سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 1647
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1613 بازدید

محمد حقی در خانواده ای که به علم و تقوا و مقاومت در برابر منحرفان معروف بود، در هشتم ذی الحجة 1348 قمری دیده به جهان گشود و در «سراب» شهری که به عالم پروری شهرت دارد زندگی خود را آغاز کرد.

خانواده علم و جهاد
پدر بزرگوارش مرحوم حجةالاسلام و المسلمین آقا میرزا عبداللّه حقی، عالم باتقوا و خطیب زبردست منطقه بود، مردی که با زندگی زاهدانه و ارادت شدید به آستان مقدس اهل بیت تأثیر فراوانی بر روح و جان اهالی گذاشت و در مبارزات ضد مارکسیستی دوران هجوم ارتش سرخ به آذربایجان روح مقاومت و مبارزه با الحاد را در مردم تقویت و خود نیز تا پای جان به دفاع از آرمانهای اسلام و تشیع پرداخت و همزمان با آن تعلیم و تربیت فرزندش را که در دوران نوجوانی بود به عهده گرفت.

هجرت علمی
آیت اللّه حقی پس از آموزش دروس مقدماتی در سن 14 سالگی به مدرسه طالبیه تبریز و در سن 16 سالگی جهت کسب معارف عالی اسلام به شهر مقدس قم هجرت کرد و به تکمیل دروس سطح و همزمان به تدریس دروس مذکور پرداخت. اما شوق دستیابی به علوم عمیق حوزه و کسب فیض از انوار درخشان مولای متقیان و مراجع پرآوازه نجف وی را در سن 20 سالگی به این حوزه مقدس کشانید و از محضر بزرگانی چون حضرات آیات عظام سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خوئی، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و شیخ محمد علی سرابی در رشته های فقه، اصول، تفسیر و معارف اهل بیت (ع) استفاده های فراوان برد و پس از مدتی مجدداً به قم مراجعه کرد و در درسهای حضرات آیات عظام بروجردی، داماد، حجت، اراکی و امام خمینی و سایر بزرگان علم و تقوی حوزه قم شرکت و تدریس کتابهای مختلف سطوح عالی حوزه را پیگیری نمود. در طول مدت 30 سال اقامت در حوزه علمیه قم علاوه بر تحصیل و تبلیغ، به تدریس دروس مختلف حوزه از جمله رسائل، مکاسب، کفایه، تفسیر و کلام پرداخت به طوری که در دوران جوانی و میانسالی از مدرسان موفق و معروف حوزه به شمار رفت. وی یکی از افراد جلسه تفسیری ارزشمندی بود که سابقه آن به نزدیک به چهل سال میرسد و با حضور جمعی از علمای برجسته بطور سیّار و هفتگی برگزار می شد که هم اکنون نیز این جلسه ادامه دارد.

اقامت در تهران
سرانجام در سال 1355 شمسی پس از طی مدارج عالی علمی و کسب مراتب اجتهاد فقهی از طرف حوزه علمیه قم عازم تهران شد و مسؤولیت امامت جماعت یکی از معروفترین مساجد تهران (مسجد امام حسین (ع) واقع در میدان امام حسین) را بعهده گرفت. و به دفاع از حریم اسلام و ترویج علوم اهل بیت و تربیت طلاب و فضلاء در شهر تهران همت گماشت. با آغاز حرکتهای توفنده انقلاب اسلامی هسته مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران را همراه با بزرگانی همچون حضرات آیات بهشتی، مهدوی کنی، موسوی اردبیلی می گذاشت. و مسجد امام حسین تهران را به یکی از پایگاههای مهم انقلاب تبدیل کرد و گامهای بلندی در حمایت و دفاع از انقلاب اسلامی و مبانی دینی و رهبری آن برداشت و در این راه رنجها و زحمات فراوانی را بر خود هموار ساخت.

پس از پیروزی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همکاری با قوه قضائیه دعوت شد و ابتدا مسؤولیت بازبینی و تطبیق قوانین جزائی کشور با قوانین شرع را بعهده گرفت و سپس در سمت ریاست یکی از شعبه های دیوان عالی کشور به مدت 2 سال به خدمت پرداخت. در سال 1366 از طرف مردم سراب بعنوان نماینده مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و پس از آن بعنوان نماینده مردم آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد. در طی دوره های فعالیت اجتماعی و سیاسی خود که بر اساس احساس وظیفه و تکلیف آن را می پذیرفت به طور مستمر به کار تبلیغ و تدریس و تحقیق پرداخت و مسؤولیت های مذکور هرگز او را از فضای علمی و معنوی جدا نساخت به طوری که در طول مدت اقامت خود در تهران به پایه گذاری جلسات علمی با روحانیت مبارز و تأسیس حوزه علمیه امام حسین و مؤسسات فرهنگی دیگر اقدام نمود و بسیاری از تألیفات علمی خود را در این مدت به رشته تحریر در آورد. در طول حیات پرتلاش علمی و فرهنگی خود علاوه بر دریافت اجازه اجتهاد بارها از طرف مراجع عالیقدر قم و نجف مورد تأیید و تقدیر قرار گرفت و علی رغم دستیابی به مقام بلند اجتهاد و فقاهت با آنکه صاحب نظر بود هرگز مردم را به رأی خود فتوا نداد و همواره آنان را به آراء مراجع عالیقدر تقلید و تقویت استوانه های علمی شیعه راهنمایی می کرد.

خصال شایسته
آیت اللّه حقی از آن عالمان راستین و پروا پیشه بود که هوای نفس را در خویش کشته بود. ساده می زیست و شهرت و ریاست هرگز او را از آنچه بود، جدا نمی ساخت. پیوسته از مرزهای عقیده و باورهای اصیل مذهب اهل بیت دفاع می کرد و در راه آنچه حق می دانست، بی مجامله و مداهنه تلاش می کرد. دانشوری بود که علم را با زهد و ساده زیستی آراسته بود و در اخلاق حسنه و حسن رفتار با همگان نمونه بود. آن گونه که ماهی به آب زنده و شاداب است نشاط روحی و شادابی جانش در سایه مطالعه و تحقیق و بحثهای علمی بود و از آن لذت می برد و خستگی نمی شناخت. در سالهای آخر عمرش، هر چند کسالت داشت، اما به محض اینکه بحث علمی یا نکات قرآنی و حدیثی مطرح می شد، سرزنده و بانشاط می گشت و اشتغال به علم و بحث و فحص، کسالت را از یادش می برد.
اهل ذوق و ادب بود. محفوظات شعری و لطایف ادبی اش بسیار بود. بالاتر از همه «اخلاق کریمه» او بود که همه را به ویژه اهل علم و فضل را مجذوب خود ساخته بود. فروتنی، ایثار، گذشت، کرامت نفس، مناعت طبع، ذره پروری و تشویق، صله رحم و سرکشی به دوردست ترین اقوام، خیرات و مبرات و دستِ باز و قلب رئوف و وارستگی از هر گونه تعلق به این دنیای فانی و آمادگی دائم برای کوچ به عالم بقاء... از جمله خصلتهای ناب و دوست داشتنی او بود. اهل ذکر و تهجد و توسل و تعبّد و دعا و تلاوت و مجالس ذکر اهل بیت پیامبر بود. بسیاری از ادعیه اسلامی و دعاهای صحیفه سجادیه و زیارت ها را از حفظ داشت. دودمان خود را هم با انس و علاقه به دعا و ذکر و زیارت تربیت می کرد.

ویژگیهای علمی

الف: فقه
در فهم معنی آیات و روایات از هوش و دقت نظر خاصی بهره مند بود و جمع بین ادله را با مهارت و تسلط بسیار انجام می داد و در این رابطه صاحب مبنای معینی بود و اعتقاد داشت که وجود بسیاری از روایتهای به ظاهر متعارض، عمداً از طرف ائمه اطهار مطرح شده و یکی از علل آن این بوده که معارف اهل بیت (ع) به دست نااهلان و غیر متخصصان در علوم الهی نیفتد و آنان نتوانند معارف اهل بیت را به سرقت برده و به نام خود مکتب و مذهب مستقلی به راه بیندازند. آثار فقهی برجای مانده از ایشان نیز نشانه دقت نظر وی در این باب است.

ب: تفسیر
ایشان استاد تفسیر در حوزه علمیه بود و بر سوره های متعددی از قرآن تفسیر مبسوطی به رشته تحریر در آورد. از نکات قابل توجهی که در روش تفسیر ایشان می توان بدان اشاره کرد، تأکید نظری و عملی در مراجعه و دقت در احادیث، به منظور فهم بهتر آیات و ارزش گذاری بر جایگاه احادیث در کار تفسیر بود. چرا که اهل بیت به محتوای علوم قرآنی آگاهتر از دیگرانند و همانها هستند که به تصریح حدیث شریف ثقلین، هم وزن و معادل قرآن و مفسران حقیقی این کتاب آسمانی بلکه قرآن مجسّمند.
پس برای فهم آیات قرآن کریم توجه به کلام و تفسیر اهل بیت اجتناب ناپذیر بلکه ضروری است. از همین رو ایشان قبل از تفسیر هر آیه ای به روایات مربوطه مراجعه می کرد و در همین ارتباط به تفاسیر روائی از جمله تفسیر صافی و نورالثقلین توجه خاصی داشت.
در فهم معنی کلمات و لغت قرآن نیز همواره اصرار می کرد که قبل از مراجعه به کتابهای لغویّین و اهل لغت، به کلام پیامبر و اهل بیت مراجعه کند چرا که اهل بیت فصیح ترین افراد عرب بودند و به جهت عصمت، از هر گونه خطا در فهم الفاظ عرب و کاربرد آن مصونیت داشتند. از همین رو، کاربرد یک لغت در احادیث مختلف، حقیقت معنی آن را نمایان می سازد. با این دیدگاه، در میان کتابهای لغت، کتاب «مجمع البحرین» را بسیار گرامی می داشت چرا که صاحب کتاب برای اثبات معنی یک لغت به آیات و احادیث اهل بیت اشاره می کند و معنی اصیل و مورد استفاده ائمه را از لغت به دست انسان می دهد.
از طرف دیگر از اعتماد به کتب لغتی که توسط علمای مذاهب دیگر یا علمای مسیحیت به رشته تحریر درآمده انتقاد می نمود و استفاده از آنها را شامل روایاتی می دانست که ائمه اطهار به عنوان اخذ علوم از غیر آل محمد (ص) مورد نکوهش قرار داده اند.
تکیه بر این دیدگاه ها، پایه هایی را در فهم لغت عرب و تفسیر اصیل ارائه می داد که به شدت به آن معتقد بود و از آن طرفداری می کرد و آثار تفسیری خود را نیز بر همین مبنا به رشته تحریر در آورده است.

ج: کلام، فلسفه، عرفان
آیت اللّه حقی اعتقاد راسخ داشت که کتاب و سنت، توان پاسخگوئی کامل به تمام نیازهای علمی، فکری و عقیدتی را داراست و در این ارتباط به هیچ وجه، نیازی به استفاده از علوم عقلی و فلسفی فلاسفه یونانی و... نیست. حتی برای پاسخگوئی به پیروان مذهبها و مکتبهای مخالف اسلام، مبانی علمی لازم در قرآن و حدیث موجود است و می توان با تعمّق در رهنمودهای ائمه در روایات، حتی به بحثهای اعتقادی و کلامی با مخالفان و به ردّ شبهات پرداخت.
آن عالم بزرگوار، در این دیدگاه خود، ابتدا تحت تأثیر پدر بزرگوار خویش قرار داشت که از اولین روزهای طلبگی او را به تمسک به راه اهل بیت و قرآن توصیه کرده بود. و سپس زمانی که وارد حوزه مقدس نجف شد، در پی همان علائم و نشانه های اولیه ای که از پدر گرفته بود، به محضر آیت اللّه میرزا محمد علی سرابی رسید که از شاگردان مرحوم آیت اللّه العظمی میرزا مهدی اصفهانی بود که در قرن اخیر از منادیان مکتب تفکیک میان معارف اهل بیت و علوم فلسفی یونانی به شمار می رود و شاگردان و اندیشمندان بزرگی را در این رابطه تربیت کرده است.
آیت اللّه حقی در مدت اقامت در نجف اشرف توسط استادش میرزا محمد علی سرابی به سرچشمه های زلال معارف اصیل اهل بیت دست یافت و تا پایان عمر خویش این خط فکری را پیگیری و تقویت نمود.
بر اساس همین تفکر وی معتقد بود که اگر ما احادیث پیامبر و اهل بیت را آن چنان که شایسته است بیاموزیم خواهیم دید که نیازی به اندیشه های وارداتی فلاسفه یونانی و تکیه بر قواعد احتمالی و ظنی و حدسی عقلی نداریم. ایشان در درسها و نوشته های تحقیقی متعدد خود، تفکر فلاسفه، حتی فلاسفه مسلمان را در فهم و تفسیر اسلام بصورت علمی نقد می کرد و معتقد بود فلاسفه در طول تاریخ تحت تأثیر فرهنگ علمی یونانیان قرار گرفته و تلاش می کنند تا اعتقادات آنان را بر آیات و احادیث اهل بیت (ع) تحمیل کنند.
او معتقد بود که اگر کسی تصور کند که با قرآن و حدیث نمی توان پاسخگوی نظرات و شبهات مکاتب و مذاهب دیگر شد در حقیقت قرآن و حدیث را انکار کرده است چرا که به نصّ صریح پیامبر عظیم الشأن در حدیث ثقلین آنچه برای هدایت بشر تا روز قیامت کافی است و همه را از گمراهی در امان می دارد کتاب و سنت است. و اگر کتاب و سنت را کافی ندانیم و دست تکدی به در خانه بیگانگان دراز کنیم، حدیث شریف پیامبر را تکذیب کرده ایم. ایشان برای اثبات این ادعا که قرآن و حدیث در همه زمینه های فکری و علمی و عقیدتی برای ما کافی است مقالات متعددی به زبانهای فارسی و عربی در اثبات توحید که اصلی ترین مسأله مورد بحث همه مذاهب و مکاتب است به رشته تحریر در آورده که در همه آنها اثبات توحید از راههایی صورت گرفته که کتاب و سنت به ما نشان داده و قابل قبول برای همه افکار و اندیشه های اسلامی و غیر اسلامی است، روشی که ائمه اطهار نیز در برخورد با ملحدان و منحرفان از آن استفاده می کردند و منکران دین را به راه راست رهنمون می گشتند. ایشان در مباحث عرفانی، به آموزشهای اهل بیت و معارف مطرح شده در روایات و ادعیه توجّهی خاص داشت.
و تنها راه صحیح در رسیدن به عمق و روح معارف عالی اسلام را در قرآن و حدیث می دانست. از همین رو، به «صحیفه سجادیه» بعنوان یک منبع مهم علمی و عرفانی در رسیدن به معارف بلند و اصیل اسلام اهمیت فراوان قائل بود.

د: حوزه
روش تحصیل فعلی در حوزه علمیه را خالی از اشکال نمی دانست و مصرانه می خواست تا با تجدید نظر در علوم حوزه بوسیله بزرگان، قرآن و حدیث، محور و پایه همه علوم حوزوی باشد و از اینکه حوزه ها از این دو منبع نورانی و معارف اصیل الهی کمتر بهره می گیرند بسیار تأسف می خورد و سیره علماء قرون اولیه را که به عصر ائمه نزدیک بودند در تحصیل و کسب معارف و استنباط احکام توصیه می کرد. بر استقلال حوزه های علمیه تأکید فراوان داشت و آن را شرط بقا و موفقیت حوزه می دانست و تربیت طلاب و اداره حوزه ها را خدمتی بالاتر ازهمه خدمات به حساب می آورد.
در مصاحبه با مجله کوثر (شماره 11، بهمن 1376) می گوید:
«همه را به حفظ و نگهداری ارزشهای والایی که برای حوزه ها بویژه حوزه علمیه قم وجود دارد سفارش می کنم. حوزه ای که مرکز فقه و فقاهت و نور علوم دینی است و ستارگان علم و تقوا در آن جمعند که یکی از بارزترین فرزندان و شاگردان تربیت شده اش مرحوم امام خمینی است. این حوزه ها مایه افتخار اسلام و تشیع اند.»

آثار علمی
از آیت اللّه حقی آثار علمی متعددی باقیمانده که آن مرد بزرگ در زمان حیات خویش از آن همه اثر و نوشته گران سنگ خویش هرگز سخن نمی گفت. برخی از این آثار عبارتند از:
1 - تفسیر 4 جزء از قرآن کریم
2 - تفسیر مستقل سوره های توحید، حمد، ناس، قدر، کوثر، فلق، محمّد، شامل 7 جلد مستقل
3 - فقه استدلالی شامل مباحث طهارت، صلاة - خمس، زکوة - قضا، حدود و دیات که در تهران تدریس کرده اند.
4 - شرحی بر کتاب تجرید علامه
5 - مجموعه ای از رساله های مختلف علمی در موضوعات زیر:
اعجاز قرآن - الاسماء و التسمیه - علم اخلاق - اجتهاد و تقلید - وجود و ماهیت و نقد نظریه اصالة الوجود و وحدة الوجود، جبر و بدا - تباین صفات خالق و مخلوق - شرح ادعیه افتتاح و مکارم الاخلاق - عدالت و رشوه (چاپ شده)

فرجام نیک
سرانجام پس از 70 سال تلاش شبانه روزی علمی و دینی و معنوی، آن عالم عابد بار دیگر در سال آخر عمر خویش به آشیانه آل محمد به جوار بارگاه ملکوتی حضرت فاطمه معصومه (س) پناهنده شد و یکبار دیگر ارادت و اطاعت عملی خود را از اهل بیت پیامبر (ص) به نمایش گذاشت و این ارادت ناب و خالصانه را با کاری لطیف و زیبا به کمال رساند. او یک هفته قبل از ارتحال، وصیت نمود که روی سنگ قبرش این عبارت نوشته شود:
«شیخ محمد حقی (سرابی) غلام ترک سیاه(1) با پرونده مملو از گناه، پناهنده به این بارگاه (حضرت معصومه (س) )»
آن فقیه وارسته در شب 26 ماه مبارک رمضان 1419 (1376 ش) به دریای ابدیت پیوست و در گلزار شیخان قم در جوار کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (س) و در کنار مزار راویان و عالمان بزرگ به خاک سپرده شد. طوبی له و حسن مآب.

پی نوشت:
1 - اشاره به غلام ترک سیاه پوستی ست که یکی از یاران با وفای امام حسین (ع) در روز عاشورا بود و جان خویش را فدای آن حضرت کرد.

منبع: www.hawzah.net

موضوعات

مناطق