جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 3237
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

5650 بازدید

آنتون پاولوویچ چـِخوف Anton Pavlovich Chekhov (به روسی: Анто́н Па́влович Че́хов) ‏ (۲۹ ژانویه، ۱۸۶۰ - ۱۵ ژوئیه، ۱۹۰۴) داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما داستان‌های کوتاه و نمایش‌نامه‌های بسیار نوشت. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌یی از خود به جا گذاشته است. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.

زندگی
آنتون پاولوویچ چخوف در ۲۹ ژانویه[۱] ‏ ۱۸۶۰ در شهر تاگانروک، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدری‌اش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود.[۲] او توانست آزادی خود و خانوادهٍ خود را بخرد. پدرش مغازهٔ خواربار فروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندان‌اش را تنبیه بدنی می‌کرد. روزهای یک‌شنبه پسران‌انش (او ۵ پسر داشت که آنتوان دومین آن‌ها بود.) را مجبور می‌کرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خودش تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی می‌کردند آن‌ها را با چوب تنبه می‌کرد.[۳] همچنین آن‌ها را در ساعاتی طولانی، حتا در زمستان‌های سرد، در مغازه‌اش به کار می‌گرفت. آنتوان در ۱۸۶۷ در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ٔ دینی یونانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسهٔ عادی به تحصیل خود ادامه داد. پدر چخوف شیفتهٔ موسیقی بود و همین شیفتگی او را از داد و ستد باز داشت و به ورشکستگی کشاند[۴] و او در سال ۱۸۷۶ از ترس طلب‌کارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتوان تنها در تاگانروک باقی ماند تا تحصیلات دبیرستانی‌اش را به پایان ببرد. او در سال‌های پایانی تحصیلات متوسطه‌اش در تاگانروک به تآتر می‌رفت و نخستین نمایش‌نامه‌ٔ خود را به نام بی‌پدری[۵] و بعد کمدی آواز مرغ بی‌دلیل نبود[۶] را نوشت. او در همین سال‌ها مجلهٔ غیررسمی و دست‌نویس الکن را منتشر می‌کرد که توسط برادران‌اش به مسکو هم برده می‌شد. برادر بزرگ‌اش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت بود و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکدهٔ ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامه‌های فکاهی مسکو و پتربورگ داستان می‌نوشت.[۷] آنتوان نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد.
چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدا تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمی‌شمارند. جخوف در نامه‌ای به فیودور باتیوشکوف[۸] می‌نویسد:«نخستین تکهٔ ناچیزم در ۱۰ تا ۱۵ سطر در نشریهٔ «دارگون فلای» در ماه مارس یا آوریل ۱۸۸۰ درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشتهٔ ناچیز را آغازی به‌حساب بیاورد، بنابر این سالگرد (بیست و پنج‌سال نویسندگی) من زودتر از ۱۹۰۵ فرا نخواهد رسید.»[۹] آن‌چه چخوف به آن اشاره می‌کند درواقع داستان کوتاهی است به نام «نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجلهٔ سنجاقک شمارهٔ ۱۰ منتشر شد. او در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه بر آموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نام‌های مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوستن بی‌وقفهٔ داستان و طنز در مجله‌های فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادران‌اش را تامین می‌کرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستان‌اش با نام قصه‌های ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ ساله بود اولین خلط‌های خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.
چخوف بعد از پایان تحصیلات‌اش در رشتهٔ پزشکی به طور حرفه‌ای به داستان‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی روی آورد. در ۱۸۸۵ همکاری خود را با روزنامهٔ پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایش‌نامهٔ او به نام در جادهٔ بزرگ به روی صحنه برود که کمیتهٔ سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد.[۱۰] مجموعهٔ داستان‌های گل‌باقالی او در ژانویه سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (۱۸۸۶) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستان‌های، مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سل‌اش شدت گرفت و او در آوریل ۱۸۸۷ به تاگانروک و کوه‌های مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعهٔ در گرگ‌ومیش منتشر شد و در اکتبر نمایش‌نامهٔ بلندش با نام ایوانف در تآتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد.
چخوف در ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴به همراه همسرش اولگا کنیپر برای معالجه به آلمان استراحت‌گاه بادن ویلر رفت. در این استراحت‌گاه حال او بهتر می‌شود اما این بهبودی زیاد طول نمی‌کشد و روز به روز حال او وخیم‌تر می‌شود. اولگا کنیپر در خاطرات خود شرح دقیقی از روزها و آخرین ساعات زندگی چخوف نوشته‌است. ساعت ۱۱ شب حال چخوف وخیم می‌شود و اولگا پزشک معالج او، دکتر شورر، را خبر می‌کند. اولگا در خاطرات‌اش می‌نویسد:«دکتر او را آرام کرد. سرنگی برداشت و کامفور تزریق کرد. و بعد دستور شامپاین داد. آنتوان یک گیلاس پر برداشت. مزه‌مزه کرد و لبخندی به من زد و گفت «خیلی وقت است شامپاین نخورده‌ام.»[۱۱] آن را لاجرعه سرکشید. به آرامی به طرف چپ دراز کشید و من فقط توانستم به سویش بدوم و رویش خم شوم و صدایش کنم. اما او دیگر نفس نمی‌کشید. مانند کودکی آرام به خواب رفته بود.» و این ساعات اولیه روز ۱۵ ژوئیه [۱۲] ‏ ۱۹۰۴ بود.
تشییع جنازهٔ چخوف یک هفته پس از مرگ او در مسکو برگزار شد. ماکسیم گورکی که در این مراسم حضور داشت بعدها به دقت جریان برگزاری مراسم را توصیف کرد. جمعیت زیادی در مراسم خاکسپاری حضور داشتند و تعداد مشایعت کنندگان به حدی بود که عبور و مرور در خیابان‌های مسکو مختل شد. علاوه بر نوسیندگان و روشنفکران زیادی که رد مراسم حضور داشتند حضور مردم عادی نیز چشم‌گیر بود.[۱۳] سرانجام در گورستان صومعهٔ نووو-دویچی در شهر مسکو به خاک سپرده شد.

سالشمار زندگی

1860-‌ تولد در هفدهم ژانویه، شهر تاگانروگ در جنوب شرقی روسیه، واقع بر کرانه دریای آزوف.

1876- ورود به دبیرستان شهر تاگانروگ در شانزده سالگی.
- مهاجرت خانواده به مسکو بدلیل ورشکستگی پدرش.

1877- نوشتن نخستین نمایشنامه اش با نام یتیم در سن 17 سالگی.

1879- اتمام دوره دبیرستان در 19 سالگی.
- پیوستن به خانواده و عزیمت به مسکو.
- پذیرفته شدن در دانشگاه مسکو در رشته پزشکی.
- شروع کار در روزنامه‌ها و مجلات فکاهی و نوشتن داستانواره های کوتاه با امضاء آنتوشا چخونته آنهم بمنظور کاستن از فقر و کمک به اقتصاد خانواده.

1880- نوشتن داستان هزار و یک شهوت.
- عزیمت به مسکو برای تحصیل در رشته پزشکی.
- انتشار داستانها و طرحهای طنز آمیز با اسمهای مستعار نظیر برادر برادرم و طبیب بیمار در نشریات.
- نوشتن داستان کوتاه با نام یک دست و دو هندوانه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام پیش از ازدواج.
- نوشتن داستان کوتاه با نام پدر جان.

1881- نوشتن داستان کوتاه در واگن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام محاکمه.

1882- نوشتن نخستین داستان جد‌ی زن ارباب.
- خلق داستان گلهای دیر هنگام.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نسیان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام اعتراف.
- نوشتن داستان کوتاه با نام داس سبز.
- نوشتن داستان کوتاه با نام خبرنگار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام اسکولاپ های روستایی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام سار از درخت پرید.
- نوشتن داستان کوتاه با نام کدام یک از سه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زن ارباب.
- نوشتن داستان کوتاه با نام کالای جاندار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نوشداروی بعد از مرگ.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دو رسوایی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام ماجرای گند.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بازار مکاره.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بارون.

1883- خلق داستان آینه ترک‌ خورده.
- نوشتن داستان کبریت سوئدی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام خوشحالی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نزد سلمانی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام سپاسگزار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زن بی اوهام.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در حمام.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بی عرضه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام به نقل از یک پرونده.
- نوشتن داستان کوتاه با نام طبع معمایی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام گفت و گو.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دزد.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مادر زن وکیل.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مرگ یک کارمند.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بچه تخس.
- نوشتن داستان کوتاه با نام کبریت بی خطر.
- نوشتن داستان کوتاه با نام چاق و لاغر.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آلمانی حق شناس.
- نوشتن داستان کوتاه با نام قیم.
- نوشتن داستان کوتاه با نام به اقتضای زمان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در پستخانه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام حقوق دان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نقل از دفتر خاطرات یک دوشیزه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دختر آلیبون.

1884- کسب مدرک دکترا در طب پس از پایان دوره ی پنج‌ساله دانشکده.
- نوشتن داستان دختر سرود خوان.
- تالیف داستان شبی دهشتناک.
- خلق رمان فاجعه‌ای در شکار.
- تالیف داستان امتحان نهایی.
- انتشار نخستین مجموعه داستانهای کوتاه به ‌صورت کتاب، تحت عنوان قصه‌های ملپومنه و کسب موفقیت بسیار.
- عدم پرداختن جدی به فعالیتهای پزشکی و اهتمام ویژه به نویسندگی.
- نوشتن داستان نشانه افتخار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام انتقام زن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دو نامه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام سکوت یا پر حرفی؟.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آدم مغرور.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آلبوم.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زغال سنگ روسی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام اشکهای پنهانی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بوقلمون صفت.
- نوشتن داستان کوتاه با نام از چاله به چاه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در گورستان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نقاب.
- نوشتن داستان کوتاه با نام شب پیش از محاکمه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام صدف.
- نوشتن داستان کوتاه با نام فاجعه ای در شکار.

1885 - تالیف نمایشنامه بر شاهراه و عدم انتشار تا پس از مرگش.
- چاپ داستان با نام شکارچی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام تاریخ زنده.
- نوشتن داستان کوتاه با نام هر دو بهترند.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در اتاقهای یک هتل.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زندگی زیباست.
- نوشتن داستان کوتاه با نام چکمه ها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام روشنفکر کند ذهن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام از خاطرات یک ایده آلیست.
- نوشتن داستان کوتاه با نام داماد و پدر جان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مهمان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مغروق.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دیوار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نینوچکا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بیکار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام تهیه کننده در زیر کاناپه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مفسده جو.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در غربت.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دو روزنامه چی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام کد خدا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام ییلاقی ها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام سگ گران قیمت.

1886‌ - انتشار ‌اولین مجموعه‌از قصه ها به‌صورت کتاب با نام قصه های گوناگون.
- دعوت به همکاری از طرف آلکسی سوورین، مدیر روزنامه نوویه ورمیا.
- چاپ مطالب در نشریه‌ای جدی برای نخستین بار و کناره گیری ازمجلات و روزنامه‌های فکاهی.
- انتشار داستان مردم نیک.
- نوشتن داستان کوتاه با نام ناکامی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام جهت اطلاع شوهرها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بزرکترین شهر روسیه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دلتنگی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام ولوله.
- نوشتن داستان کوتاه با نام فرانسوی کودن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام شوخی کوچولو.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آگافیا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام عشق.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مرد آشنا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام خوش اقبال.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مدیر کل.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در مدرسه شبانه روزی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در ییلاق.
- نوشتن داستان کوتاه با نام خواننده کر.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بدبختی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام جوراب صورتی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مسافر واگن درجه یک.
- نوشتن داستان کوتاه با نام نانخورها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام وای دندانم.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مرد غیر عادی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام لجن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام رویاها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام واقعه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام سخنران.
- نوشتن داستان کوتاه با نام تصاویر.
- نوشتن نمایشنامه ی زیانهای دخانیات.
- نوشتن داستان کوتاه با نام وانکا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام خود او بود.
- نوشتن داستان کوتاه با نام احساسات شدید.
- نوشتن داستان کوتاه با نام این زنها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام کفت و گویم با رییس پستخانه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام کابوس.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مهمان نا آرام.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مرگ هنرمندانه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام درباره زنها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زن دوا خانه چی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آنیوتا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام روزی در حومه شهر.
- نوشتن داستان کوتاه با نام ایوان ماتوه یچ.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آدم های سخت.

1887 - شروع پیدایش علائم ابتلا به بیماری سل.
- نوشتن نمایشنامه ی ایوانف.
- اجرای نمایشنامه ی ایوانف ابتدا در مسکو و بعد در پترزبورگ.
- نوشتن داستان با نام مجلس جشن.
- انتشار داستان منتقم.
- نوشتن نمایشنامه ی آواز قو.
- نوشتن داستان کوتاه با نام شکنجه سال نو.
- نوشتن داستان کوتاه با نام شامپانی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام سائل.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دشمنان.
- نوشتن داستان کوتاه با نام جهالت.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مست ها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بی پناه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام عمل زشت.
- نوشتن داستان کوتاه با نام تیفوس.
- نوشتن داستان کوتاه با نام حادثه.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مستنطق.
- نوشتن داستان کوتاه با نام والودیا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام یک از خیلی ها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام از یادداشتهای مردی تند مزاج.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زینوچکا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام فراری.
- نوشتن داستان کوتاه با نام مساله.
- نوشتن داستان کوتاه با نام خانه کلنگی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام حکایت خانم N.N.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بی احتیاطی.
- انتشار مجموعه داستان کوتاه با نام داستانهای خال‌خالی.
- انتشار مجموعه داستان با نام دمدمای غروب.
- کسب جایزه پوشکین از طرف فرهنگستان روسیه بخاطر انتشار مجموعه داستان دمدمای غروب.

1888- نوشتن نخستین اثر مهم و داستان بلند با نام استپ به سبک روایی.
- چاپ داستان استپ در مجله سیورنیه وستنیک، از معتبرترین مجلات روشنفکری روسیه.
- چاپ داستان با نام خواب‌آلود و روایت آن از زاویه دید یک کودک.
- نوشتن داستان بحران روانی.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بیابان.
- تالیف کتاب داستان با نام حادثه ناگوار.
- تالیف نمایشنامه ی خرس.
- نوشتن نمایشنامه ی خواستگاری.

1889- فروش کلیه آثار منتشره مارکس ناشر.
- تالیف کتاب داستان با موضوع خود شیفتگی با نام پرنسس.
- نوشتن داستان با نام داستانی ملال‌انگیز.
- انتشار داستان مهمان بی‌قرار.
- نوشتن داستان کوتاه با نام شرط بندی.
- تلاش فعالانه برای کمک به قحطی‌زدگان.

1890- از طریق سیبری به آغاز سفر خطرناک و خسته‌کننده به اردوگاه محکومین جزیره ساخالین و مطالعه زندگی محکومان به کار اجباری.
- نوشتن داستان دزدان.
- انتشار داستان گوسیف.
- خلق نمایشنامه ی عروسی.

1891- انتشار داستان کوتاه با نام جزیره ی ساخالین.
- نوشتن یکی از طولانی ترین داستان هایش با نام زنان دهقان.
- نوشتن داستان بلند با نام دوئل.
- نوشتن داستان کوتاه با نام تصاویر.
- نوشتن داستانی بمنظور پرداختن به مسئله قحطی با نام همسر.
- خلق نمایشنامه ی سالگرد.
- عزیمت وسکونت در دهکده ملیخووا بعنوان پزشک.

1892-‌ خلق یکی از قویترین داستان هایش با نام اتاق شماره شش.
- نوشتن رمان کوتاه ملخ.
- نوشتن داستان کوتاه با نام در تبعید تحت تأثیر مشاهداتش در جزیره ساخالین.
- نوشتن داستان جنگ تن به تن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام دوئل.
- نوشتن داستان کوتاه با نام همسرم.
- نوشتن داستان کوتاه با نام زن ددری.
- نوشتن داستان کوتاه با نام قطعه بعد از تئاتر.

1893- انتشار داستان با نام داستانی بدون عنوان.
- انتشار یکی از بد بینانه ترین رمان هایش با نام سرگذشت بی‌حاصل.

1894- انتشار کتاب با نام راهب سیاهپوش.
- انتشار داستان قلمرو حاکمیت یک زن.
- انتشار داستان با نام ویولن روتچیلد.
- چاپ کتاب داستان با نام معلم ادبیات.
- نوشتن داستان کوتاه با نام حکایت سر باغبان.

1895- نوشتن نمایشنامه مرغ دریایی.
- نوشتن داستان سه سال.
- اجرای ناموفق نمایشنامه ی مرغ دریایی در سالن تئاتر الکساندریسکی در شهر سنت پترزبورگ.
- نوشتن داستان با نام آردیانا.
- خلق داستان با نام آنا.
- نوشتن داستان کوتاه با نام همسر.
- نوشتن داستان کوتاه با نام یآنا برگردن.
- نوشتن داستان کوتاه با نام آری آدنا.
- تالیف کتاب داستان با نام داستان یک هنرمند.
- نوشتن داستان زندگی من.

1896- نوشتن داستان خانه‌ای با نیم طبقه.
- نوشتن رمان زندگی من.
- اجرای نمایشنامه ای در چهار پرده با نام گاکی در مسکو.( توفیق این نمایشنامه ، چنان بود که تئاتر هنری مسکو که در آن وقت در دست ساختمان بود، مرغ گاکی را علامت خود قرار داد ).
- اجرای نمایشنامه ی مرغ دریایی در تئاتر دولتی پترزبورگ.

1897- ترک منطقه میلخووو به دلیل بیماری‌اش و عزیمت به سواحل جنوب کریمه و آسایشگاههای فرانسه و آلمان.
- نوشتن داستان دهقانان.
- اجرای موفقیت آمیز نمایشنامه ی مرغ دریایی در سالن تئاتر هنری مسکو.
- انتشار داستان سفری با کالسکه.
- خلق داستان بانام ماژیکها.
- نوشتن داستان کوتاه با نام پچنگ.
- چاپ و انتشار رمان دوئل یکی از مشهورترین آثارش و تصویری تقریباً حقیقی از آشفتگی روحی روسها در پایان قرن گذشته.
- بروز خونریزی ریه بر اثر ابتلا قبلی به بیماری سل.

1898- انتشار داستان بانو و سگ کوچکش.
- انتشار داستان دلبند.
- چاپ و انتشار داستان از خاطرات یک پزشک.
- انتشار داستان با نام مردی در جعبه.
- چاپ داستان کوتاه انگور فرنگی.
- انتشار و چاپ داستان با نام درباره عشق.
- انتشار داستان کوتاه با نام داستان عزیزم.
- چاپ داستان اییونیچ.

1899- فوت پدر در سن 39 سالگی.
- انتشار کتاب داستان با نام ویلای جدید.
- نوشتن داستان کوتاه با نام عزیز دلم.
- خلق نمایشنامه ی سه خواهر.
- نوشتن داستان کوتاه با نام بانویی با سگ کوچولویش.
- نوشتن نمایشنامه با عنوان دایی وانیا و اجرای این نمایشنامه، برای نخستین بار در تئاتر هنری مسکو.

1900- اقامت در ایتالیا و انجام دیدارهای زیاد با تولستوی.
- نوشتن داستان با نام در هنگام کریسمس.
- خلق داستان کوتاه با نام دهقانان.
- نوشتن و خلق داستان در دره.

1901- ازدواج در ماه مه، با یکی از هنرپیشگان تئاتر هنری مسکو به نام الگا. ل. کنیپر.
- بازنویسی داستان مردم نیک برای چاپ در مجموعه آثارش.
- اجرای نمایشنامه ی سه خواهر.

1902- استعفا از عضویت در آکادمی علوم روسیه برای اعتراض به لغو عضویت گورکی. ( تحت فشار حکومت، عضویت گورکی را در آن آکادمی لغو شده بود )
- خلق نمایشنامه ی بلند با عنوان دایی وانیا.

1903- انتشار داستان نامزد در ماه دسامبر، یعنی هفت ماه پیش از مرگش.

1904- شروع دوران سخت بیماری.
- نوشتن و انتشار نمایشنامه ی باغ آلبالو.
- حضور در اولین شب اجرای نمایشنامه ی باغ آلبالو.
- سکونت در آسایشگاهی در جنگل های سیاه آلمان در منطقه بادن ویلر به توصیه پزشکان معالجش.
- اقامت سه هفته ای در آسایشگاه و فوت در شب دوم ژوئیه.
- انتقال جسدش به مسکو و دفن در صومعه نووو ـ دویچ، در قسمت مربوط به هنرمندان.

1914: دستنویس نمایشنامه ی پلاتونوف ، در یکی از گاوصندوقهای بانک مسکو به دست آمد. نمایشنامه مذکور، بی‌عنوان بود. بنابراین، در چاپهای مختلف، عنوانهای گوناگونی همچون پلاتونوف ، نمایشنامه بی‌عنوان ، این پلاتونوف دیوانه و غیبت پدران به چاپ رسید. این نمایشنامه، در زمان حیات چخوف، هرگز به نمایش درنیامد. نخست در 1923 به همت بلچیکوف منتشر شد. نامه الکساندر چخوف به برادرش، در تاریخ 14 اکتبر 1878، ثابت می‌کند که چخوف این نمایشنامه را زمانی که هجده سال داشته و شاگرد دبیرستان بوده، نوشته است.

آثار نمایشنامه ای:
- بی پدری / نمایشنامه در چهار پرده
- در جاده بزرگ / اتود دراماتیک در یک پرده
- آواز قو (کالخاس) / اتود دراماتیک در یک پرده
-ایوانف / کمدی در چهار پرده
- خرس / کمدی در یک پرده
- خواستگاری / کمدی در یک پرده
- ایوانف / درام در چهار پرده
- تاتیانا رپینا / درام در یک پرده
- بازیگر تراژدی علیرغم میل خود / کمدی در یک پرده
- عروسی / صحنه ای در یک پرده
- غول جنگلی / کمدی در یک پرده
- سالگرد / کمدی در یک پرده
- مرغ دریایی / کمدی در چهار پرده
- دانی وانیا / صحنه هایی از زندگی روستایی در چهار پرده
- سه خواهر / درام در چهار پرده
- در مضار توتون / صحنه تک گویی در یک پرده
- باغ آلبالو / کمدی در چهار پرده

منابع:
- http://fa.wikipedia.org
- www.jamejamonline.ir

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر