جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 3556
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1710 بازدید

ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعری قمی+ابوالقاسم اشعری+اشعری القمی+سعد بن عبدالله اشعری+سعد بن عبدالله اشعری قمی


در طول تاریخ حیات بشر، ستارگان علم و معرفت از افق هستی طلوع کرده اند و با نور خود انسانها را به طریق هدایت رهنمون شده اند.
ستارگانی که دانش را از منبع الهی فرا گرفتند و برای حفظ و بشر آن تلاش فراوان از خود نشان دادند. پاداش این تلاش و جهاد جاودانگی دین و ماندگاری یاد و اثر آنهاست. دانشمندان قم بیشترین نقش را در میان این گروه بزرگ ایفا کرده اند، زیرا قم به عنوان محل پرورش استعدادها و مهد انتشار حدیث بارها مورد ستایش ائمه (علیهم السلام) قرار گرفته است (1)، و بین آنان اشعریان نمونه راویان نور بوده اند.
اشعریان که پس از سرکوبی قیام ابن اشعث و سخت گیری حجاج بر علیه شیعیان کوفه به قم کوچیدند، در ترویج مذهب تشیع کوشش فراوان کردند به طوری که شمار محدثان اشعری که با امامان معصوم (علیهم السلام دیدار کرده، از آن بزرگواران حدیث شنیده اند، به بیش از یکصد تن می رسد (2).

سعد بن عبدالله اشعری کیست؟
ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعری قمی، ملقببه شیخ الطائفه، از محدثان بزرگ شیعه (3) در قرن سوم هجری بود (4). وی مدتی در بغداد سکونت داشت (5) اما احتمالا اقامت دائمی اش در قم بود (6).
سعد اشعری دوران امامت امام حسن عسکری (علیه السلام و دوران غیبت صغری و حضرت صاحب الزمان (عج) را درک کرد. پدرش نیز از راویان و محدثان شیعه بود، اما رجال شناسان از او با عنوان «محدث قلیل الحدیث» یاد کرده اند (7).

فعالیتهای علمی
اشعری به تحصیل دانش و جمع آوری حدیث اشتیاق زیادی داشته و همت بلندش برای کسب معارف او را بر آن داشت تا ضمن سفر به شهرهای مختلف از علوم دانشمندان بهره گیرد.

اساتید
سعد از محضر بزرگان حدیث بهره مند گشته. او استادان متعدد داشته است که عبارتند از :
1 - ابو علی حسن بن عرفه عبدی بغدادی (متوفی 257 ه' ق) ادیب و محدث و صاحب آثاری در حدیث و ... از جمله کتاب الجزء است وی در سال 257 در سامراء در گذشت. (8)
2 - ابو جعفر محمد بن عبدالملک دقیقی واسطی (متوفی 266 ه' ق) او ساکن بغداد بود و تا زمان مرگش به کسب حدیث پرداخت (9).
3 - ابو حاتم محمد بن ادریس رازی (متوفی 277)
محمد در شهر ری به دنیا آمد. او به عراق و شام و مصر و شهرهای روم سفر کرد و در فهم حدیث و شناخت سند تبحر یافت. آنگاه به جمع آوری روایات و بررسی رجال آن پرداخت. آثاری نیز از وی در زمینه های تفسیر و فقه بر جای مانده است (10).

استادان شیعی اشعری
1 - ابو مقاتل سیل دیلمی (نقیب ری)
او راوی از امام هادی (ع) و مؤلف کتاب «الاحتجاج فی الامامة» مشتمل بر حدیث و بحثهای کلامی است (11).
2 - ابومقاتل ضریر
از شاعران بزرگ عصر خود بود، او قصیده مشهور ری درباره حسن بن زید که در طبرستان قیام کرد (250 - 270) و به حکومت رسید سرود (12)
3 - احمد بن محمد بن خالد برقی (متوفی 274 یا 280 ه' ق)
راوی بزرگ و معروف شیعی و از اصحاب امام جواد و امام هادی (ع) بود و در قم سکونت داشت. احمد نزدیک به یکصد کتاب قهی، تاریخی، انساب و رجال و غیره تألیف کرد (13).
4 - علی بن مهزیار
5 - ابراهیم بن مهزیار
6 - ابو ایوب مکی
شمار محدثانی که سعد اشعری از آنها روایت نقل کرده، به بیش از 34 نفر می رسد (14).

شاگردان
تربیت شاگردان بزرگ از فعالیتهای دیگر سعد بود. او عمر خود را در راه به دست آوردن حدیث و سخنان و علوم امامان معصوم (ع) سپری کرد و برای حفظ و نشر آن به تشکیل محافل علمی و حوزه های فرهنگی روی آورد. در این مجامع علمی به گفت و شنود حدیث و تبادل اندیشه ها پرداخت، عاشقان فقه جعفری و علوم علوی را تربیت کرد، کثرت شاگردان و تألیفات فراوان او از وجود چنین حوزهایی خبر می دهد. از میان شاگردان اشعری می توان به این افراد اشاره کرد :

1 - ابوالحسن علی بن حسین بن بابویه قمی (متوفی 329 ه' ق)
پدر شیخ صدوق بود. فرزنداش، جعفر بن محمد بن قولویه واحمد بن داوود قمی از جمله شاگردان او بودند و از وی حدیث نقل کرده اند. ابوالحسن نزدیک به صد کتاب تألیف کرد (15).

2 - محمد بن یعقوب کلینی (متوفی، شعبان 329 ه' ق)
اهل ری و از بزرگان فقهای شیعه بود و کتابهای «کافی» (9 جلد) «تعبیر الرؤیا و الرجال» از آثار اوست. کلینی بعد از وفات در «باب الکوفه» به خاک سپرده شد. قبر او در بغداد زیارتگاه شیعیان است (16).

3 - جعفر بن محمد بن قولویه قمی
استاد شیخ مفید و راوی موثق و در فقه حدیث از بزرگان شیعه بود. درباره او گفته اند : «هر ه مردم به فقاهت و علم توصیف شوند، او برتر از همه آنهاست». «کامل الزیارات از جمله آثار اوست (17).

4 - احمد بن محمد بن یحیی عطار
احمد از پدرش محمد بن یحیی، عبدالله بن جعفر حمیری و سعد بن عبدالله روایت نقل کرده است. او استاد شیخ صدوق بود و دانشمندانی چون تلعکبری و غضائری از او حدیث نقل کرده اند (18).

5 - ابویعلی حمزه بن قاسم علوی عباسی
راوی، از محمد بن اسماعیل برمکی و جعفر بن محمد فزاری و صاحب کتابهای حدیثی است. کتاب «المنتخبات» اثر استادش، سعد بن عبدالله اشعری را روایت کرده است (19).

آثار
مجموعه روایتهای سعد در کتابهای چهارگانه روائی شیعه (التهذیب، الاستبصار، الکافی و من لا یحضره الفقیه) به 1142 مورد می رسد (20)، افزون بر آن روایتهایی از او در «بحار الانوار» «وسائل الشیعه» «کمال الدین» و ... ثبت شده است.
وی بیش از 36 عنوان کتاب در موضوعات مختلف (فقه، کلام، تفسیر، رجال و ...) نوشته که تعداد اندکی از این آثار در لابلای کتباهیا روایی و حدیثی موجود است. از جمله «بصائر الدرجات» گویا سعد این کتاب را به پیروی از کتاب بصائر الدرجات تألیف محمد بن حسن الصفار قمی معاصر خود تألیف کرد و موضوع آن هم فضائل و مناقب ائمه اطهار (ع) است. اصل کتاب در دسترس نیست و آنچه که اکنون موجود است، مختصری از آن است که توسط شیخ حسن بن سلیمان حلی، شاگرد شهید اول انتخاب شده است. ذکر این نکته ضروری است که «بصائر الدرجات» مذکور غیر از آن کتابی است که مرحوم علامه مجلسی در «بحار» از آن نقل می کند زیرا منظور از آن کتاب که علامه با رمز (یر) نشان می دهد، بصائر الدرجات تألیف محمد بن حسن صفار قمی است (21). تنها کتابی که تا کنون به صورت مستقل به چاپ رسیده، «المقالات و الفرق» است که به گفته محقق به تازگی نسخه ای از آن به دست آمده و پس از اصلاح، اضافات و توضیحات به زیور چاپ آراسته شده است. وی در این کتاب به بیان فرقهای مختلف شیعی (از زمان حضرت رسول (ص) تا زمان تألیف) پرداخته، ادله و دیدگاههای آنان را طرح و گاه نقد کرده است(22).
فهرست تعدادی از کتابهای سعد به این صورت است:
الرحمة، بصائر الدرجات، الضیاء، فرق الشیعه (المقالات و الفرق)، کتاب الرد علی الغلاة، ناسخ القرآن و منسوخه و محکم و متشابهه، فضل الدعاء و الذکر، مناقب، رواة الحدیث، فضل قم و الکوفه، الامامة، فضل النبی (ص) و مناقب الشیعه (23).

مناظره های علمی
سعد برای نشر فرهنگ تشیع و نقد مکتبهای غیر شیعی، به برگزاری مجالس بحث ومناظره روی آورد. خود به تشکیل چنین محافلی اشاره می کند و می نویسد : «اشتیاق فراوانی به جمع آوری کتابهایی مشتمل بر مباحث دقیق داشتیم. علاقه ام به این جهت بود که دانشهای مفید را بیاموزیم و مسائل پیچیده را در نشستهای علمی با مخالفان مطرح سازیم. اعتقاد کامل به مذهب امامیه داشتم. به راحتی و سلامتی و امنیت خود نمی اندیشیدم و بیشتر به نقد دیدگاههای آنان در مبانی ولایت و خلافت پرداخته، از ستمهای پیشوایانشان سخن می گفتم (24).»
البته کتابهای سعد که درباره فرقه های مختلف شیعه، مناقب شیعه، الامامة و ... نوشته شده، خود گویای این انست که او اهل بحث، استدلال و مناظره بود.

منزلت روایی
سعد نزد دانشمندان، محدثی معتبر به شمار می آید، شیخ طوسی می نویسد : «او محدثی جلیل القدر، مورد اعتماد بود، راوی اخبار و نویسنده چندیدن کتاب است (25).»
شیخ در کتاب رجال نیز از سعد به نیکی یاد می کند : «سعد اشعری از اصحاب امام حسن عسکری (ع) و معاصر آن حضرت بود، اما به روایتش از امام (ع) دسترسی ندارم (26).»
و به همین دلیل نام سعد را در ردیف کسانی که از امامان معصوم (ع) روایت نقل نکرده اند، آورده است (27).
نجاشی درباره اش می نویسد : «ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعری، فقیه و محدثی جلیل القدر و موثق، از بزرگان خاندان اشعری و از استادان آن بود.»
آنگاه نجاشی به فهرست کتابهای او پرداخته، می نویسد : «سعد حدود 36 تألیف از خود بر جای گذاشت (28).»
بسیاری از رجال شناسان همچون کشی (29)، ابن شهر آشوب (30)، علامه مجلسی (31)، علامه حلی (32 و ... نیز از سعد به نیکی یاد کرده اند.

گرایش روایی
در روایایت که سعد نقل کرده است موضوع، تاریخ و فرق برجستگی خاص دارد، البته وی در زمینه فقه تلاش بیشتری صرف کرده است و باید اذعان کرد که در عموم دانشها (فقه، تاریخ، تفسیر، کلام، رجال و ...) مهارت داشته.
برخی از روایات فقهی او را که در کتب فقهی شیعه ثبت شده است، می خوانیم : در فضیلت نماز امام صادق (ع) به نقل از رسول اکرم (ص) فرمود : «ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الله، ایها الناس قوموا نیرانکم التی اوقد تموها علی ظورکم فاطفؤها بصلاتکم» هر گاه زمان برپایی نماز فرا رسد، فرشته ی ندا می دهد این مردم بپا خیزید و با برپایی نماز، آتش هایی را که به وسیله گناهانتان بر افروخته اید خاموش سازید (33).»

وجوب جهاد
امام صادق (ع) از قول رسول خدا فرمود : «جبرئیل بر من نازل شد و گفت : ای محمد هر کس از امت تو در راه خدا بجنگد و در این راه بلایی به او برسد، یا دچار سردردی شود، خداوند برای او ثواب شهادت می نویسد (پاداش شهید به او می دهد) (34).»

انواع قتل
امام باقر (ع) فرمود : «قتل دو گونه است : قتلی که کفاره گناهان است و قتلی که موجب بالا رفتن مرتبه می شود. جنگ نیز دو گونه است، نبرد با کفار برای آنکه به اسلام روی آورند و جنگ با گروهی که به مسلمانان تجاوز کنند (35).

تأثیر روایات اشعری در مبانی و احکام فقه

عمده احادیث موجود در کتابهای حدیث در زمینه احکام عملی دین (اعمال واجب و حرام، مستحب و مکروه) است. البته در فقه شیعه و پذیرش روایات و عمل به مفاد آنها مبتنی بر رعایت قواعد و اصولی است که فقیه و مجتهد بر آنها آگاهی کامل دارد و بر این اساس فقیهان روایاتی را که از لحاظ سند و مضمون با عقاید و مبانی فقهی شیعه مغایرت ندارد، می پذیرند و بر پایه آن فتوا می دهند.
با نگاهی گذرا به روایتهای اشعری در می یابیم که وی در نقل روایاتی که مورد استناد فقیهان شیعی قرار گرفته، سهم بزرگی دارد و روایات فراوان او در کتب اربعه افزون بر 770 حدیث است که در کتاب وسائل الشیعه ذکر شده است. بیشتر این روایات از امام معصوم (علیهم السلام) درباره احکام طهارت، صلوة، صوم، حج و ... نقل شده است.

حکومت های عصر اشعری
احتمالا سعد در عراق با شش تن از حاکمان عباسی معاصر بود. نقطه مشترک خلیفه های عباسی با خاندان پیامبر (ص)، فشار بر جامعه فرهنگی، حبس و تهدید و شکنجه ائمه بود. در این میان یاران و شیفتگان علوم ائمه (علیهم السلام) از هر گونه تماس با معادن علم علوی (علیهم السلام) منع می شدند. شاید به همین دلیل نجاشی می نویسد: «سعد اشعری از امام حسن عسکری (ع) روایتی ندارد» (36).»
از سوی دیگر دوران حیات سعد بن عبدالله اشعری در ایران با دستیابی طاهر سردار ایرانی به حکومت ایالات شرقی جهان اسلام مصادف بود. طاهر که به مأمون در مبارزه با برادرش، امین یاری رساند، حکومت ایالات شرقی اسلام را از جانب خلیقه به دست آورد. او سلسله طاهریان را بنیان گذارد و تا سال 261 بر این نواحی با استقلال نسبی حکومت کرد.
در این عصر بابک خرمدین در آذربایجان و مازیار و حسن بن زید در طبرستان قیام کردند و صفاریان نیز در سیستان قدرت را به دست گرفته، به تدریج هرات و بلخ را در شمال و کرمان و فارس را در غرب تصرف کردند. آنان در سال 251 ه' ق خراسان را از تسلط طاهریان خارج ساختند و با پیروزهایی در گرگان و طبرستان تمام نواحی شرقی و مرکز یایران را در اختیار گرفتند. آنگاه سامانیان در سال 287 ه' ق سیستان و خراسان را از صفاریان و گرگان و طبرستان را از علویان گرفتند تا مناطق ری و کرمان پیش رفتند (37)
بنابراین سعد بن عبدالله با تنشهای سیاسی واجتماعی در ایران و عراق مصادف بود. با این حال سعد از رسالت خود (نشر حدیث و تألیف کتاب) دست نکشید.

اشعری شیفته ولایت
با بررسی روایتهای سعد به روشنی در می یابیم که او به خاندان اهل بیت (ع) عشق می ورزید. در روایتی خود از این عشق اینگونه سخن می گوید. «در یکی از جدلهایی که با گروهی از ناصبیها داشتم، سخنان آنها مرا آشفته کرد. تا جایی که گویی جگرم پاره پاره شد (38).»
شمار زیادی از روایتهای اوست که در باب عشق و دلبستگی به ائمه (ع) شاهد بر این مدعی است. او از امام باقر (ع) اینگونه روایت می کند : «حضرت فرمود : اسلام بر پنج امر استوار است : اقامه نماز، ادای زکات، حج، روزه و ولایت ما اهل بیت، خداوند به جز ولایت در چهار امر دیگر رخصت داده است (39)...»
در حدیثی دیگر از امام کاظم (ع) نقل می کند که : «فرمودند : خداوند در همه اوقات نماز، این مردم مخالفان عترت را نفرین می کند، زیرا آنان حقوق ما را پایمال و ولایتمان را تکذیب کردند (40).»
تألیف کتاب «فرق الشیعه» یا «المقالات و الفراق» هم که به بحث درباره فرقه های مختلف شیعی و جدا کردن آنها از شیعه اثنی عشری می پردازد، نشان دیگری از شیفتگی او به ولایت است. در قسمتی از کتاب می نویسد : «اولین گروه فرقه شیعه، فرقه علی بن ابیطالب (ع) است. یاران آن حضرت در زمان پیامبر نیز به «شیعه» معروف بودند. این گروه که تنها امامت آن حرضت را پذیرفته، از ایشان اطاعت کردند، شخصیتهای برجسته ای مانند مقداد، سلمان، ابوذر و عمار در میانشان بودند. پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) شیعه به سه گروه تقسیم شدند، فرقه ای از آنان عقیده دارند که علی (ع) امام و پیشوا است و به فرموده خدا و رسول اطاعت از او واجب است و تبعیت دیگران بر مردم جایز نیست کسی که از فرمانهای او اطعت کند به فرمان الهی گردن نهاده و هر که از او سرپیچی کند خدا را عصیان کرده است، زیرا فرستاده خدا او را با همه اسم و نسبش در میان مردم معرفی کرد و زمام مردم را به او سپرد ولایت و دوستی او را واجب گردانید و او را از خود مردم نسبت به ایشان شایسته تر دانست علم رجال و حرام معارف، دین، علوم آثار و غیبی و همه آنچه را که مردم بدان نیازمندند در سینه او به ودیعه گذارد (41.»

دیدار با ماه و مشتری
دیدار اشعری با امام حسن عسکری (ع) و حضرت حجت (عج) از سوی دانشمندان علم رجال و حدیث مورد توجه و بحث قرار گرفته است. نجاشی معتقد است : اصحاب دیدار او با امام عسکری (ع) را ضعیف دانسته اند(42) و دانشمندی همچون شهید ثانی (43)، آیت الله خویی و ... نیز حدیث دیدار او با امام حسن عسکری (ع) را مورد نقد قرار داده و رد کرده اند.
در این بین دسته ای از دانشمندان همانند، شیخ صدوق (45)، علامه مجلسی (46)، مرحوم مامقانی (47) و شیخ علی نمازی (48) این روایت را پذیرفته اند دلایلی را به این صورت ارائه می کند. راوی حدیث موثق و مورد تأیید رجال شناسان است.
متن حدیث، استدلالهای محکمی درباره اصل ولایت و ائمه (ع) مطرح می سازد و ناگفته پیداست که این پاسخها برگرفته از علوم غیبی است.
مسائل دیگری همچون، بازی کودکانه حضرت ولی عصر (عج) را که به عنوان نقض این حدیث مطرح گردیده، نمی توان پذیرفت، زیرا شواهد فروانی نشان می دهند، امامان معصوم (ع) در کودکی و بزرگسالی، رفتاری همانند انسانهای عادی دارند. به هر حال به این دلیل گروهی از بزرگان به نقل از حدیث پرداخته اند، به گوشه هایی از آن اشاره می کنیم.
سعد بن عبدالله اشعری می گوید :
«با گروهی از ناصبیهای تندرو به بحث نشستم، در جدل سؤالاتشان دشمنی بیشتر از گروههای دیگر بود. من پاسخهای گوناگون به آنان دادم اما همه را رد کردند. حدود 40 سؤال از مسایل مشکل را نوشتم تا پاسخ آنها را از احمد بن اسحاق قمی داناترین دانشمند قم، جویا شوم. او به طرف سامرا حرکت کرده بود، من نیز به راه افتادم و در بین راه ملاقاتش کردم. گفتم : شوق دیدارتان و پاسخ به سؤالهایم مرا تا اینجا کشانیده است. پاسخ داد : برای دیدار با امام حسن عسکری (ع) و طرح سئالهایی درباره قرآن، به سامراء می روم. تو نیز با من باش تا به دیدار حضرت برویم. وقتی به سامرا رسیدیم، احمد بن اسحاق گفت: دیدار مبارکی است، بزودی بر ساحل دریایی می نشینی که عجایب دانشهای فناناپذیر است. آن دریا امام ماست.
آنگاه به سوی منزل امام عسکری (ع) حرکت کردیم و پس از کسب اجازه وارد منزل حضرت شدیم. وقتی وارد اطاق شدیم، امام را دیدیم. درخشش چهره اش که بسان ماه کامل بود، وجود ما را فرا گرفت. کودکی به درخشندگی و زیبایی ستاره بر روی زانوان مبارکش نشسته بود. امام (ع) در حال نوشتن بود، سلام کردیم. ایشان جواد داد و اشاره فرمود که بنشینیم. ساعتی بعد از نوشتن فارغ شده احمد بن اسحاق نزدیک شد و کیسه ای از زیر لباس بیرون آورده در مقابل امام (ع) گذارد. امام حسن (ع) به کودک فرمود : عزیم مُهر هدایایی را که شیعیان و دوستانت فرستاده اند، باز کن.
لبهای کودک مانند غنچه ای شکفت : آیا جایز است دست پاکم به هدایای آلوده و اموالی بزنم که حلال و حرامشان به هم آمیخته شده است ؟
امام عسکری (ع) به احمد بن اسحاق فرمود : آنچه در توشه داری، بیرون آور تا حلال و حرام آن را جدا کند...
آنگاه امام رو به من کرد و فرمود :ای سعد ! برای چه آمده ای ؟
- احمد بن اسحاق شوق دیدار شما را به دلم انداخت - پس سؤالهایت که می خواستی بپرسی، چه شد ؟
- آری آن سؤالها نیز هست.
- از نور چشمم بپرس.
از حضرت صاحب الامر (عج) پرسیدم : مولای من و ای فرزند مولایم، چرا خداوند به پیامبرش موسی فرمود : فاخلع نعلیک انک بالواد مقدس طوی (49) کفشهایت را درآورد که اینجا مکانی مقدس است. علمای فریقین گمان می کنند که چون کفشها از پوست حیوان مردار بود، خداوند این چنین فرمود. حضرت فرمود ؟ هر کس نظری داده، بر موسی (ع) دروغ بسته و نبوت او را نشناخته است. موسی (ع) در آن مکان مقدس با پروردگارش مناجات کرد و گفت : خدایا محبتم را نسبت به تو خالص کرده ام و قلبم را از غیر تو شسته ام و چون موسی (ع) علاقه بسیاری به اهل و خانواده اش داشت، پروردگار فرمود : اخلع نعلیک اگر دوستی تو با من خالص و قلبت از تمایل به غیر من پاکیزه است، محبت خانواده ات را از دلت بیرون کن.
از امام (ع) درباره تفسیر کلمه کهیعص پرسیدم، فرمود : معنی این حروف از خبرهای غیبی است که خداوند بنده اش زکریا را بر آن آگاهی داد. سپس آن را بر پیامبر گرامی اسلام (ص) باز گفت. تأویل آن چنین است که روزی زکریا از پروردگارش خواست تا اسمهای پنجگانه را به او بیاموزد. جبرئیل آنها را به او یاد داد و از آن پس هر گاه نام محمد (ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) را به خاطر می آورد، نگرانیش بر طرف می شد اما هر زمان که نام حسین (ع) را به یاد می آورد، روحش پریشان و از دیدگانش اشک سرازیر می شد. سبب آن را از پروردگار پرسید. جبرئیل به او خبر داد که «کاف» به اسم کربلا اشاره دارد. «هاء» به معنای هلاکت عترت، «یاء »یزید، کسی که به حسین (ع) ستم می کند است. «عین» به معنی عطش و «صاد» به معنی صبر اوست.
زکریا تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد و گریست.
سعد می گوید : پرسشهای دیگری را نزد حضرت صاحب الزمان (عج) مطرح کردم و ایشان نیز جواب فرمود. ما چند روزی هم در منزل امام حسن عسکری (ع) ماندیم اما دیگر آن کودک را ندیدم (50).

در مکتب اشعری
درباره مجموعه روایتهای سعد موضوعاتی مختلف یافت می شود اما به نظر می رسد به مسائل اخلاقی و درسهایی همچون ایمان، تقوا، توجه به قیامت و .. عنایت ویژه ای داشته است. وی در حدیثی طولانی به نقل از امام علی (ع) می گوید : بهترین وسیله برای نزدیکی به بارگاه خداوندی چند چیز است :
1 - ایمان به خدا و رسول (ص)
2 - اقامه نماز (نشان شریعت و دین)
3 - ادای زکات (از واجبات الهی)
4 - روزه ماه مبارک رمضان (حافظ انسان از عذاب آخرت)
5 - انجام فریضه حج (برطرف کننده فقر و بازدارنده از گناه)
6 - پذیرش کلمه توحید تنها وسیله کسب قدرت برای تشخیص حق و باطل
7 - رفت و آمد با خویشاوندان (عامل فزونی مال و تأخیر در مرگ)
8 - جهاد در راه خدا
9 - کمک به نیازمندان به صورت پنهانی (محو کننده گناهان و فرو نشاننده غضب الهی)
10 - انجام کارهای خیر (نجات از مردنِ بد، حافظ از پرتگاه) پس صدقه بدهید، زیرا خداوند صدقه دهندگان را یاری می کند.
11 - پرهیز از دروغ، زیرا دروغ در مقابل ایمان قرار دارد. راستگو در ساحل نجات و بزرگواری (سوق دهنده به سوی پرتگاه رسوایی و هلاکت)
12 - گفتار نیک تا بدان معروف گردید و به این وسیله اهل خیر باشید.
13 - امانتداری در مقابل کسی که به شما اعتماد کرده است.
14 - معاشرت با کسانی که ارتباط با شما را قطع کرده اند و چشم پوشی بزرگوارانه از خطای کسی که به شما بدی کره است (51).
اشعری هم چنین در روایتی از امام باقر (ع) می گوید : «من کان ظاهره ارجح من باطنه خف میزانه» اگر ظاهر کسی آراسته تر از باطنش بود، کفه اعمالش در روز قیامت سبک تر است (52).»

وفات و مرقد اشعری
سعد بن عبدالله اشعری پس از سالها کوشش در راه تحصیل، تعلیم معارف دین، نشر احکام شریعت و ارشاد مردم در روز چهارشنبه 27 شوال سال 300 (53) ه' ق به دیدار معبود شتافت. برخی معتقدند که سعد اشعری به هنگام وفات در منطقه «رستم» یا «رستمدار» در نزدیکی استان مازندران (54) حضور داشت (55) اما مرقدش در قم (قرستان شیخان) نزدیک مرقد زکریا بن آدم اشعری و زکریا بن ادریس اشعری قرار دارد (56).

پی نوشتها
1 - اقتباس از مقدمه کتاب «من لا یحضره الفقیه» ج 1
2 - دائرة المعارف تشیع، ج 2، ص .198 زندگی برخی از این ستارگان پرفروغ در همین مجموعه «ستارگان حرم» آمده است.
3 - رجال نجاشی، ج 1 ص 401
4 - الاعلام، ج 3 ص 83
5 - هدیة العارفین، ج 5 ص 384
6 - از سلاله سعد بن عبدالهل در قرن اخیر بزرگانی مانند ملا محمد باقر اشعری، عبدالله اشعری و ملا محمد طاهر اشعری، از اساتید امام خمینی و مدفون در زرند ساوه
7 - حاوی الاقوال، ج 1، ص 409
8 - معجم المؤلفین، ج 3، ص 245
9 - تاریخ بغداد، ج 2 ص 346
10 - معجم المؤلفین، ج 9، ص 35
11 - طبقات اعلام الشیعه، ج 1، ص 134
12 - همان
13 - معجم رجال الحدیث، ج 2 ص 261
14 - همان ج 8، ص 74
15 - طبقات اعلام الشیعه، ج 1، ص 185
16 - معجم رجال الحدیث، ج 18، ص 50
17 - طبقات اعلام الشیعه، ج 1، ص 76
18 - همان، ج 1، ص 57
19 - همان، ج 1، ص 123
20 - معجم رجال الحدیث، ج 8، ص 79
21 - ماهنامه کوثر، ش 7، ص 76، ص 36
22 - المقالات و الفرق - مقدمه
23 - رجال نجاشی ج 1 ص 401
24 - بحار الانوار، ج 52 ص 78
25 - فهرست طوسی، ص 75
26 - رجال طوسی، ص 431
27 - همان، ص 475
28 - رجال نجاشی، ج 1، ص .401 اعیان الشیعه، ج 7 ص .225 شهید ثانی در حاشیه بر رجال ابن داوود معتقد است بین علمای شیعه درباره ثقه بودن، بزرگی و دانش او اتفاق نظر وجود دارد.
29 - رجال کش، ص 528
30 - معالم العلماء، ص 54
31 - الوجیزه، ص 50
32 - الخلاصه، ص 78
33 - التهذیب، ج 2، ص 238
34 - وسائل الشیعه، ج 15، ص 18
35 - همان، ج 15، ص 28
36 - رجال نجاشی
37 - اطلس تاریخی جهان، ص 276 و 272 و 270
38 - بحار الانوار، ج 52، ص 78
39 - خال صدوق، ص 278، وسائل الشیعه، ج 1، ص 23
40 - وسائل الشیعه، ج 1 ص 123
41 - المقالات و الفرق، ص 15 - 17
42 - رجال نجاشی، ج 1 ص 401
43 - اعیان الشیعه، ج 7 ص 225
44 - معجم رجال الحدیث، ج 8 ص 79
45 - کمال الدین و تمام النعمة، ص 454
46 - بحار الانوار، ج 52، ص 79
47 - تنقیح المقال، ج 2، ص 79
48 - مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 4، ص 37
49 - سوره طه، آیه 12
50 - بحار الانوار، ج 52، ص 79
51 - علل الشرایع، ص 247
52 - امالی صدوق، ص 379
53 - یا سال 299 و یا 301
54 - لغتنامه دهخدا، ج 7 ص 10599
55 - الخلاصه، ص 78
56 - مراقد المعارف، ج 1 ص 324.

منبع: www.hawzah.net

موضوعات

مناطق