دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 1711
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1513 بازدید

جلیل محمد قلى زاده در سال ۱۸۶۹ میلادى برابر با سال ۱۲۴۷ شمسى و مصادف با ۱۲۸۸ هجرى قمرى در روستاى (نهرم) از ایالت نخجوان به دنیا آمد.
جدش حسینعلى از اهالى ایران بود که از خوى به نخجوان رفته و در آنجا با دخترى از همشهرى هاى خود (اهالى خوى) ازدواج کرده بود، او در بیان شرح حال خود به ایرانى بودن خویش و پدرانش افتخار مى کند و مى گوید: «من در شهر نخجوان که در ۶ فرسخى رود ارس و قصبه جلفا واقع است، به دنیا آمدم. در اینجا کلمات ارس و جلفا را عمداً ذکر مى کنم زیرا چنانکه معلوم است، رود ارس در مرز ایران قرار گرفته و جلفا هم پاسگاه گمرک در میان ما و ایران است، من با انتساب خود به این رود و این آبادى به دو سبب افتخار مى کنم، نخست آنکه کشور ایران زادگاه جد من بوده و دوم آنکه سرزمین ایران که به دیندارى در جهان نامبردار است، همیشه براى من مایه سرافرازى بوده و اینکه در همسایگى چنین مکان مقدسى از مادر زاده ام پیوسته شکرگزار بوده ام.»
میرزا جلیل، خواندن و نوشتن زبان هاى آذربایجانى، فارسى و روسى را در مکتب شهر فراگرفت، در ۱۴ سالگى به دارالمعلمین شهر گورى گرجستان وارد شد و پس از فراغت از تحصیل سال ها در مدارس محلى به آموزگارى پرداخت.(1)
شاید عشق و علاقه اى که جلیل محمد قلى زاده به وطن آبا و اجدادى خویش ایران داشت، موجب کنجکاوى او براى مطالعه بیشتر در گذشته نیاکان خویش گردید و جهت برقرارى این ارتباط، سعى جدى در فراگیرى زبان فارسى نمود. او علاوه بر خواندن و نوشتن زبان آذربایجانى که زبان مادرى اش بود و همچنین یادگیرى زبان روسى که زبان رسمى و دولتى بوده و مجبور بود آن را فرا گیرد، صرفاً به خاطر عشق خود به ایران و گذشته آن و ارتباط و همدلى و همزبانى با بزرگان شعر و ادب و تاریخ ایران، زبان فارسى را به شیوایى یاد گرفت، میرزا جلیل از صمیم قلب معلمى را دوست داشت. او پس از پایان تحصیل در شهر گورى(2) مدت ده سال آموزگار دهکده ها بود، یعنى تا سال ۱۸۹۷ (3) و سپس براى مطبوعات به طور آزاد تا سال ۱۹۰۶ مطلب مى نوشت.(4)
او در سال ۱۹۰۶ میلادى برابر با سال ۱۳۲۴ هجرى قمرى، روزنامه ملانصرالدین را در تفلیس بنا نهاد، جلیل محمد قلى زاده در روزنامه خود با مردم قفقاز که در جبهه مشروطیت خواهى ایران شرکت داشتند، همکارى مى نمود و نقش بزرگى در جنبش هاى آزادیخواهى ایران در ملانصرالین بازى نمود. نویسندگان ملانصرالدین با عادات و آداب ایرانیان کاملاً آشنا بودند و این روزنامه (از ۱۹۰۷ میلادى، ۱۲۵ هجرى قمرى) تقریباً در هر شماره از حوادث ایران صحبت مى نمود.(5) نشریه فکاهى و مصور ملانصرالدین تا سال ۱۹۳۱ با تعطیلى مختصرى منتشر شد.(6)
میرزا جلیل در روزنامه ملانصرالدین با جهل و استثمار مبارزه مى کرد و مردم را به قیام علیه مظاهر فساد و تباهى جامعه تشویق مى نمود و اختلافات طبقاتى در جامعه آن روز را براى خوانندگان خود بیان مى کرد او در این روزنامه با زبان شوخى و خنده سختى هاى جامعه را به نمایش مى گذاشت. جلیل محمد قلى زاده در نوشته هایش، خداجویى و دیندارى، میهن دوستى و انسان دوستى را مورد تاکید قرار مى داد و به کشاورزان، کارگزاران و طبقات تهیدست توجه خاص داشت. روزنامه او بارها مورد تهاجم عمال دولت روسیه تزارى قرار گرفت(7) او چون دیگر افرادى که در جنوب ارس به خاطر آزادى و اعتلاى نام ایران نهضت مشروطیت را برپا داشته بودند، در روزنامه ملانصرالدین و همچنین دیگر نوشته هاى خود و داستان هاى خویش از مشروطیت ایران و قیام مردم ایران دفاع مى کرد.
در سال ۱۹۲۰ هنگامى که به تبریز کوچ کرده بود و یک سال در آنجا بود، ملانصرالدین را همچنان منتشر مى کرد، او در یکى از شماره هاى این نشریه نوشت: «همه جا دود است، ملت در میان دودها دارد خفه مى شود و در حال خفگى منتظر نجات است، از کى؟ از هر شخص باوجدان از هر وطن پرست حقیقى، از هر انسان دوست، ملت دارد خفه مى شود، اگر زود به فریادشان نرسیم ممکن است دیگر اثرى از ملت به جا نماند، عجله لازم است.»(8)
جلیل محمد قلى زاده به همان اندازه که ایران را دوست دارد و آن را سرزمین مقدس و عزیز مى داند، از روس ها و حکومت خودکامه آنها متنفر است و این موضوع را در لابه لاى داستان هایش بارها تکرار کرده است.
او عشق به فرهنگ و سنن گذشته را در نمایشنامه (در گهواره بیگانه شیر خورده ام) نشان مى دهد. وى در این نمایشنامه دشمنان وطن را که خواسته اند فرهنگ و مدنیتى که مردم قرن ها براى حفظ و بارور کردنش مثل مردمک چشم مواظبت کرده اند را به نابودى بکشانند، نشان داده و جنایات آنها را نمایان مى کند.(9)
جلیل محمد قلى زاده در سال ۱۳۱۰ هجرى شمسى برابر با سال ۱۹۳۲ میلادى در باکو وفات مى کند و اکنون مجسمه اش در باکو و نخجوان برپا است.

پى نوشت ها:
۱- عباس زمانى (زمانوف) زندگى و افکار جلیل محمد قلى زاده، مترجم بهزادآبادى ویل تبریز، تلاش، ،۱۳۵۷ صفحه ۱ و ۲.
۲- پیشین، صفحه ۱۵ و ۱۶.
۳- جلیل محمد قلى زاده (قربانعلى بک و ۹ داستان دیگر) ترجمه کریم کشاورز، تهران، انتشارات نگاه، صفحه ۵.
۴- عباس زمانى (زمانوف) همان، صفحه ۱۹ و ۲۰ و ۲۱.
۵- جلیل محمد قلى زاده (ماجراهاى قریه دانا باش ایروان) ترجمه على کاتبى، تهران، انتشارات دنیا، چاپ اول، شهریور ۱۳۵۲ (مقدمه مترجم) صفحه ۶.
۶- جلیل محمد قلى زاده (قربانعلى بک و ۹ داستان دیگر) همان، صفحه ۱۴۳.
۷- عباس زمانوف، همان، صفحه ۶.
۸- پیشین، صفحه ۲۵ و ۲۶.
۹- پیشین، صفحه ۳۷.

منابع:
http://www.sharghnewspaper.ir/840819/html/spc14.htm

مناطق