پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 1905
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

6373 بازدید

چارلز ساندرز پیرس


فیلسوف آمریکایی و مؤسس مکتب پراگماتیسم.
چارلز ساندرز پیرس در 15 سپتامبر 1839 در شهر کمبریج ایالت ماساچوست آمریکا متولد شد. مادرش سارا هانت میلز و پدرش بنجامین پیرس (1809-1880) ریاضی دان و اختر شناس دانشگاه هاروارد بود. چارلز پس از طی تحصیلات مقدماتی وارد دانشگاه هاروارد شد و در رشته شیمی به تحصیل پرداخت و در سال 1863 در این رشته از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد. در طی این سال ها به مطالعات فلسفی نیز می پرداخت.
از 1861 تا 1891 جزء کارمندان شرکت کرانه ایالات متحده و سازمان نقشه برداری بود. هرچند از سال 1869 به بعد چند سالی نیز به رصدخانه هاروارد پیوست. یکی از کتاب هایی که ساندرز بعدها منتشر کرد، یعنی پژوهش های فتومتریک (1878)، حاصل یک سلسله رصدهای او در آنجا بود.
پیرس در سال های تحصیلی 1864 - 1865 و 1869 و 1870 در هاروارد در زمینه تاریخ علم جدید و در سال 1870 -1871 در زمینه منطق تدریس کرد. از 1879 تا 1884 معلم منطق در دانشگاه جان هابکینز بود. ولی به دلایلی قرارداد همکاریش با آنجا تمدید نگردید و با وجود جانبداری ها و حمایت های ویلیام جیمز، دیگر اشتغال دانشگاهی منظمی پیدا نکرد. پیرس مردی گمنام بود، و به همین علت او را برای تدریس فلسفه در دانشگاه‏ها شایسته نمی‏دانستند.
در سال 1887 در پنسیلوانیا سکنی گزید و کوشید با نوشتن گزارش و مقاله برای نشریات زندگیش را بچرخاند.
در طی همین سال ها بود که به طرح مکتب فلسفی پراگماتیسم (اصالت عمل) پرداخت و اصطلاح پراگماتیسم را در سال 1878 برای اولین بار وارد فلسفه نمود. پیرس در ژانویه همان سال در مقاله ای با عنوان «چگونه اندیشه هایمان را روشن سازیم» که در نشریه «ماهنامه دانش عامه» انتشار داد، پس از خاطر نشان کردن این نکته که عقاید ما واقعا قواعدی بر عمل هستند، اظهار داشت که برای بسط دادن یک مفهوم ذهنی فقط لازم است معین کنیم این مفهوم برای ایجاد چگونه رفتاری به کار می آید و آن رفتار برای ما یگانه معنای آن است.
پیرس معتقد بود برای کسب وضوح کامل در افکارمان درباره یک موضوع فقط لازم است توجه کنیم آن موضوع حاوی چه نتایج عملی متصوری می تواند باشد و چه تاثیراتی می توانیم از آن انتظار داشته باشیم.(1)
تصور پیرس از عمل گرایی روشی برای شفاف سازی تصورات بود و او آن را برای روشن کردن تصورات معنا، حقیقت و واقعیت مورد استفاده قرار داد. پیرس بر آن بود که تحقیق از شک و تردید، از عدم یقین سرچشمه می گیرد، احساسی ناخوشایند که برای رهایی خود از آن تقلا و کوشش می نماییم.(2)
پیرس باور را احساسی خوشایند توصیف می کرد که در ما به منزله عادتی عملی مشخص می گردد. باور داشتن به مثابه داشتن عادتی عملی به شیوه ای خاص و در شرایطی خاص است. این اندیشه بدان معناست که معنای تصوری انتزاعی را باید در تصور ما از آثار و نتایج عملی یا محسوس آن تحت شرایط فرضی گوناگون یافت. پیرس حقیقت را نتیجه حاصل از تحقیق تعریف می کرد، تحقیقی که به شیوه ای خاص و با ملاحظات احتیاطی خاص، همچون پژوهش هایی که مشخصه روش های علمی است، انجام می شود.
پیرس از شیوه ای که ویلیام جیمز نظریه پراگماتیسم را می پروراند راضی نبود و در سال 1905 نام نظریه خود را از پراگماتیسم به پراگماتیسیسم تغییر داد.(3)
ساندرز فیلسوف شکاکی بود که خویشتن را جایزالخطا می‏خواند، زیرا معتقد بود که ممکن است بسیاری از افکار وی در معرض خطا و لغزش باشد. پیرس می‏گفت: «من آدمی هستم که منتقدان، هیچ وقت از او سخن خوبی نخواهند گفت.» از آن جا که فلسفه اصالت عمل لغزش‏پذیرِ او، حقیقت را نسبت به زمان و مکان، تغییرپذیر می‏دانست، وی را بر آن می‏داشت که به هر نظر فلسفی تا زمانی که حقیقتِ آن به محک تجربه، به ثبوت نرسیده است، به دیده شک و تردید بنگرد.
فلسفه اصالت عملِ پیرس، پس از چندی مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بسیاری قرار گرفت و در سالیان بعد، افراد زیادی از این فلسفه، تأثیر پذیرفتند و آن را به اوج رساندند.
چارلز ساندرز پیرس سرانجام در 14 آوریل 1914 م در 75 سالگی درگذشت.
پس از مرگش مجموعه مقالات او در 6 مجلد در فاصله سال های 1931 تا 1935 انتشار یافت و دو جلد دیگر آن در سال 1958 منتشر شد.

پی نوشت:
1- جیمز، ویلیام، براگماتیسم، مترجم عبدالکریم رشیدیان، ص 41
2- براون، استوارت، همان، ص 434
3- کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، مترجم بهاءالدین خرمشاهی، ص 335-334

منابع:
- کتاب بزرگان فلسفه، نوشته هنری توماس، ترجمهفریدون بدره ای، انتشارات علمی فرهنگی.
- روزنامه رسالت 9/2/1385

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر