یک‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
بر خط: 2069
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1554 بازدید

معروف به القاب «سردار بهادر» و «سردار اسعد» فرزند ارشد علیقلی خان سردار اسعد بختیاری در 1259 در چهار محال بختیاری متولد شد. پس از فراگرفتن تحصیلات ابتدائی و دروس معمول زمان به سواری و تیراندازی و آئین سپاهیگری پرداخت و فنون جنگی را به حد کامل آموخت. چندی نیز در اروپا بسر برد و زبان فرانسه را یاد گرفت.
در 1288 چند روز پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت برای تقویت نیروی مرکزی با هزار سوار بختیاری وارد تهران شد و بلافاصله به عضویت دادگاه عالی انقلاب تعیین گردید. این دادگاه عده‌ای از مستبدین و مخالفین مشروطه را محاکمه و محکوم به اعدام نمود. شیخ فضل الله نوری مجتهد بزرگ توسط همین دادگاه محاکمه و اعدام شد.
سردار بهادر چند ماه پس از ورود به تهران مأمور دفع غائله‌های زنجان و آذربایجان شد و در رأس پانصد سوار بختیاری به اتفاق یپرم رئیس نظمیه عازم مأموریت جنگی گردید. اولین برخورد جنگی این نیرو در زنجان بود. در آنجا ملاقربانعلی مجتهد متنفذ و مستبد علیه مشروطه خواهان دست به اقدام زده بود و شهر زنجان در تصرف او بود. در یک برخورد شدید ملاقربانعلی شکست خورد و قوای او متواری شدند. او را توقیف و به تهران اعزام نمودند. سپس عازم آذربایجان شدند. پس از ورود به تبریز مخبر السلطنه والی و ستارخان از آنان استقبال شکوهمندی نمودند. سردار بهادر در این مأموریت فتنه‌های اردبیل، سراب، و اهر را پایان داد و با تعدادی اسیر و غنائم جنگی بازگشت و مورد استقبال با شکوه مردم واقع شد.
در 1289 پس از تصویب قانون خلع سلاح چون ستارخان و باقرخان از تحویل سلاح‌های مجاهدین آذربایجانی خودداری نمودند سردار بهادر و یپرم خان رئیس نظمیه مأمور خلع سلاح نمودن آنها شدند، در نتیجه بین قوای ستارخان و باقرخان که در پارک اتابک سکنی داشتند و نیروهای دولتی که اغلب آنها سواران بختیاری بودند، جنگ سختی در گرفت و سرانجام مجاهدین آذربایجان با برجای گذاشتن چندین کشته و مجروح، خلع سلاح شدند. در این زد و خورد، ستارخان هم از ناحیة پا به شدت مجروح شد.
در 1290 محمد علی میرزا سلطان مخلوع به اتفاق برادران خود منصور میرزا شعاع‌السلطنه و ابوالفتح میرزا سا لار الدوله به قصد تصاحب تاج و تخت وارد ایران شدند و به سرعت نواحی کرمانشاه، کردستان، لرستان، گرگان، مازندران، اراک و شاهرود به تصرف آنها درآمد و اولین اردوی شاه سابق به فرماندهی میرزا علی خان ارشد‌الدوله در ورامین تهران آرایش جنگی گرفت. قوائی از تهران به فرماندهی جعفر قلی سردار بهادر و یپرم خان رئیس نظمیه برای مقابله با آنها به استقبال رفتند. در جعفر آباد ورامین دو اردوی جنگی در مقابل یکدیگر قرار گرفته جنگ آغاز شد. در این نبرد با وجودی که نیروی شاه مخلوع و ارشد الدوله بر نیروی دولتی فزونی داشت، مع الوصف شکست خوردند و ارشد الدوله دستگیر و اعدام شد و قوام دولتی پیروز شدند. سردار بهادر پس از چند مأموریت جنگی دیگر به حکومت عراق منصوب شد و چند سال در آنجا باقی ماند.
در 1296 علیقلی خان سردار اسعد درگذشت و طبق فرمان احمدشاه عنوان و لقب سردار اسعد به سردار بهادر تعلق گرفت و از این تاریخ عنوان سردار اسعد بختیاری یافت. در همان سال در کابینة میرزا حسن خان مستوفی الممالک وزیر پست و تلگراف شد و جمعاً سه ماه وزیر بود. در 1299 والی کرمان شد. بعد به استانداری خراسان رسید. در 1303 در کابینة سوم و چهارم سردار سپه به وزارت پست و تلگراف معرفی گردید. در کابینة سوم و چهارم سردار سپه به وزارت پست و تلگراف معرفی گردید. در کابینة مهدیقلی هدایت (مخبر السلطنه) به سمت وزیر جنگ تعیین شد. این کابینه متجاوز از شش سال روی کار بود و در تمام مدت سردار اسعد که نام خانوادگی «اسعد» را برای خویش انتخاب نموده بود، در رأس وزارت جنگ قرار داشت ولی عملاً کارهای وزارت جنگ را شخص شاه انجام می‌داد.
در فاصله بین سال‌های 1309 – 1307 ش که شورش عشایر فارس آغاز شد و دامنة آن به بختیاری کشیده شد، اسعد تلاش فراوان کرد و در اثنای جنگ تامرادی که قسمت اعظم نیروی نظامی ایران کشته شده بودند، با چهارصد سوار بختیاری به منطقه رفته، اوضاع آنجا را امنیت بخشید.
جعفرقلی اسعد از دوستان و نزدیکان رضاشاه بود. در غالب مسافرت‌ها او را همراهی می‌کرد. در سفر جنگی سردار سپه به خوزستان و در سفر سردار سپه به آذربایجان و ملاقات با سمیتقو همراه شاه بود. در مسافرت شاه به خراسان برای رسیدگی به وضع لشکر شرق و ماجرای قیام لهاک خان در مراوه تپه و مجازات آنها در کنار شاه قرار داشت. غیر از همراهی با شاه در مسافرت‌ها و بازدیدها اسعد یکی از نزدیکان معدود رضا شاه بود که هفته‌ای چند نوبت او را در کاخ ملاقات می‌نمود و بعد از تیمورتاش نزدیکترین شخص به شاه بود.
در 1312 ش محمد علی فروغی به نخست‌وزیری رسید. اسعد کماکان عهده‌دار وزارت جنگ شد و در همان سال طبق معمول سنواتی شاه برای شرکت و مشاهده مسابقات اسب دوانی به دشت گرگان عزیمت نمود. در این مسافرت، اسعد در صف مقدم همراهان شاه قرار داشت. پس از انجام مراسم اسب دوانی و توزیع جوایز توسط اسعد در روز 8 آذرماه 1312 ش، سرهنگ سهیلی رئیس اطلاعات شهربانی او را بازداشت نمود. بلافاصله به زندان قصر انتقال یافت. همزمان با این واقعه، تعداد زیادی از رؤسای عشایر تبعیدی در تهران و دیگر افراد صاحب نفوذ در مناطق ایلی جنوب دستگیر شدند. گذشته از اکثر خوانین بختیاری، تعدادی از سران دیگر ایالات نیز توقیف و به زندان افتادند. عده ای از خوانین بختیاری که نماینده مجلس بودند پس از سلب مصونیت توقیف شدند. قوام الملک شیرازی نیز بازداشت شد.
جعفر قلی اسعد تا دهم فروردین 1313 ش در نهایت زجر و شکنجه در زندان به سر برد تا اینکه در آن روز از بین رفت. همزمان با مرگ اسعد عده ای از سران عشایر و ایلات بختیاری در جنوب به حکم دادگاه نظامی در زندان قصر به چوبه دار سپرده شدند و عده زیادی نیز به حبس های طویل المدت محکوم شدند که تنی چند از آنان در زندان در گذشتند. پس از سال 1320 ش و استعفا و رفتن رضاشاه از ایران در مجلس و مطبوعات سر و صدای زیادی بلند شد و وراث مقتولین دوره رضا شاه از جمله سردار اسعد به خونخواهی آنان به عدلیه شکایت بردند. ابتدا در دیوان کیفر و سپس در دادگاه نظمینه به محاکمه کشیده شدند. پزشک احمدی در رابطه با قتل اسعد محکوم به اعدام شد.
جعفر قلی اسعد مردی متهور، جنگجو، بذال، و جاه طلب بود. مخبر السلطنه هدایت دربارة قتل سردار اسعد چنین نوشته است: «معروف شد که اسعد فوت کرده است کار به محاکمه نکشید گفته شد که محرمانه اسلحه ای به بختیاری وارد شده بوده است بعدها در ملاقات از شاه شنیدم بلی می خواهند محمد حسن میرزا را بیاورند...». دربارة قتل سردار اسعد بختیاری در زندان قصر مطالب گوناگونی نوشته شده است.

منابع:
1. کتاب شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، نوشتة باقر عاقلی، انتشارات گفتار، 1380.

موضوعات

مناطق