دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 2216
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1514 بازدید

زندگى و زمانه مسکویه
ابوعلى مسکویه (2) از فیلسوفانى است که نه تنها خود زیست نامه خویش را در آثارش به قلم آورده است، بلکه معاصرانش نیز درباره اندیشه و شخصیت او غفلت نکرده اند. ابوحیان توحیدى (320 ـ 414ق)، ابوبکر خوارزمى (متوفاى 382 ق)، ابوسلیمان سجستانى (متوفاى 391ق) و ابومنصور ثعالبى (350 ـ 429 ق) گوشه هایى از حیات علمى و شخصیت او را در آثار خود آورده اند. (3)
از مجموعه آثار درباره مسکویه چنین برمىآید که ابوعلى احمد بن محمد مسکویه رازى هزار سال پیش در نهم ماه صفر 421 در اصفهان از دنیا رفته و در محله خواجو به خاک سپرده شده است. (4) از تاریخ ولادتش اطلاع دقیقى در دست نیست، اما برحسب قراین و طول عمر ایشان، نوعى اتفاق نظر به وجود آمده که گویا وى در فاصله سال هاى 320 ـ 325 هجرى در شهر رى به دنیا آمده است.
قفطى معتقد است که مسکویه عمرش طولانى بوده است: ((عاش زمانا طویلا)). (5) خود ایشان در تجارب الامم ذیل حوادث سال 340 هجرى از طول مصاحبت و کثرت مجالست با ابومحمد مهلبى، وزیر دربار آل بویه، خبر داده و در گزارش سال 341 هجرى از مقام ندیمى خود سخن رانده است (6) و چون مهلبى براساس نقل خود مسکویه، حدود هشت سال مقام وزارت داشت، در 27 جمادى الاولى 339 به مقام دبیرى و در سال 345 هجرى به مقام وزیرى منصوب شد و تا هنگام وفات در 24 شعبان 352 در این منصب بود و در مجموع حدود چهارده سال در این دو مسوولیت مهم اشتغال داشت؛ بنابراین طول مصاحبت و مقام ندیمى مسکویه در دستگاه ایشان این فرضیه را ایجاد مى کند که وى در این هنگام نباید کمتر از بیست سال داشته باشدو با همین مقدمات، بسیارى از شرح حال نویسان وى به همین نتیجه رسیده اند. (7)
شیخ عبدالله نعمه مى نویسد:
چون نوشته اند که به مصاحبت وزیر مهلبى که در سال 339 هجرى وزارت به او رسید و در سال 352 درگذشت، نایل آمده است؛ از این رو گمان نمى رود که مسکویه پیش از بیست سالگى به منادمت و مصاحبت مهلبى وزیر پرداخته باشد، همچنان که گمان نمى رود مصاحبت او با مهلبى وزیر در سال مرگ وزیر اتفاق افتاده باشد و چه بسا چند سالى پیش از مرگ او بوده، به طور قطع یک جوان که هم صحبت یک وزیر باشد نباید بیست سال کمتر داشته باشد و آنچه به عقل نزدیک تر است، این است که مسکویه در آن اوان در دهه سوم زندگى بوده است و روى این تقریب، مى شود گفت که تاریخ ولادت او در حدود سال 325 هجرى بوده است. (8)
تردید در زمان مصاحبت و ندیمى مسکویه سبب ابهام در تعیین دقیق سال تولد وى شده است.

زندگى سیاسى مسکویه
زندگى سیاسى مسکویه از زمانى شروع شد که وى وارد دستگاه آل بویه شد و از زادگاه خویش (رى) به بغداد، مرکز خلافت، مهاجرت کرد. بنابر آنچه گذشت، اگر او در طول ریاست و وزارت ابومحمد مهلبى با وى مصاحب بوده باشد، به یقین، مى توان ادعا کرد که دست کم 32 سال از عمر وى در عرصه سیاست سپرى شده است، زیرا مهلبى در سال 340 هجرى منصب ریاست یافته و مسکویه کار خویش را با وى آغاز کرده است و بعد از او در دربار ابوالفضل بن عمید (353 ـ 360 ق) و ابوالفتح بن عمید (360 ـ 366 ق) و در نهایت، با عضدالدوله (360 ـ 372 ق) همکارى داشته است. از قراین تاریخى چنین برمىآید که مسکویه بعد از عضدالدوله در پنجاه سالگى با عالم سیاست وداع مى کند، زیرا غایت و گمشده خود را در آن نمى یابد؛ از این رو ترجیح مى دهد که بقیه عمر را به تعلیم و تهذیب نفس بگذراند. دستاورد مهم وى در این دوران، کتاب نفیس تهذیب الاخلاق است که در حقیقت شاهکار فلسفى ایشان مى باشد و همان است که سبب شهرت او و اعطاى لقب معلم ثالث به وى گردید. براى درک موقعیت او لازم است به شخصیت وزراى چهارگانه آل بویه اشاره اى بکنیم:

1. مسکویه و ابومحمد مهلبى وزیر
مهلبى از پیش قراولان آل بویه در حمله به بغداد بود و در سال 334 هجرى به همراه معزالدوله وارد مرکز خلافت شد. او مإمور ویژه معزالدوله در مذاکره با خلیفه المستکفى بالله بود و بعد از مرگ صیمرى در سال 339 هجرى به مدیریت اراضى خراجى منصوب شده و در سال 345 هجرى رسما خلعت وزارت را پوشید. (9) مسکویه او را از شخصیت هاى بى نظیر سیاسى آن دوران مى داند که همه اسباب و شرایط ریاست را داشته و در وزارتش هم به سیره گذشتگان آگاه بود و هم به مقتضاى زمان عمل مى کرد. در ادبیات، فصاحت و بلاغت، به ویژه در زبان فارسى ید طولایى داشت و به همین جهت توجه زیادى به عالمان، نویسندگان و ادیبان مى کرد. (10) مسکویه تصریح دارد که خودش زمانى طولانى صاحب و ندیم او بوده است: ((صاحب المهلبى و ندیمه لفتره طویله)). مهلبى بنابر نقل مسکویه در 27 رجب 352 در حمله به عمان با زهرى که به او خورانده شد به قتل رسید و بعد از سیزده سال و سه ماه وزارت، از صحنه قدرت ح (11) ذف شد.

2. مسکویه و ابوالفضل بن عمید وزیر
بعد از وفات مهلبى در سال 352 هجرى، مسکویه ترجیح داد بغداد (مرکز خلافت) را ترک کرده و به رى که در این زمان با بغداد رقابت مى کرد، مهاجرت کند. در مورد این که آیا بر اثر آزار مخالفان، بغداد را ترک کرد یا به دلیل شناختى که از ابن عمید داشت، از قراین مختلف برمىآید که علاوه بر آزار مخالفان، سه دلیل مهم در تصمیم مسکویه در این مهاجرت دخیل بوده است که عبارتند از:
1 ـ جاذبه هاى شخصیت فرهنگى و سیاسى ابن عمید، چنان که مسکویه در تجارب الامم مکرر بدان تصریح دارد که ((ابن عمید هم در علوم غریبه و علوم دقیقه و هندسه و طبیعیات و هم در تدبیر جنگ و مملکت دارى یگانه زمان بود)) (12) و ((فإما اضطلاعه بتدبیر الممالک و عماره البلاد و استعزار الإموال فقد دلت علیه رسأله)). (13) چیرگى ابن عمید در کشوردارى و آبادانى و بهره کشى از آن در نامه هاى او هویداست.
2 ـ کار در کتابخانه بزرگى که ابن عمید آن را در سال 355 هجرى گسترش بسیارى داده بود و در آن، آثار زیادى از فلسفه کلاسیک یونان و منشورات نهضت ترجمه شامل آثارى از فیلسوفان مسلمان، مانند کندى، فارابى، زکریاى رازى، جابربن حیان و سایر شارحان و مترجمان وجود داشت، و مسکویه از همه اینها بهره گرفته است.
3 - تحقیق در علم کیمیا وآشنایى با ابوطیب رازى که در این علم متخصص بود. (14) البته آثار زیادى از این علم در کتابخانه بزرگ ابن عمید وجود داشت.

3. مسکویه و ابوالفتح بن عمید وزیر
بعد از درگذشت ابوالفضل بن عمید، فرزندش ابوالفتح در 22 سالگى مقام وزارت را به دست گرفت. در این زمان مسکویه چهل سال داشت. سابقه همکارى او با ابوالفتح ریشه در دورانى داشت که وى در نقش معلم و استاد وى بود. مسکویه از هوش و ذکاوت ابوالفتح در کشوردارى تمجید کرده و در شرح حوادث سال 361 هجرى از او با عنوان استاد یاد مى کند: ((در این سال استاد بزرگوار ابوالفتح فرزند ابوالفضل بن عمید بر جاى پدر به وزیرى نشست)). (15) ایشان از خود لیاقت فراوانى نشان داد و در مقام رقابت با وزراى عزالدوله بختیار در بغداد توانست از خلیفه عباسى (طایع لله) لقب ((ذوالکفایتین)) بگیرد. مع الوصف، رفتارهاى ناپسند او موجب انتقاد مسکویه از او نشد:
لیکن این فرزند او، ابوالفتح، در کنار برترى علمى و ادب دبیرى و تیزهوشى که داشت، سبکى بچگانه و مستى جوانانه و بى باکى نیرومندانه نیز در او بود. به خودآرایى و قدرت نمایى، با به خدمت گماردن دیلمیان و ترکان براى رکابدارى در موکب ها دلبستگى بسیار نشان مى داد... ابوالفتح بن عمید در سیر کردن این هوس خود اصرار داشت. او مى خواست از بیشترین امکانات آن بهره گیرد. این رفتار او رشک فراوان شاهان و صاحبان شمشیر و قلم را بر ضد او برانگیخت. (16)

4. مسکویه و دربار عضدالدوله وزیر
مسکویه از عضدالدوله به عنوان شخصیتى سیاسى ـ فرهنگى یاد مى کند و در تهذیب الاخلاق چنین مى گوید: ((إعظم من شاهدت من الملوک؛ (17) او بزرگ ترین پادشاهى است که تاکنون مشاهده کرده ام)). وى در سرآغاز تجارب الامم نیز آورده است:
خداوند، ما کارگزاران سرورمان شهریار بزرگ[ عضدالدوله دیلمى] و شکوهمند و سرچشمه نیکى ها را ـ که روزگارش دراز و دشمنش سرنگون، کشورش پایدار و دولتش نیرومند باد ـ نواخته است که ما را هم به دوران او پدید کرده و به روزگار او بپروریده و در سایه او جاى داده و در پناه او فرود آورده و از کارگزاران ویژه او کرده است، چه از نواخت هاى او چندان برخورداریم که جز آفرین سپاسى و جز ستایش بهایى ندارد؛ پس با پندارى پاک و از سر راستى از خدا در مى خواهیم که روزگارش دراز کند و از آنچه ارزانى مان داشته همچنان برخوردارمان بدارد. (18)
از تجارب الامم به خوبى استفاده مى شود که عضدالدوله، مسکویه را به عنوان مشاورى حکیم و داراى اخلاقى والا مى ستوده است. علاقه عضدالدوله به طب سبب شد که مسکویه کتاب هاى طبى کتاب فى الادویه المفرده و کتاب فى ترکیب الباجات را تإلیف کند. (19) رابطه صمیمى آن دو به گونه اى است که با مرگ عضدالدوله تحول عظیمى در زندگى مسکویه رخ مى دهد؛ او در این هنگام پنجاه سال داشت و تجربه حضور سى ساله وى در صحنه سیاسى سبب شد که او براى همیشه آن را ترک کند و حدود نیم قرن باقى مانده عمر خویش را به تهذیب نفس و تعلیم و تربیت بگذراند. مسکویه شاهکار تاریخى خویش یعنى تجارب الامم را با مرگ عضدالدوله متوقف مى کند و با این که 49 سال بعد از آن زنده بوده است، ولى در سال 369 هجرى تاریخ خویش را به پایان مى رساند. از زندگى سیاسى معلم ثالث در مدت باقى مانده عمرش اطلاع دقیقى در دست نیست.

پى نوشت ها
1ـ ابوعلى مسکویه به القابى همچون معلم ثالث و خازن و ابوعلى رازى نیز شهرت دارد.
2ـ افزون بر اینها مترجمان و گزارش نویسان بزرگى، چون قفطى (564 ـ 656 ق) در تاریخ الحکمإ، یاقوت حموى (574 ـ 629 ق) در معجم الادبإ، بیهقى (متوفاى 575 ق) در تاریخ حکمإ الاسلام و تتمه صوان الحکمه، شهرزورى (قرن ششم و هفتم هجرى) در نزهه الارواح و روضه الافراح، ابن ابى اصیبعه (579 ـ 616 ق) در عیون الانبإ فى طبقات الاطبإ، صفدى (696 ـ 764 ق) در الوافى بالوفیات و در بین متإخران افرادى، چون حاجى خلیفه (متوفاى 1067 ق) در کشف الظنون، عبدالله افندى (قرن دوازدهم هجرى) در ریاض العلمإ، محمدباقر خوانسارى (1226 ـ 1313 ق) در روضات الجنات، شیخ آغابزرگ تهرانى (1293 ـ 1389 ق) در الذریعه الى تصانیف الشیعه، سید حسن صدر (1272 ـ 1353 ق) در تإسیس الشیعه لعلوم الاسلام، محمد مدرس (1296 ـ 1373 ق) در ریحانه الادب، محسن امین عاملى در اعیان الشیعه، محمد ارکون در نزعه الانسنه و برخى از مستشرقان، مانند ((بروکلمان))، ((ریتر))، و ((باسه)) از ایشان یاد کرده اند. همچنین محقق معاصر ایرانى دکتر ابوالقاسم امامى که تلاش زیادى در ترجمه آثار مسکویه و معرفى شخصیت وى داشته اند.
3ـ محمد باقر موسوى خوانسارى، روضات الجنات، الجزء الاول، ص 257.
4ـ على بن یوسف قفطى، تاریخ الحکمإ، ص 332.
5ـ ابوعلى مسکویه، تجارب الامم، ترجمه علینقى منزوى، ج 6، ص 163، 206 و 247.
6ـ ابوعزه، احمد بن عبدالملک، دأره المعارف بزرگ اسلامى، ج 6، مقاله دکتر ابوالقاسم امامى در مورد ابوعلى مسکویه، ص 56 ـ 62.
7ـ عبدالله نعمه، فلاسفه شیعه، ترجمه جعفر غضبان، ص؛ 171 ابوعزه احمد بن عبدالملک، پیشین، ج 6، ص 56.
8ـ ابوعلى مسکویه، تجارب الامم، ج 6، ص 177 ـ 207.
9ـ همان، ص 163 ـ 164.
10ـ همان، ص 269.
11ـ همان، ص 333 ـ 342.
12ـ همان، ص 338.
13ـ محمد ارکون، نزعه الانسنه فى الفکر العربى، ترجمه هاشم صالح.
14ـ ابوعلى مسکویه، تجارب الامم، ج 6، ص 363.
15ـ همان.
16ـ همان، ص 169.
17ـ ابوعلى مسکویه، تجارب الامم، ج 1، ص 51.
18ـ على بن یوسف قفطى، پیشین، ص 331 و 332.
19ـ ر. ک: محسن مهاجرنیا، اندیشه سیاسى فارابى، در دست نشر.

● منبع: مهاجرنیا، محسن. «اندیشه سیاسى مسکویه». علوم سیاسی، شماره 12(بهار 1380).



مناطق