سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 1987
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1560 بازدید

ولادت و تحصیل
بخش اشتهارد، یکی از بخش‏های کرج و دارای 15هزار نفر جمعیّت است. مرکز آن اشتهارد در 52کیلومتری جنوب غربی شهرستان کرج، سر راه بوئین زهرا قرار گرفته است. این سامان همواره علمائی برجسته و مجتهدانی فرزانه را در دامان خود پرورده است تا آن جا که می‏توان آن را مهد علم و دیار فضل پرور دانست. در این مقاله دور نمای زندگی یکی از علمای گمنام این دیار را - که نقش به سزایی در پرورش شاگردان شایسته و ارشاد مردم دانست. - به خوانندگان گرامی تقدیم می‏کنیم.
میرزا حبیب الله در سال 1310ه. ق(1) (مطابق با حدود سال 1269ه. ش) در یک خانواده متوسط مذهبی و کشاورز، ساکن محله خیابان بزرگ اشتهارد - که از بستگان خاندان بهرامی بودند. - چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش گوهر خانم، با دیدن چهره مولود خویش خشنود شدند و نام او را «حبیب الله» نهادند، گویی بع آن‏ها الهام شده بود که چنین نامی را برای او برگزینند؛ چه به براستی بعدها معلوم شد که او از نظر علم و عمل، حبیب (دوست) خدا و فرزانه‏ای از تبار دوستان خدا است.
حبیب الله وقتی به سن تحصیل علم رسید، او را به مکتب خانه فرستادند و پس از دوره مکتب، دروس ابتدایی حوزوی را فرا گرفت. او در طول حدود دو، سه سال دوره مقدمات را نزد مرحوم حاج ملا محمد حسین، معروف به آخوند بزرگ، آموخت. پدر و برادرانش با توجه به استعداد، حافظه و علاقه او به ادامه تحصیل، دریافتند که زمینه‏های ترقّی در روح و روان حببب الله فراهم است، و اگر به حوزه‏های علمیّه هجرت کند، به لطف خدا در دست یابی به مدارج عالی علمی، توفیق خواهد یافت.

عزیمت به نجف اشرف
علاقه آقا حبیب الله به ادامه تحصیلات حوزوی، تشویق پدر و برادرها به ادامه تحصیل او و فراهم شدن اسباب توفیق و سعادت، باعث شد که ایشان در جوانی، همراه یکی از هم مباحثه هایش به نام عبدالله - که از اهالی اشتهارد بود. - کمر همت ببندد و به سوی نجف اشرف رهسپار شود. متأسفانه! همدرس و همسفرش، عبدالله پس از چندی در نجف اشرف از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.
میرزا حبیب الله در حوزه مقدس نجف با علاقه فراوان نزد اساتید بزرگ به تحصیل دروس سطح و خارج مشغول شد. ورود وی به نجف اشرف در حدود سال 1325هجری قمری بود و در آن وقت مراجع بزرگی همچون: آیت الله العظمی ملا محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایة الاصول (وفات یافته سال 1329ه. ق) و آیت الله العظمی سید محمد کاظم یزدی، صاحب عروة الوثقی (وفات یافته سال 1337ه .ق) از زعما و اساتید برجسته و فرزانه حوزه علمیه نجف اشرف بودند.
میرزا حبیب الله تا سال 1340ه. ق (حدود پانزده سال) در آنجا به تحصیل دروس سطح و خارج حوزوی ادامه داد.
علامه حاج آقا بزرگ تهرانی می‏نویسد:
«آقای آمیرزا حبیب الله مدرّس عسکری اشتهاردی، در سال 1340ه. ق، از نجف به سامرّا هجرت کرد و در نجف اشرف نزد اساتیدی چون: علامه شیخ اسماعیل محلاتی و بعضی از شاگردان آیت الله شیخ هادی تهرانی(2) تحصیل کرد.»(3)

استادان بزرگ
میرزا حبیب الله، از درس خارج فقه و اصول دو استاد بزرگ حوزه علمیه نجف اشرف: آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ تقلید (وفات یافته سال 1365ه. ق) و آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی (وفات یافته سال 1339ه. ق) بهره فراوانی برد. آیت الله سید عباس کاشانی یکی از شاگردان آقا میرزا حبیب الله می‏فرمود:
«مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) از محضر درس خارج آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی استفاده کرد. بخش مهمی از تقریرات درس ایشان را نوشت و از شاگردان برجسته و متشکل درس آیت الله اصفهانی بود. آیت الله اصفهانی عنایت خاصی به آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی داشت. هر وقت به سامرّا می‏آمد، او را مورد توجه مخصوص خود قرار می‏داد، به طوری که برای همه آشکار بود که آقا میرزا حبیب الله از شاگردان برجسته و بسیار نزدیک آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) است.»
آیت الله سید اسماعیل مرعشی (ساکن تهران) از دیگر شاگردان آیت الله آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی در شهر سامرّا، می‏فرمود:
«به درس سطح عالی آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی می‏رفتم، روزی در درس اصول، در بحث الفاظ سخن از «معنی حرفی» به میان آمد که چندان ثمره فقهی نداشت. ایشان فرمودند: استاد ما شریعت اصفهانی وقتی که درباره معنی حرفی - که یک بحث کم فایده است. - بحث می‏کرد، فرمود: «خارجی‏ها هواپیما ساخته‏اند و اکنون (در جنگ جهانی اول) عراق را بمب باران می‏کنند و ما در این جا می‏خواهیم چند روز درباره معنی حرفی، به بحث کم فایده بپردازیم و چند روز وقت خود را در این مورد بگذرانیم و شب سرمان را روی متّکا نهاده و با این فکر می‏خوابیم!»(4) منظورش این بود که نباید وقت عزیز را در امور غیر لازم گذراند...»

اجتهاد و کمالات علمی
فرزند میرزا حبیب الله اشتهاردی، میرزا علی عسکری می‏گفت:
«چهار نفر از علما و مراجع نجف اشرف، به آقا میرزا حبیب الله اجازه اجتهاد دادند و یکی از آنها، آن اجازه اجتهادی است که آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) به میرزا حبیب الله در سنّ جوانی داده است.»(5)
وی در آغاز اجازه اجتهاد، آیت الله اشتهاردی را به عنوان «عَلَمُ الأعلام، عُمدة العلماء الِظام، مَصْباحُ الظّلام» یاد می‏کند و گواهی می‏دهد که ایشان در نجف اشرف و سامرّا در کمال جدیت مشغول افادات علمی است.

هجرت میرزای بزرگ از نجف به سامرّا
شهر سامرّا از شهرهای عراق در 130کیلومتری شمال بغداد قرار دارد و مرقد مطهّر دو امام معصوم ما، حضرت امام هادی(ع)و حضرت امام حسن عسکری(ع)و مرقد حضرت حکیمه(س)دختر امام جواد(ع)امامزاده حسین(ع)فرزند امام هادی(ع) حضرت نرجس(س)مادر امام زمان(ع)در کنار مرقد آن دو بزرگوار، آثار خانه و سرداب امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)و حضرت قائم آل محمد(ع)نیز در آنجا است و غیبت صغری و کبرای امام زمان(ع)از سامرّا آغاز شد. این شهر مقدس مدت‏ها، ناحیه مقدسه و مرکز نوّاب اربعه بود؛ بنابراین شهری است که از نظر تاریخی و حوادث، رابطه تنگاتنگ با شیعیان دوازده امامی دارد، و عظمت آن با اعتقادات شیعیان آمیخته شده است و قابل تفکیک نیست؛ ولی اکثر ساکنان آن از اهل تسنن بوده، از این رو حضور شیفتگان خاندان رسالت در آنجا کمرنگ و اندک بود، و لازم بود در آنجا حوزه علمیّه تأسیس گردد و در پرتو آن، رفت و آمد علما و شیعیان در آنجا بسیار شود. مرجع عالیقدر عصر، آیت الله العظمی سید محمد حسن شیرازی(ره) معروف به «میزای کوچک» که در نجف اشرف سکونت داشت، تصمیم گرفت با هجرت به سامرّا، به این مهم جامه عمل بپوشاند؛ لذا در ماه شعبان سال 1290ه. ق به آنجا هجرت کرد. اقامت میرزای بزرگ باعث شد شاگردان اصحاب، آشنایان و بسیاری در اوایل سال 1292ه. ق از نجف اشرف و سایر بلاد به سامرّا کوچ کنند، و به این ترتیب، این مکان مقدس با رفت و آمد بزرگان و شیعیان و زائران، رونق فراوانی یافت.(6)

تأسیس حوزه علمیه در سامرّا
میرزای بزرگ با همت و درایت عظیمی تصمیم گرفت که حوزه علمیه مهمی در سامرّا تأسیس کند. ورود علما، شاگردان، برجستگان و زائران به سامرّا، زمینه خوبی را برای این کار بزرگ فراهم ساخت. تأسیس چنین حوزه‏ای، مرکز و پناهگاه عمیق و خوبی برای شیعیان به وجود می‏آورد، باعث عمران و آبادی شهر از جهالت معنوی و ظاهری می‏شد و آن شهر غریب را از غربت و انزوا بیرون می‏آورد. به دنبال این تصمیم، مدرسه علمیّه بزرگی - که حجره‏های بسیار و ایوان عظیم و صحن بزرگ داشت. - ساخت. با پولی که مقلدین ایشان از اهالی هند به ایشان اهدا کردند، بازار بزرگی برای مردم احداث کرد و برای رفت و آمد آسان مردم، پل عظیمی بر روی رودخانه دجله با اتصال کشتی‏ها - که در آن عصر مرسوم بود. - بنا کرد که هزینه پل در آن عصر بالغ بر هزار لیره عثمانی طلا شد. به علاوه دستور داد خانه‏های متعددی برای مجاوران و مسافران ساختند. کوتاه سخن آنکه: با درایت و روشن بینی و همّت میرزای بزرگ، کشمکش‏های سنّی و شیعه و اختلافات قومی و تنش‏های نگران کننده به انسجام و اتحاد تبدیل شد و اهل تسنّن نیز از حمایت‏های معنوی و مادی آن مرد بزرگ برخوردار شدند.

اداره حوزه علمیّه سامرّا توسّط میرزای دوم
حوزه علمیّه سامرّا با ورود اساتید و شاگردان میرزای بزرگ و طلاب، روز به روز رونق تازه‏ای می‏یافت، در این میان حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد تقی شیرازی (معروف به میرزای دوم)(7) نیز به سامرّا هجرت نمود و پس از رحلت میرزای بزرگ در سال 1312ه .ق، اداره حوزه علمیه سامرا را به دست گرفت.(8)

هجرت آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی از نجف به سامرّا
با رحلت میرزای بزرگ، بیم آن می‏رفت که حوزه علمیه سامرا از رونق بیفتد. آیت الله شیخ محمد تقی شیرازی برای حفظ رونق حوزه، از مدرسان عالی مقام حوزه علمیه نجف اشرف، دعوت کرد به سامرّا هجرت کنند، جمعی از اساتید به این دعوت لبّیک گفتند و هجرت کردند و پس از رحلت آیت الله شیخ محمد تقی شیرازی (در سال 1338ه. ق)، مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) که مرجع تقلید شیعیان شد، تأکید داشت که حوزه علمیّه سامرا همچنان رونق یابد، از این روی از اساتید برجسته، از جمله آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) دعوت کرد تا به عنوان مدرّس سطوح عالی و درس خارج به سامرّا هجرت کنند(9) میرزا حبیب الله نیز به عنوان احساس وظیفه به سامرّا کوچ کرد. بنا به گفته آقا بزرگ تهرانی این هجرت در سال 1340ه. ق رخ داد.
به هر روی این هجرت نشان می‏دهد که آقا میرزا حبیب الله در آن عصر هم مدرّس سرشناس بود و هم برای رونق دادن به حوزه علمیّه سامرّا، میراث ارزشمند میرزای بزرگ(ره)، احساس وظیفه می‏کرد.

حوزه درس و شاگرد پروری او در سامرّا
آیت الله میرزا حبیب الله اندکی پس از ورود به سامرّا به عنوان یکی از مدرّسان عالی مقام حوزه سامرّا، شهرت یافت. او درس سطح عالی و خارج فقه و اصول را تدریس می‏کرد و بالغ بر سی سال در این حوزه در کنار مرقد دو امام بزرگوار، حضرت امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)به درس و بحث اشتغال داشت.
در سامرّا مدرّسان متعدّدی از جمله آیت الله حاج میرزا محمد تهرانی (پدر زند آقا میرزا حبیب الله) و علامه حاج آقا بزرگ تهرانی، صاحب کتاب الذّریعه و... حضور داشتند، ولی درس فقه و اصول آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) نسبت به آن‏ها ترجیح داشت. میرزا از هر دو استاد، اعلم بود و آن‏ها بیشتر در علم رجال و درایه و حدیث، متبحر بودند.(10)
یک نمونه از شاگرد پروری او را می‏توان در شیوه برخورد با یکی از شاگردانش به نام شیخ محمد مشهدی مشاهده کرد.
وی بسیار منظم، کوشا و مخلص بود و دوره کامل فقه را نزد میرزا حبیب الله(ره) خواند، لذا میرزا ارادت خاصی به این شاگرد داشت و هر وقت او را نمی‏دید، جویای حالش می‏شد، و در تربیت علمی وی سعی فراوان می‏کرد.
به راستی که او مشمول این حدیث شریف بود که معاویة بن عمّار می‏گوید: به امام صادق(ع)عرض کردم: «مردی از شما روایت بسیار نقل می‏کند و آن را نشر داده، در دل‏های شیعیان (و شاگردان) استوار می‏سازد، ولی عابدی از شیعیان شما نیز وجود دارد که چنین نقشی در نشر علم ندارد؛ کدام یک بهترند؟» امام صادق(ع)فرمود: «الرّاوِیَةُ لِحَدیثِنا یُشَدِّدُ بِهِ قُلُوبَ شیعَتِنا اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ عابَدٍ»؛ «آن کس که احادیث ما را روایت کند و دلهای شیعیان ما را با آن احادیث استوار سازد، برتر از هزار عابد است.»(11)

شمّه‏ای از کمالات علمی و معنوی
بعضی از شاگردان او مطالبی جالب از کمالات معنوی و علمی آقا میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی نقل کرده‏اند، که بعضی از آن‏ها را ذکر می‏کنیم؛ یکی از شاگردان برجسته‏اش می‏گوید:

1. یک روز از جلسه درس ایشان بیرون آمدیم، دیدیم یکی از شاگردان برجسته ایشان که نامش را فراموش کرده‏ام، منقلب است و اشک در چشمانش حلقه زده، علت را پرسیدیم. گفت: «حیف این مدرّس عالی مقام!!» گفتیم: «چطور؟» گفت: «روزی در نجف اشرف در محضر حضرت آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی(12) بودم. از استاد آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی یاد کرد و مقام علمی او را ستود و فرمود: «افسوس که او در نجف اشرف نیست که فضلای زیادی از محضر درسش بهره‏مند شوند؛ در سامرّا است که طبعاً امکانات وسیع برای بهره‏مندی شاگردان از محضر درسش فراهم نمی‏باشد، به اضافه زهد و وارستگی ای که از او سراغ دارم.»
به گفته یکی از افراد موثّق؛ خود آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی(ره) هجرتش از نجف اشرف را به عنوان احساس وظیفه و اطاعت از دستور آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می‏دانست و می‏فرمود: «صرف نظر از وظیفه، از نظر علمی، عقب ماندم.» یعنی اگر در حوزه علمیه نجف اشرف می‏ماندم، به خاطر فراهم شدن اسباب توفیق و پیشرفت علمی در آن جا به مدارج عالی می‏رسیدم.

2. شیخ محمد عسکری مشهدی، شاگرد دیگر میرزا بود. روزی در پایان جلسه درس به استاد چنین عرض کرد: «بیشتر علما و فضلا از جمله آیت الله آقا میرزا محمود شیرازی (استاد بزرگ آن ایّام در سامرّا) شاگرد برجسته آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی(ره)، قبول دارند که شما از نظر علمی کمتر از مراجع عصر نیستند، هم مجتهد و هم عادل هستید؛ چرا رساله نمی‏دهید، تا مردم از شما تقلید کنند؟!»
آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی، دستی بر محاسنش کشید و گفت: «شیخنا! من گمان می‏کنم که شما یکی از شاگردانی هستید که به استادش محبت و حسن ظن دارد، چگونه مرا به امری دعوت می‏کنید که بار سنگینی است و من از تحمّل این مسئوولیت سنگین وحشت دارم؟! استدعا دارم دیگر این صحبت را تکرار نفرمایید، امید است پای من نلغزد و کارم به این جا - که مسئوولیت خطیر است. - کشانده نشود.»
نگارنده گوید: «شهرت علمی ایشان در آن عصر در اشتهارد، آن چنان فراگیر شده بود که جمعی از اهالی محترم اشتهارد به طور مکرر، از ایشان خواستند که رساله خود را چاپ کند تا از او تقلید کنند، ایشان در پاسخ می‏فرمود: «رساله زیاد است، خیلی‏ها رساله نوشته‏اند.»
یکی از فرزندانش در این باره می‏گوید: «ایشان زاهد و وارسته بود و حاضر نشد نامش مشهور و معروف شود.»

3. حوزه علمیه سامرّا در آن وقت که من بودم (سال 64و 65هجری قمری) حدود هزار نفر طلبه داشت. ما حدود سی نفر بودیم که در درس آقای میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) در مدرسه علمیّه میرزای شیرازی شرکت می‏کردیم. ایشان دوست داشت شاگردان در جلسه درس سکوت نکنند، بلکه به بحث و سؤال روی آورند و می‏فرمود: «مجلس اموات نیست، مجلس درس و بحث است.» چنان که خودش در جلسه درس اساتیدش مانند مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) علاوه بر طرح اشکال با استاد به مباحثه می‏پرداخت و تا قانع نمی‏شد، دست از سخن برنمی داشت. هدفش فهمیدن بود، نه نشستن و برخاستن بی محتوا.»(13)

شاگردان ممتاز میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی
تدریس در زندگی علمی آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی از شاخصه‏های معروف و ممتاز او بود. او چه در حوزه علمیّه نجف اشرف و چه در حوزه علمیه سامرّا همواره به تربیت شاگرد و تدریس می‏پرداخت، از این رو به «مدرّس عسکری» معروف شد. تعداد شاگردانش در سامرّا به حدود سی نفر می‏رسید که برجستگان ایشان عبارتند از:
1. آیت الله سید اسماعیل حسینی مرعشی: قبلا مقیم اهواز بود، و اکنون در تهران اقامت دارد.
2. علامه سید مرتضی عسکری: (صاحب تألیفات ارزشمند و از نوابغ معاصر.) فقه استدلالی را در محضر درس آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی خواند.
3. عالم ربّانی، شیخ محمد مشهدی (بربری): دوره کامل فقه را نزد ایشان خواند و مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله ارادت خاصی به او داشت.
4. آیت الله سید عبدالرضا شهرستانی: صاحب شرح کفایة الاصول.
5. مرحوم آیت الله سید علی شاهرودی: نخستین تقریرنویس درس خارج آیت الله العظمی خویی(ره) و پدر ریاست محترم قوّه قضائیه فعلی ایران، حضرت آیت الله سید محمود شاهرودی.
6. آیت الله شیخ محمد علی اصطهباناتی: اکنون در تهران است و قبلاً در یکی از مساجد تهران اقامه جماعت می‏کرد.
7. آیت الله العظمی سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی(ره): مرجع تقلید.
اخیراً کتاب قطوری در شرح حال زندگانی حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی (مرجع بزرگوار تقلید، که در هفتم صفر سال 1411ه. ق، مطابق با هفتم شهریور 1369ش، رحلت کرد.) به نام «شهاب شریعت» تألیف علی رفیعی چاپ شده است که در این کتاب ضمن شمارش اساتید درس سطح آیت الله نجفی مرعشی، می‏نویسد:
« آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی ( 1373 - 1310ه. ق) از علما و فقهای بزرگ مقیم سامرّا بود، که در اواخر عمر در قم اقامت داشتند، و در همانجا چهره در نقاب خاک کشید و در مقبره شیخان به خاک سپرده شد.»(14)
در مورد حضرت آیت الله علامه سید مرتضی عسکری (دام ظلّه)، یکی از آشنایان می‏گوید:
«ایشان بخشی از فقه استدلالی را در محضر درس آقا میرزا حبیب الله خواند و آقای شیخ محمد مشهدی (بربری) دوره کامل فقه را نزد ایشان تلمّذ کرد.»
از آنجا که گفته‏اند: «ارنّ آثاَنا تَدُلُّ عَلَیْنا؛ همانا آثار ما نشانه ما هستند.» از وجود این شاگردان برجسته می‏توان به عظمت استاد و مقامات علمی ایشان پی برد.

ملاقات علما با میرزا حبیب الله اشتهاردی در قم
یکی از نشانه‏های عظمت علمی ایشان این است که معمولاً در طول سال چند روزی از سامرّا به قم می‏آمد. در این موقع، بزرگان و علمای برجسته قم به دیدارش می‏شتافتند. یکی از علما می‏فرمود:
«ایشان به حجره ما وارد می‏شد، علمای برجسته مانند آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) و... به دیدارش می‏آمدند.»
و عالمی دیگر می‏فرمود: «در یکی از سفرها به قم آمد و در یکی از مسافرخانه‏ها سکونت کرد، من در محضرش حاضر بودم که حضرت آیت الله سید محمد تقی خوانساری (وفات یافته سال 1371ه. ق) و حضرت آیت الله سید صدر الدین صدر (وفات یافته 1373ه. ق) که از مراجع تقلید آن روز بودند، به دیدارش آمدند. در آن جلسه یک مسأله فرعی فقهی عنوان شد و با هم به بحث پرداختند و آقای میرزا حبیب الله تا آخر بحث با کمال تسلط بر مطالب فقهی، از نظریه خود دفاع کرد.»
در این میان، مرجع کل، حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) نیز میرزا را کاملاً می‏شناخت و عنایت خاصی به ایشان داشت. یک بار که میرزا حبیب الله به قم آمده بود، آیت الله العظمی بروجردی(ره) پس از چند روزی، از ورود ایشان به قم اطلاع یافت، از روی اعتراض فرمود: «چرا به من خبر ندادید تا به ملاقاتش بروم؟!»
یکی از اساتید می‏فرمود:
«آقا میرزا حبیب الله در آن وقت به بنده اصرار می‏کرد که تو را به نجف اشرف می‏برم تا نزد اساتید برجسته تحصیل بکنی، ولی وقتی چند روزی در قم به درس حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) آمد، از پیشنهاد خود منصرف شد و فرمود: «همین جا بمان و از درس آقای بروجردی بهره‏مند شو، که بسیار ملّا است. با بودن ایشان دیگر لزومی ندارد به نجف اشرف بیایی.»
و می‏فرمود: «بعد از رحلت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آقای میرزا حبیب الله برای آقای بروجردی نامه‏ای نوشت و از ایشان درخواست کرد که به نجف اشرف بازگردد و در آنجا به جای مرحوم آیت الله اصفهانی بنشیند چرا که سکونت آیت الله بروجردی؛ در شرایط آن عصر، در نجف اشرف از جهتی ضروری بود، تا انگلیسی‏های استعمارگر، همان گونه که از آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی می‏ترسیدند و طمع خود را نسبت به عراق کم می‏کردند، با بودن آقای بروجردی نیز چنین فضایی حاکم باشد اما از طرف دیگر وجود آیت الله العظمی بروجردی(ره) در قم از جهات مختلف بسیار ضروری‏تر بود، به این خاطر علمای بزرگ و مرحوم شیخ محمد تقی اشراقی (واعظ معروف) و دیگر آقای بروجردی را از رفتن به نجف اشرف باز داشتند.»(15)
به هر روی، هر یک از این امور نشانه دقت نظر و دلسوزی و درایت آقا میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی بود که به وسیله مراوده با بزرگان فقه و فقاهت و تبادل نظر، برای اصلاح امور و حوزه‏ها در تلاش بود و از کنار مسایل مهم نه تنها بی تفاوت عبور نمی‏کرد، بلکه با احساس مسئوولیت در حد توان برای رفع مشکلات می‏کوشید.

رحلت
ایشان در سفر آخر، به قم آمد و تصمیم گرفت در قم ساکن شود و در حوزه، علمیه قم به درس و بحث پردازد، خانه‏ای در نزدیک خانه حضرت امام خمینی (ره) اجاره کرد. حدود شش ماه از سکونتش نگذشته بود که بیمار و بستری شد و تحت نظر مرحوم دکتر مدرّسی - دکتر مخصوص آیت الله العظمی بروجردی(ره) - به درمان پرداخت، ولی درمان‏ها مؤثر واقع نشد و سرانجام در شب 24ربیع الثّانی سال 1373ه. ق، مطابق با اول آذر سال 1322ه. ش، دعوت حق را لبیّک گفت و به لقاء الله پیوست.

پی نوشت‏ها:
1 پیرامون سالروز تولد آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی؛ در کتاب طبقات اعلام الشیعه، تألیف علامه حاج آقا بزرگ تهرانی، ج 1ص 35و در کتاب شهاب شریعت (شرح حال آیت الله العظمی نجفی مرعشی)، ص 147همین گونه نوشته شده است؛ یعنی سال 1310ه. ق را ذکر کرده‏اند. آقازاده آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی، آقای حاج میرزا عباس عسکری نیز فرمود: «همین حدود بود و پدرم کمتر از هفتاد سال داشت که مرحوم شد.» ولی بعضی از پیرمردهای اشتهارد، سالروز ولادت ایشان را قبل از 1300ه. ق را ملاک قرار داده‏ایم.
2 آیت الله العظمی شیخ هادی تهرانی(ره) از مراجع تقلید، فقهای نامدار و از شاگردان برجسته شیخ انصاری است و در سال 1321ه .ق در نجف اشرف درگذشت. او شاگردان برجسته‏ای مانند: آیت الله سید محسن کوه کمری (وفات یافته سال 1339ه. ق)، میرزا صادق آقا تبریزی (وفات یافته سال 1351ه .ق)، آقا شیخ فیّاض الدّین زنجانی (وفات یافته سال 1360ه .ق)، شیخ محمد حسین کاظمی و ملا محمد ایروانی را تربیت کرد. مطابق اشاره آقا بزرگ تهرانی، ظاهراً میرزا حبیب الله اشتهاردی، دروس سطح حوزوی را در محضر درس این اساتید خواند.
3 طبقات اعلام الشیعه، ج 1ص .352
4 توضیح این که: به ندرت مسایلی در اصول فقه مورد بحث قرار می‏گیرد، که به خاطر ثمره اندک آن در فقه، نیاز چندانی به بحث طولانی ندارد و اولویّت با بحث‏های دیگر است، بنابراین در این گونه مسایل، باید ساعات کمتری بحث کرد و به جای آن پیرامون مسایلی که ثمره بیشتر دارد، به بحث پرداخت.
5 نقل از حجة الاسلام علی سلیمی نوه دختری میرزا حبیب الله.
6 نور الدین شاهرودی، اُسرة المجدّد الشیرازی، ص ( .38 - 36به طور اقتباس).
7 وی همان است که در جنگ بین الملل اوّل وقتی انگلیسی‏ها به عراق حمله کردند، فتوای جهاد داد و طلّاب، علما و مردم را برای بیرون کردن آن ها از عراق بسیج کرد.
8 اسرة المجّد الشیرازی، ص 38و 40و .54
9 توضیح این که: آیت الله حاج میرزا محمد عسکری تهرانی(ره) که از علمای برجسته سامرّا بود (و بعداً ابوالزوجه آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی شد.)، فرزند خود را نزد آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) به نجف اشرف فرستاد و پیام داد تا او در مورد نگهداری حوزه علمیه سامرّا اقدام جدی کند و فرزند آیت الله حاج میرزا محمد تهرانی با اصرار زیاد، موافقت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی را در مورد هجرت میرزا حبیب الله اشتهاردی به سامرا جلب کرد و با اصرار، آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی را برای تدریس به سامرّا برد.
10 به نقل از آیت الله سید عباس حسینی کاشانی و آیت الله سید اسماعیل حسینی مرعشی.
11 اصول کافی، ج 1ص .33
12 مرحوم آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی(ره) از اساتید بزرگ نجف اشرف و از مراجع تقلید بود. وی در سال 1382ه. ق در نجف اشرف رحلت کرد. او از شاگردان بزرگ شیخ محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایة الاصول و شیخ الشریعه اصفهانی بود. آشنایی ایشان با آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی، به احتمال قوی در محضر درس شیخ الشریعه اصفهانی (وفات یافته سال 1339ه .ق) رخ داده است، زیرا هر دو در درس خارج فقه شیخ الشریعه شرکت می‏کردند.
13 نقل از آیت الله سیّد عباس کاشانی، یکی از شاگردان میرزا حبیب الله اشتهاردی.
14 شهاب شریعت، ص .147
15 نقل از آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی (دامت برکاته). بعد از رحلت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره)، حضرت امام خمینی(ره) نیز همین عقیده را داشتتند؛ در همان ایام در سفری به نجف اشرف در جلسه‏ای که حضرات علما تشریف داشتند، فرمودند: «برای زعامت حوزه‏های علمیه و مرجعیت شیعه، آیت الله بروجردی را به نجف دعوت کنید، تا درس و بحث را شروع کنند. این پیشنهاد را از دو جهت ارائه می‏نمایم: - 1حضرت ایشان اثباتاً اعلم هستند. - 2او (آیت الله بروجردی) مردی است اجتماعی و برای مرجعیت و حفظ کیان حوزه‏های علمیه، شایسته‏ترین فرد است که می‏توان روی او حساب کرد.»
(مجله حوزه، شماره 40ص 43مصاحبه با آیت الله شیخ یوسف سانعی.)

منبع: www.hawzah.net

موضوعات

مناطق