چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 1944
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1744 بازدید

1. مرورى بر زندگانى سید لارى از تولد تا کرسى استادى در حوزه نجف

الف. ولادت و نسب
مرحوم حاج سید عبدالحسین موسوى لارى از مراجع مجاهد شیعه و از سیاست مداران پرهیزکار اسلام در قرن اخیر است. وى شب جمعه، سوم صفر سال 1264 (18اسفند 1226ش/ 9مارس 1848م) در خانواده اى روحانى در شهر نجف اشرف دیده به جهان گشود. (1) تولد او در یکى از دوران هاى خفقان تاریخى یعنى در عصر استبداد فتحعلى شاه قاجار بود.
سید لارى پسر سید عبدالله پسر سید عبدالرحیم بود. سید عبدالله اصالتا دزفولى بوده است. نسب مرحوم سید، به عارف نامى «رکن الدین دزفولى» که مرقدش در شهر دزفول قرار دارد، مى رسد. او از این طریق، به حضرت امام زاده حمزه علیه السلام (مدفون در شهر رى) فرزند بزرگوار امام موسى کاظم علیه السلام نسب مى برد. (2)

ب، تحصیلات، استادان و مراتب علمى
سید عبدالحسین از هفت سالگى، تحصیلات ابتدایى خود را در مکتب آغاز کرد و مراحل دروس مکتب خانه مرسوم آن روز را به خوبى پشت سر گذاشت؛ سپس مشغول فراگیرى علوم حوزوى و اسلامى شد، وى در اثر کوشش خستگى ناپذیر و تهذیب اخلاق و تزکیه نفس در بیست و دو سالگى، به درجه اجتهاد نایل آمد. (3)
مرحوم سید لارى در دوران تحصیلات عالى خود به استفاده از محضر پنج تن از عالمان و استادان بزرگ حوزه نجف به نام هاى فاضل ایروانى (م 1306 ق/ 1267ش)، شیخ محمدحسین کاظمى (م 1308ق/ 1269ش)، شیخ لطف الله مازندرانى (م 1311ق / 1272ش)، ملا حسینقلى همدانى (م 1311ق/ (1272 ق و سید محمدحسین حسینى شیرازى معروف به «میرزاى شیرازى » (م 1312ق / 1273ش) موفق شد. وى تا زمانى که مرحوم میرزاى شیرازى در نجف اقامت داشت، از محضر وى بهره برد و پس از مهاجرت میرزا به شهر سامرا، سید در جلسه درس چهار استاد دیگر شرکت مى کرد.
سید لارى باگذراندن مراحل تحصیل و مدارج علمى به رتبه بلندى از دانش و معرفت دست یافت تا آن جا که در بیست و دو سالگى مجتهد مسلم شد و از میرزاى شیرازى، شیخ لطف الله مازندرانى و فاضل ایروانى اجازه اجتهاد گرفت. (4)

ج، انگیزه هجرت به ایران
با توجه به ظلم و اختناقى که در عهد قاجار بر جامعه ایران و به ویژه بر مردم خطه لار حاکم بود، مردم این منطقه با ارسال نامه ها، طومارها و هیات هایى از زعیم شیعه، مرحوم میرزاى شیرازى در خواست مجتهد مبارز و شجاعى کردند تا ضمن جلوگیرى از ستم و تجاوز حاکمان قاجار، به امور دینى و مذهبى مردم نیز رسیدگى کند. حاج على لارى، معروف به حاج على کبیر که در دوره اول مجلس شوراى ملى به نمایندگى انتخاب شد و بعد هم به وسیله عمال ستمگر منطقه لار شهید و به حاج على شهید معروف شد، در معیت عده اى از سران لار به عراق رفتند و در سامرا خدمت میرزاى شیرازى رسیدند و تقاضاى خویش را با آن مرحوم در میان گذاشتند، آیت الله شیرازى در پاسخ فرمود:
در حال حاضر، چنین کسى را در نظر ندارم، مهلت دهید تا در این باب تدبیرى کنم و شخص برازنده اى را براى شما اختیار کنم. (5)
سپس حاج على با همراهان عازم نجف اشرف مى شوند و در آن جا در پى هدف خویش به جست و جو مى پردازند تا این که روزى مرحوم سید مرتضى کشمیرى را ملاقات، و از وى درخواست هجرت به لار مى کنند؛ ولى وى نمى پذیرد و سید عبدالحسین را براى این امر لایق تر مى داند. مرحوم حاج على و همراهان نزد سید عبدالحسین رفته، از وى این را تقاضا مى کنند، مرحوم سید که در آن ایام 45 سال داشت و داراى کرسى استادى و مشغول به تالیف و تصنیف بود به جهت این مسؤولیت ها ابتدا از پذیرش این درخواست سر باز زد؛ اما مرحوم حاج على با اصرار و مسافرت به سامرا و بیان ماجرا خدمت میرزاى شیرازى از وى استدعا مى کند که از سید عبدالحسین بخواهد تا به دعوت آنان پاسخ مثبت دهد، مرحوم میرزا با سوابقى که از موقعیت استراتژى منطقه حساس جنوب در برابر بیگانگان به ویژه انگلیس دارد، به سید امر مى کند تا به لار برود، مرحوم سید چون فرمان استاد را واجب الاطاعه مى داند، عازم ایران مى شود (6) و در پاسخ نامه اهالى فارس که درخواست عزیمت وى را به آن منطقه مى کنند، چنین مى نویسد؛
اغاثه مستغثین و اجابت دعوت مؤمنین، جهاد اکبر فى سبیل الله و فرض ذمه اسلامیه است. (7)
میرزاى شیرازى هنگام عزیمت سید لارى به ایران، حاج على شهید و همراهانش را مخاطب قرار داده و مى فرماید؛
با بردن آقا سید حسین به لارستان، نجف را به آن جا برده اید و گهواره فضیلت و دانش را از فرزند فضیلت و علم خالى گذارده اى. (8)

2، اقدام ها و مبارزه هاى سید لارى در عصر استبداد
سید لارى از بدو ورودش به منطقه لارستان تا آغاز نهضت مشروطه، خدمات و فعالیت هاى بسیارى در این منطقه در جهت احیاى تفکر دینى و تبلیغ و تعلیم احکام و آموزه هاى اسلام و ارشاد مردم انجام داد که در این جا به مهم ترین آن ها به اختصار اشاره مى شود؛

ا. تاسیس حوزه علمیه و جهاد تربیتى و اخلاقى
مرحوم سید عبدالحسین در سال هاى اولیه اقامت در لار، به تاسیس مدرسه علمیه بزرگى در شهر یاد شده اقدام کرد و مشتاقان علم دین را از اطراف و اکناف و شهرهاى مجاور به این حوزه فرا خواند و به تعلیم و تربیت و تزکیه و تهذیب نفوس آنان همت گماشت، افزون بر این، وى مدارس علوم دینى دیگرى در شهرهاى اطراف تاسیس کرد. (9)
همچنین مرحوم سید به تعلیم و تربیت روحى و اخلاقى مردم پرداخت و در مدت اقامت 25ساله خویش در خطه لار، چندان در این راه کوشید که آثار آن پس از گذشت سال ها در مردم آن دیار نمایان بود.

ب. احیاى احکام اسلام و برپاداشتن نماز جمعه
حاکمیت زورمدارانه پادشاهان قاجار، آثار ناخوشایندى را بر جامعه ایران عصر قاجار تحمیل کرده بود که یکى از آن ها به فراموشى سپردن و ترک برخى از احکام و واجبات دین بود، از جمله احکام یاد شده، فریضه «امر به معروف و نهى از منکر» بود که به بوته فراموشى سپرده شده بود و عالمان و دین مداران واقعى همچون سید لارى از این امر نگران بودند، وى ترک این واجب را از مهم ترین عوامل ستم و گستاخى بیش از حد حاکمان قاجار دانسته، در احیاى این فریضه الهى تلاش هاى خستگى ناپذیرى را از خود نشان داد، وى امر به معروف و نهى از منکر را بر همگان واجب عینى مى دانست؛ چرا که در پرتو آن مى توانست از ظلم و ستم جلوگیرى کرده و به حاکمیت احکام الهى استقرار بخشد، همچنین وى در اجراى حدود الهى و تعزیرات شرعى، کوچک ترین مسامحه و تعطیلى روا نداشته و در جانبدارى از حق، ذره اى مماشات به خود راه نمى داد. (10)
از دیگر احکام الهى «نماز جمعه » بود، سید لارى نماز جمعه را واجب عینى و از مناصب فقیه جامع الشرایط مى دانست؛ از این رو در حدود سال 1310قمرى به احیاى این فریضه همت گماشت و در مقام مرجعیت تقلید به ایراد خطبه هاى جمعه و اقامه نماز پرداخت، (11) همچنین در اغلب شهرها اشخاصى را که لیاقت و توانایى امامت جمعه را داشتند، به سمت امام جمعه منصوب کرد.
مرحوم سید عبدالحسین، چنان در اقامه این فریضه الهى جدى بود که ترک آن را جایز ندانسته، حتى در سفرى که با گروهى از یارانش در سال 1318قمرى (1279ش) به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام رفته بودند، به اقامه نماز جمعه در صحن حرم همت گماشت. (12)
سید لارى در برپایى این واجب الهى با وجود ضعف جسمى که در روزهاى پایانى عمر خویش داشت تا واپسین روز حیاتش (4 شوال 1342) کوتاهى نکرد و خود، نماز جمعه را به پاى داشت. (13)

ج. اجراى احکام اسلام درباره یهودیان حربى
مرحوم عبدالحسین در سفرى که با جمعى از پیروانش به خانه خدا در سال 1315قمرى (1277ش) داشت، در بندر لنگه مورد استقبال عالم ربانى مرحوم سید عالم بحرینى و بسیارى از مردم آن شهر قرار گرفت، (14) در بازگشت از این سفر، به تحریک یهودیان لارستان و بعضى از خوانین آن سامان و شکایت به مظفرالدین شاه، حاکم وقت لار به نام على رضا خان از ورود سید به این شهر جلوگیرى کرد و او را به بندر عباس، سپس بندر لنگه باز گرداند، مردم منطقه و مرحوم سید بحرینى به دارالخلافه تهران تلگراف هایى مخابره کردند تا آن که موانع بر طرف شد و به رغم میل درونى یهودیان و خوانین که کوشش هاى فراوانى در جلوگیرى از فعالیت هاى سید کردند، وى با احترام و عزت وارد لار شد و به فعالیت خویش ادامه داد؛ اما یهودیان خاموش ننشستند و به ظلم و تجاوز خویش ادامه داده، با هم نوایى با خوانین و عاملان استبداد، از ذمه اسلام خارج شدند و به صورت محارب جلوه کردند، از آن جا که هدایت ها و نصایح سید در این گروه بى ثمر بود، به ناچار حکم الهى را در حق این کافران حربى اجرا، و دستور نفى بلد و تبعید آنان را صادر کرد، سید، براى آن که خشم مردم، سبب غارت اموال و از دست رفتن جان یهودیان نشود، به آنان مهلت داد تا اموال و خانه هاى خود را به مسلمانان بفروشند و سپس آن جا را ترک کنند، سید در اجراى این حد الهى کاملا پیروز و سرافراز از میدان به در آمد و پس از خروج آنان از لار، معبد یهودیان از طرف وى به مسجد تبدیل شد و مورد استفاده مسلمانان قرار گرفت.(15)

د. ممانعت از فعالیت مبلغان مسیحى وابسته به انگلیس
استعمار پیر انگلیس در جهت اهداف توسعه طلبانه و استعمارى خود به منظور غارت منابع و امکانات جهان اسلام از جمله کشور ایران، در دوره اقامت مرحوم سید در منطقه فارس، به اعزام عده زیادى از مبلغان مسیحى همراه با نشریات تبلیغى اقدام مى کند، سید در برابر این مسیونرهاى مذهبى که با هدف ایجاد فتنه و آشوب به این نقطه گسیل شده اند، به اخراج آنان دستور داده، حکم مى کند که کتاب هاى گمراه کننده آنان مصادره و از ورود آنان به هر شهرى ممانعت به عمل آید، این اقدام سید، اگرچه فتنه و توطئه آنان را نقش بر آب کرده؛ اما دولت انگلیس در برابر این اقدام سکوت نکرده و با زیر فشار قرار دادن دولت ایران، درخواست استرداد مبلغ کتابهاى مصادره شده را مى کند، دولت قاجار، عین الملک، مامور عالى رتبه خود را از تهران براى رسیدگى به موضوع و مؤاخذه سید و دریافت مبلغ دوهزار تومان وجه کتاب هاى یاد شده از وى، به لار مى فرستد، (16) عین الملک خدمت سید مى رسد و چون بیانات منطقى و قاطعیت و روحیه تسلیم ناپذیرى او را مى بیند، بدون دریافت وجه درخواستى، به تهران باز مى گردد. (17)

ه. مبارزه با فرقه شیخیه
چنان که ذکر شد، مرحوم سید در سال 1318 قمرى سفرى به مشهد داشت، در بین راه، چون به کرمان رسید، متوجه شد که فرقه گمراه شیخیه در این شهر داراى پایگاه و قدرتى هستند و با اعمال فریبکارانه خویش و حمایت اربابان استعمارگرشان، به فتنه گرى و اغفال مردم مشغولند، مرحوم سید عبدالحسین براى رفع این فتنه در این شهر چند روزى توقف نموده و آنان را به مناظره فرا مى خواند، سید در آن مناظرات با استدلال هاى متقن و محکم به حقانیت اسلام پرداخته، ادعاهاى دروغ و بى اساس این فرقه را در نظر مردم بى اساس و باطل ساخته و فتنه این قوم را سرکوب کرده، گروه بسیارى از آنان را از گمراهى مى رهاند. (18)

و. مبارزه با استبداد خوانین محلى
مرحوم سید، وجود خوانین مستبد محلى را که از حمایت دولت استبدادى قاجار نیز بهره مند بودند، یکى از عوامل اساسى بیچارگى و فقر مردم در جامعه ایران مى دانست؛ چرا که این گروه، ستم فراوانى بر مردم بى پناه روا داشته و آسایش و امنیت را از عموم مردم سلب کرده بودند، آنان مردم را به غل و زنجیر بسته، گوش ها و بینى آنان را مى بریدند و با گذاشتن آهن هاى گداخته بر بدن مرد و زن، راه را براى غارت اموال، خونریزى، آدمکشى و تجاوز به ناموس مردم هموار مى کردند، آنان از مردم سرانه مى گرفتند و اگر کسى حضور نداشت، از همسایه وى مى گرفتند، با آن که همسایه پیش تر سهم خود را داده بود. (19)
بارزترین چهره این خوانین در منطقه فارس، شخصى به نام «قوام الملک » بود، این خاندان مدت 150 سال یعنى از زمان کریمخان زند تا دوره حکومت رضا خان پهلوى، در فارس سیطره و نفوذ داشتند و چون در دوران پایانى حکومت قاجار، توان دولت مرکزى کاهش یافته بود، اینان داراى قدرت روز افزون شده و ستم و تجاوز خویش را در حق رعیت بیش تر کرده بودند، این خاندان سابقه طولانى در تبه کارى داشته اند؛ براى نمونه مى توان به تبعید مرحوم سید على اکبر مجتهد فال اسیرى به بصره در زمان نهضت تنباکو به وسیله رضاخان قوام الملک اشاره کرد، مرحوم سید لارى در برابر بیدادگرى هاى این خاندان به مبارزه سخت همت گماشت تا آن جا که خانه مرحوم سید مامن هر ستم دیده اى بود که به دادخواهى نزد وى مى آمد، سید لارى از یک سو، با پذیرایى گرم و دستگیرى از ستمدیدگان، در رفع حوایج آنان مى کوشید (20) و از سوى دیگر، با تحقیر و خوار شمردن خوانین در نظر مردمى که خود را باخته و کوچک جلوه مى دادند، آنان را به مقاومت و مبارزه ضد آنان دعوت مى کرد؛ البته این ستمگران، اعمال خویش را رنگ و لعاب مذهبى داده، براى فریب مردم به اقامه نماز و زیارت و دعا تظاهر مى کردند و خویش را مؤمن و درستکار مى دانستند؛ اما سید در بطلان ادعاى آنان مى کوشید و ظلم را بزرگ ترین گناه و پر کیفرترین معصیت معرفى کرد که جرم آن از کفر و ارتداد بیش تر است (21) در مقابل، خوانین نیز سکوت اختیار نکرده بارها در صدد قتل وى برآمدند که این سوء قصدها ناکام ماند.
کوشش هاى خستگى ناپذیر مرحوم سید لارى در راه اعلاى کلمه حق و پشتیبانى از مردم ستمدیده خطه فارس تا آن جا بود که استاد وى مرحوم میرزاى شیرازى در تاریخ 14ربیع الاول 1310 (13مهر 1271ش) (تقریبا یک سال پس از ورود مرحوم لارى به ایران)، طى نامه اى به سید لارى عبدالحسین از خدمات و تلاش هاى وى در احیاى فریضه امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با کفر و شرک تقدیر و تجلیل کرده است. (22)

3. سیرى در اندیشه سیاسى سید لارى بر اساس رساله ها و متون سیاسى وى
مرحوم سید لارى از معدود عالمان و اندیشه ورانى است که رساله هاى متعددى در موضوعات و مباحث گوناگون فقهى، کلامى، سیاسى و،،، نوشته است، این قسمت از نوشتار، نگاهى گذرا به اندیشه هاى سیاسى سید با عنایت به چند رساله سیاسى - فقهى او دارد.

ا. قانون مشروطه مشروعه
رساله قانون مشروطه مشروعه از جمله رسائلى است که مرحوم سید لارى در دفاع از مشروطه نگاشته است، رساله یاد شده درباره اصل شورا در اسلام و فواید و مصالح مجلس شوراى ملى، شرایط نمایندگان مجلس، نفى سلطه بیگانگان و استقلال کشور، اتحاد کشورهاى اسلامى و،،، بوده و داراى پانزده قانون کلى است، نثر این رساله و رساله دیگر وى به نام قانون اتحاد ملت و دولت تا اندازه اى پرتکلف و پیچیده است، نام خاصى براى این رساله تعیین نشده و فقط در صفحه اول آن آمده است؛ «این مختصر هدایا در تشویق و تحریص مشروطه مشروعه دولت علیه ایران »، به نظر مى رسد نام «مشروطه مشروعه » از تعبیر پیشین گرفته شده است، شیخ آقا بزرگ تهرانى در کتاب نقباء البشر، از این رساله به اسم القانون الملى یاد کرده است، (23) در دوحه احمدیه نیز به این رساله اشاره شده است، زمان دقیق نگارش این رساله روشن نیست، فقط معلوم است که رساله یاد شده در سال 1325 قمرى در چاپخانه محمدى شیراز به چاپ رسیده است؛ از این رو در این رساله، از انتقادات مطرح شده از سوى رسائل مشروعه خواهان که به طور عمده بعد از جریان استبداد صغیر نوشته شده است، خبرى نیست، اگرچه این رساله به دلیل دفاع از مشروطه، از جمله رسائل مدافع مشروطه به شمار مى آید، ویژگى هایى که مرحوم لارى براى مشروطه مشروع و مورد تایید خویش مى شمارد، رساله یاد شده را اساسا از رسائلى که در حمایت از مشروطه نوشته شده، جدا مى سازد، سید لارى در این نوشته، بر لزوم حکومت قانون منطبق بر شریعت مقدس اسلامى، تاکید و اصرار دارد و دیدگاه هاى خود را در استقرار چنین حکومتى که نقش عمده و اساسى امت اسلامى در اداره آن کاملا مطرح است، بیان مى کند؛ از این رو به نظر مى رسد که رساله مشروطه مشروعه، رساله اى در دفاع از مشروطه مورد نظر مرحوم لارى است، نه نظامى که در چارچوب قانون اساسى مشروطه و متمم آن تبلور یافته است.
سید لارى در بخشى از رساله خویش، ویژگى هایى را براى قانون ملى و وظایفى را براى نمایندگان مجلس و زمامداران حکومت مشروطه مى شمارد که در صورت تحقق آن ها، آن نظام، مشروطه مشروعه خواهد بود، نخستین پایه مشروطه مشروعه لارى، شورایى مبتنى بر شریعت و براى اجراى احکام الهى است، در این تفکر، همگان باید بر این اعتقاد باشند که تمام افعال و اعمال انسان، معلول و زاییده اراده و مشیت الهى است و از دایره مقدورات خدا خارج نیست، مرحوم لارى، اعتبار هر نظر و شورایى را بر شوراى انبیا و علماى اعلام و نواب حضرت خیر الانام و عقل عقیل مستقل امام والامقام و قوانین شریعت مبتنى مى داند و انتظارات پانزده گانه خویش را از مشروطه در قالب وصف قانون ملى بیان مى کند.
مرحوم لارى ضمن شمارش انتظاراتش از مجلس، براى عضویت در مجلس، سه شرط را لازم مى داند؛
شرط اول آن که اعضاى مجلس باید خود را از ناپاکى بیگانگان و هم نشینى با اشرار و کافران و مستبدان مفسد که براى اهداف پلید خود، خویشتن را در مجلس ملک پاسبان (مقدس) داخل مى کنند، دور نگه دارند.
شرط دوم آن که اعضاى مجلس مقدس، خود را به انوار و آثار وقار و حسن صورت و سیرت اسلامى بیارایند و سجایاى اخلاقى و سیماى عدالت و ایمان را کسب کنند و در گسترش موازین قسط و عدل در جامعه همت گمارند و به محکمات قرآن و احکام نبوى صلى الله علیه و آله، متعهد و پایبند باشند و با زبان و کردار و رفتار خود، ایمان خویشتن را به منصه ظهور و مرحله بروز برسانند.
شرط سوم براى عضویت و ورود در کعبه مجلس محترم این است که این عمل با خلوص نیت صورت گیرد و عضو مجلس، خود را از هرگونه پلیدى و پستى هاى آشکار و پنهان پاک کرده باشد و از هر گونه علایق نفسانى و اغراض شخصى آزاد باشد و مهذب به اخلاق حمیده بوده و همچون محرمى که در حرم مقدس کعبه گام برمى دارد و لبیک و سعدیک مى گوید، گام در مجلس گذارد و با گذشت و جدیت، به طور کامل در کسب حق مجاهده کند و در این راه، از خداى بزرگ استمداد طلبد و راه راستى و وصول به هدایت و ارشاد و دورى از پلیدى و فساد را از خدا بخواهد و براى ورود به مجلس از امام مبین، اذن دخول بخواهد. (24)
چنان که ملاحظه شد، مرحوم لارى در جاى جاى این رساله بر ضرورت پایبندى مجلس و مشروطه طلبان بر حدود شرعیه و استعانت از عالمان و مراجع و فقیهان تاکید مى کند، این جهت از تاکیدهاى وى شاید مطلوب طبع مشروعه خواهان بود؛ ولى گویا هیچ کسى نمى تواند وصف هاى مبالغه آمیز او را در باب قدر و منزلت مجلس تا حد خانه کعبه بپذیرد، درست است که مرحوم لارى این تقدس را مشروط به اجراى احکام اسلام به مجلس مى دهد، اما به هر حال، قداست کعبه را نمى توان با حرمت مجلس مقایسه کرد و یکسان دانست،

ب. قانون در اتحاد ملت و دولت
رساله قانون در اتحاد ملت و دولت رساله دیگرى از مرحوم سید عبدالحسین لارى است که در محرم الحرام سال 1326 (بهمن 1286ش) در اوج درگیرى هاى مشروطه خواهان با مستبدان و پیش از به توپ بستن مجلس بوسیله محمد على شاه، براى آگاهى عموم مردم، با چاپ سنگى در چاپخانه محمدى شیراز به چاپ رسیده است.
قالب و شالوده هاى کلى دفاع سید لارى از مشروطه در این رساله نیز مانند رساله مشروطه مشروعه است، او آن چه را که در این رساله آورده، انتطارات خویش از مشروطه است، نه مشروطه موجود؛ از این رو سبک حمایت و دفاع لارى با سبک و سیاق و ادله سایر عالمانى که در حمایت مشروطه رساله نوشته اند، متفاوت است؛ اما به هر حال، با علم به چنین تفاوت تلقى از مشروطه، همواره از مشروطه موجود حمایت کرده و به شدت به مشروعه خواهانى که مى گفتند؛ «ما دین نبى خواهیم، مشروطه نمى خواهیم »، مى تازد.
سید لارى، در آغاز رساله پس از آن که مشروعه خواهان را به سبب باطل دانستن مشروطه موجود مورد انتقاد و ملامت قرارداده، با استدلال به آیه 121 سوره مبارکه انعام، سخنان آنان را وحى شیاطین به ایشان مى خواند، به وصف و بیان شروط مشروطه مشروعه مجلس ملى اسلامى در شش فصل مى پردازد، مرحوم لارى تعداد لازم براى صحت انعقاد مجلس را همان تعداد لازم براى حیازت امور حسبیه مى داند، که حداقل این تعداد یک نفر، و حداکثرش متکى به اندازه کفایت براى آن حیازت است، وى سرانجام با استناد به معمول زمان و مکان، تعداد دوازده نفر را به دلیل آن که عدد میمونى است، مناسب تر مى داند و شروط عضویت در مجلس را شروط چهارگانه تکلیف، یعنى کمال عقل، بلوغ، علم و قدرت معرفى مى کند.
سید لارى در تعریف احکام تکلیفیه مى گوید؛ احکام تکلیفیه عبارت از حفظ محاسن صورت و مکارم سیرت و تولى و تبرى از اشرار و کافران است، لارى در ادامه تاکید مى کند که شروط کمال و تکمیل مجلس آن است که اقلا و اولا، شخص اول مجلس، «فقیه عادل و جامع الشرایط » باشد و بدل و جانشین وى نیز از عدول مؤمنان تعیین شود.
این شرط مرحوم سید، یکى از مواردى است که مبانى مشروطه و خصایص آن را از دیدگاه مرحوم لارى با مشروطه در اندیشه عالمان دیگر مدافع این نظام متفاوت مى سازد؛ چرا که هیچ یک از عالمان دیگر در رسائلشان، شرط ریاست مجلس را فقاهت رئیس آن ندانسته اند؛ اما مرحوم لارى بر این نکته تاکید دارد، او همچنى تاکید مى کند که نمایندگى مجلس در شمار واجبات کفایى است و این مطلب نیز به این صراحت در رسائل دیگران نیامده است.
از جمله تاکیدهاى دیگر نویسنده در این باره آن است که براى شرط اکمال و تکمیل مجلس، باید تشکیل آن در مناسب ترین و بهترین ایام، یعنى صبح هاى پنجشنبه و جمعه و در بهترین مکان ها نظیر بقاع مشرفه، مساجد، مدارس و معابد باشد، هنگام افتتاح نیز باید مجلس با نام خدا، رسول اکرم صلى الله علیه و آله و امام زمان علیه السلام افتتاح شود تا مورد توجه خدا و رسولش قرار گیرد، سید لارى در ادامه مى نویسد؛
همان گونه که ولایت اجراى حدود شرعیه و مجازات هاى الهى واحکام خداوندى، حق انحصارى حاکم شرع است، حق تعیین اسم و رسم، لقب، منصب، ناظر، قیم، وکیل، امین، کاتب، منشى، معین، ناظم، خازن، ولى، والى و متولى و تعیین مراتب هر کس از هر جمعیت، حتى بزرگداشت یا تکذیب و هر تغییر و تبدیلى، حق انحصارى حاکم شرع مسلم العداله اهل مجلس است از دیدگاه سید لارى، رئیس مجلس یا حاکم شرع حاضر در مجلس، آن قدر قدرت دارد که؛ کسى را حق مخالفت، معارضه، رد ایراد، عقد مجلس ضرار در مقابل مجلس اخیار،،،، همچنین احدى حق شفاعت سیئه ندارد، از خائن و فاسق، مرتشى، مستبد، مفسد؛ همچنین حق تعطیل حدود شرعیه و سیاسات الهیه کسى ندارد، مگر در صورت مانع با عذر شرعى،،، ».
مرحوم لارى در مباحث پایانى به مطالبى چون حدود تصرفات در بیت المال، کمیت و کیفیت دریافت خراج و مقاسمه شرعیه و فرق بین دولت مشروطه مشروعه و مستبده مى پردازد.
به رغم تفاوت مشروطه مشروعه مرحوم لارى با مشروطه موجود، وى مشروطه موجود را مورد تایید قرار داده و به صرف تفاوت آرمان با واقعیت، واقعیت را محکوم نمى کند، او با توجه به نگاه واقع گرانه خویش، در واپسین بحث خود، به تفاوت مشروطه مشروعه آرمانى خود با مشروطه موجود اشاره، و در قالب «ایقاظ و تنبیه » مشروطه موجود را تایید مى کند.

ج. جایگاه نهاد سلطنت در اندیشه مرحوم لارى
نکته شایان توجه در دیدگاه سید لارى در این رساله آن است که او جایگاه حاکم شرع را ریاست مجلس مى داند و در مشروطه اى که تصویر کرده، رئیس مجلس، عملا بزرگ ترین و منحصرترین مرجع سیاسى، ادارى، قضایى و قانون گذارى است و دیگران فقط حکم مشاوران وى را دارند و نه بیشتر.
با وجود این، وى مشخص نمى کند که به این ترتیب، جایگاه سلطان در نظام مشروطه کجا است و مشروطه اى که تمام قواى آن در یک جا متمرکز شده، چه کسى یا چه نهادى را مشروط و مقید مى سازد.
در پاسخ به چنین پرسشى باید گفت؛ جهت عملى شدن یک نظریه زمان فراوانى را باید سپرى کرد تا ضمن تکون و تکامل یافتن آن نظریه، شرایط لازم براى پذیرش آن فراهم آید.
نظریه مرحوم لارى در باب مشروطه مشروعه، ولایت فقیه، جهاد و دفاع و شیوه هاى عمل او در مقابله با استعمار و استبداد نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ چنان که نظریه وى درباره ولایت فقیه در چند دهه بعد با تکوین عمیق ترى در اندیشه معمار انقلاب اسلامى امام خمینى قدس سره سامان یافت؛ بنابراین، بعید به نظر نمى رسد که سید لارى از بدو امر در دستگاه اندیشه اى خویش به این نتیجه رسیده باشد که یگانه راه مبارزه موفق و ثمر بخش با استبداد و جنایات و ستم هاى حاکمان قاجار، انحلال پدیده سلطنت (25) و حاکمیت ولایت فقیه با همان اختیارات امام معصوم باشد؛ اما چون از یک سو، این نظریه در مقام عمل و اجرا هنوز عمق و پختگى لازم را نداشت و مرحوم لارى به تمام راهکارهاى لازم جهت اجراى آن در جامعه اسلامى نرسیده بود و از سوى دیگر، در جامعه، شرایط لازم جهت پذیرش حکومت ولى فقیه فراهم نیامده بود، مرحوم سید به مرتبه پایین ترى از حکومت دینى که قدر مقدور بود، یعنى حکومت مشروطه مشروعه، بسنده کرده تا شرایط لازم جهت حاکمیت ولایت فقیه فراهم آید؛ بنابراین اگر چه مرحوم لارى جایگاه سلطنت و نسبت آن را با نهاد مجلس به روشنى معین نکرده است، اما با توجه به آن که کلمه «مشروطه » صفتى است که به موصوف نیاز دارد و نیز مرحوم سید در چند جا از رساله قانون مشروطه مشروعه به ستایش سلطان عادل و پایبند به احکام شریعت پرداخته است، مى توان نتیجه گرفت که وى با این که نقش و جایگاه مجلس و نمایندگان آن را در اداره امور کشور بسیار مهم و بلند مى داند، وجود سلطان عادلى را که شریک در عبادت خلایق باشد و در حمایت و معیت شوراى ملى به احکام شریعت عمل کند، نفى نمى کند. (26)

د. ولایت فقیه
نظریه «ولایت فقیه » دستاورد اندیشه سیاسى مکتب شیعه است، برخى از فقیهان همانند مرحوم سید عبدالحسین لارى، دایره اختیارات فقیه را بسیار گسترده دانسته و به «ولایت مطلقه فقیه » معتقد شده اند، وى این نظریه را در رساله ولایة الفقیه که حواشى وى بر کتاب مکاسب شیخ انصارى است، ارائه کرده است.
مرحوم سید براى اثبات ولایت فقیه، مى گوید؛ از آن جهت که خداوند قدرت و سلطنت دارد، مى توان ولایت پیامبر صلى الله علیه و آله را اثبات کرد و فرقى بین ولایت و سلطنت خدا و پیامبر نیست، مگر آن که سلطنت خدا استقلالى و بالاصاله است؛ اما سلطنت پیامبر بالتبع و استقبالى از سوى خدا است، همچنین منصب امامان علیهم السلام در خلافت و ولایت مطلقه، همانند پیامبر در تمام شؤون سلطنت و ولایت است و فرقى هم بین ولایت و سلطنت پیامبر و ائمه نیست، مگر آن که سلطنت پیامبر بدون واسطه، ولى سلطنت امام با واسطه پیامبر است، همچنین منصب فقیه در خلافت و ولایت مطلقه، همانند امامان است در تمام موارد سلطنت و ولایت، و فرقى بین سلطنت فقیه و امام نیست، مگر این که اولى با یک واسطه است و فقیه با دو واسطه؛ از این رو منصبى که پیامبر و ائمه و فقها دارند، یک منصب مطلقه عام است.... (27)
وى در جاى دیگر مى نویسد؛ بنابراین، هیچ اجمال و اشکالى نیست در این که سلطنت مطلقه اى که براى امامان از جانب پیامبر با نص آن حضرت بر جانشینى آنان ثابت است، همان سلطنت براى فقیه از سوى امامان با تصریح آنان بر جانشینى فقها، ثابت است. (28)
از دیدگاه سید لارى، مقصود از «اطلاق » در «ولایت مطلقه فقیه » گستره اختیارات و تصرفات مربوط به امر حکومت و مدیریت جامعه اسلامى است؛ از این رو از نظر وى، فقیهان عادل در عصر غیبت، در دو حوزه مسؤولیت دارند؛
1. همه آن چه در مساله حکومت و پاسدارى از کیان اسلام از مسؤولیت هاى پیامبر صلى الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام به شمار مى رود، فقیه عادل نیز عهده دار آن ها است، مگر مواردى که با نص یا اجماع و امثال آن، استثنا شده باشد.
2. همه امورى که در زمینه مسائل دینى و دنیایى از مؤمنان خواسته شده، ولى انجام آن ها وظیفه فرد یا گروه معینى نیست، انجام چنین کارهایى نیز وظیفه فقیه بوده و حق تصرف، مختص به او است، (29)
بنابراین، سید لارى عام بودن وظیفه براى اجراى حکومت اسلامى را در زمانى که پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان معصوم در میان نباشند، براى «فقیه جامع الشرایط »، با استدلال هاى متقن فقهى به اثبات مى رساند و بر این باور است که اجراى قوانین اسلامى در هیچ زمانى تعطیل بردار نیست و «فقیه » از جانب امام معصوم، نیابت و خلافت عامه دارد که زندگى جامعه اسلامى را در عصر غیبت بر اساس آموزه هاى اسلام و قرآن تنظیم کند، (30)
مرحوم لارى ضابطه و معیار کلى مشروعیت قانون ملى و مجلس را در ولایت فقیه مى داند و بر موانعى که در نهضت مشروطه بر سر اجراى قوانین الهى پدید آمده مى تازد و اصل «ولایت فقیه » را ضابطه کلى و جامع علمى و عملى شرایط ملى و عامل رفع موانع دانسته، مى گوید؛ «ضابطه کلى و جامع علمى و شرایط ملى و فقد موانع فعلى »، ولایت فقیه است که از تفسیر کلام گران سنگ حضرت امام حسن عسگرى علیه السلام به موازین آن پى مى بریم؛
فاما من کان من الفقها صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه و ذلک لایکون الا بعض فقهاء الشیعة لا جمیعهم (31).

ه. فتاوا و فرامان هاى جهاد
بى کفایتى حاکمان خودکامه قاجار، زمینه نفوذ و استیلاى بیگانگان را بر جامعه ایران اسلامى آن روز فراهم آورده بود و افزون بر تحمیل قراردادهاى ننگین و جدا شدن تعداد بسیارى از شهرهاى اسلامى ایران و دریافت امتیازهاى فراوان از دولت، پیامدهاى زیان آور فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى را نیز بر جامعه آن روز تحمیل کرده بود و این همه براى مجتهد لارى که به عزت مسلمانان و حاکمیت اسلام ناب محمدى مى اندیشید؛ قابل تحمل نبود؛ از این رو وى هرگز دولت مستبد قاجار را به رسمیت نشناخت و اثرى روشنگرانه با عنوان آیات الظالمین (32) در سال 1314 قمرى (1275ش) یعنى تقریبا 10سال پیش از مشروطه و در اختناق قاجار منتشر ساخت و در آن از جنایات، فجایع و سیماى زشت دولت ستمگر مرکزى و حاکمان مستبدش در منطقه لار پرده برداشت و ویژگى هاى آنان را با استناد به آیات قرآن و اخبار معصومان بیان کرد و با ادله محکم، علل فریب کارى آنان را آشکار ساخته، توجیه گرى هاى آنان را بیهوده و باطل نشان داد، همچنین در فتوایى، با صراحت تمام اعلام داشت؛ «واجب است تبدیل سلطنت امویه قاجاریه به دولت حقه اسلامیه » (33) و با پیروان و مریدان فراوان خویش در منطقه لار آشکارا فریاد مخالفت ضد نظام استبدادى قاجار را سرداد (34) و به اوامر حاکمان دولت گوش فرا نداده، (35) تا آن جا پیش رفت که در لارستان حکومت اسلامى بنیاد نهاد، مردم نیز چون پیشاهنگى مرحوم سید را در مبارزه با ظلم و استبداد قاجاریه دیدند، با خشنودى، مخارجى را که حکومت مستقل اسلامى وى لازم داشت، تامین کردند، (36) مرحوم لارى حتى تمبر پستى به نام حکومت به چاپ رسانده بود که بر روى آن نوشته بود؛ «پست ملت اسلام » (37) همچنین کارخانه اسلحه سازى دایر کرده بود (38) و به تعبیر برخى نویسندگان، «دستگاهش منظم و با انضباط بود و بر پایه شریعت صدر اسلام عمل مى کرد» (39)
با آغاز نهضت مشروطه، مرحوم سید لارى حکم جهاد ضد مستبدان را صادر کرد و بارها با آنان جنگید و در سال 1326 قمرى در دوره استبداد صغیر به مرحوم سید مرتضى مجتهد اهرمى دستور داد بوشهر را از اشغال مستبدان خارج سازد و او نیز با یارى رئیس على دلوارى و میرزا على کازرونى چنین کرد. (40)
همچنین وى در برابر قرارداد ننگین 1907 که ایران را به دو منطقه بین دولت هاى انگلیس و روس تقسیم مى کرد موضع قاطعى گرفت و آن را باطل و غیر قانونى شمرد. (41)
در جنگ بین الملل اول در فرمان هایى که براى سردار عشایر قشقایى؛ صولت الدوله صادر مى کند، بر جهاد علیه انگلیسى ها تاکید کرده، مى گوید؛ «من که مجتهد و جانشین پیغمبر اسلام هستم، به این وسیله فتوا مى دهم که جهاد با این کفار حربى انگلیسى ها واجب است » ؛ (42) و در پاسخ استفتایى که عالمان شیراز از ایشان مى کنند و زمان وجوب جهاد را جویا مى شوند، با صراحت مى گوید؛ «الجهاد من المهد الى اللحد» (43)
مرحوم سید لارى از انگلیسى ها به «ابالیس انگلیس » یاد مى کند؛ چنان که وى هرگز فجایع همسایه شمالى ایران، دولت روس را از دیده پنهان نمى دارد و درباره سیاست مکارانه آنان با ملت مسلمان ایران هشدار داده، آنان را «روس بدتر از مجوس » نام مى برد، (44) مجتهد لارى قراردادها و معاهداتى را که حاکمان کشورهاى اسلامى با بیگانگان منعقد ساخته و از این راه، زمینه گسترش نفوذ بیگانه و اشغال بعضى از سرزمین هاى اسلامى را فراهم آورده اند، باطل و غیرقابل قبول و اجرا دانسته و بیش از هر چیزى بر قانون شریعت اسلام تکیه و تاکید داشته است و استرداد سرزمین هاى غصب شده و قطع دست هاى استعمارگران از آن سرزمین ها را با دعوت ملل مسلمان به «جهاد» و «اتحاد» مى داند، (45) با این زمینه ها بود که مرحوم سیدلارى حکم جهاد ضد بیگانگان را صادر کرد، در این باره مى توان به چهار حکم جهاد صادر شده از طرف وى اشاره کرد.
آوردن و پرداختن به متن این احکام در حوصله این نوشتار نیست، (46) آن چه مهم به نظر مى رسد، پرداختن به نکات مهمى است که این احکام، آن ها را در بردارد، اکنون به اختصار به مهم ترین آن ها اشاره مى شود؛
1. با توجه به آن که محتواى فتاواى جهادیه مرحوم لارى، بیانگر برائت از کافران و مشرکان است، وى با تاسى به سوره برائت در قرآن کریم که بدون «بسم الله » است، همه احکام جهادیه را بدون «بسم الله » آغاز کرده است.
2. مساله جهاد یکى از محکمات قرآن و از سنت هاى تغییرناپذیر الهى است و حکم صاحب شریعت امام زمان علیه السلام که عالمان اسلام نیز به شیوه حضرت اقتدا کرده اند.
3. به دشمن نباید هیچ گونه فرصتى داد و باید راه گریز را بر او بسته، به شیوه اى رفتار کرد تا فرصت بازسازى نیروهاى خود را نداشته باشد و چنان سرکوب شود که عبرتى براى صاحبان بصیرت باشد.
4. امر جهاد فقط جنبه نظامى ندارد؛ بلکه در دیگر شؤون حیات انسانى مطرح است؛ از این رو افزون بر جهاد نظامى ضد بیگانگان، باید ضد سلطه هاى فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و،،، بیگانگان نیز مبارزه کرد؛ بنابراین از دیدگاه مجتهد لارى، دریافت مالیات، حق تفتیش در گمرکات، قرنطینه، گذرنامه، گرفتن اسلحه از مسلمانان و... که مستلزم سلطه و سبیل از سوى کافران و بیگانگان بر مسلمانان است، حرام و ممنوع است (47) و مسلمانان باید ضد چنین سلطه هایى به جهاد بپردازند.
5. همکارى با دولت هاى استکبارى و بیگانگان و نیز گریز از میدان جنگ و جهاد، سبب ارتداد از اسلام است و مخالف جنگ، مخالف قرآن و امام عصر علیه السلام به شمار مى رود و همانند شیطان از حوزه اسلام و ایمان خارج است.
6. خداوند مجاهدان را بر قاعدان با درجات بسیارى برترى داده است و هرکس رو به جهاد آورد، براى عزت و شرف خویش گام برداشته و مخارج وى باید از بیت المال مسلمانان تامین شود و به طور قطع، پاداش مجاهدان در پیشگاه الهى بزرگ است.
7. وجوب جهاد و دفاع هرگز از انسان مسلمان ساقط نمى شود؛ حتى اگر همه امکانات نظامى هم از بین برود، باید با سنگ ریزه و چوب نخل هم که شده، جنگ با دشمن را تا آخر ادامه داد.

بحثى کوتاه در روش شناسى رسائل مورد بحث
مرحوم سید لارى در رسائل یاد شده، گذشته از استدلال به آیات فراوان قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام، به مباحث کلامى و اعتقادى، فقهى و اصولى نیز استدلال کرده است؛ به ویژه در طرح شبهات و پاسخ به آن ها، مباحث، بیش تر صبغه کلامى و اصولى دارد، افزون بر این، استدلال به شواهد و نمونه هاى تاریخى که به گونه اى بیانگر مباحث فلسفه تاریخ است، در رساله قانون مشروطه مشروعه به روشنى نمایان است؛ چنان که در اوایل رساله یاد شده، ضمن بحثى که مرحوم لارى درباره «علت مفاسد جوامع و علت بقا و زوال دولت ها» دارد، با ذکر نمونه هایى از حکومت ها، علت بقاى بعضى از آن ها را در برابر زوال بعضى دیگر، بیان کرده است، همچنین در دو رساله «قانون اتحاد در دولت و ملت » و «قانون مشروطه مشروعه » در بحث نهادها و مؤسسات مشروطه و مباحث روز، به نوعى به اخلاق سیاسى اسلام توجه و عنایت شده و رعایت این نوع اخلاق در نهادها و تشکیلات مشروطه از اهم ضروریات دانسته شده است.

کتابنامه
1، آقابزرگ تهرانى، محمدمحسن، نقباء البشر، چ 2، مشهد؛ دارالمرتضى، 1403 ق،
2، آیت اللهى، سیدمحمدتقى، ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، چ 2، تهران؛ امیرکبیر، 1363،
3، افشار، ایرج، اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقى زاده، چ 1، تهران؛ جاویدان، 1359،
4، براون، ادوارد، انقلاب مشروطه ایران، ترجمه مهرى قزوینى، تهران؛ کویر، 1376،
5، رکن زاده آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخن سرایان فارس، چ 1، تهران؛ اسلامیه، 1339،
6، -، فارس و جنگ بین الملل، تهران؛ اقبال، 1357،
7، معاصر، حسن، تاریخ استقرار مشروطیت در ایران، چ 2، تهران؛ ابن سینا، 1353،
8، موسوى لارى، سید عبدالحسین، رسائل سید لارى، تحقیق؛ سیدعلى میرشریفى، چ 1، تهران؛ سازمان چاپ و انتشارات، 1377،
9، هدایت، مهدیقلى (مخبرالسلطنه)، خاطرات و خطرات، چ 4، تهران؛ کتابفروشى زوار، 1363.

پى نوشت؛
1) عبدالحمید مهاجرى؛ شجره طیبه، چاپ شده در رسائل سید لارى، ج 1، ص؛ 209 محمدحسین رکن زاده آدمیت؛ دانشمندان و سخن سرایان فارسى، ج 3، ص 578،
2) همان، ص 208؛ همان،
3) همان، ص 209؛ همان،
4) همان ص 210 - 212؛ همان،
5) همان، ص 212،
6) همان، ص 213،
7) سید محمدتقى آیت اللهى؛ ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، ص 29،
8) عبدالحمید مهاجرى؛ شجره طیبه، ص 212؛ سید محمدتقى آیت اللهى؛ ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، ص 30،
9) عبدالحمید مهاجرى؛ شجره طیبه، ص 214،
10) همان، ص 225،
11) همان، ص 216،
12) همان،
13) همان، ص 214،
14) همان، ص 215،
15) همان، ص 214،
16) همان، ص 215، شایان توجه است که در آن زمان، مالیات سالانه لارستان که شامل مناطق گسترده اى بود، حدود 4200 تومان بود، (همان، ص 216) به دین ترتیب، ملاحظه مى شود که بهاى کتابهاى مصادره شده، حدود نیمى از مالیات سرانه لارستان بوده و این، حاکى از میزان توجه و سرمایه گذارى دولت انگلیس به وسیله مسیونرهاى مذهبى در جهت نابود کردن فرهنگ اسلامى این مرز و بوم است،
17) همان، ص 215،
18) همان، ص 216،
19) عبدالحمید مهاجرى؛ شجره طیبه، ص 233،
20) همان، ص 215 و 234،
21) سید عبدالحسین لارى؛ آیات الظالمین، چاپ شده در رسائل سید لارى، ج 1، ص 252 - 254،
22) سید محمدتقى آیت اللهى؛ ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، ص 36و 161،
23) آقا بزرگ تهرانى؛ نقباء البشر، ج 3، ص 1049،
24) سید محمدتقى آیت اللهى؛ ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، ص 143 - 134،
25) چنان که در فتوایى حکم به «تبدیل سلطنت قاجاریه به دولت حقه اسلامیه » داده است،
26) سید عبدالحسین لارى؛ قانون مشروطه مشروعه، ص 79و 2218،
27) سید عبدالحسین لارى؛ ولایة الفقیه چاپ شده در رسائل سید لارى، ج 3، ص 5،
28) همان، ص 7،
29) همان، ص 2015،
30) همان، ص 19،
31) سید عبدالحسین لارى؛ قانون مشروطه مشروعه، چاپ شده در رسائل سید لارى، ج 1، ص 34، سید محمدتقى آیت اللهى؛ ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، ص 136، اما هرکس از فقیهان و عالمان دین که بر نفس و امیال نفسانى خویش مسلط، و پاسدار دین خویش باشد و مخالفت هواى نفس خویش کند و فقط مطیع و فرمانبر احکام الهى باشد، بر مردم است که از او پیروى کنند، اما همه فقیهان شیعه داراى این ویژگى ها نیستند، بلکه بعضى از آنان چنین صفاتى را دارا هستند،
32) سید عبدالحسین لارى؛ آیات الظالمین، چاپ شده در «رسائل سید لارى »، ج 1، این رساله با نام هاى دیگرى همچون نصایح و فضایح و الرسالة الانذاریة نیز خوانده شده است؛ اما چون در این رساله؛ نزدیک به چهارصد آیه از قرآن کریم در سرزنش و ناپسندى ستم و یارى رساندن به ستمگران، آورده شده، به رساله آیات الظالمین مشهور شده است، محور و محتواى اصلى رساله یاد شده، درباره دو موضوع است؛ اقبحیت ظلم از همه گناهان و حرمت مطلقه کمک به ظالم، این رساله نیز داراى یک خاتمه است که در آن به نه شبهه با پاسخ هاى آن درباره حرمت ظلم و معاونت ظالم، پرداخته شده است،
33) دفتر امام جمعه جهرم؛ جزوه فتوکپى حکم جهاد آیت الله سید عبدالحسین لارى، ص 3،
34) حسن معاصر؛ تاریخ استقرار مشروطیت ایران، ج 2، ص 1100،
35) ایرج افشار؛ اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقى زاده، ص 177،
36) مخبر السلطنه هدایت؛ خاطرات و خطرات، ص 255، ادوارد براون؛ انقلاب مشروطیت ایران، ص 322،
37) ادوارد براون؛ انقلاب مشروطیت ایران، ص 317،
38) همان، ص 255،
39) همان، ص 322،
40) محمدحسین رکن زاده آدمیت؛ فارس و جنگ بین الملل، ج 2 ص 354 و 355، عبدالحمید مهاجرى؛ شجره طیبه، ص 220،
41) سید محمدتقى آیت اللهى؛ ولایت فقیه زیربناى فکرى مشروطه مشروعه، ص 116 و 117،
42) محمدحسین رکن زاده آدمیت؛ فارس و جنگ بین الملل، ج 2، ص 355 و 356،
43) دفتر امام جمعه جهرم؛ جزوه فتوکپى حکم جهاد آیت الله سید عبدالحسین لارى؛ ص 6،
44) سید عبدالحسین لارى؛ بیانیه دفاعیه در جنگ بین الملل اول، چاپ شده در رسائل سیدلارى، ج 1، ص 440 و 441،
45) سید عبدالحسین لارى؛ قانون مشروطه مشروعه، ص 37 و 38،
46) در این باره ر، ک؛ سید عبدالحسین لارى؛ احکام جهاد، چاپ شده در رسائل سیدلارى، ج 1، ص 453 - 458،
47) سید عبدالحسین لارى؛ قانون مشروطه مشروعه، ص 15 و 25 و 35.

برگرفته از:
1- سایت حوزه hawzah.net
2- فصلنامه آموزه؛ شماره 3 ، نوشته: محسن رنجبر

موضوعات

مناطق