شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 2169
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

6013 بازدید

ویلیام فاکنر؛ (به انگلیسی: William Faulkner) ‏ (۱۸۹۷ - ۱۹۶۲) رمان‌نویس امریکایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات.

زندگی
«ویلیام فاکنر» در ۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ در «نیو آلبانى» در منطقه «مى سى سى پى» به دنیا آمد. او که فرزند ارشد پدر و مادرش «مورى چارلز فاکنر» و «ماد باتلر» به شمار مى آمد، سه برادر کوچکتر از خود داشت. هنوز خردسال بود که خانواده به منطقه «آکسفورد» در ناحیه مرکزى شمالى «مى سى سى پى» نقل مکان کردند که «فاکنر» بخش عمده زندگى خود را در این شهر گذراند.
در سیزده سالگى سرودن را آغاز کرد. در این دوران بود که او علاقه زیادى به ورزش فوتبال پیدا کرده بود و در پست هافبک دفاعى در تیم مدرسه اش بازى مى کرد که در نهایت با بینى شکسته زمین فوتبال را براى همیشه ترک گفت. «فاکنر» پیش از اتمام تحصیلش از مدرسه اخراج شد و براى مدتى در بانک پدربزرگش به کار مشغول شد که زمان زیادى به طول نینجامید و براى عضویت در ارتش اقدام کرد که به واسطه قد کوتاه و جثه نحیفش پذیرفته نشد. سپس به نیروى هوایى سلطنتى کانادا مراجعه کرد و براى گذراندن دوره خلبانى ثبت نام کرد. و در نهایت در زمان جنگ جهانى اول عضو نیروى هوایى سلطنتى کانادا به شمار مى آمد ولى در هیچ نبرد جدى شانس حضور پیدا نکرد. «فاکنر» زمانى موفق به انجام اولین پرواز تک نفره اش شد که زمانى طولانى از خاتمه جنگ مى گذشت. با این حال او از موضع خود پائین نمى آمد و همه جا ادعا مى کرد که در جنگ جهانى هواپیمایش در حال پرواز اسیر پدافند ارتش فرانسه شده و در آنجا سقوط کرده است.
جنگ جهانى که خاتمه یافت، فاکنر به تحصیل در رشته ادبیات دانشگاه مى سى سى پى مشغول شد. در دوران دانشجویى اش در کنار سرودن شعر، براى مجله طنز دانشگاه که «فریاد» نام داشت کاریکاتور مى کشید و به قول سردبیر مجله کاریکاتورهایش به مراتب بهتر از اشعارش بود.
در سال ۱۹۲۰ همانطور که پیش بینى مى شد فاکنر دانشگاه را رها کرد و مدرک تحصیلى خود را دریافت نکرد. سال ها بعد او در نامه اى مى نویسد: «صاحب نعمتى بس بزرگم. در هیچ یک از راه هاى رسمى آموزش تحصیل نکردم و امروز تنها با سهم کوچک خود از دنیاى ادبیات، به چنین کسى تبدیل شده ام.»
اندکى بعد، فاکنر به نیویورک عزیمت کرد و به عنوان کارمند یک کتابفروشى مشغول به کار شد. پس از آن به آکسفورد برگشت و به عنوان رئیس پستخانه دانشگاه کار خود را آغاز کرد. «فاکنر» این بار نه به میل خود که به دلیل مطالعه کتاب در ساعات کارى از سمت خود عزل و از دانشگاه اخراج شد و نیویورک را به مقصد نیواورلئان ترک گفت و آنجا بود که به توصیه «شروود اندرسون» سرودن را رها و به نوشتن روى آورد.
اولین آثار «فاکنر» بیش از هر چیز تحت تاثیر مطالعاتش از «کیتس»، «تنیسون» و «سویین بورن» قرار داشت. اولین اثر چاپ شده اش که مجموعه شعرى به نام «خداى مرمر» بود، با استقبال زیادى مواجه نشد. پس از آنکه مدت زمانى را در پاریس گذراند رمان «مزد سرباز» را در سال ۱۹۲۶ به چاپ رسانید که داستان زندگى سربازى است که در خلال جنگ جهانى اول از جنبه روحى و جسمى به شدت ضعیف شده است.
در سال ۱۹۲۹ فاکنر رمان «سارتوریس» را به رشته تحریر درآورد که در منطقه اى ساختگى در مى سى سى پى به نام «یوکناپاتافا» اتفاق مى افتد و پس از آنکه چهارده رمان دیگر را نیز در همین شهر خیالى آفرید، رمان «سارتوریس» در سال ۱۹۷۳ با نام «پرچم هاى غبارآلود» انتشار مجدد یافت. «فاکنر» در آفریدن رمان هایش از سبک ها و شیوه هاى مختلفى بهره مى برد. از روش هاى روایت سنتى به مانند، «روشنایى در ماه اوت» از کنار هم چیدن یکسرى اتفاقات سریع لحظه اى به مانند «اینک که در حال مردنم» استفاده کرده است.
در سال ۱۹۳۳ «فاکنر» به واسطه موفقیت کارى اش توانست هواپیمایى بخرد و درس پرواز را دوباره آغاز کند. این زمان بود که هنرمندان هالیوودى هم به خیل طرفداران «فاکنر» پیوستند و فاکنر بیست سال پس از این را به همکارى با هالیوود پرداخت. در سال ،۱۹۴۵ «هاوارد هاکس» کارگردان مشهور آمریکایى پس از خواندن رمان «مزد سرباز» به آثار «فاکنر» علاقه مند شد که این سرآغاز یک همکارى طولانى بود. اولین ملاقات این دو به یک جلسه خوشگذرانى تبدیل شد و این اولین روز از یک دوستى عمیق و صمیمانه بود. «فاکنر» در جریان تولید فیلم «بودن یا نبودن» که براساس رمانى از «ارنست همینگوى» ساخته شد و همچنین «خواب عمیق» براساس رمانى از «ریموند چاندلر» حضورى فعال داشت.
عاقبت «ویلیام فاکنر» در ۱۷ ژوئن ۱۹۶۲ در حین سوارکارى از اسب به زمین افتاد و در ۶ ژوئیه در اثر انسداد شرائین چشم از جهان فروبست. چهل و سه سال پس از مرگ او «جى ام کوئتزى» به یاد او نوشت: «تمام نویسندگان موج نو اروپا باید در برابر این نویسنده تحصیل نکرده قلم ها را زمین بگذارند و سر کلاس درس حاضر شوند.»

آثار
- مواجب بخور و نمیر (۱۹۲۶)
- پشه‌ها (۱۹۲۷)
- سارتوریس (۱۹۲۹)
- خشم و هیاهو (۱۹۲۹)
- گوربه‌گور (۱۹۳۰)
- حریم (۱۹۳۱)
- روشنایی ماه اوت (۱۹۳۲)
- دو دکل (۱۹۳۵)
- ابشالوم، ابشالوم! (۱۹۳۶)
- شکست‌ناپذیر (۱۹۳۸)
- نخل‌های وحشی (۱۹۳۹)
- دهکده (۱۹۴۰)
- برخیز ای موسی (۱۹۴۲)
- مزاحم در خاک (۱۹۴۸)
- مرثیه برای راهب (۱۹۵۱)
- حکایت (۱۹۵۴)
- شهر (۱۹۵۷)
- عمارت (۱۹۵۷)
- چپاولگران (۱۹۶۲)

آثار ترجمه شده به زبان فارسی
- گوربه‌گور. ترجمهٔ نجف دریابندری. نشر چشمه
- ابشالوم، ابشالوم!. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر
- برخیز ای موسی. ترجمهٔ صالح حسینی . انتشارات نیلوفر
- حریم. ترجمهٔ فرهاد غبرایی. انتشارات نیلوفر
- خشم و هیاهو. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر
- داستان‌های یوکناپاتافا. ترجمهٔ عبدالله توکل، رضا سیدحسینی. انتشارات نیلوفر
- یک گل سرخ برای امیلی. ترجمهٔ نجف دریابندری. انتشارات نیلوفر
- نخل‌های وحشی. ترجمهٔ تورج یاراحمدی . انتشارات نیلوفر
- تسخیر ناپذیر. ترجمهٔ پرویز داریوش . انتشارات امیرکبیر

منابع:
1. http://www.parsnice.com
2. اوکانر، ویلیام‌ون. ویلیام فاکنر. ترجمهٔ مهدی غبرایی. انتشارات کهکشان. ۱۳۷۷.
3. http://fa.wikipedia.org

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 4

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر