یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 1641
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1609 بازدید

حسین پاشاخان قره‌باغی


سپاهی، درباری، وزیر جنگ، سلطنت طلب مخلص و بی‌ریا. حسین پاشاخان قره‌باغی که به القاب آجودان باشی، امیربهادر، کشیکچی باشی، سپهسالار اعظم نامیده شده، از رجال متدین و ادیبی است که در دورة مظفرالدین شاه و محمد علی شاه مصدر مشاغل مهمی بوده است. او از اعیان و خوانین آذربایجان بود. جدّش پس از انعقاد قرارداد ننگین ترکمانچای از قفقاز به تهران آمد و ضمن داشتن شغل سپاهی وارد دربار فتحعلی شاه و عباس میرزا و محمد شاه گردید. حسین پاشاخان حدود 1261 قمری متولد شد و مطابق معمول زمان مقدمات عربی و ادبیات فارسی و تلاوت قرآن را فرا گرفت و به سنت خانواده وارد کسوت سپاهی‌گری شد. سپس به دربار مظفرالدین میرزا ولیعهد راه یافت و جزء دسته غلامان یوزباشی گردید و بعد از مدتی کوتاه قوللر آقاسی دستگاه ولیعهد شد. در 1308 بر اثر ابراز کفایت و جدیت در کارها، به پیشنهاد امیر نظام گروسی پیشکار ولیعهد و وزیر آذربایجان، درجة سرتیپ اولی به او داده شد و سپس ژنرال آجودان آذربایجان گردید. در 1310 از طرف ناصر الدین شاه به لقب امیربهادر ملقب شد. در 1313 پس از جلوس مظفرالدین میرزا به تخت سلطنت رئیس کشیک خانة دربار شد و در این سمت نسبت به شاه آن چنان وفاداری و صمیمیت نشان داد که در زمرة چند محرم دربار درآمد؛ به طوری که مظفرالدین شاه در سفر و حضر دقیقه‌ای امیربهادر را از خود جدا نمی‌کرد. در هر سه سفر شاه به اروپا جزء همراهان بود. در 1321 که اتابک موفق به راندن یکی از رقبای خود یعنی میرزا محمودخان حکیم الملک از وزارت دربار شد امیربهادر با منصب سرداری به وزارت دربار منصوب گردید و تا 1324 در این سمت بود.
از 1323 که ابتدا موضوع تشکیل عدالتخانه و بعد مشروطه و مجلس پیش آمد، امیربهادر دست‌اندرکار بود و به علت داشتن احساسات شدید مذهبی و علاقه به سلطنت جزء مخالفین مشروطیت بود و از مشروطه مشروعه حمایت می‌کرد. در همان سال به دستور مظفرالدین شاه جلسه‌ای با حضور جمعی از رجال کشور برای مشورت و تبادل نظر در مورد تأسیس عدالتخانه در باغشاه تشکیل گردید. امیربهادر نیز جزء آن هیئت بود. احتشام السلطنه و عده‌ای از رجال با تأسیس عدالتخانه و حکومت قانون موافق بودند. و در عوض امیربهادر و چند نفر دیگر با تحول حکومت به شدت مخالفت می‌کردند. در واقعة تحصن روحانیون و تجار در زاویة مقدسه که پس از واقعة قند پیش آمد، از طرف مظفرالدین شاه و عین الدوله صدراعظم مأمور مذاکره با متحصنین شد و یا سیصد سوار به حضرت عبدالعظیم رفت، ولی در مذاکره توفیقی نیافت و به تهران بازگشت و مخالفت خود را با مشروطه خواهان علنی نمود. در دورة حکومت محمد علی میرزا، به ریاست کشیک خانة سلطنتی منصوب شد و در تمام امور مشیر و مشار شاه بود. شهرت دارد که در اعراض محمد علی میرزا از مشروزه‌ امیربهادر سهم زیادی دارد. به همین لحاظ مجلس عزل او و پنج نفر دیگر را مصراً از دربار خواست و محمد علی میرزا نیز متقابلاً اخراج چند نمایندة تندرو از جمله اخراج سید حسن تقی زاده را از مجلس خواستار شد. در اثر کشمکش و مذاکراتی که بین محمد علی میرزا و مجلس پیش آمد، شاه به کنار گذاردن امیربهادر، شاپشال، سعدالدوله و چند نفر دیگر از دربار رضایت داد و امیربهادر در سفارت روس متحصن گردید.
امیربهادر پس از به توپ بستن مجلس و ظهور استبداد صغیر، وزیر جنگ مشیرالسلطنه گردید و تا فتح تهران با لقب سپهسالار اعظم وزارت جنگ را در دو کابینه اداره می‌کرد. پس از فتح تهران به دست نیروهای گیلان و بختیاری، محمد علی میرزا با مشورت سفارتخانه‌های روس و انگلیس به اتفاق خانوادة خود و کامران میرزا و ارشد الدوله به سفارت روس در زرگنده رفت و امیربهادر نیز در زمرة همراهان شاه بود و پس از ترک سفارت و خروج محمد علی میرزا از کشور، امیربهادر نیز با وی همسفر شد و مدتی در ادسا و استانبول اقامت گزید. پس از آنکه از دولت ایران تأمین گرفت، به تهران بازگشت و بقیة عمر را به عبادت سپری ساخت، تا اینکه در 1336 قمری درگذشت.
امیربهادر با مشروطه به آن صورتی که ظهور کرده بود مخالف بود و همین مخالفت باعث شده است که غالب مورخین و نویسندگان بدون در نظر گرفتن صفات خوب وی، او را شدیداً به باد انتقاد بگیرند و حتی منکر معلومات و شعور او نیز بشوند. و وی را مردی ساده‌لوح، عامی و بی‌سواد جلوه دهند؛ در حالی که واقعیت امر این طور نیست.
امیربهادر مردی ادیب و ادب پرور بود. به ادبیات و تاریخ ایران دلبستگی خاصی داشت. خود شعر می‌سرود و اشعارش به سبک ترکستانی است. به فردوسی و شاهنامه عشق می‌ورزید و برای اشاعة شاهنامه و دسترسی تمام مردم به آن، به هزینة شخصی خود آن کتاب را در آن زمان به تعداد زیادی چاپ نمود که امروز نیز به شاهنامة امیربهادری معروف اهل ادب است. چندین کتاب و رسالة مهم مذهبی به وسیلة او چاپ و منتشر شده است. امیربهادر در تقوی و مذهب یکی از رجال نمونه است. در تمام مدت عمر، ایام محرم و صفر در منزل خویش واقع در امیریه که امروز نیز به همان اسم امیربهادر باقی است، روضه خوانی و تعزیه برپا می‌ساخت. مظفر الدین شاه و محمد علی شاه نیز چند شبی را به آن مجالس می‌رفتند.
به مشروطه اعتقادی نداشت و حکومت قانون را برای ایران زود می‌دانست، ولی مانند بعضی از رجال نظر خود را مزوّرانه ابراز نمی‌کرد، بکله آنچه در دل داشت به زبان می‌آورد. مهدی بامداد مؤلف کتاب شرح حال رجال دربارة امیربهادر به نقل از گفتة کمال الملک چنین نوشته است: «بنابر گفتة مرحوم محمد غفاری کمال الملک، امیربهادر مردی بوده دارای صفات پسندیدة صدق، صفا، صمیمیت، وفا، حفظ قول و عهد. و به واسطة داشتن این صفات حمیده بسیار او را می‌ستود. باز گفتة آن مرحوم است که رنگ خارجی نگرفته بود، پای‌بند به سنن و آداب بود، عقیده و صدق و صفا داشت و او بر بسیاری از معاصرین زمان خود برتری داشت.»

منابع:
1. کتاب شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، نوشتة باقر عاقلی، انتشارات گفتار، 1380.

موضوعات

مناطق