پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
بر خط: 5223
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

6661 بازدید

- اتیمولوگ، متخصص فلسفه و فلسفه هنر
- متولد ۱۳۳۶ بندر انزلى
- ریاست کمیته زبان شناسى زبان مادر جهان
- بنیانگذار کوینواتیمولوژى سودورلیان در زبان مادر جهانى
- بنیانگذار سیستم معنى شناسى زبان مادر جهانى
- بیش از چهل سخنرانى درباره پروتوگوراس دانادل دردانشگاههاى اروپا
- مجموعه کوینواتیمولوژى هنر، تخنه، isokostvo، Kunst، Art،...
- صاحب ده ها اثر منتشر شده و نشده به زبانهاى آلمانى، انگلیسى و فارسى از جمله مقدمه بر پست متافیزیک: پروتوگوراس دانا دل، تاریخ مختصر زبان شناسى زبان مادر جهانى،فتوحات معنوى (شرح مثنوى)، لغتنامه کوینواتیمولوژیک سومرى - باسک - لغتنامه کوینواتیمولوژیک هورواورارتوئى - لغتنامه کوینواتیمولوژیک عربى، آفروآسیاتیک، لغتنامه کوینواتیمولوژیک عربى، تبتى، لغتنامه کوتیواتیمولوژیک زبانهاى قفقاز شمالى، لغتنامه کوینواتیمولوژیک فارسى، سومرى، لغتنامه کوینواتیمولوژیک سومرى، کچوا و....

«حیرت انگیز است، سهمگین و درخشان، اتیمولوگ ها بى شک او را تأیید مى کنند و فیلسوفان را یاراى در افتادن با او نیست چون با دریایى از قوانین علمى فونولوژى و سمانتیک مواجه مى شوند...» این سخنانى است که ژاک دریدا فیلسوف فقید معاصر با حضور درسخنرانى اسدیان با عنوان «مقدمه بر پست متافیزیک - پروتوگوراس دانادل » به پروفسور وسالى گفته است و به نقل از همین پروفسور وسالى زبان شناس، اسدیان در پاسخ به کنجکاوى دریدا که به گمان او سخن اسدیان در باب ارجاع منشأ متافزیک به ۶۰۰۰ سال پیش حرف جدید و جالبى رسیده است تنها گفته است: «شبحى جهان را فرا گرفته است، شبح پست متافیزیک».
اسدیان یکى ازچهره هاى علمى کشور و متخصص جهانى در زمینه اتیمولوژى (علم ریشه شناسى ) زبان مادر جهانى است که نام ایران را در کنار سه کشور فنلاند، روسیه و آمریکا که بزرگترین متخصصان این رشته را در خود جاى داده اند برافراشته است؛ رشته اى که در ایران کرسى دانشگاهى ندارد والبته تعداد کل متخصصان آن در جهان، از انگشتان دست تجاوز نمى کند که یکى دیگر ازهمین متخصصان پروفسور هاکولاى فنلاندى است که اسدیان با همکارى او براى نخستین بار در تاریخ زبان شناسى علمى، زبان سومرى را با زبانهاى دراویدى، اورالى، اکتائى، کره اى، ژاپنى، نوسترتتیک و... هم ریشه کرد که این کار در سال ۲۰۰۳ توسط دانشگاه کوئوپیو منتشر شد.
او همچنین ترم «کوینواتیمولوژى»(۱) (ریشه مشترک) را ابداع کرد تا خط فاصلى میان ایتمولوگ هاى متخصص در یک زمینه و دیگر زبان شناسانى که متخصص در چندین «پروتو» (۲) هستندکشیده شود.اسدیان همچنین زبان باسک را با زبان سومرى، هندواروپایى، آفروآسیاتیک، دراویدى، اورالى، اکتائى، زبانهاى بومى آمریکا و... هم ریشه کرده است واین کشف قوانین فونولوژیک میان شاخه هاى گوناگون زبانى جهت بازسازى زبان مادر جهانى بارها توسط زبان شناسان جهانى همچون پروفسور بومارد، پروفسور رولن، پروفسور سفروتزا و پروفسور رایان مورد ستایش قرار گرفته است. او موفق شده است تا براساس قوانین فونولوژیک ریشه مشترک میان این شاخه هاى زبانى را اثبات کند: هندواروپایى، آفروآسیاتیک (سامى - حامى)، اورالى، اکتائى، چین و تبتى، کارتولى، ناخ و داغستانى، آنجازوآدیگى، هورواورارتوئى، کره اى، ژاپنى، آینو، ایلامو، دراویدى، اسکیمو، آله اوت، استرالیایى، چوکچى کامچاتکان، هندوپاسیفیک، زبانهاى بومیان آمریکا (آمریندین)، سومرى، (زبان منفرد )، باسک (زبان منفرد) و اتروسک (زبان منفرد).
از جهت دیگر آنچه از نظراسدیان به موازات اتیمولوژى اهمیت دارد و هنوز مورد غفلت قرار گرفته، سمانتیک ومعنى شناسى است. به نظر او در زمینه سمانتیک در هر یک از شاخه هاى زبانى کارهایى نسبتاً دقیق صورت پذیرفته است اما هیچ یک از ظهورات سمانتیکى در پروتوهاى هر شاخه به تنهایى براى سمانتیک زبان مادر جهانى نمى تواند دقیق باشد و شرح این مطلب البته دراین صفحه نمى گنجد. تفکر اسدیان از تعمق در مبانى فلسفه ومتافیزیک آغاز و به اتیمولوژى ختم شده و در این رهگذر از محضر اساتید فلسفه معاصر ایران و زبان شناسى اروپا بهره برده است.در ایران او سالها از محضر دو متفکر وفیلسوف معاصر در زمینه حکمت وفلسفه اسلامى و غرب بهره مند شد: فیلسوف معاصر مرحوم استاد حاج سید جوادآشتیانى و متفکر معاصر مرحوم دکتر فردید.
جالب این است که اسدیان از حوزه هاى مختلف فکرى و نزد اساتیدى که گاه با هم تعارضى آشکار دارند دانش آموخته است که این امر به نوبه خود به او خصلتى چندرشته اى بخشیده است ولى با این حال از تمامى اساتید خود با احترام یاد مى کند: او از دکتر محمدتقى راشد محصل به عنوان انسان و زبانشناسى که شرافت علمى دارد با احترام زیادى نام مى برد. او زبانهاى اوستایى، سنسکریت و ودائى را نزد محصل آموخت و او را مشوق خود در یافتن ریشه مشترک زبانهاى هندواروپایى، آفرو آسیاتیک، دراویدى و... مى داند. اسدیان حتى از اساتید دوران نوجوانى خود در بندر انزلى با حسى عمیق از حق شناسى توأم با احترام یاد مى کند: استاد عسکر ظروفچى، استاد شمیل طارمیان، دکتر توفیق سبحانى و بالاخره دکتر مختار علیزاده که براى نخستین بار به او آموخت که فلسفه و متافیزیک آنچنان مسائل جدى هستند که به هیچ وجه نباید زبان دقیق آن را با زبان فلسفه ژورنالیستى رایج اختلاط کرد. دکتر علیزاده در سالهاى نوجوانى از قول استادش به او گفته بود که خواندن فلسفه بدون احاطه به زبانهاى یونان باستان، آلمانى و عربى اتلاف وقت است واین فى الواقع سنگ بناى روش مطالعاتى اسدیان براى یک عمر شد اما این یادگیرى زبان که خانه وجود است (۳) براى اواز همان خانه آغاز شد: نخستین استاد او پدرش بود، استاد محمدرحیم اسدیان که مدرس زبانهاى فرانسه، انگلیسى، عربى و روسى بود و زبان پارسى باستان را هم مى دانست. پدر بزرگش کشاورز بود وشرحى کوتاه بر ابیات مشکل مثنوى نگاشته بود و مدرس فصوص ابن عربى و مصباح الانس حمزه فنارى در طالقان بود. مادربزرگش هم کشاورز و خوشنویس بود و شدیداً به نقاشى و تذهیب علاقه داشت و چون نقاشى براى زنان به غیر از زنان دربار قاجار ممنوعیت داشت او دروس فقه و اصول خواند و از آیت الله اصفهانى دستخط اجتهاد گرفت و سپس به تذهیب و نقاشى پرداخت.
بنابراین منشأ رادیکالیسم روحى دکتر اسدیان را مى توان در همین شرح مختصر خانوادگى ریشه یابى کرد ولى در هر حال اینکه شخصى تا به این حد در کار خود رادیکال باشد و از رادیکالیسم به رادیکال شناسى (اتیمولوژى) سیر کند امر جالبى است. او معتقد است که اتیمولوژى به معنى حقیقى لفظ مستلزم تا به غایت رادیکال بودن است زیرا: «رادیکال بودن رفتن به ریشه امور و دریافت کنه هر چیز در ریشه است و در واقع فلاسفه نیز هر یک به نحوى در پرسش هاى خود در پى پاسخ هاى رادیکال هستند اما تفکر فلسفى تفکرى مفهومى است و اتفاقاً براساس تعاریف مفهومى است که شما مى توانید سیستم متافیزیکى و فلسفى ببافید اما ذات «تعریف» جز در «تحریف» حکمات از معانى اصلى اولى به مفاهیم گوناگون نیست و لذا رادیکالیسم متافیزیکى که رادیکالیسم فلسفى یکى از انحاى بسیار مهم آن است رادیکالیسم مفهومى است. در این مقام «خودآگاهى» که در نسبت با پرسش ماهوى است رخت برمى بندد و فقط مى ماند آگاهى صرف.»
و شاید براى نمایاندن همین حقیقت است که او مضمون بسیارى از سخنرانى هاى خود را یکى از رادیکال ترین فیلسوفان تاریخ بشر قرار داده است: پروتوگوراس دانادل.
به گمان او تمامى متفکران ماقبل سقراطى بسیار عمیق بودند ولى پروتوگوراس در میان آنها نیز مطرود بود. عبارات دقیق و عمیق و حیرت آور پروتوگوراس نشان از تجربه دیگرى داشتند و از همین رو دیگر فلاسفه او را برنمى تافتند هم ماقبل سقراطیانى چون پارامنیدس یا فیلسوفان حوزه الیائى و هم سقراط و شاگردانش. اسدیان مى گوید: «او دسترسى به امورى حیرت آور یافته بود. مى دانستم که پروتوگوراس اولین گرامر یونانى را نگاشته است پس زبان شناس است، اما صرف زبان شناسى نمى تواند آدمى را به این عالم فکرى بکشاند. مجبور بودم بارها و بارها متون ماقبل سقراطى را مطالعه کنم اما مطلوب همچنان مستور بود تا آنکه به سراغ زندگینامه هاى آنان رفتم وهمه را طبقه بندى و جدول بندى کردم.امور جالبى به ناگاه خود را نشان دادند: اکثر متفکرین شاهزاده، برده دار یا متمول بودند تنها یک تن بود که استثنا بود: پروتوگوراس. پروتوگوراس حمال بود و سالها از حمالى روزگار مى گذرانید تا آنکه حکمت آموخت و وکیل مدافع محرومین در دادگاههاى یونان شد پس پروتوگوراس قلباً عالم را در نسبت مستقیم با کار دریافت و این بود اساس پیچیدگى فکر او. دستهاى پروتوگوراس بزرگتر از سر افلاطون تا هگل بوده است.»
اسدیان مى گوید که تاکنون عبارت معروف پروتوگوراس را به این صورت ترجمه کرده اند:«انسان متر و میزان همه چیز است، میزان همه آن چیزهایى که هستند وهمه آن چیزهایى که نیستند.» شرح ترجمه دقیق توأم با اتیمولوژى تک تک این کلمات به یونانى باستان و همچنین عبارتى که افلاطون به نقل از پروتوگوراس و به منظور تکذیب آن در جمهور خود آورده است، بدنه اصلى برخى از سخنرانى هاى اسدیان را پیرامون پروتوگوراس تشکیل مى دهد.
اسدیان چون دیگر متفکران انقلابى تاریخ تفکر را به سه بخش تقسیم مى کند:ماقبل متافیزیک، متافیزیک و پست متافیزیک.
طرح مبانى تفکر پست متافیزیکى به نظر او از سال۱۸۴۴ میلادى آغاز مى گردد اما نظر او در مورد منشأ تفکر متافیزیکى که صورت کلاسیک آن را به یونان باستان و دیگرصور آن را به چین و هند ارجاع مى دهند با نظر دیگران متفاوت است. وى معتقد است که نخستین صورت و سند مدون تاریخى متافیزیک، ارجاع به فرهنگ سومرى به عنوان باستانى ترین فرهنگ مکتوب جهان مى نماید.
منظور از متافیزیک چیست؟ به نظر اسدیان با تلاشى امت واحده براى نخستین بار در تاریخ آدمى، متافیزیک به ظهور رسید. متافیزیک نحوه تلقى انسان غیر امى یا انسان بیگانه گشته نسبت به کل عالم است و شکل کلاسیک آن به صورت متافیزیک خاص در یونان با سقراط و افلاطون و ارسطو به ظهور رسید و از همین رو متافیزیک خاص یونانى از یک سو با تفکر اصیل دینى داراى تضاد است و از سوى دیگر با نحوه تلقى پست متافیزیکى تباین دارد.
در میان اهالى فلسفه معاصر ایران دکتر فردید بیش از هر کس دیگر در مضان سخنان ضد و نقیض قرار دارد ولى آشنایى دکتر اسدیان با علم اتیمولوژى آن هم در سنین جوانى به واسطه وجود دکتر فردید بوده است. او قوانین فونولوژى زبانهاى هندو اروپایى و آفرو آسیاتیک را از فردید آموخت و سپس در غرب به جست وجوى شاخه هاى زبانى چون دراویدى، اورالى، اکتائى و... پرداخت. ضمناً اسدیان قرار بود که با مرحوم دکتر محمد تقى مسعودیه اتنوموزیکولوگ نامدار ایرانى به طبقه بندى فوزیسى و فیزیکى سازهاى جهان براساس ادوار و اکوار تاریخى بپردازند که متأسفانه با درگذشت دکتر مسعودیه تحقق نیافت ولى طبقه بندى او از زبانهاى جهان که براساس مونوژنسیس زبانها در سال۲۰۰۰ میلادى در دانشگاه کوئوپیو به انجام رسیده، تاکنون اعتبار علمى خود را حفظ کرده است. نزد اسدیان هر نحو فلسفه، متافیزیک است ولى نزد او تنها در «کوره راه» بودن است که اهمیت دارد. در «کوره راه»(۴) بودن براى او به مثابه راه رشد غیرمتافیزیکى است. وى تفکر اتیمولوژیک را در تقابل با تفکر متافیزیکى و فلسفى مى داند و لذا براى او طریقتى فکرى است، طریقتى که براى ما هر بار از پس جملات صیقل یافته او لحظه اى روشن مى شود و دوباره در ظلمات متافیزیک گم مى شود.هنگام خداحافظى با اینکه مى دانستیم هم اکنون مشغول یافتن ریشه هاى مشترک میان هجده زبان قبلى هندو اروپایى، آفروآسیاتیک، اورالى، اکتائى، چین و تبتى، کارتولى، داغستانى، آنجازوآدیگى و... و زبانهاى خواسانى متعلق به جنوب آفریقا است. از او پرسیدیم اکنون چه مى کنى و او یکى دیگر از همان جملات صیقل خورده اش را به سویمان پرتاب کرد: «به اقبال ستاره اى مى رویم، فقط همین...»

پی نوشت:
(۱) کوینواتیمولوژى: این اصطلاح در سال۱۹۹۹ توسط اسدیان وضع گردید. کلمه کوینوس در زبان یونانى به مفهوم امر مشترک است و اتیمولوژى را هم معمولاً به علم ریشه شناسى کلمات ترجمه مى کنند. هر چند اسدیان حتى نسبت به همین تعریف سر راست هم نحوه تلقى دیگرى دارد، او مى گوید: کلمه اتیموس در زبان یونانى باستان به معنى حقیقت است. از طریق زبان است که حقیقت امور را درمى یابیم اما حقیقت همواره در حجاب واقعیت نهان و مستور است. هنگامى که ما حجاب واقعیت راکنار مى زنیم این حقیقت یا اتیموس است که خود را عیان مى نماید بنابراین اتیمولوژى در اصل به معنى حق شناسى است. به تعبیر دیگر ریشه هر چیز حقیقت آن چیز است همچنان که واقعیت درخت، تنه و شاخه ها و برگهاى آن است اما ریشه درخت که اتیموس یا حقیقت درخت است در حجاب خاک مستور است.
۲- پروتو، پیشوندى به معنى آغازین است و proto Language همان چیزى است که اسدیان در پى بازسازى آن به مثابه زبان مادرآغازین انسان است ولى آنچه که نزد اسدیان به موازات اتیمولوژى اهمیت اساسى دارد و هنوز مورد غفلت قرار نگرفته سمانتیک و معناشناسى است. به نظر او در زمینه سمانتیک در هر یک از شاخه هاى زبانى کارهایى دقیق صورت پذیرفته است اما هیچ یک از ظهورات سمانتیکى در پروتوهاى هر شاخه زبانى به تنهایى براى سمانتیک زبان مادر جهانى نمى تواند دقیق باشد. او به عنوان مثال ریشه ab - آفراو آسیاتیک، Appe - اورالى، ab - آلتایى، Appe - دراویدى، Awo - هند و اروپایى و غیره از یک ریشه اند و از حیث سمانتیک در هر یک از این پروتوها به مفهوم پدر و شوهر و غیره است.
اسدیان این حیث سمانتیکى را براى ریشه زبان (مادر جهانى) مردود مى داند و به واسطه زبانهاى دیگر زیرگروه پروتوها و نیز مناسبات تولیدى در ادوار تاریخى نشان مى دهد که پروتوى ab - در زبان مادر جهانى به معنى مادر از جهت مقام او به جماعت (ماتر ریارکال) بود و با ظهور مرحله (پاتر ریارکال) در تاریخ جوامع باستانى مورد اطلاق آن به جنس مذکر منقلب گردیده و به مفهوم پدر به کار رفته است.
(۳) اشاره به عبارت «زبان خانه وجود است» هایدیگر.
(۴) Holtzweg

منابع:
1. http://www.hammihan.com/pbio/id/000350.php نوشته: ایرج اسماعیل پور قوچانى

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 1

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر