دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 3386
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

8977 بازدید

امام محمد غزالی فرزند محمد (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍ ق) فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. نام کامل عربی وی ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی، ملقب به حجة الاسلام زین الدین الطوسی است. او در غرب بیشتر با نامهای Al-Ghazali و Algazel شناخته می‌شود.

زندگی
محمد غزالی به سال ۴۵۰ هجری قمری در توس از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی در زادگاه خود تعلیات خود را فرا گرفت. پدرش مردی از صالحان زمان خود بود که از رشتن پشم، گذران زندگی می‌کرد. آنچه میرشت در دکانی در بازار پشم فروشان می‌فروخت و بدین سبب او را غزالی می‌گفتند. پدر امام محمد غزالی اهل ورع و تقوی بود و غالبا در مجالس فقیهان حضور می‌یافت. دو پسر داشت: محمد و احمد. این دو هنوز خردسال بودند که او از جهان رخت بربست. طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی نام داشت و صوفی مسلک بود سپردند. آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آنگاه که میراث پدر به پایان رسید. روزی به آنها گفت: «هر چه از پدر برای شما مانده در وجه شما بکار بردم. من مردی فقیر هستم و از دارایی بی نصیب، اکنون باید برای تحصیل فقه به مدرسه‌ای بروید تا با آنچه به عنوان ماهیانه می‌گیرید، نانی بدست آورید که مرا سخت کیسه تهی است». محمد و برادرش احمد ناگزیر به یکی از مدارس طلاب در نیشابور رفتند و به تحصیل ادامه دادند. ابوحامد محمد غزالی بی اندازه باهوش و تند ذهن بود. علوم دینی و ادبی را نزد احمد الراذکانی فراگرفت و سپس مدتی در یکی از مدارس طوس به تحصیل پرداخت. آنگاه به گرگان نزد امام ابونصر اسماعیل رفت. بعد از مدتی دوباره به زادگاه خود، طوس برگشت و مدت سه سال در طوس به مطالعه و تکرار دروس پرداخت.
غزالی در سال ۴۷۰ هجری قمری به نیشابور رفت و در آنجا با امام الحرمین ابی المعالی الجوینی آشنا شد و تا وفاتش که در سال ۴۷۸ هجری قمری بود، ملازمش بود. تحصیلات غزالی تنها فقه نبود، او در علم اختلاف مذاهب، جدل، منطق و فلسفه هم دانش اندوخت تا آنجا که بر همه اقران خود تفوق یافت. در میان چند تن شاگردان ابوالمعالی جوینی که همگی از علماء و فضلای آن دوره بودند بر همه تقدم یافت و امام الحرمین بداشتن چنین شاگردی بخود میبالید.
بعد از وفات استادش امام الجوینی، اما محمد غزالی به قصد دیدار خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی پسر آلب ارسلان از نیشابور بیرون آمد. وی وزیر، نظام الملک را در لشکرگاهش ملاقات نمود. نظام الملک را از غزالی که هم شهریش نیز بود خوش آمد، اکرامش کرد و بر دیگرانش مقدم داشت و غزالی مدت شش ماه در کنف حمایت او زیست. سپس او را به تدریس در نظامیه بغداد و توجه به امور آن مأمور کرد. امام غزالی در سال ۴۸۳ هجری وارد بغداد شد و با موفقیت زیاد به کار پرداخت و سخت مورد توجه و اقبال دانش پژوهان گردید. حلقه درس او هر روز گسترش بیشتر یافت و فتواهای شرعی او مشهورتر شد. تا آنجا که صیت اشتهارش دور و نزدیک را بگرفت. امام محمد غزالی در بغداد در ضمن تدریس به تفکر و تألیف در فقه و کلام و رد بر فرقه‌های گوناگون چون باطنیه، اسماعیلیه و فلاسفه نیز مشغول بود. در این مرحله از نخستین مرحله‌های حیاتش بود که در معتقدات دینی و همه معارف حسی و عقلی خود به شک افتاد. ولی این شک بیش از دوماه بطول نینجامید و پس از آن به تحقیق در فرقه‌های گوناگون پرداخت و در علم کلام استادی یافت و در آن علم صاحب تألیف و تصنیف شد. آنگاه به تحصیل فلسفه همت گماشت، ولی بدون آنکه از استادی استعانت جوید، خود به مطالعه کتابها فلسفی پرداخت. امام غزالی وقت‌های فراغت از تصنیف و تدریس علوم شرعی را به مطالعه کتابهای فلسفی اختصاص داده بود و این کار سه سال مدت گرفت. چون از فلسفه فراغت یافت به مطالعه کتابهای تعلیمیه و اطلاع از دقایق مذهب ایشان اشتغال جست. در این مرحله از عمر بود که به تألیف مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه و المستهظرین که همان کتاب «فضایح الباطنیه و فضائل المستظهریه» باشد و برخی کتابهای فقهی و کلامی دیگر توفیق یافت.
امام ابی حامد محمد الغزالی در سال ۴۸۸ هجری از خراسان راهی شام شد و در آنجا نزدیک به دو سال بماند، که هیچ کار جز عزلت و خلوت و ریاضت و مجاهدت نداشت. مدتی در مسجد دمشق اعتکاف نمود. سپس از شام به بیت المقدس رفت و هر روز به مسجد قبه الصخره می‌رفت و خویش را در آنجا محبوس می‌داشت و گاه به آب و جارو کردن مسجد و خدمتگذاری زائران می‌پرداخت تا اینکه داعیه حج در او پدید آمد و به حجاز رفت. بر سر راه حجاز در الخلیل، چنانکه خود در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده‌است، بر سر تربت ابراهیم خلیل با خدا عهد کرد که دو کار را دیگر هرگز نکند، از پادشاهان صله نگیرد و وارد مجادلات کلامی با دیگر متکلمان نگردد. سپس شوق دیدار و درخواستهای کودکان به وطن کشیدش و با آنکه نمی‌خواست بدانجا بازگردد عزم توس (طوس) کرد ولی در طوس نیز خلوت گزید و تا دل را تصفیه کند به ذکر پرداخت. حادثه‌های زمان و مهم‌های عیال و ضررهای معاش از مقصد بازش می‌داشت و آرامش خاطر او رابرهم می‌زد. این حال ده سال بطول انجامید، و غزالی در این مدت مشهور ترین کتابهای خود و به ویژه احیاء علوم الدین را تألیف کرد.
امام ابی حامد الغزالی در سال ۴۹۹ هجری قمری از عزلت بیرون آمد و قصد نیشابور کرد. در نظامیه این شهر به تدریس مشغول شد. علت بازگشت او به نیشابور و تدریس در نظامیه، با آنکه در بغداد از تدریس اعراض کرده بود و از این ماجرا ده سال میگذشت، فرمان پادشاه بود، زیرا این اصرار به قدری شدید شده بود که اگر استنکاف می‌ورزید، بیم جان خویش داشت. اما پادشاهی که امام غزالی را فرا خوانده بود، محمد برادر برکیارق سلجوقی بود که در سال ۴۹۸ هجری به پادشاهی رسیده بود و شاید از عوامل بازگشت به نظامیه نیشابور، فخرالملک وزیر، پسر نظام الملک طوسی بود که در بغداد غزالی را به تدریس واداشته بود. توقف غزالی در نیشابور بیش از دو سال به طول نینجامید، که بار دیگر تدریس را ترک گفت و در طوس عزلت گزید. در خانهٔ خود را به روی آشنا و بیگانه فروبست و با اینکه سلطان سنجر او را به تدریس خواند، امام غزالی از رفتن سرباز زد و عذر خواست و همچنان در خانهٔ خود منزوی ماند.
امام ابی حامد محمد الغزالی در روز دو شنبه ۱۴ جمادی الاخره سال ۵۰۵ هجرة قمری، و در سن ۵۵ سالگی در شهر توس (طوس) بدرود زندگی گفت و در طابران طوس بخاک سپرده شد.

تألیفات امام محمد غزالی
در میان متفکران اسلامی، هیچ یک به اندازه امام ابی حامد محمد الغزالی تألیف و تصنیف نکرده‌است. گویند تألیف‌هایش را شمار کردند و بر روزهای عمرش تقسیم نمودند، هر روز چهار جزوه شد و تردیدی در آن نیست که بسیاری از این آثار که اسامی بیشتر آنها در تاریخ نهضتهای فکری اسلامی از رودکی تا سهروردی آمده‌است، منسوب به اوست. می‌گویند تعداد کتابهایی که در طول زمان به وی نسبت داده‌اند شش برابر رقمی است که خود وی دو سال پیش از مرگش در نامه‌ای به سنجر یاد آور شده‌است: «بدان که این داعی در علوم دینی هفتاد کتاب کرد...» و همین موضوع کار پژوهش را بر اهل تحقیق تا حدی دشوار نموده‌است. از جمله خاورشناسان و دانشمندانی که در مورد تالیفات غزالی تحقیق کرده‌اند می‌توان گشه، مک دونالد، گلدزیهر، لویی ماسینیون، اسین پلاسیسوس، مونتگمری وات، موریس بوژیر، میشل آلار، و عبدالرحمن بدوی را نام برد. خصوصاً دکتر عبدالرحمن بدوی دانشمند مصری، با یاری گرفتن از مجموعه تالیفات خاورشناسان قبل از خود، کتاب نفیس مؤلفات الغزالی را به نگارش در آورده که در سال ۱۹۶۰ چاپ شده‌است. در این کتاب از ۴۵۷ کتاب اصلی و منسوب یاد شده به مؤلف، ۷۲ تای آنها را بی تردید متعلق به غزالی دانسته و در صحت بقیه تردید نموده‌است. این ۷۲ کتاب یا رساله را بدوی به ترتیب تاریخی در پنج مرحله تنظیم نموده که به شرح زیر می‌باشد:

الف- آثار سالهای دانش اندوزی غزالی، از سال ۴۶۵ تا ۴۸۷ هجری:
- التعلیقه فی فروع المذهب
- المنخول فی الاصول

ب- آثار نخستین دوران درس و بحث
- البسیط فی الفروع
- الوسیط
- الوجیز
- خلاصةالمختصر و نقاوةالمعتصر
- المنتحل فی علم الجدل
- مآخذ الخلاف
- لباب النظر
- تحصیل المآخذ فی علم الخلاف
- المبادی و الغایات
- شفاء الغلیل فی القیاس و التعلیل
- فتاوی الغزالی
- فتوی (فی شأن یزید)
- غایةالغور فی درایةالدور
- مقاصد الفلاسفه در (فلسفه)
- تهافت الفلاسفه در (کلام)
- معیار العلم فی فن المنطق در (منطق)
- معیار العقول
- محک النظر فی المنطق در (منطق)
- میزان العمل در (منطق)
- المستظهری فی الرد علی الباطنیه در (کلام)
- حجةالحق در (کلام)
- قواصد الباطنیه
- الاقتصاد فی الاعتقاد در (کلام)
- قوائد العقائد در (کلام)
- الرسالةالقدسیة فی قواعد العقلیة در (کلام)
- المعارف العقلیة و لباب الحکمةالاهیة

ج- آثار دوران خلوت نشینی و مردم گریزی غزالی از سال ۴۸۸ تا ۴۹۹ هجری
- احیاء علوم الدین در (تصوف)
- کتاب فی مسأله کل مجتهد مصیب
- جواب الغزالی عن دعوة مؤید المک له
- جواب مفصل الخلاف
- جواب المسائل الربع التی سألها الباطنیه بهمدان من ابی حامد الغزالی
- المقصد الأسنی فی شرح الأسماءالحسنی
- رسالة فی رجوع اسماءالله الی ذات واحدة علی رأی المعتزله و الفلاسفه
- بدایةالهدایة در (اخلاق)
- کتاب الوجیز فی الفقه
- جواهر القرآن
- کتاب الاربعین فی اصول الدین در (اخلاق).
- کتاب المضنون به علی غیر اهله
- المضنون به علی اهله
- کتاب الدرج المرقوم بالجداول
- القسطاس المستقیم
- فیصل التفرقة بین الاسلام و الزندقة
- القانون الکلی فی التأویل
- کیمیای سعادت در (تصوف) به فارسی.
- ایها الولد
- اسرار معاملات الدین
- زاد آخرت به فارسی
- رسالة الی ابی الفتح احمدبن سلامة
- الرسالةاللدینیه
- رسالة الی بعض اهل عصره
- مشکاةالانوار در (تصوف).
- تفسیر یاقوت التأویل
- الکشف و التبیین
- تلبیس ابلیس

د- بازگشت به سوی مردم و دومین دوران درس و بحث از سال ۴۹۹ تا ۵۰۳ هجری
- المنقذ من الضلال
- کتاب فی السحر.الخواص الکیمیاء
- غور الدور فی المسألة السریجیة
- تهذیب الاصول
- کتاب حقیقة القولین
- کتاب اساس القیاس
- کتاب حقیقة القرآن
- المستصفی من علم الاصول در (فقه)
- الاملاء علی مشکل الاحیاء

ه- آخرین سالهای زندگی ۵۰۳ تا ۵۰۵ هجری
- الاستدراج
- الدرةالفاخره فی کشف العلوم الآخرة
- سر العالمین و کشف ما فی الدارین
- نصیحت الملوک در (تصوف) به فارسی
- جواب مسائل سئل عنها فی نصوص اشکلت علی المسائل
- رسالة الاقطاب
- منهاج العابدین در (تصوف)
- الجام العوام من علم الکلام در (تصوف)

و- سایر کتابها، که یا در صحت انتساب آن تردید وجود دارد و یا با نامهایی متفاوت از کتب فوق خوانده شده‌است:
- معراج السالکین در (تصوف).
- الادب فی الدین
- القواعد العشره
- الرسالةالوعظیه
- رسالةالطیر
- روضةالطالبین در (تصوف)
- عجائب المخلوقات و اسرارالکائنات. این کتاب به «الحکمة فی مخلوقات الله» نیز معروف است.

آثار فارسی غزالی
حجة الاسلام ابوحامد امام محمد غزالی (رح) تعداد کتابهای خود را در نامه ای که به سلطان سنجر دو سال پیش از مرگ خود نوشت، افزون بر هفتاد اثر بیان کرده است. وی عمدتاً کتابهای خود را به تازی (عربی) نوشت و تنها پنج اثر نفیس و زیبا از وی به زبان پارسی- دری بجا مانده، که از لحاظ لطافت و سلاست نثر و از لحاظ سبک بیان نغز، ساده و روان از جمله پرارزشترین آثار فارسی به شمار میروند. برعلاوه این پنج اثر (کیمیای سعادت، نصیحة الملوک، زاد آخرت، پندنامه و نصیحت نامه مشهور به ای فرزند)، مجموعه ای از مکاتب فارسی امام غزالی است که توسط یکی از شاگردان ویا اولادگان وی تحت عنوان «فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام» جمع آوری و نوشته شده است.

1. کیمیای سعادت
از جمله کتابهای پارسی امام غزالی کیمیای سعادت از ارزش بیشتری برخوردار است. این کتاب لطیف و زیبا از جمله گرانبها ترین آثار قرن پنجم هجری به شمار میرود که از لحاظ فصاحت کلام، سلاست انشاء و خالی بودن از تکلف و تصنع کمتر نظیر خود را در زبان پارسی دارد.
کیمیای سعادت چکیده ای است از کتاب بزرگ احیاء علوم الدین در تازی. در مورد احیاء علوم الدین ستایشهای زیادی صورت گرفته چنانکه بعضی گفته اند: «اگر علوم اسلامی نابود شود، همه را می توان از کتاب احیاء برون کشید.» که این گفته در مورد کیمیای سعادت نیز میتواند صدق کند و دانشوران کیمیای سعادت را «دایرة المعارف اسلامی و عرفانی» خوانده اند.
مقدمه کتاب در چهار عنوان است: خود شناسی، خدا شناسی، دنیا شناسی و آخرت شناسی. متن کیمیا مانند احیاء به چهار رکن تقسیم شده: عبادات، معاملات، مهلکات و منجیات. و هریک ازین چهار رکن به ده اصل تقسیم گردیده. در بیان این چهار رکن امام غزالی می فرماید:
«و اما ارکان این معاملت مسلمانی چهار است: دو به ظاهر تعلق دارد و دو به باطن. آن دو که به ظاهر تعلق دارد:
رکن اول گزاردن فرمان حق است، که آن را عبادات گویند.
رکن دوم نگاه داشتن ادب است اندر حرکات و سکنات و معیشت، که آنرا معاملات گویند.
و اما آن دو که به باطن تعلق دارد:
یکی پاک کردن دل است از اخلاق ناپسندیده؛ چون خشم و بخل و حسد و کبر و عُجب و ریا، که این اخلاق را مهلکات گویند و عَقَباتِ راه دین گویند.
و دیگر رکن آراستن دل است به اخلاق پسندیده، چون صبر و شکر و محبت و رضا و رجا و توکل، که آنرا مُنجیات گویند.»
امام غزالی بنابر گفته خودش در دیباچه کیمیای سعادت، این کتاب را برای کسانیکه به تازی فهم نداشتند تصنیف کرد. و چنین گفته: « وما اندرین کتاب، جملهء این چهار عنوان و چهل اصل شرح کنیم از بهر پارسی گویان؛ و قلم نگاه داریم از عباراتِ بلند و منغلق و معانی باریک و دشوار تا فهم توان کرد. و اگر کسی را رغبت به تحقیقی و تدقیقی باشد ورایِ این، باید که آن از کتاب تازی طلب کند چون کتاب احیاء علوم الدین و کتاب جواهرالقرآن و تصانیف دیگر، که در این معنی به تازی کرده آمده است؛ که مقصودِ این کتاب عوامِ خلق اند که این معنی به پارسی التماس کردند و سخن از حدِ فهمِ ایشان در نتوان گذاشت.»
کیمیای سعادت چندین بار توسط مرحومان احمد آرام و حسین خدِیوجَم با زحمات و کار جداگانه در تهران به چاپ رسیده است. مرحوم حسین خدیوجم، که ترجمهء پارسی احیاء علوم الدین را نیز تألیف و به چاپ رسانده، با زحمات بسیار و صدق بی انتها متن کامل کیمیای سعادت را در سال 1361 در دو جلد به چاپ رساند و تا حال بیش از ده بار به نشر رسیده است. کیمیای سعادت چندین بار به زبانهای انگلیسی، عربی، ترکی، ایتالوی، هندی و اردو، بنگالی و مالی (زبان کشورهای مالیزیا و سنگاپور) ترجمه گردیده است.

2. زاد آخرت
زاد آخرت کتاب مختصری است که امام غزالی آنرا برای کسانی نوشته که توانایی درک و فهم کیمیای سعادت را نداشتند. بخش عظیم این کتاب ترجه پارسی کتاب «بدایة الهدایه» امام غزالی است. با آن هم، این کتاب از اهمیت خاصی برخوردار است چه به گمان اغلب یکی از آخرین کتابهائیست که حجة الاسلام در پایان عمر خود نوشته است.
در آغاز این کتاب چنین آمده:
«پس زاد و بدرقهء آخرت علم و عمل است، یعنی ایمان و تقوی. پس این مختصر کتاب تصنیف کردیم و ویرا زاد آخرت نام نهادیم، بسبب گروهی از اهلِ دین که درخواستند برای قومی از عوام که ایشان را قوت آن نبود که بکتاب "کیمیای سعادت" رسند. لیکن آنقدر که در "بدایت هدایه" گفته ایم به تازی ایشانرا کفایت بود تا پارسی کتاب "بدایه" شناسند و زاد تقوی بدان بدانند، و نخواستیم که این کتاب از فایده نو خالی بود؛ اعتقادی که ایمان بدان درست شود درین کتاب بیاوریم، تا جامع بود میان علم و عمل که ایمان و تقویست، و تمامی زاد آخرت بدان حاصل شود. امید داریم که هرکه این کتاب را برخواند نویسنده را از خدای تعالی آمرزش خواهد، انه ولیّ الا جابة لدعاء المسلمین.»
یگانه نسخه خطی مکمل این اثر در کتابخانه ریاست مطبوعات کابل موجود است و نسخه ناقصی نیز در دانشگاه لیدن کشور هالند است.

3. نصیحة الملوک
در میان آثار فارسی امام غزالی، پس از کیمیای سعادت، نصیحة الملوک بزرگترین و مهمترین کتاب اوست. نصیحة الملوک کتابیست که به شکل پند و اندرز برای سلاطین، وزرا و امرا نوشته شده است. این کتاب تا حال دوبار به کوشش و تصحیح مرحوم جلال همایی به نشر رسیده است. بار نخست در سالهای 17-1315 و بار دوم در سال 1351 به چاپ رسید. متن نصیحة الملوک در حدود 287 صفحه است که از دو بخش تشکیل شده؛ بخش اول آن 79 صفحه بوده که کمتر از یک سوم کل متن است.
آقای همایی در مقدمه خود از بخش اول به عنوان مقدمه کتاب یاد کرده است ولی نصرالله پورجوادی در کتاب خود تحت عنوان «دو مجدد» می نویسد (ص 414): «ولی حقیقت این است که چیزی که بخش اول خوانده شده مقدمه نصیحة الملوک نیست بلکه اصل نصیحة الملوک است، چه آنچه بخش دوم نصیحة الملوک خوانده شده است اثر غزالی نیست، بلکه نوشته شخص دیگری است.» وی می افزاید «در مورد اصالت بخش اول می توان مطمئن بود، در مورد بخش دوم، به عکس، می توان با اطمینان گفت که از غزالی نیست.»
از جمله دلایلی که بخش دوم از آنِ غزالی نیست اینست که نویسنده دراین بخش اشعار فارسی فراوانی نقل کرده است در حالیکه غزالی معمولاً در آثار خود این کار را نمی کند. ذکر مطالب مربوط به پادشاهان قدیم ایران زمین مانند گشتاسب و شاپور و اردشیر، و ستایش از قوم ایرانی و پادشاهان قدیم آریانا با روحیه غزالی به کلی مغایرت دارد. عبدالحسین زرین کوب در کتاب «فرار از مدرسه» به دلیل تفاوتی که در سبک و نوع مطالب این بخش با سایر آثار غزالی دیده میشود ثابت کرده است که بخش دوم نصیحة الملوک که شامل ابواب هفتگانه است از غزالی نیست. بعضی از محققان غربی نیز چون پاتریشا کرون انتساب بخش دوم این کتاب را به امام غزالی مردود شمرده اند. پاتریشا کرون در کتاب منتشره سال 1987 خود این نکته را واضح میسازد که چندین نسخه خطی عربی، همان گونه که نسخه های قدیم متن فارسی فقط بخش اول را دارند، تنها شامل بخش اول هستند.
کتاب نصیحة الملوک چندین قرن پیش به زبان عربی تحت عنوان «التبر المسبوک فی نصیحة الملوک» ترجمه شده است. مترجم این کتاب در هیچ یک از نسخه های خطی نام خود را ذکر نکرده.
در مورد اینکه نصیحة الملوک به کدام پادشاه نوشته شده نیز اختلاف نظر است. در ترجمه عربی نصیحة الملوک این پادشاه سلطان محمد بن ملکشاه معرفی شده ولی در منابع پارسی از جمله فضائل الانام اسم سلطان سنجر بن ملکشاه آمده است. در دیباچهء بعضی از نسخه های خطی نصیحة الملوک آمده است که روزی سلطان سنجر نزد حجة الاسلام رفت و « تا شب در صحبت او بود و وقت را به طاعت و عبادت گذرانیدند. به وقت بازگشتن درخواست که مارا نصیحتی بکن تا برآن رفته آید. شیخ فرمود که چون رکاب میمون به سرای رسد در عقب فرستاده خواهد شد. آنگاه این کتاب را ساخت و فرستاد، و پیوسته این کتاب را سلطان سنجر ملازم خود کردی و از خود دور نداشتی».

4. پندنامه
پندنامه رساله ای است که امام غزالی آنرا به درخواست یکی از پادشاهان به شکل نصایح نوشت و بدو فرستاد. درباره هویت این پادشاه، همانطوریکه مخاطب اصلی نصیحة الملوک آشکار نیست، چیزی گفته نشده است.
پندنامه چنین آغاز می یابد:
«دو کلمه یی که یکی از ملوک جهان به حضرت خواجه انام و حجة الاسلام محمد غزالی نوشته و از او طلب نصیحت کرده این است:
"ای یگانه عصر و ای فرید دهر، و ای قطب سالک و ای حیّ مسالک، و ای نجم زاهر و ای شمع ظاهر، و ای خواجهء انام و حجة الاسلام، اگرچه در باب نصیحت این بنده کتاب احیاء علوم و جواهر القرآن و کیمیای سعادت و غیرها سخن را به اقصای مراتب نصیحت رسانیده اید، اما مخلص را التماس آن است که چند اوراق در باب از کیمیا و احیا به اسهل عبارت انتخاب نموده روانه نما تا مخلص هر بامداد از مطالعه آن مشرف شوم، شاید که از برکت انفاس سامی ایشان باطن مخلص متأثر گردد تا فی الجمله روی ارادت از دنیای دنیهء غدّار به سرای جاوید دارالقرار آرد. والسلام"
و چون این نامه به حضرت حجة الاسلام رسید فی الحال حسب الالتماس پادشاه این چند اوراق را نوشته بدو فرستاد و کتابتی علیحده به او نوشته و در میان اوراق درج کرد و رسول را فرمود که پیش از مطالعه اوراق، پادشاه این مکتوب را بخواند...»
دکتر پورجوادی در کتاب «دو مجدد» خود پندنامه را نیز گنجانیده است.

5. نصیحت نامه
نصیحت نامه ویا ای فرزند همان رسالهء پارسی کوچکیست که در همان اوایل به عربی تحت عنوان « ایها الولد» ترجمه شده بود و سپس به همان نام (یعنی ایها الولد) مشهور گشته است.
نسخه فارسی آن از مجموعه های کتابخانه ایا صوفیه یا ایا سوفیای ترکیه بدست آمده و چندین بار تحت عناوین مختلف به چاپ رسیده است. یک بار به اهتمام سید برهان الدین با عنوان «خلاصة التصانیف فی التصوف» در حیدرآباد هند، بار دیگر توسط آقای سعید نفیسی با عنوان «نصیحت نامهء غزالی طوسی» در مجلهء تعلیم و تربیت (سال 22)، و بار دیگر به شکل ضمیمه در ختم کتاب فضائل الانام یا «مکاتیب فارسی غزالی» به کوشش عباس اقبال (تهران 1333) به نشر رسیده است. عبدالرحمن بدوی این کتاب را با عنوان ایهاالولد به شماره 46 و به عنوان خلاصة التصانیف فی التصوف به شماره 150 در کتاب «مؤلفات الغزالی» به درج رسانیده است.
ترجمه این اثر به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی از روی نسخه ویا ترجمهء عربی آن صورت گرفته است.
نصیحت نامه را امام غزالی به جواب یکی از شاگردان خود که از او طلب چند کلام و سخنی در باب نفع علم و اندوخته های خود کرده بود نوشته است. غزالی نصایح خود را در 24 موارد با بیان آیات قرآن شریف، احادیث، حکایات و اشعار پارسی و تازی به او می نویسد.

6. فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام
بر علاوه آن پنج اثر پارسی که از حجة الاسلام امام غزالی بجا مانده، مجموعه یی از مکاتبات، مراسله ها و فتواهای امام غزالی است که بعد از وفاتش جمع آوری گردیده است. نام و نشان و عصر و زمان مؤلف این مجموعه بدست نیامده اما چون او خود را با حجة الاسلام غزالی «بحبل قرابت و صلت رحم» متمسک می داند، بعید نیست که از جمله شاگردان و اولادگان وی بوده باشد. برعلاوه، طرز انشاء و سبک کلام مقدمهء این مجموعه میرساند که چندان دیر زمانی از عهد غزالی نمی گذرد.
این مجموعه در پنج باب نوشته شده:
باب اول در نامه هایی که به ملوک و سلاطین نوشته
باب دوم در نامه هایی که بوزیران نوشته است
باب سوم در نامه هایی که به امرا و ارکان دولت نوشته
باب چهارم در نامه هایی که به فقها و ائمه دین نوشته
باب پنجم در فصول و مواعظ بهر وقت نوشته
از جملهء مهمترین نامه هایی که درین مجموعه درج است، همان نامه هایی است که:
- امام غزالی برای دفاع از خود و رد کردن تهمت اینکه گویا «در امام ابوحنیفه (رح) طعن کرده است» به سلطان سنجر نوشته،
- پاسخ امام غزالی به سؤالات معترضین درباره کتابهای مشکوة الانوار و کیمیای سعادت،
- نطق و بیانیه ای که امام غزالی در حضور سلطان سنجر ایراد فرمود، وقتی که سلطان اورا به لشکرگاه نزد خود خواند. و بعد از شنیدن آن سلطان آنقدر فریفتهء وی گردید که گفت «...ما را چنان می بایست که جملهء علمای عراق و خراسان حاضر بودندی تا سخن تو بشنیدندی و اعتقاد تو بدانستندی. اکنون التماس آنست که این فصل که رفت بخط خویش بنویسی تا برما می خوانند و ما نسخهء آن باطراف بفرستیم که خبر آمدن تو در جهان معروف و مشهور شد تا مردمان اعتقاد ما در حق علما بدانند.»
- و جواب امام غزالی به نامه نظام الدین بن اسحاق، وقتی که او را بعد از وفات شمس الاسلام کیاهراسی طبری بتدریس به نظامیه بغداد خواند.
تقریباً تمام این مکتوبات به پارسی بوده و تنها یکی آن به زبان تازیست.
این کتاب تحت عنوان «مکاتیب فارسی غزالی» به اهتمام عباس اقبال در سال 1333 به چاب رسید.

کتاب دیگری که بعضی به امام محمد غزالی نسبت داده اند، «تحفة الملوک» است ولی جمع بیشتری از محققین به این عقیده هستند که از آنِ غزالی نیست. دکتر پورجوادی در کتاب «دو مجدد» می نویسد (ص 327): «اما در مورد انتساب این اثر به ابوحامد نه فقط باید تردید کرد بلکه حتی باید گفت که این انتساب مردود است و نویسنده تحفة الملوک شخصی است غیر از ابوحامد غزالی».
تحفة الملوک کتابیست شامل بعضی نصایح، حکایات و احکام اسلامی. گمان به این میرود که شیح فریدالدین عطار این کتاب را مأخد قرار داده و داستان شیخ صنعان را در مثنوی منطق الطیر ذکر نموده است. مرحوم بدیع الزمان فروزانفر اولین کسی است که محتوای تحفة الملوک را به بررسی گرفته و در مورد انتساب آن به امام غزالی تردید نموده است. موصوف در کتاب «شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشاپوری» این موضوع را بیان نمود است. محققان معاصر نیز مانند بوئیژ و عبدالرحمن بَدَوی در فهرستهای خود ازین اثر یادی نکرده اند.
برعلاوه اینکه نام غزالی در مقدمه کتاب مذکور نیست و تنها اسم غزالی در صفحه عنوان قبل از متن کتاب نوشته شده است و این میتواند ناشی از گمان کاتب باشد، دلیل دیگری که تردید را به دل راه می دهد اینست که مؤلف تحفة الملوک احکام صید و دیگر مسائل اسلامی (چون طهارت و تیمم و غسل و زکات و حج) را مطابق مذهب امام ابوحنیفه (رح) بیان داشته، در حالیکه امام غزالی فقیهی بود شافعی. همچنان ضعف جنبه های صوفیانهء تحفة الملوک نیز دلیل دیگریست برای مردود دانستن انتساب این اثر به ابو حامد غزالی (رح).

فلسفه غزالی
غزالی از جمله افرادی بود که به دوری مسلمین از تعقل و خردگرایی و نفی فلسفه تاثیر زیادی گذاشت. وی علی رغم اینکه ماهیت فلسفه را دچار مشکل نمی دانست، اما پرداخت به آن را مایه ی ضعف ایمان مسلمانان دانست.
کتاب مشهور تهافت الفلاسفه که شاید مهمترین نقد و رد آرای ارسطویی مشربان در تاریخ فلسفه باشد را غزالی به شیوه‌ای فلسفی و نقادانه نگاشت. اسلوب و شیوه منطقی ای که غزالی در نگارش آن کتاب بکار برد امروز فلسفه نقادی نامیده می‌شود. ایرادهایی که غزالی بر مشائیان وارد نموده‌است ذاتاً فلسفی هستند و بعدها در فلسفه مغرب زمین همگی از سوی فیلسوفان بزرگی چون دکارت، هیوم و کانت به شرح و تفصیل بسیار طرح شده‌اند. نفی علیت، اعتباری بودن اخلاق، حمله به استقراء، عدم اعتماد به یافته‌های حسی، حجیت عقل و... که غزالی در این کتاب آنها را به شیوه‌ای منطقی و عقلی طرح نموده، همگی مسائلی فلسفی محسوب می‌شوند که در قرون جدید خود مایه وانگیزه پدیدآمدن مکتبهای جدید فلسفی شده‌اند.

منابع
- http://www.ghazali.org
- http://fa.wikipedia.org
- الغزالی، ابی حامد، محمد بن محمد الطوسی. (احیاء علوم الدین) جلد یکم، دار المعرفة للطباعة والنشر، بیروت چاپ سال ۱۹۴۵ میلادی به (عربی).
- دکتر: القبانی، الشیخ محمد، رشید، (مکاشفة القلوب، المقرب الی حضرة علام الغیوب) دار احیار العلوم: بیرت، چاب دهم، انتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
- الأنصاری، محمد، ابن منظور، (لسان العرب)، جلد هیجدهم، دار احیار التراث العربی للنشر: بیرت، چاب سوم، انتشار سال ۱۹۸۸۷ میلادی به (عربی).
- خدیو جم، حسین. مقدمه کتاب کیمیای سعادت، نوشته امام محمد غزالی طوسی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دهم، ۱۳۸۲.
- دکتر: زرین کوب، عبدالحسین. «فرار از مدرسه»درباره زندگی و اندیشه امام محمد غزالی، انتشارات امیرکبیر، چاپ سال ۱۳۸۵.
- دکتر: سروش، عبدالکریم. «قصه ارباب معرفت». انتشارات صراط، چاپ ۱۳۷۵
- میان محمد شریف، نصرالله پورجوادی، «تاریخ فلسفه در اسلام».

منابع

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 33
» 
1
2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر