سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 2062
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

6273 بازدید

فیدل کاسترو (Fidel Castro) در 13 اوت 1926 در استان اورینته در شرق کوبا به دنیا آمد. خانواده او جزء اسپانیایى‌هایى بودند که به امید آینده‌اى بهتر به کوبا مهاجرت کرده بودند و پدرش با سرمایه‌گذارى در خط آهن کوبا به کار نقل و انتقال شکر در کوبا مشغول شد و از وضعیت مالى خوبى برخوردار بود.
فیدل مانند سایر پسران خانواده های معتبر کوبا در مدرسه کاتولیک های ژزوییت درس خواند و در شهر سانتیاگوى کوبا تحصیلات مقدماتی خود را به پایان رساند.
در سال 1942 میلادی وارد کالج بلئن شهر هاوانا شد. او یک دانش آموز ساعی بود که به گفته نزدیکانش همواره می خواست در جلوی صحنه قرار داشته باشد. فیدل به خوزه مارتی نویسنده، شاعر، روزنامه نگار و قهرمان استقلال کوبا علاقه زیادی داشت.
در سال 1945 پس از کسب دیپلم وارد دانشکده حقوق هاوانا شد.
در سال 1947، با قوت گرفتن ناعدالتی اجتماعی در فضای حاکم بر کوبا، کاسترو به عضویت پارتیدو ارتودوکسوس (Partido Ortodoxos) که در آن زمان به تازگی توسط ادورادو چیباس (Eduardo Chibás) تشکیل شده بود، درآمد.
این گروه هر چند در انظار عمومی چهره های مقبول و موجهی نبودند، خواسته اصلی شان اصلاح اوضاع اجتماعی و برقراری عدالت در کوبا بود. در حقیقت آنها آزادی و استقلال سیاسی، اقتصادی کوبا و رهایی اش از سلطه کشور آمریکا را هدف قرار داده بودند. علیرغم اینکه چیباس (Chibás) در آن سال در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد، کاسترو کماکان دنباله رو و متعهد به او باقی ماند.
در سال 1949 پس از کسب مدرک دکترای حقوق در شهر هاوانا یک دفتر وکالت باز نمود تا وقت خود را صرف دفاع از فقرا نماید.
در این سال در اقدام سیاسى تبعیدشدگان دومینیکن براى سرنگونى دیکتاتور دومینیکن به نام "رافائل تروجیلو" شرکت فعال داشت و سال بعد در شورش‌هاى مناطق و حومه شهر بوگوتا در کلمبیا شرکت کرد. مهم ترین خصلت سیاسى فیدل در آن زمان عقاید و نظرات ضد آمریکایى او بود، هرچند هنوز با نام یک مارکسیست از او یاد نمى‌شد.
در سال 1952 میلادی از سوی حزب ارتودوکسوس نامزد انتخابات مجلس شد. انتخاباتی که هرگز برگزار نشد زیرا در روز 10 مارس 1952 فولخنسیو باتیستا در یک کودتا رییس جمهور وقت را سرنگون کرد. از این زمان مبارزه سیاسی فیدل کاسترو با حکومت دیکتاتوری باتیستا آغاز شد. او ابتدا دست به مبارزه سیاسی زد و پس از این که پی برد در مقابل دیکتاتوری باتیستا این نوع مبارزه بیهوده است، مبارزه مسلحانه را آغاز کرد.
کاسترو و یارانش در 26 ژوییه سال 1953 میلادی برای به دست آوردن اسلحه به پادگان مونکادا حمله کردند. در این حمله 3 نفر از یاران کاسترو کشته شدند و 68 نفر پس از دستگیری، شکنجه و سپس مخفیانه به قتل رسیدند. کاسترو به همراه سایر یارانش به کوهستان گریختند اما محل کاسترو لو رفت و دستگیر شد. به لطف دخالت اسقف اعظم شهر سانتیاگو فیدل کاسترو از مجازات مرگ نجات یافت و به 15 سال زندان محکوم شد.
در سال 1955 باتیستا تحت فشار مخالفان، زندانیان را مورد عفو قرار داد و کاسترو پس از آزادی به همرا برادرش رائول به مکزیک رفت. او در آنجا با 2 مرد آشنا شد که اهمیت به سزایی در زندگیش داشتند؛ ارنستو چه گوآرا و آلبرتو بایو.
کاسترو به همراه دوستان جدید خود، جنبش 26 جولاى را به راه انداختند و ارتش انقلاب را سازماندهى و شروع به عضوگیرى کردند.
در 15 نوامبر 1956 فیدل به کوبا باز می گردد. همراه او 82 مبارز از جمله چه گوارا و برادرش رائول کاسترو بودند اما، عوامل باتیستا که از تاریخ ورود کشتی حامل آنها آگاه شده بودند به آن ها حمله ور شدند و در این حمله به غیر از کاسترو، چه‌گوارا و رائول و 9 نفر دیگر، بقیه کشته یا دستگیر شدند و فیدل و دیگران به کوه‌هاى "سیراماسترا" گریختند و عملیات جنگ نامنظم را از آنجا ادامه دادند.
داوطلبان زیادى از سرتاسر کوبا به آنها پیوستند و پیروزى‌هایى نیز نصیب کاسترو در برابر ارتش فاقد اخلاق باتیستا شد. دهقانان و طبقه فقرا از کاسترو حمایت مى کردند و فیدل به آنها قول اصلاحات ارضى داده بود. در حالى که آمریکا از باتیستا حمایت مى‌کرد و نیروهاى دولتى با کمک هاى آمریکا مواضع انقلابى ها را بمباران سنگین مى کردند.
اواسط سال 1958 مخالفان زیادى به جنبش مبارزه با باتیستا پیوستند و آمریکا کمک‌هاى نظامى خود به باتیستا را لغو کرد. در ماه دسامبر همان سال نیروهاى جنبش 26 جولاى به رهبرى چه گوارا به شهر "سانتاکلارا" حمله کرده و شکست سنگینى به نیروهاى باتیستا دادند.
در اول ژانویه 1959 نیروهاى 30 هزار نفرى چه گوارا دولت کوبا را در اختیار گرفتند. دیگر فعالان سیاسى از حمایت مردمى برخوردار نبودند و در عوض کاسترو محبوب مردم بود.
در 16 فوریه همان سال فیدل به عنوان نخست وزیر دولت جدید سوگند یاد کرد. بلافاصله ایالات متحده آمریکا اعلام کرد دیکتاتورى در کوبا برقرار شده و خصومت خود را آغاز کرد. کاسترو اصلاحات خود را اجرا کرد و با ملى کردن منافع و دارایى هاى آمریکا در کوبا، حکومت سوسیالیست خود را آغاز کرد. بسیارى از ثروتمندان کوبا به آمریکا گریختند تا به کمک سیا دولت کاسترو را سرنگون کنند.
در آوریل 1961 فراریان کوبا با کمک سیا عملیات "خلیج خوک‌ها" را اجرا کردند که شکست سختى به همراه داشت. اتحاد جماهیر شوروى اعلام کرد علیه آمریکا وارد جنگ خواهد شد و در سال 1962 موشک‌هاى هسته‌اى خود را در کوبا مستقر کرد. بعد از اطلاع آمریکا از این اقدام شوروى، مناقشه دو ابرقدرت ادامه پیدا کرد تا اینکه آمریکا تعهد کرد به کوبا حمله نکند و در مقابل شوروى، کلاهک‌هاى هسته‌اى خود را از کوبا خارج کرد.
مخالفان کاسترو از همان ابتدا در یک نکته اتفاق نظر داشتند، اینکه این انقلاب وابسته به شخص کاسترو است و اگر او نباشد انقلاب خیلی زود شکست خواهد خورد. با همین تحلیل از اولین روزهای به قدرت رسیدن کاسترو، نقشه‌های مختلفی برای ترور او طراحی و اجرا شد.
شاید معروف ترین تلاش برای ترور کاسترو همان سیگار برگ معروف باشد. سیگار برگی که دانشمندان سازمان سیا ساخته بودند و به جای تنباکو از مواد منفجره پر شده و قرار بود در صورت کاسترو منفجر شود. تیم محافظان کاسترو این طرح را هم مثل خیلی طرح‌های دیگر کشف و خنثی کردند. اما سیگار برگ انفجاری تنها یکی از نقشه های ترور بود.
نقشه‌هایی که "فابیان اسکالانته" رئیس سابق سرویس‌های امنیتی کوبا تعداد آنها را 638 مورد ذکر کرده است. برای همین است که خیلی‌ها عقیده دارند نام فیدل کاسترو باید از نظر تعداد دفعاتی که به جانش سوء قصد شده، در کتاب رکوردها ثبت شود.
سخنرانی های طولانی و پر شور این شخصیت کاریزماتیک که گاهی تا نزدیک به 10 ساعت نیز طول کشیده اند از شهرت به سزایی برخوردار است.
فیدل کاسترو در تابستان سال 2006 برای چند عمل جراحی در بیمارستان بستری شد و قدرت را به طور موقت به برادرش رائول کاسترو واگذار کرد.
در 24 فوریه سال 2008 فیدل رسما رهبری کوبا را به برادرش رائول سپرد. با این که فیدل از قدرت کناره گرفته و فقط هر چند وقت یک بار تلویزیون کوبا تصاویری از او را نشان می دهد یا رسانه های این کشور خبرهایی از او را منتشر می کنند، اما هنوز بسیاری از کوبایی ها او را رهبر واقعی کشور می دانند.
فیدل کاسترو، در وصیت‌نامه‌ی سیاسی خود چنین بیان می‌کند:
"انقلاب کوبا دسترنج یک نفر نیست و نمی‌تواند هم باشد. این انقلاب حاصل قهرمانی‌های یک خلق تسلیم‌ ناپذیر است. میلیون‌ها کوبایی آماده‌اند از این انقلاب تا آخرین قطره‌ خون به دفاع برخیزند. هیچ نیرویی در جهان قادر نخواهد بود مقاومت ما را در هم بشکند و استقلال ما را نابود سازد. در کوبا سوسیالیسم و از همه بیشتر سوسیالیسم، ماندگار خواهد بود."

منابع:
1. http://www.jamejamonline.ir نوشته بهرام افتخاری
2. http://www.farsnews.com
3. www.iran-tourism.ir

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 12

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر