چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 3301
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1830 بازدید

سید مرتضی مرعشی+سید مرتضی حسینی مرعشی نجفی


ولادت
سید مرتضی مرعشی در سوم جمادی الاولی 1325ه.ق در یک خانواده با فضیلت و در مهد علم و تقوی در شهر مولا امیرالمؤمنین، نجف اشرف پا به عرصه عالم خاکی نهاد. (1)
علامه سید شمس الدین محمود (1338 - 1279ق) از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی، سید محمد کاظم یزدی صاحب عروه و حاج آقا رضا همدانی می باشد، و هم درس های ایشان آیت اللّه سید حسن مدرس - سید ابوالحسن اصفهانی صاحب وسیلةالنجاة بوده اند. ایشان دارای بیش از سی جلد کتاب، در موضوعات مختلف علوم اسلامی که از جمله فقه، اصول، تفسیر، رجال، معانی بیان، طب و نجوم می باشد.
سید شمس الدین محمود مرعشی، پدر بزرگوار وی پس از عمری فعالیت در راه بزرگداشت شعائر اسلامی و ترویج معارف نورانی الهی در سال 1338ق و در حالی که آقا سید مرتضی ایام نوجوانی خویش را می گذرانید، در نجف اشرف دیده از جهان فرو بست و به لقاءاللّه پیوست. او را در وادی السلام به خاک سپردند. (2)
بخشی از شخصیت مذهبی، علمی و اجتماعی هر انسانی، وابسته به محیط خانوادگی و مربوط به انسانهائی است که در آن خاندان مؤثر بوده اند. شخصیت آیةاللّه سید مرتضی مرعشی از این جهت کاملترین مراتب را داراست زیرا خاندان او یکی از افتخارترین و مشهورترین کانون علمی شیعه در جهان اسلام بوده است که مقام علم و عمل و تقوا و مرجعیت و ریاست و امارت و سیاست را در طول چهارده قرن تاریخ تشیع عهده دار بوده اند. جد ایشان آیت اللّه علامه شرف الدین علی بن سید نجم الدین محمد مرعشی (1316 - 1202ق) از شاگردان صاحب جواهر، صاحب فصول، صاحب ضوابط و شیخ اعظم انصاری است. جد اعلای او علاّمه نسابه سید محمد نجم الدین متوفی (1264ق) از شاگردان صاحب قوانین مرحوم میرزای قمی و شیخ جعفر کاشف الغطاء بوده و از صاحب قوانین مرحوم میرزای قمی و شیخ جعفر کاشف الغطاء بوده و از صاحب مفتاح الکرامه اجازه روایتی داشته است.
این خاندان با عظمت نسل اندر نسل صاحب فضائل اخلاقی و کرامات انسانی بوده و در طول تاریخ علم و تقوا و زهد و ورع را به یکدیگر به یادگار گذاشته و وارث علوم، اهل بیت و فضائل آنان بوده اند. مرحوم سید مرتضی مرعشی سلاله چنین خانواده ای است و نسب شریف ایشان با سی و سه واسطه به امام زین العابدین علی الحسین بن علی ابن ابیطالب (ع) می رسد. (3)
ذریة بعضها من بعض و اللّه سمیع علیم (4)
فرزندانی (برگزیده) هستند برخی از نسل برخی دیگر و خداوند به همه چیز شنوا و داناست.

حدیث هجران
سیدمرتضی در 9سالگی مادر مکرمه خویش را از دست داد، مادری که در کوچکی او را به کلام وحی آشنا کرده و معارف نورانی نهج البلاغه مولایش را به او آموخته بود، شیرزنی که فرزندانی پاک از سلاله پاکان به جامعه بشریت تحویل داد، بانویی از تبار فاطمه (س) که فرزندانش خطوطی زرین در صفحات تاریخ آفریدند. بعد از رحلت مادر بفاصله چند سالی پدر بزرگوارش نیز در سال 1338ق به جوار حق شتافت، او با دلی اندوهبار، به همراهی حضرت آیت اللّه سید حسن خوئی (دائی خویش) از کنار حرم مطهر علوی (ع) به شهر تبریز منتقل شد.
او مدت هفت سال در حوزه علمیه تبریز که در آن زمان رونقی بسزا داشته و اساتید برجسته و شایسته را در خود جای داده بود، مشغول تحصیل شد و در همانجا علوم دینی رایج و سطوح عالیه را فرا گرفت.

هجرت به قم
در سال 1346ق که 21سال از زندگانی خود را پشت سر گذاشته بود، با عشقی لبریز از شهر تبریز وارد حوزه علمیه قم شد و مدت چهار سال به امر و اصرار حضرت آیةاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه سید محمدتقی خوانساری و آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی (برادر بزرگوار خویش) در قم اقامت گزیده و از محضر پر فیض حضرات آیات عظام حائری، خوانساری و علامه بزرگوار شیخ اسداللّه قمی استفاده کرد و خود نیز همزمان به تدریس شرح لمعه و مطول و مکاسب همت گماشت. (5)

همگام با حضرت امام خمینی (ره)
این شخصیت فرزانه، در مدت چهار سالی که در قم اقامت داشت با حضرت امام مأنوس و مألوف بودند خود وی می گوید: در همین سالها (1350 - 1346ق) زمانی که در مدرسه فیضیه قم ساکن بودم هر هفته جمعه ها در حجره خویش مجلس روضه داشتیم و دوستان فاضله و علاقه مند به اهل بیت (ع) می آمدند و در مجلس آقا اباعبداللّه شرکت می کردند، حضرت امام خمینی (ره) که در آن موقع طلبه جوانی بودند در مجلس روضه می آمدند و از حاضرین پذیرائی می کردند و پذیرائی از عزاداران حسینی را افتخار خود می دانستند.
همچنین در همان ایام هر هفته دسته جمعی و پیاده به مسجد جمکران می رفتیم و حضرت امام خمینی (ره) در این پیاده روی حضور داشتند و در طول مسیر با صدائی حزین و با صوتی معنوی دعای توسل می خواندند و ما با یک حالت خوش عرفانی به مسجد جمکران می رسیدیم و بعد از انجام مراسم با همین شیوه برمی گشتیم. (6)

سفر به سوی خورشید
مرحوم آیةاللّه سید مرتضی در حالی که در شهر مقدس قم با اشتیاق فراوان به دنبال آموختن معارف عالیه الهی بود، در همان ایام عشق به تحصیل در حوزه نجف و محبت مولایش علی (ع) در دل و جان او شرر انداخته و شوری در وجودش برانگیخته بود، دلش می خواست شب هجران و فراق به صبح وصال و وفاق مبدل شود زیرا او ریشه در سرزمین ولایت داشت و این اشعار را با چشمان گریان زمزمه می کرد:
یا نسیم الصبا رجوت الیک
قل لمولای السلام علیک
گر چه دورم بصورت از بر تو
انما القلب و الفؤاد لدیک (7)
بالاخره در سال 1350ه.ق مقدمات به سفر، به شهر عالمان دین پرور و میعادگاه انسانها والای گهر یعنی زادگاه خویش، نجف اشرف فراهم شد و ایشان به سوی مرقد مطهر علوی (ع) هجرت کرد.
او بعد از سالهای دوری از زادگاه خویش، بالاخره در شهر مقدس نجف و در مدرسه وسطی آخوند سکنی گزید و از همان روزهای اولیه استقرار فعالیت های علمی و معنوی خویش را پیگیری کرد و در حوزه های درس آیات عظام مرحوم میرزای نائینی و میرزا ابوالحسن مشکینی و میرزا علی ایروانی و مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی شرکت جسته و خوشه ها چید و دروس خارج اصول و فقه را از محضر چنین اساتید برجسته و اعلام نامدار فرا گرفت و محصول تلاش خویش را در تقریرات فقهی و اصولی خویش بر دروس میرزای نائینی و حاشیه بر سایر کتب فقهی و اصولی متجلی ساخت. عطش حقیقت جوئی و دانش اندوزی این سید بزرگوار، او را برای اساتید زبردست این دروس، همچون آیت اللّه آقا سید حسن بادکوبه ای و آیةاللّه سید علی قاضی کشاند و مدتها تحت اشراف استاد بزرگ عرفان، حضرت آقا سید علی قاضی (ره) به سیر و سلوک و تهذیب نفس و خودسازی معنوی پرداخت.

درجه اجتهاد
او علاوه بر فراگیری، دروس عالی حوزوی به تدریس مکاسب و کفایه مرحوم آخوند خراسانی همت ورزید و در اندک زمانی جزء مدرسین طراز اول سطح، در حوزه علمیه نجف محسوب شد او از محضر آیات عظام میرزا محمد حسین نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی موفق به اخذ درجه اجتهاد گردید و مورد تحسین و علاقه مرحوم اصفهانی قرار گرفت.
معظم له در این مدت با حضرات آیات عظام حاج سید ابوالقاسم خوئی و سید محمدهادی میلانی و شیخ احمد اهری، مأنوس بوده و مباحثات علمی داشت.

اجازات روایتی
وی همچنین از علمای بزرگ و محدثین معروف نجف مانند: شیخ مرتضی طالقانی، حاج شیخ عباس قمی، شیخ شمس الدین بادکوبه ای و شیخ علی اکبر نهاوندی و سید محمد کوه کمری و میرزا ابوالحسن مشکینی اجازه روایتی دریافت کرد. (8)
حضرت آیت اللّه سید ابوالقاسم خوئی (ره) در مورد مقام علمی او خطاب به فرزند ارشد ایشان فرمودند:
من بدون تعارف عرض می کنم در مباحثاتی که با ابوی شما داشتیم ایشان معمولا آخرین حرف را می زدند. (9)

مراجعت به ایران
علامه سید مرتضی مرعشی نجفی (ره) در سال 1360ق تصمیم گرفت برای زیارت حضرت ثامن الحجج مولا علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء و جهت ملاقات و زیارت اقوام و صله ارحام به ایران سفر کند، اما با مخالفت آیةاللّه سید ابوالحسن اصفهانی مواجه شد و پس از اصرار، آیت اللّه اصفهانی موافقت کردند که در این سفر پس از زیارت امام هشتم (ع) و به جا آوردن صله ارحام مجددا به حوزه علمیه نجف اشرف مراجعت نمایند.
ایشان پس از تشرف به آستان مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) جهت ملاقات و زیارت اقوام به تبریز رفتند.
فقید سعید پس از مدتی اقامت قصد مراجعت به نجف اشرف را کرد ولی با موانع عدیده روبرو شد از جمله علمای بزرگ تبریز همچون آیةاللّه حاج میرزا فتاح شهیدی (ره) (صاحب حاشیه بر مکاسب) آیت اللّه انگجی، آیةاللّه سید محمد مولانا و آیت اللّه سید حسن خوئی و همچنین اقوام و بستگان ایشان مصرانه تقاضای اقامت در آن دیار کردند.
او بنا بر وظیفه خویش در تبریز ماند و در همانجا ازدواج کرد ولی خودش را مانند یک مسافر می دانست اما تقدیر الهی چنان رقم زده بود که تا آخر عمر شریفش در آنجا ماندگار شده و به وظایف شرعی و اجتماعی خویش عمل کند.

تلاش در راه ترویج معارف الهی
آیةاللّه سید مرتضی مرعشی در تبریز به فعالیت های علمی و اجتماعی همت ورزید. او از یک سو حوزه درسی تشیکل داده و به تربیت طلاب علوم دینی پرداخت و از سوی دیگر به تألیف و تصنیف روی آورده و محصول سالها تلاش و کوشش خویش را به رشته تحریر در آورد و افزون بر فعالیت های علمی، مسؤولیت تبلیغ و راهنمایی مردم را نیز عهده دار شد منزل او به عنوان کانون اندیشه و اخلاص اهل بیت عصمت (ع) شناخته می شد و شیفتگان معارف ائمه اطهار (ع) از اطراف و اکناف به گرد شمع وجود او جمع شده و از خرمن پر بار حقایق الهی خوشه چینی می کردند. او در مدرسه صادقیه تبریز به اقامه جماعت و ارشاد مؤمنین پرداخته و از هیچ فرصتی برای اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر دریغ نمی کرد و همین طور طلاب مدرسه از اشاره های اخلاقی و علمی ایشان بهره مند می شدند. هر سال در ماه مبارک رمضان در همان مسجد، در مدرسه صادقیه منبر می رفت و به تبلیغ موعظه می پرداخت و در سوگ سالار شهیدان حضرت ابا عبداللّه الحسین (ع) اقامه عزا می کرد و به این ترتیب ایشان در اندک زمانی یکی از مراجع و فقهای پرهیزگار تبریز محسوب شده و ملجأ خاص و عام گردید. (10)

زهد و ساده زیستی
حضرت امام خمینی (ره) می فرماید:
«من اکثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی، ارزش علمی و زهد آنان می دانم... (11) »
زهد و ساده زیستی یکی از بارزترین و شاخص ترین صفات علما و روحانیون بزرگ شیعه بوده است که در طول تاریخ تشیع صفحات درخشان زندگی آنان را زینت داده و جذاب و دل انگیز کرده است.
یکی از ویژگیهای مردان الهی آن است که به درون دنیا می نگرند، آنگاه که مردم برون آن را می بینند و به فردای خویش می پردازند آنگاه که دون همتان به امروز خود می اندیشند. مرحوم آیةاللّه آقا سید مرتضی مرعشی صفای قناعت و ساده زیستی، روحی سرشار از معنویت را بدست آورده بود. او خود را به تعلقات مادی نیآلود. با اینکه برادر بزرگوارش حضرت آیةاللّه العظمی مرعشی نجفی در مقام مرجعیت بود و خود ایشان در شهر تبریزی یکی از چهره های شناخته شده بود و به وجوهات شرعیه دسترسی کامل داشتند اما یک زندگی ساده و بی آلایش و دور از تشریفات برای خود درست کرده بود زندگی ساده او در تمام عمرش گوه صادقی بر روح بزرگ و زاهدانه اوست.

احتیاط در گرفتن وجوهات
او در گرفتن وجوهات شرعیه کمال احتیاط را می کرد و همچنین در مصرف آن، تا یقین نمی کرد که مورد مصرف اش نیست خرج نمی کرد. از هر کس وجوهات قبول نمی کرد.
فرزند بزرگوار ایشان در این مورد می گوید:
«روزی دو نفر آمده بودند و اصرار داشتند که از آنها وجوهات شرعیه قبول کند و ما می دیدیم که ایشان بهانه می آورد و سعی میکند آنها پول را برگردانند و به جای دیگری ببرند.
بعد از ردّ آنها ما فهمیدیم که ایشان از لابلای سخنان آنها فهمیده که مقداری از این پول از طریق ریا به دست آمده و حلال نیست. (12) »

تعبد و توسل به اهل بیت (ع)
یکی از اسباب موفقیت انسان مسلمان، توسل و توجه به ائمه اطهار (ع) است، توسلات انسان را در تحصیل علم، کسب اخلاص و تهذیب نفس کمک شایانی می کند.
آقا سید مرتضی از همان ایام تحصیل در حجره خویش و در روزهای جمعه مجلس روضه داشتند و این برنامه را تا آخر عمر شریفش تعطیل نکردند، زیرا آنچه که روح او را آرامش می داد همان حالات خوش دعا و توسل بود. او آنچنان عاشق حضرت امام حسین (ع) بود که تا نام آن حضرت می آمد قطرات اشک از چشمانش سرازیر می شد و در هر مجلسی بود وضع آن جلسه عوض می شد و همه را منقلب می کرد و این عشق و علاقه را پدر بزرگوار و مادر مجلّله او در وجودش به ودیعت نهاده بودند، زیرا این مادر شیر فرزندان خویش را با وضو و تربیت کربلا عجین کرده بود و اینان غم و مهر حسین (ع) را با شیر از مادر گرفته بودند و کام شان را با تربت کربلا و آب فرات برداشته بودند. حضرت حجةالاسلام و المسلمین آقا سید شمس الدین فرزند ارشد ایشان در این رابطه می گوید:
«زمانی که کتاب شمس الضحی را می نوشت قطرات اشک از چشمانش سرازیر بود و یکی از ویژگیهای این کتاب همین است که مراثی آن با حالت گریه و حزن و اندوه نوشته شده مخصوصا مطالب مربوط به شهادت حضرت فاطمه (س) را با سرشک چشم معجون ساخته و با خامه گریه و اشک برشته تحریر کشیده است. وقتی قرار شد کتابهایش را چاپ کنند اطرافیانش به او پیشنهاد کردند که تألیفات علمی را که مبین شخصیت علمی شماست اول چاپ کنید ولی ایشان مخالفت کرده و گفت: اول باید با چاپ شمس الضحی، ارادت و توسل خویش را به ائمه (ع) ابراز کنم، بعدا کتابهای دیگر را منتشر می کنیم.»

زیارت کریمه اهل بیت (ع)
ایشان وقتی به قم می آمد به زیارت حضرت معصومه (س) اهتمام خاصی داشت و هر روز به حرم مطهره کریمه اهل بیت (ع) مشرف می شد و ساعتهای متمادی آنجا بود و یکی از آرزوهایش این بود که در جوار آن حضرت مدفون شود. (13)
مرحوم سید مرتضی مرعشی با تمام وجود شیفته مقام شامخ ولایت و دلباخته خاندان پیامبر و اجداد طاهرینش بود و این مهر و علاقه را با تمام وجود ابراز می کرد و بیگمان بسیاری از موفقیت هایش مولود همین خصلت او بود. به حضرت مهدی (عج) علاقه خاصی داشت و در هر فرصتی به مسجد جمکران می رفت و محبت خویش را با زمزمه و ترنم این اشعار ابراز می کرد:
ای شه واللیل مو، از رخ برافکن این نقاب
پرتوی از شمس رویت کن عیان بر شیخ و شاب
تابکی اندر حجاب قدس، رخ داری نهان
چند باشد در پناه سایه پنهان آفتاب
برقع از ماه جمالت والضحی رو، برفکن
کن عیان و به خدا، بین عاشقان در اضطراب (14)

آرزوی پدر
پدر بزرگوارش آیت اللّه سید شمس الدین در اوائل نوجوانی ایشان به جوار حق شتافت او در یادداشت های خویش راجع به فرزند خویش، سیدمرتضی چنین نوشته است:
«از خداوند مسئلت می نمایم این فرزند را هم خلف صالح حقیر و مروج دین قرار بدهد. آثار نبوی در او زیاد می بینم و از خداوند خواسته ام که از مروجین شرع و مذهب و اجداد طاهرینش باشد. کام او را با تربت حضرت سیدالشهدا (ع) و آب فرات برداشته ایم.
خواب خوبی هم در حق او دیده ام و او صاحب اولاد عدیده خواهد شد و در ایران سکونت خواهد کرد. ای فرزند عزیز سید مرتضی! مرا فراموش ننمائی، زحمت تو را خیلی کشیده ام... شبهای جمعه تا در نجف هستی بر سر قبر والدین بیا و اگر نبودی به خواندن قرآن خشنود بنما، فرزندم از نماز شب غفلت نکن، تهجد و شب زنده داری، شخص را به مقامات عالی می رساند، نباید غفلت کرد از مناجات و ابتهال نیمه های شب» (15)
ایشان هم طبق دعا و وصیت پدر عمل کرد و پیش بینی های مرحوم سید شمس الدین به وقوع پیوست. خلوتهای عارفانه و تهجد و انجام نوافل و راز و نیازهای سحرگاهی از جمله برنامه های او بود و موفقیت او یقینا مرهون همین برنامه ها بوده است. او معمولا در حال ذکر و دعا بود اما هرگز تظاهر به آن نمی کرد.

تألیفات و آثار قلمی
آیت اللّه سید ضیاءالدین مرتضی مرعشی نجفی علاوه بر تدریس و تبلیغ و راهنمایی و ارشاد اهالی مؤمن منطقه به تألیف و تصنیف نیز علاقه مند بود و آثار متعددی را به رشته تحریر در آورده و از خود به یادگار گذاشته است که در صفحات گذشته به بعضی از آنان اجمالا اشاره شد برخی از تألیفات ایشان عبارتند از:
1. شمس الضحی فی مناقب النبی و الائمة الهدی، این کتاب در سال 1355ه.ش در تبریز به چاپ رسیده و مؤلف سعی کرده که در نقل اخبار کمال احتیاط را داشته باشد.
2. تقریرات درس اصول آیت اللّه میرزای نائینی (یک دوره اصول)
3. تقریرات درس فقه آیةاللّه میرزای نائینی (خیارات)
4. روضه العارفین (در عرفان و تهذیب نفس)
5. روضه الاحباب کشکول
6. حاشیه بر نهایة النهایه مرحوم میرزا علی ایروانی
7. رجال الحدیث
8. حاشیه بر عروةالوثقی مرحوم سید محمدکاظم یزدی
9. حاشیه بر مکاسب مرحوم شیخ انصاری
10. حاشیه بر کفایةالاصول مرحوم محقق خراسانی
11. حاشیه بر کفایةالاصول مرحوم محقق خراسانی (16)

وفات
این ستاره تابناک آسمان فقاهت، پس از عمری تلاش و کوشش و بدوش کشیدن مسؤولیت ترویج دین و بجا گذاشتن آثاری زرین، سرانجام در طلوع فجر روز دوشنبه 19ذی العقده 2 (0 1416فروردین) 1375غروب کرد و به جوار رحمت حق شتافت و به اجداد طاهرینش پیوست.

پی نوشتها:
1- شهاب شریعت، ص 107و یادداشت های فرزند ایشان.
2- قبسات من حیاةالاستاذ المرعشی النجفی، ص .15
3- همان، ص 16و .17
4- سوره آل عمران، آیه .34
5- با استفاده از یادداشت های فرزند ایشان.
6- مصاحبه با فرزند ایشان.
7- مقدمه کتاب شمس الضحی.
8- با استفاده از یادداشتهای فرزند معظم ایشان و ص 108 شهاب شریعت.
9- مصاحبه با فرزند ایشان.
10- با استفاده از یادداشتها و خاطرات فرزند معظم ایشان.
11- صحیفه نور 20 / 244.
12- از خاطرات فرزند ایشان.
13- مصاحبه با فرزند بزرگوار ایشان.
14- شمس الضحی ص 639
15- شهاب شریعت ص 109.
16- از یادداشتهای فرزند ایشان.
17- همان.
18- روزنامه ابرار 22 فروردین 1375.

منبع: www.hawzah.net

موضوعات

مناطق