جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 2139
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1689 بازدید

خاندان دوسرانی
اجداد شریف مرحوم آیت اللّه سید احمد زنجانی در قصبه ای به نام «تَرْکْ» از توابع شهرستان «میانه» (آذربایجان شرقی) می زیسته اند. از محل سکنای ایشان (بنا به اظهارات فرزندان) قبل از آنجا اطلاعی در دست نیست. مدتها بعد، از آن قصبه، به دهی به نام «مُشَمْپا» و از آنجا به روستایی به نام «باغ» و سپس به دهی دیگر در مجاورت آن به نام «دوسران» مهاجرت می کنند. پدر آن مرحوم که زاده این روستا بوده در حدود سال 1288که تقریبا سی سال داشته است به «زنجان» مسافرت کرده، در آنجا سکنی گزید و در همان شهر در سال 1343درگذشت.(1)

والد آن مرحوم
پدر آن مرحوم سید « عنایت اللّه» بن « مهرعلی» بن « امام قلی» بن « اجاق قلی» « دوسرانی» از روحانیون فعال و از شاگردان « آخوند ملاقربانعلی زنجانی» (م) 1328و از شاهدان عادل محکمه ایشان بود؛ وی از نظر تقوی و ملکات نفسانی از افراد بسیار کم نظیر بوده، در حسن نیت و تقید به جهت شرع بسیار ممتاز بوده است.(2)

ولادت
سال ولادت حضرت ایشان 1308ه.ق در شهر زنجان بوده است. خودشان در این زمینه می فرمایند:
«حقیر تولدم در زنجان روز چهارم صفر سنة 1308اتفاق افتاده (است)».(3)

تحصیلات
حضرت آیت اللّه سید احمد زنجانی دوره مقدماتی و سطوح را در زادگاه خودشان به پایان برده، بعد از مدتی تدریس در مدرسه شاهی، برای ادامه تحصیل و تکمیل مبانی علمی و استفاده از مرحوم آیت اللّه حائری در سال 1346قمری مهاجرت به قم و سرانجام به حکم استخاره ای که نموده بودند، عزم رحیلش مبدل به اقامت ابدی شد. آن مرحوم در این باره می فرماید:
«حقیر در بدو تشرقم به قم که در سنه هزار و سیصد و چهل و شش (بود)، قصد اقامت دائمی را نداشتم و مخصوصا قیام حوزه قم را بسته به وجود مرحوم آیت اللّه حائری(می دانستم) و خیال می کردم که بعد از وی بقاء و استمراری (نخواهد بود)، بالاخص که در آن اوان باد مخالفت نیز وزیدن گرفته(و) گلهای این گلشن را از شاخه ها پراکنده می نمود، این بود که بنایی بر اقامت دائمی در قم نداشتم، ولی به حکم استخاره ای (که) آیه شریفه (اقیموا الدین و لا تتفرقوا) آمد، حقیر اطمینان بر استقرار این حوزه شریفه پیدا کرده قصد اقامت موقتی خود را (تبدیل) به مجاورت دائمی کردم. باری قریب ده سال زمان حیات مرحوم حائری را درک کرده از مجالس بحث وی استفاده نمودم.»(4)

فعالیت های اجتماعی در زنجان
معظم له به هنگام اقامتشان در زنجان، علاوه بر اینکه از مبرزین فضلاء زنجان بوده و از مدرسین مهم سطوح در این شهر به شمار می رفتند، از نظر فعالیت های اجتماعی هم، شاید شخص منحصر به فرد این شهر بودند، در غالب فعالیت های دینی مربوط به اهل علم و گاه مربوط به مسائل مهم شهر، سهم عهده داشتند. مرحوم آیت اللّه حاج سید محمد زنجانی (م) 1355که از بزرگان زنجان بودند، در مواقع ضروری با همکاری وی بازار را تعطیل می نمود، بستن بازار و باز کردن آن در واقع در دست این آقایان بود، هر چند که به حسب ظاهر در دست بعضی از رؤسا بازار قرار داشت، در سال 1344که ابن سعود، قبور ائمه طاهرین را در مدینه خراب کرد، مرحوم آیت اللّه حاج میرزا مهدی میرزایی زنجانی که در رأس روحانیت زنجان قرار داشت و از فضلاء و مدرسین هم، مرحوم آیت اللّه زنجانی که ریاست طلبه ها را داشت، این دو به شهرستانهای مختلف نامه نوشتند که روز هشتم شوال به عنوان ابراز انزجار از این جنایت هولناک تعطیل رسمی شود. ایشان می فرمود: من در روز هشتم شوال (سال دیگر) در یکی از شهرهای خارج ایران بودم، دیدم همه شهر تعطیل است، تعجب کردم و از علتش پرسیدم، گفتند: امروز هشتم شوال مطابق با روزی است که وهّابی ها دست به این فاجعه عظیم زدند.(5)
مدرسه سید در زنجان که بزرگترین مدرسه این شهر و خیلی معتبر بوده و موقوفات بسیار مفصلی داشت و مرحوم آیت اللّه زنجانی 25سال در آن به تحصیل و تدریس پرداخت، اداره این مدرسه و تعیین طلاب آن به طور عمده با ایشان بود (البته تولیت آن مدرسه با مرحوم آیت اللّه میرزا محمود امام جمعه بود) آن فقید سعید در سال (1344کتاب خیرالامور را در آنجا نوشت) .

فعایت های دیگر در قم
آن سید والاتبار « پس از رحلت آیت اللّه حائری(ره) به مرحوم آیت اللّه «حجّت» پیوسته و به واسطه کسالت آن مرحوم قسمتی از کارهای ایشان را که از آنها جواب استفاتائات بوده به عهده گرفته و در موقع بیماری آن مرحوم رسما در سه موقع صبح و شب به جای ایشان اقامه نماز جماعت نمود. تا سال 1390قمری که به واسطه کسالت درد پا و ضعف مزاج از آمدن به نماز خودداری و آن را به فرزند ارجمندش حاج آقا سید موسی واگذار و خود معتکف در خانه شده و به تألیف و مطالعه پرداخته (است).»(6)
همچنین «ایشان (که) در زنجان از مدرسین سطوح عالیه بود، تدریس اینگونه دروس را هم در قم نیز ادامه داد. اما زمانی که از معظم له درخواست درس خارج شد ایشان تألیف را بر تدریس ترجیح داده و به نوشتن پرداخت.»(7)
در کنار تألیفات در دو جلسه بحث مهم شرکت می کرد: یکی جلسه ای که مؤسس آن مرحوم آیت اللّه العظمی صدر(م) 1373و آیت اللّه زنجانی در آن شرکت فعال داشته و از ارکان آن به شمار می رفت و غالبا جلسات در منزل ایشان تشکیل می شد. در این جلسه بر برخی از کتب فقهی مانند مجمع المسائل آیت اللّه حائری وسیلة النجاة، و عروة الوثقی حاشیه زده اند.
جلسه بحث دوم نیز جلسه ای بود که آن مرحوم و حضرت امام خمینی (ره)دو رکن عمده آن محسوب می شدند. ایشان در همان سال ورود به قم توسط مرحوم آیت اللّه حاج میرزا عبداللّه مجتهدی تبریزی (م) 1366با حضرت امام آشنا شده و چنان با هم رفیق و صمیمی گردید که نظیر آن کمتر دیده می شود.
جلسه بحثی دیگر به مدت کوتاهی بین این دو سید بزرگوار(امام و آقا سید احمد زنجانی) مرحوم آیت اللّه حاج سید محمد محقق(م) 1388برگزار می شد. و نیز جلسات مشترک مراجع در مورد تصمیم گیری در امور مهم و کلی حوزه در منزل ایشان تشکیل می شد. جلسه مهم علماء بزرگ قم در مورد حادثه 15خرداد در همین منزل برگزار شد.(8)»

نماز جماعت فیضیّه
آن وقت ها که حضرت آیت اللّه آقای زنجانی در مدرسه فیضیّه قم نماز جماعت اقامه می فرمودند، نماز باشکوهی برپا می شد و حضرت امام رحمةاللّه علیه در صف اول جماعت پشت سر آن مرحوم به نماز جماعت می ایستادند و اگر موقعی آن مرحوم حضور نداشتند و یا دیر می آمدند حضرت امام به نماز می ایستادند و آن مرحوم اگر می آمدند به ایشان اقتداء می کردند.» (9)

خصوصیات اخلاقی (10)
1. دوری از جاه و مقام: آن فقیه بزرگوار از هوای مال و جاه کاملا پاک بود. فرزند ایشان حضرت آیت اللّه حاج سید موسی شبیری زنجانی می فرمایند: در مدتی که من با ایشان بودم حس نکردم که یک قدم برای مقام بردارد و همین طور در مسائل مالی.(11)
2. توکّل: آن مرحوم هیچ وقت غصّه آینده را نمی خورد و در کارها به خداوند اتکال می کرد و با تمام وجود خویش به این معنی ایمان داشت. داستانهایی در این زمینه نقل شده است که در این مختصر نمی گنجد.
3. شکر: از دیگر خصوصیات ایشان مسأله شکر بود. هم شکر خالق، هم شکر مخلوق، اگر از کسی مختصر محبتی می دید، آن را از نظر دور نمی داشت و به جهت توقع نداشتن از اشخاص، روح شکرگذاری در وی پدید گشته بود، در مورد نعم الهی نیز به نحو عجیبی به آن نعمتهایی که معمولِ افراد از آن غافلند متوجه بوده و شکرگزاریها از آنها بود، از مرحوم آیت اللّه حاج شیخ مرتضی حائری(م) 1406نقل شد که می فرمود: آقای زنجانی مرد کاملا صادق و درستی بود، شنیده ام که در وصیت نامه شکرهائی کرده است، این شکرها همه اش راست بود و مصنوعی نبود بلکه از درون قلب ایشان برخاسته بود.
4. علاقمند و خیرخواه مردم: آن مرحوم نسبت به عموم، خیرخواه و به نوع مردم علاقمند بود و بدین جهت بود که تا حد امکان، افعال مؤمنین را حمل بر صحبت می کرد و همین ویژگی سبب شده بود که در قضاء حوائج مؤمنین بسیار ساعی باشد، هر کار را اگر محذور شرعی نداشت، هر چند مشکل و سخت بود، متکفّل می شد و از اینکه حاجت یک انسان گرفتار و دردمند را رفع نموده است خوشنود می شد.(12)
5. حل مشکلات مردم: آزادی از بند تعیّنات دنیوی و تشریفات ظاهری، به وی امکان می داد که کارهای بسیار مهم را به راحتی انجام دهد. نقل است شخصی که به تقوا معروف نبود از دنیا می رود، نزد عده ای از علماء می روند که بر جنازه او نماز بخوانند ولی آنها حاضر نمی شوند، پیش ایشان(آقا سید احمد) می آیند و ایشان بر آن میت نماز می گزارد و می گوید: شرط نماز میت عدالت متوفی نیست، بلکه مسلمان بودی وی کافی است، این شخص هم، مسلمان بود و هر چند که مسلمان فاسقی بود.
6. شجاعت: از مرحوم آیت اللّه حاح شیخ مرتضی حائری حکایت شد که مرحوم آیت اللّه زنجانی را از نظر شجاعت خیلی عجیب می دانست و می فرمود: مطالبی را که هیچ کسی جرأت گفتن و انجام دادن آن را ندارد، ایشان به آن اقدام می کند و از هیچ کس هم وحشت و باکی ندارد.(13)
7. عبادت و تهجد: ایشان با چنان شوقی نماز شب می خواند و دعاهای آن را قرائت می کرد که انسان را زیر و رو می نمود، و انسان می فهمید که معانی عمیق این ادعیه در وی اثر کرده است. خواندن نماز شب را هم از دوران جوانی خود شروع کرده بود.(14)
8. اهمیت به زیارت اهل قبور: به زیارت اهل قبور در بعد از ظهر پنجشنبه ها مقید بود؛ آن هم در شرایط سخت و دشوار آن زمان.
9. تلاوت قرآن: بسیار قرآن می خواند، البته نه به جای کارهای علمی و قضاء حوائج مردم، بلکه در وقتهای کوتاه که معمولا تلف می شود.(15)
10. تنفر از خشک مقدس: با این همه عبادت، از خشک مقدسی، بسیار متنفر بوده از اشخاص متظاهر به قدس و تقوی که همه چیز را در عبادات خلاصه می کنند و فاقد جهات نفس بوده و این را برای خود عنوانی درست کرده و نسبت به حقوق اشخاص بی قید هستند و از نظر تفکر، تفکری خیلی خرافی دارند، بسیار کراهت داشت.(16)
11. حریت و بی آلایشی: از شواهد حریت و بی آلایشی ایشان مطالبی بود که خودشان می فرمودند: در ابتداء طلبگی ما، چتر در بین طلاب مرسوم نبود، من گفتم که این چه معنی دارد که ما به خاطر امور موهوم، باران بخوریم، من چتر برداشتم و دیگران هم تبعیت کردند و این رسم شکست، ایشان در مشهد در نماز مرحوم آیت اللّه میلانی شرکت می کرد، وقتی به ایشان عرض می شود که مقدسین مشهد معمولا پشت سر فلان آقا نماز می خوانند نه آقای میلانی، در پاسخ می فرماید: من از او جز تعریف مطلبی دیگر نشنیده ام، اما شنیده ام که کارهای غیر متعارف انجام می دهد، مثلا نان را در خانه خودش می پزد و این قبیل امور و این جور افراد غیر متعارف به دلم نمی چسبد، آخر ما اهل این زمانیم، باید با مردم زندگی کنیم، دستور پیغمبر اکرم (ص)و ائمه طاهرین(ع) اینگونه نیست، خلاصه من از این فرد لذت نمی برم.

ویژگیهای فقهی و علمی (17)
1. احاطه فوق العاده به فقه و مبانی فقهاء: مرحوم آیت اللّه زنجانی احاطه فوق العاده ای به فقه و مبانی فقهاء داشت و مرحوم حضرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ محمد علی اراکی از این جهت بسیار ایشان به دیده اعجاب می نگریست و می فرمود: آقای زنجانی یک شبه، تمام قسمت صلاة از یک کتاب فقهی را از حفظ حاشیه زد، شش جلد جواهر مانند انگشتر در دستهای ایشان است که آن را به هر طرف بخواهد می گرداند.
2. ذوق فقهی قوی: ذوق فقهی ایشان در اثر ممارست، خیلی قوی شده بود و بدین جهت، فقهی روشن و بی تکلف را واجد بود. روایات را بسیار صاف و عربی و بدون ابهاماتی که معمولا بر اثر ممارست ذهن با اصطلاحات علمی و دروس معمول حوزه پدید می آید، معنی می کرد، به گونه ای که دل انسان می پذیرفت، با وجود اینکه خود کاملا مراحل درسی را طی کرده بود.
3. اعتقاد به علمی شدن فقه: ایشان بر این اعتقاد بود که فقه باید به گونه ای باشد ک قابل پیاده شدن و عمل گشتن باشد. مثلا در مسأله عدالت که برخی از علماء تضیقات فراوانی در اصل این موضوع و در روش اثبات آن قایل بودند، می فرمود: قوانین اسلام که قوانین خیالی نیست، احکام بسیاری بر پایه عدالت تنظیم شده است، مانند امامت جماعت، ولایت، قضاوت، شهادت، افتاء و طلاق و امور دیگر که اساس مجتمع بر آن استوار است، لذا نباید در این مسأله آن تنگ نظریهی عده ای را پذیرفت. مسائل بسیاری را که فقیه باید به جهت ولایت، آنها را اعمال کند و فقهاء خودشان از نظر فقهی فتوی به جواز دهند ولی به جهاتی متصدی نمی شدند مانند طلاق زنی که شوهرش مفقود شده یا از دادن نفقه و کِشوَة امتناع می ورزد، ایشان که محذورات خارجی نداشت این موارد را عهده دار می شد و می فرمود: اسلام که دین ناقص نیست، دین باید جوابگوی این احتیاجات و مشکلات باشد. در ابتداء زمانی که رادیو اختراع شد، برخی از مقدسین از گوش دادن به آن خودداری می کردند، ولی آن عالم متقی با اینکه در صف مقدسین بود پای رادیو می نشست و می فرمود: معنی ندارد که این وسیله اخباری حرام باشد زیرا اسلام یک دین جهانی است و باید احکام آن به تمام مردم عالم ابلاغ شود، حرمت چنین وسیله خبررسانی با جهانی بودن اسلام سازگار نیست.
4. پرهیز از تشقیق در جواب استفتاء: ایشان می فرمود: در جواب استفتاء نباید تشقیق شقوق کرد و گرنه سوال کننده در فهم مراد، گیج شده و نمی تواند جواب را بر مورد سؤال تطبیق کند، بلکه باید بر طبق صورت متعارف در عرف مردم، پاسخ نوشت و عقیده داشت که بحثهائی را که متناسب با حوزه های علمیه است و به جهت تقویت ذهن و فکر، مفید می باشد، نباید با جواب استفتائی که مورد احتیاج مردم است مخلوط کرد و خود ایشان نیز عملا این دو را از هم جدا می کرد، بدین جهت جواب مسائل فقهی را خیلی کوتاه و مختصر و قابل فهم می نوشت.

وفات
حضرت آیت اللّه العظمی سید احمد زنجانی سرانجام پس از 85سال عمر بابرکت و سالیان دراز، کوشش در راه دین و نشر فقه جعفری در قم دیده از جهان فرو بست. وفات آن انسان الهی در حدود چهار ساعت پس از نیمه شب شنبه 29ماه مبارک رمضان سال 1393مطابق با پنجم آبان ماه 1352به وقوع پیوست و حوزه های دینی و مجامع علمی را در سوگ نشاند، پیکر آن مرحوم پس از تشییعی با شکوه در جوار حضرت معصومه (س)به خاک سپرده شد. رحمة اللّه علیه رحمة واسعة (18).

اساتید آن مرحوم در زنجان
1. مرحوم آیت اللّه حاج شیخ زین العابدین زنجانی(م :) 1348از شاگردان بسیار مبرز مرحوم آخوند خراسانی (م) 1329آن مرحوم رسائل و چند سال خارج را در محضر ایشان تلمذ نمود.
2. مرحوم آیت اللّه میرزا عبدالرحیم فقاهتی(م صفر :) 1365از شاگردان میرزای شیرازی (م) 1213و آخوند خراسانی وی استاد مکاسب مرحوم آیت اللّه زنجانی بوده است.
3. مرحوم آیت اللّه آقا میرزا ابراهیم فلکی حکمی زنجانی (م رمضان :) 1351وی از شاگردان میرزای آشتیانی در منقول و حکیم جلوه در معقول و فردی جامع بود، ولی به دلیل تبحر خاصی که در ریاضیات و علوم وابسته به آن داشت و برخی او را وحید عصر در این رشته ها می دانستند، به آقا میرزا ابراهیم ریاضی اشتهار یافت. مرحوم آیت اللّه زنجانی کتاب قوانین و برخی از رشته های ریاضی را نزد وی فرا گرفت.
4. مرحوم آیت اللّه آقا شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی(م :) 1317از شاگردان مرحوم آخوند و مؤلف خودآموز فارسی بر کفایه، وی استاد کفایه آن مرحوم بود.
5. عالم مجاهد آقا میرزا احمد زنجانی: (پدر حاج شیخ محمد آقا آیت الهی که از علماء محترم زنجان است) استاد فصول ایشان بوده است.
6. عالم ربانی حاج سید حسن زنجانی (م 22رجب :) 1332استاد حکمت شرح منطومه سبزواری.(19)

استاد ایشان در مشهد مقدس
مرحوم آیت اللّه حاج آقا محمد آقازاده (م) 1356فرزند آخوند خراسانی، ایشان در سال 1339به مشهد مقدس مسافرت کرد و در جلسه درس مرحوم آقازاده حاضر شده، تقریرات درسشان را نیز به رشته تحریر در آورد.(20)

اساتید آن مرحوم در قم
1. مرحوم آیت اللّه حاج میرزا محمدصادق خاتون آبادی (م) 1349که علاوه بر جودت فهم، در بیان و تقریر مطالب، جزء افراد بسیار کم نظیر بود.
2. مرحوم آیت اللّه حاج شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی معروف به مسجد شاهی (م) 1362که از خانواده های مهم علمی اصفهان و نیز جامع معقول و منقول و ریاضی و ادب و شعر بوده، مقام ادبی وی مورد پذیرش ادباء بزرگ عرب قرار گرفته بود.
3. مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری (م 17ذیعقده) 1355مؤسس حوزه علمیه قم، حضرت آیت اللّه زنجانی زمانی که در زنجات اقامت داشتند و شیخ عبدالکریم حائری در اراک به سر می برد، ایشان را به عنوان مرجع تقلید معرفی کرد و بدین جهت عده زیادی از مردم زنجان مقلد مرحوم حاج شیخ شدند، مرحوم زنجانی از ابتداء مهاجرت به قم تا هنگام وفات آن مرحوم تقریبا به طور مرتب در درسشان شرکت کرده، تقریرات آن مرحوم را نیز نوشت.(21)

فرزندان آن مرحوم
1. سید موسی شبیری زنجانی
2. سید جعفر
3. سید ابراهیم شبیری(22)

آثار و تألیفات
1. اربعین
2. افواه الرجال
3. ایضاح الاحوال فی احکام الحالات الطاریة علی الاموال
4. ایمان و رجعت
5. بین السیدین
6. تعلیقه کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه
7. الرد علی القصیمی
8. غیث الربیع فی وجه البدیع
9. فروق الاحکام
10. فروق اللغة
11. فهرست جامع الشتات
12. رساله قبله
13. مستثنیات الاحکام
14. شرح استدلالی کتاب مستثنیات الاحکام به نام مستنبتات الاعلام
15. مقدمه تفسیر تبیان
16. مناسک حج
17. نصاب سه زبانه -18الهدی الی الفرق بین الرجال و النساء
18. ملحقات کتاب تقویم الصلاه
19. جنگل مولی
20. فهرست اعلام
21. تذبیل مفتاح التفاسیر
22. شرایط الاحکام
23. الکلامُ یَجُرّالکلام
24. رساله خیرالامور
25. سرگذشت یک رساله (23).

تجدید چاپ دو کتاب اخیر توسط میراث اسلامی ایران صورت گرفته است.
1. رساله خیرالامور(به کوشش نویسنده محترم رسول جعفریان)
در قسمتهایی از مقدمه این کتاب چنین می خوانیم:
« ... رساله حاضر را باید در شمار متون فکری جدیدی دانست که عالمان حوزوی درباره برخورد با تمدن جدید نگاشته اند... مرحوم آیت اللّه حاج سید احمد زنجانی... در رساله حاضر کوشیده است تا راه حلی برای این نزاع (سنت گرایی و تجددخواهی) بیابد. راه حل وی به پیروی از یک مثل معروف یعنی خیرالامور اوسطها، آن بود تا راهی میانه را در بین نوگرایان و سنت گرایان پیشنهاد کرد. آنها را به پرهیز از افراط و تفریط دعوت کند...(24)»
2و سرگذشت یک ساله « برگی از تاریخ زنجان» (به کوشش سید محمد جواد شبیری)
همچنین در قسمتی از این کتاب نیز می خوانیم:
« اولین نگاشته ایشان سرگذشت یک ساله است. این کتاب از زندگی عادی طلبگی در آن دوران حکایت می کند و بسیاری از وقایع ثبت شده در آن شخصی و خصوصی بوده و برای عموم چندان سودمند نیست... باری نگارنده - که خود از نواده آن مرحوم است - مدت زمانی با این کتاب همنشین شده، از آن بهره ها برده، در دفتری به مطالب سودمند آن اشاره نمود(25)»

کتاب الکلام، یجرّالکلام
1. در منظر مرحوم آیت اللّه علامه آقا شیخ بزرگ طهرانی
« الکلام یجر الکلام للحاج سید احمد بن عنایةاللّه بن مهرعلی بن امام قلی بن اجاق قلی الحسین الزنجانی الدوسرانی المعاصر، المولود فی .1308فارسی، جمع فی ما سمعه من التواریخ و الحکایات و الادبیات و الرجال و الحوادث المهمه و غیر ذالک و بلغ الی ثلاث مجلّدات فی هذه السنه () 1363و قد شرع فیه قبل 1350و لما خرج منه مجلد رای فیه ما لا یرتضه و لذا غیره و مذبه فی هذه المجلدات الثلاث و شرع فیها ثانیا فی 1356.»(26)
2. در منظر خود آن مرحوم
« بعد از حمد:
در آن مدت که ما را وقت خوش بود
هزار و سیصد و پنجاه و هشت بود
امالی مرحوم سید مرتضی علم الهدی راهنمای نگارنده شد که رشته تالیفی در تحت عنوان (الکلام یجرالکلام) به دست گیرم. چون در آنجا دیدم که از یک مطلب به مناسبتی به مطلب دیگر منتقل گردیده و از آن نیز به دیگری. از اینجا بنده خیال کردم که اگر رشته مطالب و فضایلی گوناگون به همین و تیره کشیده شود تا به هر جا که برسد چگونه می شود؟ آیا به جایی منتهی می شود یا نه؟ روی همین خیال قلم برداشتم و لکن سررشته نقطه حرکت را پیدا نمی کردم که از کجا شروع کنم. در این اندیشه بودم یک وقت ملتفت شدم که رشته به دستم آمده، داخل در حرکت شده ام:
« نطیر عبور ما از شط، در گذرگاه سامرا...»(27)

3. از منظری دیگر
هنوز از جمع آوری مطالب مربوط به این مقال فراغت نیافته بودم که کتاب شریف الکلام، یجرالکلام به دستم رسید. با خواندن مقدمه فوق، شیفته متن کتاب و لحن شیرین آن عالم بزرگوار شدم. بعد از مطالعه اکثرِ حکایات و تجربه های شیرین آن، حیفم آمد این دو حکایت را به عنوان تبرّک در اینجا نیاورم:
1. ترک عادت مشکل است
گر چه شکستن طلسم وحشت و عادت، کار آسانی هم نیست، مثلا چائی و دخانیات که مردم نوعا معتاد به آن ها شده اند، با اینکه غالبا اعتراف به مضرّت هر یک از آنها دارند ولیکن عادت مانع از این است که ترک نمایند. یک نفر از اهل قم را نقل کردند که چای صبح و عصرش هر دفعه یک سیر بوده که از آن سه استکان چایی در می آورد و می خورد. یک نفر از اهل خمین را نقل کردند که با او شرط بسته بودند که از پنج سیر چایی سه استکان در بیاورد بخورد، او نیز همان طور کرده بود ولی بر جگر او آسیبی از آن رسیده بود که بعد از چند روز او را کشت.(28)
2. ضرر تریاک
و در دخانیات هم، تریاک هم ضررش بیشتر است و هم اعتیادش شدیدتر، چون سایر دخانیات را اشخاص با عزم می توانند همت بر دفع آن گماشته، خود را از چنگال آن رها سازند، ولی تریاک اول کاری که می کند عزم و همت را از دست صاحبش می رباید، بعد بر جان و مال و اخلاق و آداب او می زند. مفصل این مجمل با خط سیاه درشت در صفحات رخسار جوانان معتاد نگاشته شده (29).

وصیّت نامه آن مرحوم
وصیّت نامه مرحوم آیت اللّه العظمی سید احمد زنجانی هم مفصل است و هم شیرین. مثل همه آثار قلمی ایشان. ما به علت عدم گنجایش آن مفصل در این مجمل، توجه خوانندگان محترم را به قسمتهایی از آن جلب می کنیم:
« ... وصیت بر فرزندان عزیزم می کنم ذکورا و اناثا بلاواسطه یا مع الواسطه ما تناسلوا و تعاقبوا، آنچه را که بزرگان بر ما وصیت کرده اند از تقوی و پرهیزگاری و توکل به خدا و قطع امید از مزد دنیا.
... در زندگانی نیز هر چه بتوانید شاد و آزاد باشید تا روزگار به خوشی و راحتی بگذرانید و الاّ با قید موهامات خود را به بند انداخته، سلب آسایش از خود خواهید کرد... سفارش دیگر من: در امر ازدواج سخت گیر نباشید، به سهولت دختر شوهر بدهید. مهرش را سنگین نکنید. از این مراسم کمرشکن که عوام از مردم مرسوم کرده اند، دوری کنید...»

پی نوشتها:
1- مجله نور علم؛ ص 114دوره سوم، شماره دوم.
2- همان، ص .114 - 113
3- علمای معاصرین، حاج ملاعلی واعظ خیابانی تبریزی، ص .289
4- همان، ص 289و .290
5- مجله نور علم، ص 120شماره دوم، دوره سوم.
6- گنجینه دانشمندان، حاج شیخ محمد شریف رازی، ص .167 - 166
7- مجله نور علم، ص 117شماره دوم دوره سوم.
8- همان.
9- حاج آقا شیخ علی آل اسحاق استادزاده آن مرحوم.
10- مجله نور علم، ص 122شماره دوم، دوره سوم.
11- مصاحبه با آن بزرگوار.
12- نمونه اش در بند 5ذکر شده است.
13- مجله نور علم.
14- حضرت آیت اللّه شبیری زنجانی(آقا سید موسی)
15-16- موارد خصوصیات اخلاقی را حضرت آیت اللّه شبیری زنجانی به مجله نور علم فرموده اند.
17- مجله نور علم، ص - 117دوره سوم، شماره دوم.
18- همان، ص 113دوره سوم، شماره دوم.
19- همان، ص 115دوره سوم، شماره دوم.
20- همان، ص .116
21- همان، ص 116و .117
22- همان، ص 125و .126
23- همان صفحات 126آینه دانشوران ص 199سید علی رضا ریحان یزدی گنجینه دانشمندان، محمد شریف علمای معاصرین ص 290 - 280ملاعلی واعظ خیابانی تبریزی.
24- مقدمه کتاب خیرالامور، به کوشش رسول جعفریان.
25- مقدمه کتاب برگی از زنجان تاریخ، بر کوشش محمدجواد شبیری زنجانی.
26- الذریعه، شیخ آقا بزرگ طهرانی، ص 112جلد .18
27- الکلام یجر الکلام، آقا سید احمد زنجانی، جلد. ص 2و .3انتشارات حق بین، قم تاریخ چاپ 1368نوبت چاپ سوم.
28- الکلام - یجرالکلام، جلد اول، ص .7
29- الکلام - یجرالکلام، ج 1ص .15

منبع: www.hawzah.net

موضوعات

مناطق