شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 2962
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

4364 بازدید

میرزا محمدخان غفاری+محمد غفاری


محمد غفاری (میرزا محمدخان غفاری) معروف به کمال‌الملک از بزرگترین و نام آورترین نقاشان ایران فرزند میرزا رضاخان غفاری در حدود سال 1264ق/1226ش در شهر کاشان متولد شد. میرزا ابوالحسن غفاری (صنیع‌الملک) عموی کمال‌الملک و برادرش میرزا رضاخان از برجسته ترین نقاشان عصر قاجار محسوب می شدند. محمد غفاری پس از پایان دوران مقدماتی تحصیلی در شهر کاشان، جهت ادامه تحصیل (عمدتاً در رشته نقاشی) در مدرسه دارالفنون به تهران رفت. در آن هنگام او فقط 13 سال سن داشت. معلم نقاشی دارالفنون مزین‌الدوله نقاش دربار ناصرالدین شاه بود و لقب « نقاشباشی » دربار را داشت. محمد غفاری به خاطر ذوق و استعداد کم نظیرش به سرعت در عرصه نقاشی پیشرفت قابل توجهی کرد و خیلی زود آوازه او در نقاشی در شهر پیچیده و رجالی از دربار قاجار برای نقش تصاویر خود به او مراجعه می کردند. در این میان ناصرالدین شاه در سال 1298ق که تحت تأثیر هنر نقاشی محمد غفاری قرار گرفته بود او را به عنوان پیشخدمت مخصوص و نقاشباشی به دربار برد و این واقعه فرصت و امکان مناسب و مطلوبی برای این هنرمند جوان به وجود آورد تا دهها تابلو نقاشی نفیس و زیبا از خود به یادگار گذارد.
محمد غفاری نقاش باشی دربار در سال 1310ق از سوی ناصرالدین شاه به لقب مهم « کمال‌الملک » مفتخر شد. در همین زمان بود که تابلو مشهور و معروف به « تالار آیینه » را که حدود هفت سال طول کشیده بود و از شاهکارهای نقاشی او به شمار می رود، با امضای کمال‌الملک به اتمام رسانید. حدود یک سال پس از مرگ ناصرالدین شاه و در سال 1314ق برای تکمیل دانش خود در عرصه نقاشی و آشنایی با هنر نقاشی اروپایی به آن قاره عزیمت کرده و حدود سه سال در موزه های فلورانس، لوور و ورسای به مطالعه و بررسی نقاشی هنرمندان اروپایی پرداخته و چندین تابلو نقاشی از آثار نقاشان بزرگ اروپایی را بازسازی کرد. کمال‌الملک که طی این مدت سه ساله به تجارب و دانش قابل توجه و ثمربخشی از هنر نقاشی دست پیدا کرده بود، به درخواست مظفرالدین شاه که در سفر نخست اروپایی اش در سال 1316ق با او ملاقات کرده بود، به ایران بازگشت.
کمال‌الملک که به تقاضای مظفرالدین شاه بار دیگر کار نقاشی را در دربار شروع کرده بود، به ویژه به سبب جوّ مسموم و حسادت‌آمیز حاکم بر دربار و مشکلاتی که رجال دربار برای او ایجاد می کردند پس از حدود 5 سال برای زیارت مشاهد ائمه اطهار در عتبات عالیات راهی عراق شد و در سال 1321ق وارد کربلا شد.
کمال‌الملک طی چندین سال اقامت در عتبات عالیات تابلوهای نقاشی متعددی را ترسیم کرد که در زمره مهمترین آثار هنر نقاشی ایشان به شمار می رود. از جمله این آثار پرارزش و ماندگار باید به تابلوهای « فالگیر بغدادی »، « زرگر بغدادی و شاگردش »، « میدان کربلای معلا » و « عرب خفته » اشاره کرد.
کمال‌الملک در سال 1329ق به ایران بازگشت و مدرسه صنایع مستظرفه را با هدف تدریس و توسعه هنر نقاشی در ایران برپا داشت و همگام با آن به رشته های منبت کاری، موزائیک سازی و قالیبافی هم عنایت ویژه ای نشان داد و این روند را تا هنگام کودتای 1299 ادامه داد. در این میان وزارت معارف برای تداوم کار مدرسه نقاشی کمال‌الملک مساعدت مالی لازم را به او می نمود.
به دنبال وقوع کودتای 1299 کمال‌الملک حاضر نشد به رضاخان روی خوش نشان دهد و در این راستا حتی تقاضای رضاشاه جهت ترسیم تصویر محمدرضا ولیعهد وقت را رد کرد. این موضعگیری همگام با سعایت‌ها و حسادت ها و فرصت‌طلبی‌هایی که اطرافیان و برخی رجال نشان می دادند، موجبات سرخوردگی رضاخان را از او فراهم کرده و منجر به برخورد و بی عنایتی حکومت و دولت رضاخان با او شد، سپس وزارت معارف چنانکه دلخواه رضاشاه بود بودجه مدرسه صنایع مستظرفه را که تحت مدیریت کمال‌الملک اداره می شد، قطع نمود و مشکلات متعدد دیگری را پیش روی او قرار داد، تا جایی که دیگر امکان اداره مدرسه از او سلب شد و به ناچار از خدمت در مدرسه نقاشی که سالیان طولانی برای توسعه و اعتلای آن زحمات طاقت‌فرسایی را متحمل شده بود، کناره گرفت و به فاصله کوتاهی شهر تهران را به مقصد مزرعه ای در روستای حسین‌آباد از توابع شهر نیشابور ترک کرد و گوشه انزوا برگزید.
کمال‌الملک طی برخی نامه هایی که از روستای دورافتاده حسین‌آباد برای تعدادی از دوستان قدیم و شفیقش در تهران می نویسد، با اشاره و گلایه و شکایت از مشکل‌سازی‌ها، حسادت‌ها، کوته‌نظری‌ها و خردستیزی های بی پایان درباریان، رجال و بسیاری از کسانی که در تهران با او در ارتباط بوده اند، پناه آوردن به بیابان های خشک و عزلت گزیدن در مناطق دورافتاده و بدون امکانات و حتی دچار دزدان و قطاع الطریق شدن را مطلوب تر و خوشایندتر از مراوده و ارتباط با آن گروه پرشمار و خطرناک ساکن شهر و دربار ارزیابی می کند و از این که با عزلت گزیدن در حسین آباد نیشابور دیگر سعادت برخورد و رو در رویی با آن جماعت را از خود سلب کرده است، احساس آرامش و شادمانی می کند.
آنچه بود کمال‌الملک نقاش چیره دست و کم نظیر ایران زمین که در عشق ورزی به وطن، آزادیخواهی، اخلاق و شرف و انسانیت سرآمد اقران بود، تا پایان عمر، زندگی در مزرعه شخصی اش در حسین آباد نیشابور را بر بازگشت به شهر ترجیح داد. از رخدادهای واپسین سالهای عمر او نابینایی یکی از چشم هایش در اثر یک حادثه بود. کمال‌الملک نهایتاً در 27 مرداد 1319 در سن 93 سالگی بدرود حیات گفت. مقبره او در نیشابور زیارتگاه هزاران تن از دوستداران کمال‌الملک است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره بنگرید به :
- نامه های کمال‌الملک، به کوشش علی دهباشی، چاپ دوم، تهران، 1386.
- کمال‌الملک هنرمند همیشه زنده، به کوشش حمید باقرزاده، چاپ اول، تهران، اشکان، 1376.

منابع:
1. http://www.iichs.org نوشته مظفر شاهدی

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 1

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر