دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
بر خط: 2766
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

5792 بازدید

یوسف القرضاوى در سال 1926 میلادی در یکى از روستاهاى مصر دیده به جهان گشود. پیش از ده سالگى قرآن را حفظ کرد و تأثیر آن را مى توان درکتاب هایش، همچون «بردبارى در قرآن» و «چگونه باید با قرآن کریم برخورد کرد، یافت.
قرضاوى، در دانشکده اصول دین دانشگاه «الازهر» به تحصیل ادامه داد و پایان نامه دکتراى خود را با نام «فقه زکات و اثر آن در حل مشکلات اجتماعى» به سال ۱۹۷۳ م به تحریر درآورد.
قرضاوى، علاوه بر مناصب دینى ـ دولتى در زادگاه خود، در دانشگاههاى قطر و الجزایر و مصر تدریس مى کند. شیخ یوسف قرضاوى، درمحورهاى فراوانى به پژوهش مى پردازد و هماره خود را درگیر چالش هاى جوامع اسلامى ـ عربى و جریان هاى اسلامى مى کند.
وى، به خاطر همین درگیرى ها و تلاش ها، در دوره هاى مختلف گذشته، با مشکلات فراوانى روبه رو شده است و حتى به سال ۱۹۶۲م دستگیر و به مدت بیست ماه زندانى مى شود.

آثار
از محورهاى پژوهشى قرضاوى مى توان به کتاب هاى وى در زمینه هاى عقیدتى، فقهى، سیاسى، اقتصادى و جز اینها اشاره کرد که تألیفات او از نودکتاب متجاوز است.
از مهمترین کتابهاى او است:
- «الاسلام والعلمانیة وجهاً لوجه» (اسلام و سکولاریزم رودرروى هم)
- «مرکز المرأة فى الحیاة الاسلامیة» (جایگاه زن در حیات اسلامى)
- «السیاسة الشرعیة» (سیاست قانونى)
- «غیرالمسلمین فى المجتمع الاسلامى» (غیرمسلمانان درجامعه اسلامى)
- «الایمان و الحیاة» (ایمان و زندگى)

اندیشه
قرضاوى را باید از سردمداران جریان نوسلفى برشمرد و کارهاى او را در این گستره دید و فهمید. به نظر قرضاوى، میان تمامى بنیادهاى زندگى بشرى پیوندهایى ناگسستنى وجود دارد که کار اساسى اسلام نشان دادن جایگاه واقعى انسان در این مجموعه است. در نگاه قرضاوى، مهمترین ضرورت زندگى بشر، یافتن جایگاه درخور خویش به عنوان جانشین شایسته خداوند است و از این رو میان زندگى و شریعت اسلامى رابطه اى استوار وجود دارد که جدا کردن شریعت از زندگى روزمره، عملى یکسره نا بسامان و بى فرجام است. (۱)
قرضاوى بر آن است که اسلام یگانه روش، مذهب و نظام جهان است که مشروعیت خود را تنها از فرمان ها و سخنان الاهى مى گیرد؛ گفته هایى که به تحریف و تغییر و آمیختگى با اوهام بشرى گرفتار نیامده است.
نویسنده، مذاهب و روش هاى کنونى را چنین بر مى شمارد:
۱) شیوه، مذهب و ساختار مدنى بشرى محض که هستى اش را از عقل بشرى و فلسفه فردى انسانى مى گیرد همانند کمونیزم و سرمایه دارى
۲) نظام دینى بشرى مانند بودیسم که بنیادى الاهى و کتابى آسمانى ندارد که بى گمان خاستگاه آن بشرى است
۳) ادیان تحریف شده که هرچند ریشه در آموزه هاى الاهى دارد اما دچار تحریف بشرى شده و از این رو نباید آنها را «ربانى» نامید
۴) اسلام، روش راستین و دین مبین الاهى که از گزند تحریفات بشرى مصون مانده و خواهدماند.(۲)
شیخ یوسف قرضاوى، کتاب «ویژگى هاى کلان اسلام» را در رد هواداران کمونیزم در جهان عرب نگاشت که راه رهایى جوامع عربى را در گرو راه کارهاى مارکسیستى مى دانستند. پیش از قرضاوى، سید محمد قطب، کتاب «ویژگى هاى اعتقادى اسلام» را در زندان نگاشته بود تا ویژگى هاى کلان اندیشه اسلامى را پیرامون خداوند، هستى، زندگى و انسان بیان دارد.
قرضاوى نیز ـ به تبع سید قطب ـ بر «استوارى» در اسلام تأکید مى کند و در این کتاب یاد شده هفت ویژگى کلان و عمومى اسلام را چنین بر مى شمارد:
۱ ) الاهى بودن اسلام
۲) انسانى بودن
۳) شمولیت داشتن این دین همگانى
۴) توازن داشتن
۵) واقع گرایى
۶) وضوح
۷) ثبات و تساهل
بنابراین ویژگى ها و تعریف ها، اسلام دینى صد در صد الاهى است که آموزه هاى شمول گراى آن در باورها، عبادت ها، آداب، اخلاق و قانون هاى آن نمود مى یابد و هدف نهایى آن ایجاد رابطه اى در خور میان خدا وانسان و خشنود شدن خداوند از آدمى است که از ثمرات آن، رها شدن از عبودیت انسان هاى دیگر است .(۳)
قرضاوى، به سان دیگر سنت گرایان، آزادى انسان را در سایه بندگى و اطاعت انسان از خدا تعریف مى کند بدین معنا که خداوند، خالق و مالک جهان و جهانیان است و به انسان به عنوان اشرف مخلوقات ـ خلافت خود را عطا نموده و او را به «عقل» آراسته است که دراین رابطه وحى خداوندى از نقش وجایگاه عقل بشرى نکاسته بلکه عقل درمسائل فراوانى حق کشف و عمل دارد:
۱) رسیدن به دو حقیقت اساسى هستى یعنى کشف وجود خداوندو اثبات وحى و نبوت و رسالت
۲) دستیابى به قوانین و بررسى متون دینى براى استنباط احکام و قیاس فروع بر اصول
۳) قانونگذارى درمسائل اخلاقى و امور شبهه انگیز
۴) جولان در آفاق بى کران گیتى وآگاهى یافتن از اسرار کائنات
۵) ابتکار و نوآورى و اختراع ابزار نیازهاى بشرى
۶) بهره گرفتن از تجارب پیشینیان وعلوم آیندگان: «افلم یسیروافى الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او آذان یسمعون بهافانها لاتعمى الابصار و لکن تعمى القلوب التى فى الصدور» (۴)
و اینها همه در نگاه قرضاوى نشانگر آزادى به کارگیرى خرد انسانى واستقلال مطلق در گستره هاى گوناگون زندگى است که جمود و خموشى را از دامان اسلام مى زداید. (۵)
پاره اى از اندیشمندان برآنند که یکى از تفاوتهاى اساسى میان سلفى گرایان و نوگرایان عنصر «التقاط» است که بنابر باور این گروه از اندیشمندان، «التقاط » درمیان نواندیشان بسیار بیش از سلفى گرایان رواج دارد بدین معنا که نوگرا براى کارآمدنشان دادن دین دست به نوکردن پاره اى ازمفاهیم مى زند و ازتأویل هاى التقاطى سود مى جوید و آنچه سلفى گرا را متمایز مى کند، گریز او از پاسخگویى دقیق وآشکار به پاره اى مسائل است . وضوح و شفافیتى که یوسف قرضاوى از آن دم مى زند در برخى از موضوع هاى کتابهایش دیده نمى شود. براى نمونه ـ قرضاوى که هماره آیات قرآنى و احادیث را مبنا و شاهد دیدگاههایش مى کند، وقتى به مسأله زن و تعدد زوجات مى رسد به جاى بررسى و یادکردن آیات قرانى، عرف، سنتها و سرشت طبیعى آدمیان را به یارى مى گیرد تا مدعایش را به اثبات رساند حال آنکه در خود آیه تعدد زوجات (چندزنى) راههایى براى حل این مشکل یافت مى شود و بسیارى از علماى اهل سنت از جمله محمد عبده و پس از آن، این راه را برگزیده اند.
همچنان که یادشد، واقع گرایى در نگاه قرضاوى یکى از اساسى ترین ویژگیهاى اسلام است. مراد وى از این اصطلاح، مفهوم غربى آن نیست که فلاسفه مادى گرا و یا پوزیتیویست ها اعتبار مى کنند و آن انکار غیرمحسوسات و مابعدالطبیعه است بل که واقع گرایى در نزد قرضاوى درنظر داشتن واقعیتهاى هستى به عنوان یک کل و یک برهان است؛ برهانى که بر حقیقت بزرگترى دلالت دارد که همانا وجود خداوندى است که جهان را آفریده است. بدین سان، این واقع گرایى جامه اى آرمانى بر تن مى کند و در تار و پود اسلام حضور مى یابد: اسلام، حتى در قوانین و تشریعات خود واقع گراست و دلیل این واقع بینى و واقع گرایى آسانى دین و رفع حرج از دینداران، بیان تدریجى احکام شرعى و رعایت نمودن واقعیتهاى اجتماعى و فرصت دادن براى تحقق اسلام راستین است.(۶)
قرضاوى، به کسانى که از یک زاویه به اسلام مى نگرند خرده مى گیرد: قلم به دستان عصر حاضر اسلام را به دوگونه معرفى کرده اند یا دینى کاملاً خشک و بى روح و انعطاف ناپذیر و یا دینى سرشار از تساهل و مدارا و بدون ثبات و همواره تغییرپذیر. نویسنده با مثال هاى قرآنى و تاریخى که بیان مى دارد، از دوسویه اسلام یاد کند. وى، پذیرش حاکمیت خداوندى را محدودکننده آزادى انسان نمى یابد زیرا دست آخر این انسان است که به فهم متون مى پردازد و در جایى که حکمى بیان نشده از استنباط بشرى خویش بهره مى جوید. قرضاوى بر این استنباط «منطقه العفو » اطلاق مى کند. گستره وسیعى که شارع به خاطر رحمت و رأفتى که نسبت به آدمیان دارد آن را رها کرده و جولانگاه بشر نموده است. (۷)
قرضاوى در سایه این تلقى، عقل بشرى را در راستاى اهداف اسلامى کارآمد مى بیند؛ عقلى که در زیر روشنایى متون و اصول به اجتهاد مى رسد تا جامعه را بر دو عقیده والاى «لا اله الاالله، محمد رسول الله» پى ریزى مى کند و این ایمان را مقدس مى شمارد و براى رسوخ آن در دل و جان آدمیان تلاش مى کند و در این راه از همه دستاوردهاى بشرى یارى مى گیرد. (۸)

پى نوشت ها:
۱) عالم الرسالة، العدد الاول، تشرین الثانى ۲۰۰۰ م، ص ۸.
۲) الخصائص العامة للاسلام، الدکتور یوسف القرضاوى، مکتبة و هبة، الطبعة الخامسة ۱۹۹۹ م، ص ۳۴.
۳) پیشین، همان، ص ۴۸.
۴) آیا در زمین گردش نکرده اند، تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایى که با آن بشنوند؟ در حقیقت، چشم ها کور نیست لیکن دلهایى که در سینه ها است کور است. (حج ۲۲ ‎/ ۴۶] ترجمه استاد محمدمهدى فولادوند.
۵) الخصائص العامة للاسلام، همان، ص ۵۴ تا ۵۸.
۶) پیشین، ص ۱۶۳ و پس از آن.
۷) مدخل لدراسة الشریعة الاسلامیة، دکتور یوسف القرضاوى، مکتبة و هبة، القاهرة، ص ۱۵۲.
۸) جریمة الرده و عقوبة المرتدفى ضوء القرآن و السنة، دکتور یوسف القرضاوى، مکتبة وهبة، الطبعة الاولى، ۱۹۹۶ م، ص ۳۶ و ۳۷.

منابع:
http://www.iran-newspaper.com/1383/830805/html/think.htm / نویسنده: حسین عباسی

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر