیزدهم افتتاح شد و با وجود آنکه وکلای این دوره در دوران دیکتاتوری انتخاب شده بودند، ولی معلوم شد که می خواهند از قدرت قانونی خود استفاده کنند. در تاریخ 30 آذرماه طی ماده واحده ای پیمان نامه اتحاد بین دولت ایران و دولتین شوروی و انگلستان در مجلس مورد بحث واقع شد و با بیانات نمایندگان موافق و مخالف بالاخره در روز ششم بهمن ماه 1320 با 80 رأی موافق از 93 عده حاضر، به تصویب رسید. فروغی در مقابل تحریکات نمایندگان و روزنامه ها و احزاب، تاب مقاومت نیاورد و از سمت خود استعفا نموده و مخفی شد. مجلس پس از یأس از فروغی، علی سهیلی را به اتفاق آراء به نخست وزیری برگزید. مدت نخست وزیری او بیش از چهار ماه طول نکشید. سهیلی رفت و به جای او احمد قوام نشست. محاکمه عده ای از عمال نظمیه از جمله سرپاس مختاری در دیوان کیفر کارکنان دولت منجر به صدور حکم حبس گردید و در مورد سید حسن مدرس و سردار اسعد و نصرت الدوله فیروز فقط شخصی به نام پزشک احمدی که در زندان توسط آمپول هوا عده ای را به قتل رسانیده بود محکوم به اعدام شد و سرپاس مختاری رئیس شهربانی نیز پس از دو سه سال تحمل زندان مورد عفو شاه واقع شد. در نیمه دوم 1321 وضع کمیابی غله و نان و خواروبار شدیدتر شد. روز هفدهم آذرماه 1321 مردم در تهران قیام کردند. آن روز میدان بهارستان اولین جایگاه مردم برای اجتماع بود و خواسته آنها توسط نمایندگان مجلس به جائی نرسید و محمدرضا پهلوی هم نتوانست دردی را دوا کند. پلیس و نظامیان به روی مردم آتش گشودند. چون اوضاع شهر هر لحظه وخیم تر می شد، شاه و نخست وزیر، حاکم نظامی و رئیس شهربانی را مقصر قلمداد نموده، آنها را عزل کردند. سپهبد امیراحمدی با اختیارات کامل به فرمانداری نظامی تهران و فرماندهی سپاه مرکز منصوب شد و شدت عمل او موجب گردید مردم از صحنه خارج شوند. ولی اقدامات احمد قوام برای اعاده امنیت و وفور خواروبار به جائی نرسید و بالاخره پس از شش ماه زمامداری، از کار کناره گیری نمود. محمدرضا پهلوی با مشورت عده ای از نمایندگان مجلس، علی سهیلی را برای بار دوم به نخست وزیری برگزید. از حوادث مهم این دوره، اعلان جنگ دولت ایران به آلمان است. در اواسط 1322 ش نیروهای نظامی متفقین خبر از ستون پنجم آلمان در ایران دادند و تعداد زیادی از رجال، امراء و افسران عالی مقام و کارکنان راه آهن و مالکین و روزنامه نگاران را توقیف کردند و جمعی را در اراک و جمعی را در رشت به زندان انداختند. روز ششم آذرماه 1322 ش روزولت، چرچیل و استالین به اتفاق جمع کثیری از سیاستمداران و نظامیان سه کشور، کنفرانسی در تهران تشکیل داده و تصمیماتی اتخاذ کردند. محمدرضا پهلوی به دیدار روزولت و چرچیل رفت و چند لحظه ای با آنها سخن گفت ولی استالین برای دیدار شاه به کاخ اختصاصی آمد و ساعتی به مذاکره نشست. در اعلامیه پایانی کنفرانس تهران، سه کشور حفظ استقلال و حاکمیت ایران را تصدیق نموده و مقرر گردید با ایران طبق منشور ملل متحد عمل شود. به مناسبت اختتام دوره سیزدهم مجلس شورای ملی، فرمان انتخابات دوره چهاردهم صادر گردید و علی سهیلی نخست وزیر، مأمور اجرای آن شد. انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از رویدادهای مهم مجلس در طول تاریخ مشروطیت ایران است. انتخابات این دوره پس از هشت بار انتخابات که در دوره دیکتاتوری انجام گرفته بود، به مردم فرصت داد تا رأی خود را به هر کس که مایل باشند بدهند. متنفذین و مالکان و تجار و دولتمردان با حربه هائی که در دست داشتند، وارد مبارزات انتخاباتی شدند. محمدرضا پهلوی و دولت نیز کاندیداهائی داشتند که با تمام نیرو آنها را تقویت می کردند. سرانجام، انتخابات در تهران و شهرستان ها انجام گرفت. حزب توده ایران 8 کرسی در مجلس به دست آورد. در تهران و شهرستان ها عده ای از رجال که در دوران رضاشاه در تبعید یا انزوا بسر می بردند مانند دکتر محمد مصدق، سید محمدرضا فیروزآبادی، سید ضیاءالدین طباطبائی و حسین پیرنیا انتخاب گردیدند.
فراکسیون حزب توده ایران و دکتر محمد مصدق با اعتبارنامه سید ضیاءالدین به مخالفت برخاستند. دکتر مصدق عنوان کرد که مخالفت با اعتبارنامه سید ضیاءالدین واجب کفائی است و با مخالفت من از دیگران سلب مسئولیت می شود. حزب توده مخالفت خود را پس گرفت. نطق طولانی مصدق از یک طرف و پاسخ سیدضیاءالدین از طرف دیگر و توضیحات ضیاءالملک فرمند، حقایقی از کودتای سوم حوت 1299 ش را روشن ساخت. ولی باز قسمتی از آن گفته نشد و بالاخره اعتبارنامه سید ضیاءالدین مورد تأیید قرار گرفت. در همین مجلس، اعتبارنامه سیدجعفر پیشه وری نماینده اول تبریز که در تمام دوره رضاشاه در زندان به سر می برد و پس از شهریور 1320 روزنامه آژیر را منتشر می ساخت، رد شد. پس از رسمیت مجلس چهاردهم، طبق عرف پارلمانی، علی سهیلی استعفا داد ولی مجلس محمد ساعد را به نخست وزیری برگزید. دولت ساعد از همان نخستین روزهای شروع به کار، با مشکلات عدیده ای مواجه شد. کارگران کارخانجات دست به اعتصاب زدند، حزب توده با تشکیل کنگره فعالیت خویش را تشدید کرد و هیئتی تحت ریاست کافتارادزه معاون کمیساریای خارجه شوروی وارد ایران شد تا امتیاز نفت شمال ایران را به دست بیاورد. به دنبال ورود این هیئت، حزب توده در خیابان های تهران تظاهرات نمایشی راه انداختند و خواستار اعطای نفت شمال ایران به شوروی شدند. دکتر مصدق ضمن نطق مهمی در مجلس شورای ملی، طرحی راجع به نفت به تصویب رسانید که به موجب آن هیچ یک از مقامات کشور حق نداشتند راجع به نفت با خارجی ها مذاکره یا قرارداد منعقد سازند و کسانی که مرتکب چنین کاری شوند، ضمن انفصال دائم از خدمات دولتی، سه تا هشت سال حبس مجرد خواهند داشت. هیئت کافتارادزه، تهران را ترک کردند و بعد کابینه ساعد سقوط نمود و سهام السلطان بیات روی کار آمد و به دولت ژاپن اعلان جنگ داد و پس از چهار ماه نیز از کار کناره گرفت و ابراهیم حکیمی (حکیم الملک) ظرف چند روز و محسن صدر (صدرالاشراف) چند ماهی دوام نیاورده، استعفا دادند و هرج و مرج در بعضی نقاط کشور مخصوصا در آذربایجان با قیام جعفر پیشه وری و تشکیل حزب دموکرات و اعلام خودمختاری آذربایجان به پشتیبانی ارتش شوروی بالا گرفت. ابراهیم حکیمی برای بار دوم نخست وزیر شد (مهر 1324 ش) و پس از اعلام شکایت علیه شوروی به شورای امنیت، کناره گرفت و احمد قوام (قوام السلطنه) در بهمن 1324 ش به جای وی منصوب گردید. قوام ضمن مذاکرات خود در مسکو، قول واگذاری نفت شمال ایران را به شوروی داد و ارتش شوروی نیز بعضی از نقاط آذربایجان را تخلیه کرد ولی در بعضی نقاط دیگر باقی ماند و موجب شکایت مجدد ایران علیه شوروی به شورای امنیت گردید و سفیر تام الاختیار شوروی در ایران بر اثر شکایت ایران و فشار آمریکا، ناچار اعلامیه ای مشترک با ایران صادر کردند مبنی بر اینکه قوای شوروی ظرف یک ماه و نیم دیگر آذربایجان را ترک می کند و قرارداد ایجاد شرکت نفت ایران و شوروی تا هفت ماه دیگر به مجلس تسلیم خواهد شد و مسئله آذربایجان چون امری داخلی است، با مسالمت حل و فصل گردد. دولت قوام با بازی های مختلف سیاسی از قبیل انتخاب سه وزیر توده ای و توقیف عده ای از طرفداران انگلیس، دولت خودمختار آذربایجان را ساقط نموده و امنیت را در کردستان و فارس بازگردانید و حاکمیت ایران را در سرتاسر کشور استقرار داد و در 1326 ش مجلس پانزدهم را افتتاح نمود و قرارداد نفت ایران و شوروی را به مجلس برد و این قرارداد به اتفاق آراء رد شد و دولت شوروی ایران را عهدشکن نامید. کابینه قوام به تحریک محمدرضا پهلوی ساقط شد و برای بار سوم حکیمی روی کار آمد. شاه، عبدالحسین هژیر را کاندیدای نخست وزیری نمود و مصرا از نمایندگان خواست تا به او رأی اعتماد دهند. مجلس هژیر را به ریاست دولت برگزید ولی از همان نخستین ساعات نخست وزیری، وی، آیت الله کاشانی و دکتر مصدق و یاران او در مقام مبارزه با دولت جدید برآمدند و فدائیان اسلام در این مبارزه نقش اساسی داشتند. دولت عبدالحسین هژیر تاب مقاومت نیاورد و پس از چهار ماه ساقط شد و ساعد از طرف مجلس عهده دار نخست وزیری گردید. بعدازظهر 15 بهمن 1327 ش محمدرضا پهلوی در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرآرائی، هدف پنج گلوله واقع شد. ولی گلوله ها به هدف اصابت نکرد و ضارب در همان هنگام به ضرب چند گلوله از پای درآمد. به دنبال حادثه دانشگاه تهران، حکومت نظامی اعلام شد و هیأت وزیران، حزب توده را غیرقانونی اعلام نمود و دستگیری سران و تصرف مراکز و کلوپ های حزب در تهران و شهرستان ها آغاز گردید و آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی نیز در آن روز بازداشت و به خرم آباد تبعید گردید. محمدرضا پهلوی پس از واقعه دانشگاه، در فکر افزایش بیشتر قدرت افتاد. دولت ساعد، در اجرای خواسته شاه، مجلس مؤسسان را تشکیل و اصل 48 قانون اساسی را اصلاح و یک اصل الحاقی نیز به تصویب رسانید. شاه با کسب حق انحلال مجلسین، قدرت بیشتری به دست آورد. انتخابات دوره اول مجلس سنا و دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در همین ایام انجام گرفت و در نتیجه اقلیتی قوی به رهبری دکتر مصدق به مجلس شانزدهم راه یافت. ساعد در پایان سال 1328 از کار کناره گیری نمود و محمدرضا پهلوی بدون مراجعه به رأی تمایل نمایندگان، علی منصور را به نخست وزیری برگزید و پس از معرفی وزیران، منصور در مقابل سئوالات نمایندگان راجع به نفت سکوت اختیار کرد و نمایندگان مجلس تصمیم گرفتند کمیسیون خاصی برای رسیدگی به امر نفت تشکیل دهند که 18 نفر عضو آن باشند. پس از انتخاب اعضاء کمیسیون، دکتر مصدق به ریاست کمیسیون انتخاب گردید.
روز پنجم تیرماه به طور ناگهانی علی منصور استعفا داد و سپهبد رزم آرا فرمان نخست وزیری گرفت. در همان روز آیت الله کاشانی و جبهه ملی اعلامیه ای علیه نخست وزیری رزم آرا صادر کردند و هنگام معرفی وزیران، مجلس به شدت متشنج گردید. ولی سرانجام دولت رزم آرا رأی اعتماد گرفت. حال آنکه غالب سناتورهای انتصابی به دولت رأی ندادند و این خود دلیل بر این نکته بود که شاه در اثر فشار سیاست های خارجی، به نخست وزیری رزم آرا تمکین نموده است. نمایندگان جبهه ملی بعد از چند ماه، رزم آرا را به علت تعلل در استعفای حقوق ملت ایران در مورد نفت، استیضاح کردند. سرانجام پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت از طرف عده ای از نمایندگان تسلیم مجلس شد. رزم آرا در جلسه خصوصی مجلس با ملی کردن صنعت نفت مخالفت کرد و آن را خیانت به کشور دانست. بحران نفت ضمن تشکیل اجتماع عظیمی از طرف آیت الله کاشانی شدت گرفت تا اینکه در روز 16 اسفندماه 1329، رزم آرا در مسجد سلطانی (امام خمینی) به ضرب چند گلوله به وسیله خلیل طهماسبی از فدائیان اسلام، از پای درآمد و در دم جان سپرد و کمیسیون خاص نفت، ملی شدن صنعت نفت را در سراسر کشور تصویب کرد. حسین علاء جانشین رزم آرا، با بهم خوردن وضع عمومی خوزستان و اوج گیری اعتصاب در آنجا، روز ششم اردیبهشت 1300 از کار کناره گیری کرد و در جلسه فوق العاده مجلس که روز هفتم اردیبهشت تشکیل شد، به دکتر مصدق پیشنهاد نخست وزیری شد و او نیز نخست وزیری را پذیرفت. دکتر مصدق برنامه کار خود را بر دو اصل استوار ساخت: 1) اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت؛ 2) اصلاح قانون انتخابات. دولت از مجلسین رأی اعتماد گرفت. دولت انگلستان پس از تهدیدهای مکرر به شورای امنیت شکایت کرد و شورای امنیت پس از دفاع دکتر مصدق از ملی شدن صنعت نفت، قطعنامه انگلستان را در مورد نفت مسکوت گذارد تا اینکه حکم دیوان داوری لاهه صادر شود. دکتر مصدق برای توازن بودجه به تقلیل هزینه ها پرداخت و مبلغ معتنابهی از بودجه دربار را کسر نمود و اختلافات پنهانی شاه و مصدق آشکار گردید. تحریکات دربار و عده ای از امراء و افسران ارتش موجب درخواست دکتر مصدق از شاه برای واگذاری وزارت جنگ به خود شد و شاه این تقاضا را نپذیرفت و مصدق از ریاست دولت استعفا نمود. به دنبال استعفای مصدق، مجلس شورای ملی با 40 رأی به احمد قوام ابراز تمایل کرد و محمدرضا فرمان او را با اعطای مجدد لقب «جناب اشرف» صادر کرد و مردم علیه شاه و قوام تظاهرات نموده خواستار بازگشت دکتر مصدق شدند. از طرف تمام دستجات، روز 30 تیر برای تظاهرات همه جانبه تعیین شد. در آن روز در تهران و شهرستان ها تظاهرات عظیمی برپا شد و نیروی انتظامی برای شکست تظاهرات به روی مردم آتش گشودند که عده زیادی کشته و مجروح شدند. سرانجام مردم پیروز شدند و قوام برکنار شد و شاه با تمایل مجلس، فرمان نخست وزیری مصدق را صادر کرد. مصدق با اختیاراتی که از مجلس گرفت، در وزارت جنگ دست به تصفیه دامنه داری زد و عده زیادی از امرای ارتش را بازنشسته نمود و همین بازنشستگان، شروع به فعالیت و کارشکنی علیه مصدق نمودند. در مهرماه 1331 ش مصدق روابط سیاسی با دولت انگلستان را قطع کرد. عده ای از یاران و نزدیکان مصدق، روی از او برتافته به جمع مخالفان پیوستند و برای نابودی دولت مصدق از هیچ تلاشی روی برنگردانیدند. دستگیری و به قتل رسانیدن سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی، پیوند نامیمونی بین یاران سابق مصدق و افسران بازنشسته ارتش بود. مجلس هفدهم در سال 1332 ش چهره نامطلوبی نشان داد و 52 نفر از نمایندگان از نمایندگی استعفا دادند و بدین ترتیب عملا کار مجلس تعطیل گردید و برای انحلال آن، مصدق متوسل به مراجعه به آراء عمومی (رفراندوم) شد. در همین ایام توافق انگلستان و آمریکا برای ساقط کردن حکومت مصدق که قبلا طرح ریزی شده بود به مرحله اجرا درآمد. شاه در 22 مرداد 1332 ش حکم عزل مصدق و نخست وزیری سرلشکر زاهدی را صادر نمود و خود پس از صدور فرمان، به رامسر عزیمت نمود. ساعت 2 بامداد 25 مرداد، سرهنگ نصیری فرمانده گارد، فرمان را به مصدق ابلاغ نموده، ولی هنگام خروج از منزل بازداشت شد و رادیو تهران این اقدام را کودتا خواند و شاه و همسرش با یک هواپیما از طریق عراق عازم ایتالیا شدند. روزهای 25 تا 27 مرداد در سرتاسر ایران اجتماعات بزرگی تشکیل شد و دکتر حسین فاطمی وزیر امور خارجه خواستار لغو نظام سلطنتی شد. تمام حوادث و اتفاقات به نفع دکتر مصدق پیش می رفت تا اینکه طبق نقشه آمریکا و انگلستان، اوضاع از بامداد روز 28 مرداد تغییر یافت و عده ای در پناه نظامیان، به نفع شاه به تظاهرات پرداختند و دامنه آن تدریجا وسعت گرفت. زاهدی از مخفیگاه خود خارج شد و با عده ای اداره رادیو را اشغال کرد. خانه مصدق مورد حمله شدید واقع شد و مصدق و چند نفر از همکاران او به خانه مجاور پناه بردند. در شهر تهران و سایر شهرها حکومت نظامی اعلام گردید. مأموران نظامی به جلب و بازداشت همکاران مصدق پرداختند. مصدق خود را در اختیار دولت جدید قرار داد و در باشگاه افسران بازداشت شد. کودتاچیان به ترفیع درجه و گرفتن پاداش مفتخر شدند. روز 31 مرداد، شاه به ایران بازگشت و به زاهدی درجه سپهبدی و نشان درجه اول تاج اعطاء نمود و زاهدی نیز اعضای کابینه خود را تعیین و معرفی کرد و دولت آمریکا نیز مبلغ 45 میلیون دلار به دولت زاهدی کمک مالی کرد. دادستان ارتش برای دکتر مصدق و سرتیپ تقی ریاحی از دادگاه نظامی تقاضای اعدام کرد و دادگاه بدوی و تجدیدنظر، آن دو را به سه سال حبس محکوم کردند.
نمایندگان مجلس هیجدهم و دوره دوم مجلس سنا انتخاب شدند. دولتین آمریکا و انگلستان برای مذاکره وحل مسأله نفت، نمایندگانی به طور غیررسمی به ایران اعزام کردند و آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، از تجدید روابط دو کشور سخن گفت و دولت ایران از آن سخنان استقبال کرد و روابط سیاسی دو کشور تجدید شد و سفارتخانه ها در تهران و لندن گشایش یافتند. مذاکرات برای حل مسأله نفت در تهران آغاز شد و با گذشت قریب چهار ماه مذاکره، اعلامیه موافقت در مورد واگذاری نفت به کنسرسیوم بین المللی صادر گردید و قرارداد آن با وجود اعتراض جمع کثیری از علما و اساتید دانشگاه و رجال که آن را مخالف مصالح ملی می دانستند، در مجلسین به تصویب رسید و روز بعد نیز شاه قانون را توشیح و دستور اجرای آن را داد. در همین ایام دکتر حسین فاطمی که اولین پیشنهاددهنده ملی شدن صنعت نفت در کمیسیون مخصوص نفت بود، تیرباران شد و لطفی وزیر دادگستری مصدق در منزلش مورد ضرب و شتم قرار گرفت. در آذرماه 1333 ش شاه عازم آمریکا گردید و این مسافرت قریب دو ماه به طول انجامید و توافق کامل بین شاه و کاخ سفید به عمل آمد. مستشاران نظامی آمریکا برای بازسازی ارتش به ایران آمدند و بالاخره شاه موفق شد تا با جلب آمریکا، اختیار اداره کشور را خود به دست گیرد. زاهدی بر اثر فشار شاه، از نخست وزیری استعفا داد و حسین علاء وزیر دربار، به جای او منصوب شد. علاء وزیران کابینه خود را با نظر شاه تعیین نمود و از آن جمله امیر اسدالله علم سمت وزارت کشور را گرفت. پیمان همکاری در شهریور 1334 ش بین ایران و ترکیه و عراق که دولت های پاکستان و انگلستان نیز به آن ملحق شدند به صورت ماده واحده به مجلس سنا داده شد. دولت شوروی و کشورهای اروپای شرقی، دولت ایران را مورد حمله و اعتراض شدید قرار دادند و در داخل کشور نیز اعتراض آشکار و پنهان به این اقدام شروع شد به طوری که در 25 آبان ماه 1334 ش در شبستان مسجدشاه، حسین علاء که در مجلس ختم مصطفی کاشانی شرکت کرده بود، مورد حمله یکی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام قرار گرفت. به دنبال این سوءقصد، شاه دستور دستگیری و مجازات اعضای فدائیان اسلام را صادر کرد. در روز 27 آبان، نواب صفوی، خلیل طهماسبی، مظفر ذوالقدر و سید محمد واحدی در لشکر دو زرهی تیرباران شدند و به بهانه پرونده قتل رزم آرا، آیت الله کاشانی و عده دیگری توقیف و زندانی شدند. دوره نوزدهم مجلس در بهار سال 1335 ش شروع به کار کرد و شاه با اجازه ای که از مجلس مؤسسان گرفته بود، در کنگره ای، اصولی از قانون اساسی را تغییر داد و از جمله مدت و تعداد نمایندگان افزایش یافتند و شاه هم در مقابل لوایح مالی دولت، حق وتو گرفت. لایحه تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور از تصویب مجلسین گذشت. مدت دو سال نخست وزیری حسین علاء با تحکیم پایه های قدرت شاه سپری شد و دکتر منوچهر اقبال از نزدیکان شاه، به نخست وزیری مبعوث گردید و تشکیل حزب اکثریت را به نام ملیون اعلام کرد و علم نیز موجودیت حزب اقلیت را به نام حزب مردم اعلام نمود. در ایام نخست وزیری دکتر اقبال، سیاست داخلی کشور به طور کلی تحت نظر شاه و در اختیار سازمان امنیت داده می شد. سیاست خارجی را نیز طبق میل و سلیقه شاه طرح و پیاده می کردند و در این هنگام روابط ایران و شوروی به نهایت تیرگی رسیده بود. شاه طی یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار کرد که ایران مدت ها پیش اسرائیل را به رسمیت شناخته است. بلافاصله جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، ضمن نطق خود، شاه را همدست استعمارگران نامید و شدیدترین حملات را به وی نمود و در نتیجه روابط مصر با ایران قطع شد. در سال 1339 ش انتخابات دوره بیستم مجلس با مشارکت حزب ملیون، حزب مردم، و منفردین آغاز شد و با تقلب خاتمه یافت و مردم سخت از آن ناراضی شدند. اعلام جرم های متعدد موجب گردید تا شاه تقصیر را متوجه اقبال دانسته و او را برکنار نماید و کلیه وکلای انتخابی به صورت دسته جمعی از وکالت استعفا نمودند. مهندس جعفر شریف امامی وزیر صنایع و معادن همان کابینه، به نخست وزیری منصوب گردید. دانشجویان دانشگاه تهران به علت عدم رضایت از مسائل جاری سیاسی و رویه شاه در کلیه شئون مملکت، تظاهرات شدیدی نمودند. اوضاع متشنج کشور ایران که از سوء سیاست شاه سرچشمه می گرفت، دولت آمریکا را نگران سخت و اورل هریمن فرستاده ویژه رئیس جمهوری آمریکا، برای مطالعه و بررسی اوضاع وارد تهران شد و پس از مراجعت، مقامات کاخ سفید را از اشتباهات شاه آگاه نمود. از نیمه دوم اردیبهشت ماه 1340، فرهنگیان کشور به علت کمی حقوق، در سراسر ایران دست به اعتصاب و تظاهرات زدند و در یکی از اجتماعات، یک فرهنگی به نام دکتر خانعلی در میدان بهارستان به قتل رسید و عده ای مجروح شدند. شریف امامی که مورد استیضاح دو نفر از وکلای مجلس نیز قرار گرفته بود، در مقابل مشکلات تاب مقاومت نیاورده، از کار کناره گیری کرد. دکتر علی امینی که مورد اعتماد رئیس جمهور آمریکا بود، به ریاست دولت منصوب و به شاه تکلیف شد که از دخالت در امور مملکت خودداری نماید. دکتر امینی، وزیران خود را بدون مداخله شاه انتخاب و فرمان انحلال مجلسین را از شاه دریافت کرد و مجلسین منحل شدند. دکتر امینی، ضمن نطقی وضع کشور را به علت وجود فساد، اسفناک و راه حل آن را مبارزه با فساد اعلام و مردم را به جهاد دعوت کرد. هیئت وزیران برنامه خود را اصلاحات ارضی و مبارزه با فساد و تنزل هزینه زندگی اعلام نمود و دست به اقداماتی زد. دکتر امینی برای مبارزه با فساد، یکی از قضات شریف به نام نورالدین الموتی را در رأس دادگستری قرار داد و او هم دادگستری را خانه تکانی کرد و دو تن از قضات پاکدامن را در سمت دادستانی دیوان کیفر و دادستانی تهران مستقر ساخت و آنها عده ای از امراء ارتش و افراد کشوری را بازداشت نمودند و پرونده های متعددی در داسرای تهران و دیوان کیفر تشکیل گردید. اعتصاب فرهنگیان پایان یافت و اجرای قانون اصلاحات ارضی شروع شد.
در همان روزها جبهه ملی فعالیت خود را از نو آغاز کرد و نهضت آزادی که تا آن موقع به نام نهضت مقاومت ملی به طور زیرزمینی فعالیت می کرد، موجودیت خود را اعلام نمود. محمدرضا در دوران حکومت دکتر امینی، مسلوب الاختیار بود و این موضوع موجب گردید که تدریجا مخالفت خود را با دولت آغاز کند و عده ای را نیز تحریک به مخالفت نمود. امینی کاری از پیش نبرد و محمدرضا پهلوی نیز سفری به آمریکا رفت و عدم توفیق دکتر امینی را گزارش داد و تعهد نمود در صورتی که اختیارات مجددا به وی واگذار شود، نظریات کاخ سفید را به نحو مطلوب انجام خواهد داد. شاه موفقانه از سفر آمریکا بازگشت. امینی راهی جز کناره گیری نداشت و در 26 تیرماه 1341 استعفای کابینه را به شاه داد و امیراسدالله علم جانشین وی گردید. در شهریور 1341 ش هیئت وزیران علم لایحه جدید تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی را تصویب کرد و به زنان حق انتخاب داد و در آن قید «اسلام» از شرایط انتخابات حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به «کتاب آسمانی» قید گردید. از طرف علماء و روحانیون حوزه علمیه قم مخالفت های بی سابقه ای آغاز شد. و هر یک از مراجع تقلید، طی تلگرافی از شاه خواستند تا نسبت به لغو تصویب نامه اقدام نماید. شاه در پاسخ، تصویب نامه را چیز تازه ای ندانسته و تلگراف را برای دولت ارسال نمود. آیات عظام پس از دریافت تلگراف شاه، تلگراف شدیداللحنی به علم مخابره و دولت را شدیدا مورد حمله قرار دادند. بین ایلات و عشایر فارس برای حمایت از روحانیت جنبش هائی ایجاد شد. گرچه دولت تصویب نامه مصوب خود را لغو نمود، ولی آیت الله خمینی به مناسبت آغاز درس رسمی حوزه، سخنرانی ایراد نمود و دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد. شاه در اجرای خواسته دولت آمریکا، اصول شش گانه ای را به نام اصلاحات اجتماعی به رفراندوم گذاشت و آنها عبارت بودند از: 1) الغاء رژیم ارباب رعیتی؛ 2) ملی کردن جنگل ها؛ 3) فروش سهام کارخانجات دولتی؛ 4) سهیم کردن کارگران در سود کاخانه ها؛ 5) اصلاح قانون انتخابات؛ 6) ایجاد سپاه دانش .
حضرت آیت الله خمینی حکم به تحریم رفراندوم صادر کردند. پس از انتشار فتوای ایشان، بازار و اصناف دکان ها را تعطیل نموده و مردم به خیابان ها ریختند و تظاهرات دامنه گسترده تری پیدا کرد و اعلامیه تحریم رفراندوم از طرف مراجع دیگر صادر و در اجتماع مردم قرائت شد. در همین موقع پلیس برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شد و زدوخورد آغاز گردید و بالاخره پلیس موفق شد از اجتماع مردم در بعدازظهر آن روز در مسجد سید عزیزالله جلوگیری نماید. به دنبال این تظاهرات عده زیادی بازداشت شدند.
در شهر قم تظاهرات مردم بسیار گسترده بود و زدوخورد بین قوای نظامی و مردم ادامه یافت. عده زیادی از کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و مأموران امنیتی به شهر قم وارد شده، نقاط حساس شهر را اشغال نمودند و شهر قم به تصرف نظامیان درآمد. در تهران نیز تظاهرات دانشجویان دانشگاه سرکوب شد. چهارم بهمن ماه 1341 ش شاه وارد قم شد و ضمن نطق تندی علیه علماء اعلام، اسناد مالکیت کشاورزان را اعطاء کرد. در همین روز جمع کثیری از جمله آیت الله طالقانی و سران نهضت آزادی در تهران بازداشت شدند. روز ششم بهمن، رفراندوم در سراسر ایران انجام گرفت و به زنان نیز اجازه شرکت داده شد. جان اف. کندی طی تلگرافی رفراندوم ششم بهمن را به محمدرضا پهلوی تبریک گفت. امام خمینی عید نوروز 1342 ش را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر (عج) اعلام نمودند. بعدازظهر روز دوم فروردین به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) در مدرسه فیضیه قم مجلس روضه خوانی و عزاداری مفصلی برپا شد و جمع کثیری از مردم و زوار در آن مجلس حضور داشتند. در اواسط روضه، عده ای از مأمورین امنیتی و افراد گارد و عده ای ماجراجو که به قم آمده بودند، به حاضرین در مدرسه فیضیه حمله ور شده و با کمک نیروی امدادی جمعی را کشته و عده ای را زخمی نمودند و قسمتی از ساختمان مدرسه تخریب شد و مدرسه طالبیه تبریز نیز سرنوشتی بهتر از فیضیه نداشت. روز بعد نیز این زدوخورد در فیضیه و طالبیه تکرار شد. با صدور اعلامیه امام خمینی و ادامه سخنرانی های شدیداللحن ایشان علیه شاه و دولت و تظاهرات مردم و علماء و روحانیون، شاه دستور دستگیری امام خمینی را صادر نمود و ساعت 3 بامداد 15 خرداد 1342 ش چند کامیون سرباز و مأمورین امنیتی، ایشان را دستگیر و تحت الحفظ به تهران آورده در باشگاه افسران جای دادند و در نتیجه بازار و دکاکین تعطیل شد و مردم خشمگین با تظاهرات شدید به ساختمان قرارگاه ها حمله برده و دست به تخریب زدند که این امر موجب کشته شدن بیش از 5 هزار نفر و زخمی شدن عده زیادی و دستگیری و بازداشت افراد کثیری از جمله آیت الله طالقانی و سران نهضت آزادی گردید و چند نفر از دستگیرشدگان ظرف چند روز محاکمه و اعدام و آیت الله طالقانی و بقیه به حبس های طویل المدت محکوم شدند.
پس از ایجاد آرامش صوری، برای انجام انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورا و دوره چهارم مجلس سنا، طبق خواست و دستور شاه کنگره ای به نام آزاد زنان و آزادمردان در تهران تشکیل و صورت کاندیداها را منتشر نمود (شهریور 1342 ش) و بدین ترتیب انتخابات مجلس شورا و سنا خاتمه یافت و مجلسین شروع به کار کردند و 600 فقره تصویب نامه دوره فترت و اصول شش گانه انقلاب سفید شاه (که بعد به 18 اصل افزایش یافت) به تصویب مجلسین رسید. تصویب اصول انقلاب سفید و سرکوب روحانیون و اصناف آن چنان غرور و نخوتی در محمدرضا پهلوی ایجاد نموده بود که هرگز حاضر به شنیدن نصیحت و تذکر و حتی مشورت دیگران نبود و به محض اطلاع از خیراندیشی رجالی که در دربار جلسه ای تشکیل داده بودند، دستور داد تمام آنها از جمله حسین علاء و انتظام مدیرعامل شرکت نفت، از مشاغل خود برکنار و خانه نشین شوند و عده ای از امراء ارتش را که در مقام صلاح اندیشی و نصیحت به او بودند، با خفت و خواری به زندان افکند. امیراسدالله علم نخست وزیر مطلوب شاه، به دستور او در اسفندماه 1342 ش مجبور به استعفا گردید و بلافاصله فرمان نخست وزیری برای حسنعلی منصور رهبر حزب جدیدالتأسیس ایران نوین که سیاست آمریکا متوجه او بود، صادر شد. اولین اقدام منصور، اعلام آزادی امام خمینی از طرف شاه و دولت بود. لایحه مصونیت مستشاران آمریکائی (نوع کاپیتولاسیون) به تقاضای منصور نخست وزیر، در مرداد ماه 1343 ش در مجلس سنا و در مهرماه همان سال در مجلس شورا به تصویب رسید و این امر موجب جلب رضایت کاخ سفید گردید به طوری که آمریکا آمادگی خود را برای اعطای دویست میلیون دلار به ایران اعلام کرد. امام خمینی در 4 آبان ماه نطق کوبنده شدیداللحنی علیه شاه و آمریکا و اسرائیل ایراد کرد که در نتیجه در 13 آبان، امام خمینی را در قم بازداشت کرده و پس از انتقال به تهران، به ترکیه تبعید نمودند. عده زیادی از روحانیون و مردم که در تهران و شهرستان ها به این اقدام اعتراض کردند، بازداشت شدند. روز اول بهمن 1343 ش حسنعلی منصور جلوی مجلس شورای ملی به ضرب گلوله بخارائی از پای درآمد و روز 6 بهمن درگذشت و شاه طی نطقی او را بی گناه خواند و امیر عباس هویدا را به جانشینی او انتخاب کرد. بامداد روز 21 فروردین ماه 1344 ش محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سرباز وظیفه ای به نام رضا شمس آبادی به مسلسل بسته شد ولی هیچیک از گلوله ها به شاه اصابت نکرد و دو نفر از محافظین شاه کشته شدند.
محمدرضا پهلوی در اواخر سال 1345 ش به فکر تشکیل مجلس مؤسسان افتاد و دولت لایحه آن را به مجلس داد و مورد تصویب واقع شد و انتخابات آن همزمان با انتخابات بیست و دومین دوره قانونگزاری برگزار شد و مجلس مؤسسان سوم روز 28 مردادماه 1346 ش در کاخ مجلس سنا افتتاح شد و دولت لایحه تغییر چهار اصل از متمم قانون اساسی را تقدیم مجلس نمود که به تصویب رسید. به موجب مواد اصلاحی چنانچه شاه فوت کند و ولیعهد به سن قانونی نرسیده باشد، فرح پهلوی نایب السلطنه خواهد شد. روز چهارم آبان مراسم تاجگذاری محمدرضا پهلوی، فرح و رضا در کاخ گلستان با هزینه سنگین انجام پذیرفت. شاه در دی ماه 1347 در دهلی نو اعلام کرد که در صورت تمایل مردم بحرین به شرط تصویب شورای امنیت، ایران از حاکمیت خود بر آن مجمع الجزایر صرفنظر می کند. در اردیبهشت 1349 ش شورای امنیت گزارش هیئت اعزامی مشعر بر خواست مردم بحرین برای استقلال آن را تصویب کرد و دولت نیز آن را به تصویب مجلسین رسانید. شاه برای تثبیت بیشتر مقام خود، در سال 1350 ش جشن 2500 ساله شاهنشاهی ایران را برگزار نمود و عده ای از سلاطین و رؤسای جمهور و نمایندگان کشورها و خبرنگاران در این جشن شرکت کردند. هزینه سنگین جشن های 2500 ساله در رادیو و تلویزیون های کشورهای غربی بازتاب بدی پیدا کرد و ضمن نشان دادن فیلم های جشن، گوشه هائی از زندگانی رقت بار جنوب تهران و مردم روستاها نیز به نمایش گذاشته می شد به طوری که وزیر دربار طی مصاحبه ای هزینه جشن را هفده میلیون دلار اعلام کرد، در حالی که هزینه جشن متجاوز از پانصد میلیون دلار شده بود.
شاه در ادامه نقش خود به عنوان ژاندارم خلیج فارس و به توصیه آمریکائی ها، ابتدا در سال 1350 و 1351 طبق یک موافقتنامه سری، به سلطان نشین عمان افزار جنگی ارسال نمود و در سال 1352 نیروهای کمکی با وسایل پیشرفته به ظفار اعزام داشت و در اواخر 1353 ش نیروهای ایرانی صلاله نشین ظفار را تصرف کرده، شورشیان را پراکنده نمودند. در همین ایام، شاه به اختلافات چند ساله خود با عراق که از طریق زدوخوردهای مرزی و نیز تقویت کردهای بارزانی تشدید شده بود، با انعقاد قراردادی که به وساطت بومدین رئیس دولت الجزایر، در پایتخت آن کشور به امضاء رسید، خاتمه داد. در خرداد 1352 ش مذاکرات شاه برای تجدید قرارداد با کنسرسیوم به نتیجه رسید و قرارداد جدیدی با لغو قرارداد 1954 منعقد شد و شاه آن را به عنوان حاکمیت مطلق خود بر صنایع نفت جلوه داد. در سال 1353 ش اقدام مهم دیگر شاه، اعلام تشکیل حزب رستاخیز طی کنفرانس مطبوعاتی بود که دو حزب قبلی را به یک حزب فراگیر تبدیل نمود و امیرعباس هویدا دبیرکل آن شد و مردم مجبور به قبول عضویت حزب یا خروج از کشور بودند. این تصمیم عدم رضایتی بزرگ در جامعه فراهم ساخت که در شتاب انقلاب علیه شاه و رژیم تأثیر فراوانی داشت. قیمت نفت در بازار بین المللی از سال 1350 به بعد افزایش یافت و افزایش بهار نفت بیش از حد ایران، هیچ دلیلی جز خواست ایالات متحده آمریکا نداشت و با بند و بستی که بین شاه و نیکسون به عمل آمده بود، با انجام معاملات کلان اسلحه در ازاء نفت، دلارهای نفتی به جیب آمریکا سرازیر می گردید و از این رهگذر اقتصاد بحران زده آمریکا بهبود یافت. افزایش قیمت نفت موجب شد که درآمد ایران در سال از منابع طبیعی تا 22 میلیارد دلار برسد. بیشتر این درآمد صرف خرید اسلحه شد و در مرحله اول، دولت آمریکا و سپس انگلستان و دولت فرانسه دلال های خود را به تهران فرستادند و بخش عظیمی از این درآمد نصیب آنها شد. غیر از خرید اسلحه، شاه به تقسیم درآمد ایران پرداخت و مبلغ معتنابهی از درآمد نفت را بین بعضی از کشورها به صورت وام و یا بلاعوض پرداخت نمود. شاه در عین انجام یک سلسله بازی های سیاسی داخلی و خارجی، مخالفین خود را در داخل و خارج کشور به حساب نمی آورد و با احدی از مصادر امور نیز به مشورت نمی نشست (خاطرات فرودست و اسدالله علم). ولی مبارزه مردم با رژیم سلطنت همچنان مخفیانه و آشکارا ادامه داشت و بعضی از مخالفین شاه مبارزه مسلحانه را آغاز کردند. واقعه سیاهکل سرآغاز یک دوره تازه از فعالیت های مخالف بود که جاذبه ای برای سایر گروه ها ایجاد نمود و هسته های مستقل چریکی دیگری علیه شاه به وجود آورد قتل سرلشکر فرسیو رئیس دادرسی ارتش، سرتیپ زندپور رئیس کمیته مشترک و سرتیپ ظاهری و چند افسر بلند پایه آمریکایی و کشته شدن عده زیادی از مأمورین انتظامی در گشت های شبانه نشانگر مبارزه گروه های مختلف با شاه و رژیم بود. در خارج از کشور نیز عده زیادی از دانشجویان با تشکیل جناح های مختلف مبارزات مداومی علیه رژیم انجام می دادند. انتخابات دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی و دوره هفتم مجلس سنا که به دوره رستاخیزی معروف است، عدم رضایت مردم را چند برابر کرد. افزایش هزینه زندگی که نسبت به دو سال قبل 50 درصد افزایش یافته بود، بحران مسکن در سرتاسر کشور، عدم تعادل درآمدها در بین طبقات مختلف و صحبت های درگوشی از اعمال خاندان سلطنتی و نزدیکان شاه به عدم رضایت مردم کمک می کرد. در تمام این مدت، سخنرانی های امام خمینی که ترکیه به نجف اشرف منتقل شده بود، تکثیر می شد و به گوش مردم می رسید. عدم رضایت مردم تدریجا شاه را به اندیشه انداخت که راهی برای ترضیه خاطر مردم فراهم سازد. روی کار آمدن کارتر در آمریکا و فشار به اجرای حقوق بشر در ایران که به طور جدی تعقیب می شد، شاه را ناگزیر کرد تغییراتی در کادر کشور به وجود آورد. سرانجام هویدا نخست وزیر مطلوب شاه، پس از نزدیک به سیزده سال نخست وزیری، به شغل وزارت دربار انتقال یافت و جمشید آموزگار که چندی رئیس حزب رستاخیز بود، نخست وزیر شد. اولین اقدام آموزگار، اعلام فضای باز سیاسی بود و به مطبوعات آزادی داد تا آنچه را که میل دارند بنویسند. فشار آمریکا هر روز جهت اعمال حقوق بشر بیشتر می شد و شاه ناگزیر بود برای حل مشکل خود به آمریکا برود و در آبان ماه 1356 ش وارد واشنگتن شد و مذاکرات خود را با کارتر آغاز کرد. در روز 25 آبان ماه در مراسم سخنرانی شاه و کارتر، تظاهرات دانشجویان ایرانی مخالف رژیم شاه شدت گرفت و پلیس آمریکا مجبور به استعمال گاز اشک آور شد. در روزهائی که شاه در آمریکا و اروپا به سر می برد، در تمام شهرهای ایران تظاهرات ملایم و اعلامیه مخالفت با رژیم نضج می گرفت. نماز روز عید فطر در همان ایام نمایانگر تحولاتی در آینده نزدیک بود. ساواک و مأمورین گارد، متوسل به خشونت بیشتری شدند و در اجتماع آرامی که در یکی از باغات کاروانسرا سنگی واقع در جاده کرج و تهران بود، تظاهرکنندگان غالبا در زیر ضربات چوب و قمه و شلاق مأمورین، مصدوم و مجروح شدند. روز هشتم دی ماه 1356 ش در انجمن فرهنگی ایران و آمریکا انفجاری روی داد در حالی که قرار بود فردای آن روز کارتر وارد ایران شود. جیمی کارتر به اتفاق سایروس ونس وزیر خارجه و برژینسکی مشاور امنیت ملی، در روز نهم دی ماه وارد تهران شدند. ملک حسین شاه اردن نیز قبلا در تهران حضور یافته بود. کارتر در تهران اعلام کرد اتحاد نظامی آمریکا و ایران ناگسستنی است و شاه از دوستی بسیار استوار ایران و آمریکا سخن گفت. در میان تظاهرات پرسروصدای تمام شهرها، شهر تبریز در روز 29 بهمن ماه شاهد بزرگترین تظاهرات علیه رژیم شاه بود. مردم بپاخاسته تبریز مخصوصا دانشجویان، اصناف و بازاریان حماسه آفریدند. اعلام حکومت نظامی و تغییر استاندار تبریز و تعویض و تنبیه رؤسای انتظامی و امنیتی، هیچگونه تأثیری در رویدادهای بعدی نگذاشت. روز بیستم مرداد مردم اصفهان مانند تبریز با تظاهرات عظیم و گسترده خود سینماها، بانک ها، هتل شاه عباس، ساختمان های دولتی و ساختمان حزب رستاخیز را به آتش کشیدند. در این درگیری عده زیادی کشته و زخمی باقی ماند. به دستور شاه، در اصفهان حکومت نظامی اعلام شد. به دنبال اصفهان، در نجف آباد و همایونشهر و شهرضا نیز حکومت نظامی اعلام گردید. در همین ایام، سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد و 377 زن و کودک و جوان در میان درهای بسته سینما سوختند که تأثر عمومی آن غیرقابل توصیف بود. آموزگار پس از سیزده ماه زمامداری استعفا داد و جعفر شریف امامی یکی از مهره های رژیم، به نخست وزیری برگزیده شد. شریف امامی خود را از خانواده روحانیت می دانست و تاریخ شاهنشاهی را به هجری شمسی تبدیل نمود. دولت وی به یک سلسله اقدامات نمایشی دست زد و وعده های زیادی داد ولی تظاهرات مردم همچنان شدت می یافت. به طوری که دولت در تهران و 11 شهر حکومت نظامی برقرار کرد. در روز جمعه 17 شهریور 1357 که مردم در میدان ژاله اجتماع کرده بودند، مورد حمله مأموران حکومت نظامی قرار گرفتند و عده زیادی کشته و زخمی شدند و این روز در تاریخ انقلاب ایران، «جمعه سیاه» نام گرفت. شاه در تسکین افکار عمومی، هویدا وزیر دربار را تغییر داد و دکتر اردلان را بدان سمت منصوب نمود. در دوران حکومت شریف امامی، اعتصابات آغاز شد و تدریجا تولیدات کشور به صفر رسید و شب ها شهرهای ایران در تاریکی فرو می رفت. شریف امامی در اوایل حکومت خود، موجباتی فراهم کرد تا دولت عراق، تضییقاتی برای امام خمینی فراهم نماید و سپس او را از خاک عراق بیرون راندند. امام ناگزیر به پاریس رفت و رهبری انقلاب را ادامه داد. شریف امامی در آبان ماه 1357 کنار رفت و شاه یک دولت نظامی به ریاست ارتشبد غلامرضا ازهاری سرکار آورد و خود در صفحه تلویزیون ظاهر شد و نطقی استرحام آمیز ایراد نمود و خطاب به مردم گفت که صدای انقلاب شما را شنیدم و از آیات عظام ملتمسانه درخواست کرد که مردم را هدایت نمایند و قول همه گونه آزادی داد ولی نه دولت نظامی و نه نطق شاه، بازدارنده روند انقلاب نبود و شاه متوسل به سران جبهه ملی و رجال سالخورده شد و هیچکس نخست وزیری را نپذیرفت. سرانجام شاهپور بختیار از سران درجه دوم جبهه ملی، پیشنهاد شاه را پذیرفت و بنا به خواسته او مجلسین ابراز تمایل به نخست وزیری بختیار نمودند و فرمان گرفت و کابینه را به مجلس معرفی کرد. اما دیگر نه عضو جبهه ملی بود و نه دبیر حزب ایران، زیرا از هر دو سمت برکنار شده بود. شاه پس از اینکه مجلسین به دولت بختیار رأی اعتماد دادند، در روز 26 دی ماه 1657 ش تهران را با چشمانی گریان به سوی مصر ترک کرد و از نخست وزیر و فرماندهان ارتش خواست دیگر گزارشی برای او ارسال ندارند. روز 12 بهمن 1357 امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی، از طریق فرودگاه مهرآباد با استقبال باشکوه و بی سابقه وارد تهران شد و نطق معروف خود را در بهشت زهرا ایراد نمود و سلطنت پهلوی را غیرقانونی خواند و سرانجام روز 22 بهمن ماه 1357 ش آخرین سلسله سلطنتی و 2500 سال شاهنشاهی ایران منقرض گردید.
محمدرضا چند روزی در مصر بسر برد، بعد به مراکش رفت، آنگاه چندی در پاناما به سر برد و مجددا برای معالجه به مصر بازگشت. وی در سوم مرداد ماه 1359 ش در همان جا درگذشت.

منبع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 1، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380

موضوعات

مطالب

تعداد: 67
» 
1
2
3

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر