یک‌شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 1993
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

5796 بازدید

محمد حامد جابرى در سال 1936 در مراکش به دنیا آمد. در سال 1967 فوق لیسانس و در سال 1970 دکتراى خود را در رشته فلسفه از دانشگاه رباط در مراکش اخذ کرد. رساله دکتراى جابرى با عنوان فکر ابن خلدون العصبیة و الدولة؛ معالم نظریة خلدونیة فى التاریخ در سال 1971 منتشر شد.
جابرى در همه سطوح آموزشى از تدریس در مدارس گرفته تا استادى دانشگاه و حتى در مقام بازرس وزارت فرهنگ، مشغول به خدمت بود. کسب چنین تجربه‏هاى گرانبهایى سبب شد تا از نزدیک و به گونه‏اى عمیق مشکلات آموزشى و تربیتى را بکاود و سرانجام در این زمینه در سال 1967 کتاب من أحل رؤیة تقدمیه لبعض مشکلاتنا الفکریة و التربویة را منتشر کرد.
وى علاوه بر این براى بهره‏مندى هر چه بیشتر دانشجویان و استادان دانشگاه از روش‏هاى جدید و آشنایى آنان با آخرین تحولات فکرى غرب، دست اندرکار تهیه و تدوین پاره‏اى از کتاب‏هاى دانشگاهى شد، که عمده‏ترین آنها کتاب مدخل الى فلسفة العلوم است.
جابرى علاوه بر حضور فعّال و پرثمر در همایش‏هاى متعدد بین‏المللى، از سال 1995 با همکارى تنى چند از استادان و محققان به تصحیح و انتشار مجموعه مؤلفات ابن رشد پرداخت، که تا کنون چندین جلد از این مجموعه عظیم و گرانسنگ به همّت مرکز دراسات الوحدة العربیة منتشر شده است.

آثار
جابرى نویسنده‏اى فعال و پرکار است و در گستره نشریات و مجلات جهان عرب و غرب، حضورى چشمگیر دارد. وى به دو زبان عربى و فرانسوى کتابها و پژوهشهاى متعددى را نوشته است. پاره‏اى از مهم‏ترین آنها عبارتند از: أضواء على مشکل التعلیم بالمغرب، نحن و التراث؛ قرأات معاصرة فی تراثنا الفلسفى، الخطاب العربى المعاصر، التراث و الحداثة؛ دراسات و مناقشات، تکوین العقل العربی (نقد عقل 1)، بنیة العقل العربی (نقد عقل‏2)، العقل السیاسى العربی (نقد عقل‏3)، العقل الاخلاقی العربی؛ نظم القیم العربیة الاسلامیة (نقد عقل‏4)، الدین و الدولة و تطبیق الشریعة، الدیمقراطیة و حقوق الانسان، حفریّات فی الذکراة من بعید (زندگینامه خود نوشت با رهیافتى ساختارگرایانه)، الحرکة السلفیة و الجماعات الدینیة المعاصرة فی المغرب (در کتاب الحرکات الاسلامیة المعاصرة فی الوطن العربی)، المشروع الثقافی العربی الاسلامی فی الاندلس؛ قراءة فی ظاهرة ابن حزم و....

اندیشه
محمد وقیدى، اندیشمند و ناقد مغربى در مقدمه گفت‏وگوى طولانى که پاره‏اى از متفکران معاصر عرب با جابرى انجام داده‏اند، کوشیده است منحنى اندیشه او را ترسیم کند. به اعتقاد وى، جابرى به لحاظ فکرى تاکنون، سه مرحله عمده را پشت سرگذاشته است.(1)
مرحله نخست: در این مرحله جابرى با چاپ کتاب عصبیت و دولت در باب اندیشه‏هاى ابن خلدون و نیز پژوهش‏هایى در باب فارابى، ابن رشد، ابن سینا و غزالى، دیدگاه تازه‏اى را در باب پژوهش و روش مطالعه میراث عربى مطرح مى‏کند. چاپ و انتشار کتاب مهم «ما و میراث» نقطه عطف این مرحله محسوب مى‏شود که شهرت دامنگیر جابرى در جهان عرب را به همراه داشت.(2)
وقیدى سپس مى‏افزاید: جابرى در این مرحله از سیرفکرى خویش، پاره‏اى از معضلات را مطرح کرده و کوشیده است تا در مراحل بعد، چارچوب مناسبى را براى تبیین و گشودن آنها جست‏وجو کند، همچنان که نطفه پاره‏اى از عناصر فکرى وى در این مرحله شکل گرفت.(3)
مرحله دوم: جابرى در این مرحله دایره پژوهش خود را محدودتر مى‏کند و مسأله عمده وى از این پس «میراث» مى‏گردد. وى در علل پرداختن به میراث را چنین برمى‏شمارد: نخست این که در گستره نهضت نوزایش عربى؛ میراث، سنگ پایه یا آغازگاه قلمداد شده است؛ قاعده‏اى که بار هویتى و ایدئولوژیک دارد؛ بنابراین میراث نیازمند بررسى علمى و عینى است، تنها در این صورت مى‏توان گفتمان معاصر عرب را - که بر این میراث استوار است - عقلانى کرد. وى در این زمینه هر گونه سخن گفتن از ضرورت فلسفه در اندیشه معاصر عرب را معادل سخن گفتن از ضرورت عقلانیت یا عقلانى شدن معرفى مى‏کند؛(4) از این رو به نظر جابرى سرّ انحطاط گفتمان‏هاى معاصر عرب را باید در ناعقلانى بودن و نگرش غیرعلمى و غیرعینى آنها به جهان پیرامون جست‏وجو کرد؛ نگرشى که پدیده‏ها را از یکدیگر گسسته مى‏داند. دوم این که «عقلانیت» جز در تعارض با برنهاد آن یعنى غیرعقلانى و یا نگرش اسطوره‏اى به اشیا فهم نمى‏شود؛ نگرشى که فیلسوفان غرب از اگوست کنت تا باشلار و فوکو به نقد آن پرداخته‏اند. جابرى معتقد است گفتمان نوزایشى از همه چیز سخن به میان آورده است جز عقل و عقلانى کردن امور؛ از این رو بررسى گفتمان مذکور و به تبع آن میراث، ضرورتى گریزناپذیر است؛(5) به عبارت دیگر، براى تأسیس «اکنون» و «آینده» ما بر پایه عقلانیت، چاره‏اى جز عقلانى کردن «میراث» (گذشته) نیست.(6) اما تحقیق این امر خود مستلزم گسست از میراث و پیوستن مجدد به آن است.
مرحله سوم: جابرى در این مرحله نظر خود را از نقد گفتمان معاصر عرب به مسأله اساسى‏ترى که خود آن را «عقل عربى» مى‏نامد، معطوف کرد. وى در کتاب گفتمان معاصر عرب، معضل عمده را وجود دیدگاه‏هاى متعارض در باب میراث نمى‏داند، بلکه درماندگى و عجز کلیت اندیشه عربى از تحلیل و تبیین مسائل فکرى، سیاسى و اجتماعى کنونى معرفى مى‏کند که درمان آنها جز با بررسى و تحلیل عقل عربى، که شکل دهنده تمام این گفتمان‏هاست، امکان‏پذیر نخواهد شد.
جابرى از همان زمان انتشار کتاب ما و میراث، به این نکته اساسى وقوف یافت که وظیفه عمده در زمان حاضر «نقد عقل عربى» است. او در آن کتاب مى‏نویسد: مراد از ذکر قرائت‏هاى رایج از میراث در عرصه اندیشه معاصر عرب، بیان نظریه‏هایى نیست که از سوى این یا آن قرائت ارائه مى‏شود، بلکه در این میان آنچه اهمیت دارد، آشکار کردن طرز تفکرى است که این گونه قرائت‏ها را پدید آورده است؛ به بیان دیگر، هدف عمده تبیین «کنش ناخود آگاه عقلى» بر سازنده این گونه قرائت‏هاست. حال اگر در نقد نظریه‏ها، شالوده معرفتى‏شان مغفول واقع شود، نقد، خود به عملى ایدئولوژیک بدل خواهد شد و جز ایدئولوژى، ثمرى به بار نخواهد آورد. در مقابل، تنها مى‏توان نقد چگونگى شکل‏گیرى تفکر (کنش عقلى) را عملى توصیف کرد که قادر است زمینه را براى قرائت عملى و آگاهانه (از میراث) مهیا کند.(7)
اما طرح «نقد عقل عربى» با ملاحظه سیر اندیشه جابرى، برنامه عظیم فکرى‏اى است که در سه مرحله تحقق یافته است:
مرحله نخست، در کتاب گفتمان معاصر عرب نمایان شده است. در این مرحله جابرى به بررسى و تبیین پدیدارها پرداخته است، زیرا به نظر وى براى تحقق بخشیدن به طرح نقد عقل عربى، باید این عقل را در حالت پویایى و تحرک آن مشاهده کرد و از رهگذر شیوه تعامل آن با موضوعات مختلف، سرشت آن را باز شناخت؛ از این رو جابرى بیان مى‏کند که غرض از نگارش این کتاب تنها پدید آوردن گفتمان عربى دیگرى - به هر صورتى که باشد - نیست، بلکه بر عکس کوششى در جهت عریان کردن خلأها و کاستى‏هاى آن است.(8) به بیان دیگر، مراد بررسى انگاره «عقل عربى از طریق خود عقل عربى» است، در نتیجه مطالعه و بررسى گفتمان معاصر عرب به مثابه پلى به نقد عقل سازنده این گفتمان است.(9)
مرحله دوم، جابرى به بررسى خاستگاه‏هاى گفتمان معاصر عرب مى‏پردازد تا از این طریق بتوان به فهم عمیق آن نایل آمد. این مرحله در کتاب تکوین عقل عربى (نقد عقل 1) تجلى یافته است. وى در آن کتاب به این نتیجه مى‏رسد که عقل عربى بر آیند سه نظام معرفتى «بیان»، «عرفان» و «برهان» است؛ نظام‏هاى سه‏گانه‏اى که پیوسته با هم در تضادند. همچنین جابرى در این کتاب مى‏کوشد تا ریشه‏هاى تاریخى هر یک از این سه نظام و نیز چگونگى تکامل یا «شدن» آنها را بیان و آشکار کند.
مرحله سوم، در کتاب ساختار عقل عربى (نقد عقل 2) خلاصه مى‏شود. جابرى در این کتاب به بررسى سازوکارهاى نظام‏هاى معرفتى سه‏گانه بیان، عرفان و برهان پرداخته است. همچنین در این کتاب سازوکارها و مفاهیم به کارگرفته شده در هر یک از سه نظام یاد شده - که بر روى هم سازنده ساختار درونى عقل عربى هستند - بررسى شده است. هدف عمده جابرى، رهایى عقل عربى از «مرجعیت میراث» و همچنین ایجاد تغییر در ساختار عقل عربى است؛ اما پرسش این جاست که این تغییر چگونه رخ مى‏دهد؟ جابرى در مقام پاسخ، به این نکته اشاره مى‏کند که «تغییر ساختار عقل عربى و جایگزین کردن ساختارى دیگر، جز با بکارگیرى نقد و عقلانیت انتقادى در تمام عرصه‏هاى زندگى و اندیشه و در صدر آنها فهم میراث، که الگوهاى مرجع اقتدار بخش را در ناخودآگاه خود جاى داده، میسر نیست.(10) بر این اساس، روشن مى‏شود که دگردیسى ساختار عقل عربى، که تحقق آن در آینده است، تنها به حوزه تحلیل نظرى نظام‏هاى معرفت محدود نمى‏شود، بلکه براى حلّ پاره‏اى از مسائل و معضلات کنونى، اقدام عملى را نیز مى‏طلبد؛ اما براستى عقل عربى براى رهایى خویشتن خویش و همچنین واقعیت عربى از بندِ وضعیت مشوّش موجود، باید به تحلیل کدام مسائل اساسى دست یازد؟

پى‏نوشت‏ها
1. محمد عابد الجابری، التراث و الحداثة؛ دراسات و مناقشات (بیروت: المرکز الثقافى العربى، 1991م) ص 267 - 272.
2. همان، ص 267.
3. همان، ص 269.
4. همان، ص 242.
5. همان، ص 243.
6. همان، ص 237.
7. محمد عابد الجابری، نحن و التراث (بیروت: المرکز الثقافی‏العربی، 1980م) ص 16.
8. همان، ص 177.
9. محمد عابد الجابری، التراث و الحداثة، ص‏273.
10. محمد عابد الجابری، بنیة العقل العربى (نقد عقل 2) - (بیروت: مرکز دراسات الوحدة العربیة، 1990م) ص 585.

منابع:
- کرمى‏، محمد تقى. «معنا کاوىِ نقد عقل عربى در اندیشه جابرى‏». علوم سیاسی، شماره 22 (تابستان 1382).



مناطق

مطالب

تعداد: 12

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر