سه‌شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 2216
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1543 بازدید

تولد
سید ابوالحسن فاضل بهسودی در سال 1319 هجری شمسی در «کجاب بهسود» استان میدان افغانستان که در 100 کیلومتری شهر کابل (پایتخت) واقع گردیده است، در یک خانواده مذهبی و علمی دیده به جهان گشود. با درخشش این ستاره در فضای کانون پر محبت خانوادگی، دیدگان خانواده‏اش روشن گردید. قبل از تولد، پدرش حجة الاسلام و المسلمین سیّد محسن مصطفوی در سن 20 سالگی رحلت نموده بود، این سیّد از بدو تولد آغوش گرم و پر از محبت پدر را ندید.
عمویش علامه سیّد حسن مصطفوی معروف به «سیّد آخوند» مسئولیت سرپرستی وی را به عهده گرفت و با دقت تمام به بارور کردن استعدادهای او همّت گماشت.

از تبار نیکان
سید ابوالحسن از نظر سلسله نسب از جمله سادات عالیقدری است که اجدادش از بزرگان منطقه بوده‏اند. و همه از علماء و پیشگامان ترویج معارف دینی به حساب می‏آمده‏اند. پدرش سیّد محسن کربلایی فرزند سیّد مصطفی‏ فرزند سیّد سلطان فرزند سیّد میرزا حسین فرزند سیّد فضل اللّه فرزند سیّد صافی فرزند سیّد احمد فرزند سیّد عبداللّه فرزند سیّد میرزا حسن فرزند سیّد امین (سیّد سالم ،سیّد اسلام و سید یحیی‏ که سه فرزند سیّد امین هستند، در منطقه، دفن و جزء قبور محترم دارای بارگاه مجلّل هستند و مورد توجه زیاد مخلصین قرار می‏گیرند و در مناسبتهای مذهبی و حتی‏ جهت رفع مشکلات به آنها توسل می‏جویند و در کنار آرامگاه آنها نذر می‏نمایند و آنان را صاحب کرامات میدانند.) و سلسله نسب سیّد ابوالحسن فاضل که از سادات جلیل القدر حسینی می‏باشد، به امام زین العابدین (ع) می‏رسد.

تحصیل
سید ابوالحسن با استعداد فوق العاده‏ای که داشت، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش نزد عمویش به پایان رسانید. دروس مقدماتی و قسمتی از قوانین را نیز نزد عمویش علامه حاج سیّد حسن مصطفوی فرا گرفت و پس از فوت عمویش بخش دیگری از قوانین و همچنین رسایل را نزد مرحوم شیخ خان علی خواتی (مشهور به حاج شیخ) فرا گرفت.
پس از آنکه مدارس بهسود را فراخور نیاز و ضرورت تحصیلی خود ندید برای طی نمودن مدارج بالاتر علمی به کابل عزیمت و دروس سطوح عالیه را نزد استاد فرزانه و عالم ربانی حضرت آیت اللّه شهید سیّد محمد سرور واعظ آموخت و بسیار سریع از چهره‏های ممتاز حوزه علمیه محمدّیه - که زیر نظر و هدایت شهید واعظ اداره می‏شد. - گردید و جایگاه خاصی را در بین طلاب علوم دینی باز نمود.
در سال 1349 هجری شمسی جهت تحصیل، عازم نجف اشرف شد و به درس کفایة الاصول مرحوم آیت اللّه شیخ صدرا بادکوبی و نیز در درس مکاسب آیت اللّه شیخ حسین لنکرانی، شرکت و بهره فراوانی از این دو عالم بزرگوار گرفت و از سال 1351 بمدت 10 سال در دروس خارج آیات عظام و مراجع بزرگ و افتخارات حوزه علمیه نجف اشرف، چون خوئی و صدر شرکت داشت و از سرچشمه‏های فضیلت، تقوی‏ و فقاهت این دو چهره علمی کمال استفاده را برده، پس از 15 سال اقامت در کنار بارگاه ملکوتی امیر المؤمنین (ع) و بهره‏گیری از منابع سرشار فقهی و اصولی ... سرانجام به درجه اجتهاد نائل آمد.

اساتید
آیت اللّه فاضل از حضور فرزانگان علم و تقوا - چه در افغانستان یا نجف اشرف - کمال استفاده را برد.
نخستین استاد او عمویش سیّد حسن مصطفوی است که دوره مقدّماتی را در حضورش خواند و سپس از مرحوم شیخ خان علی که از مردان پارسا و علمای ربّانی بود، علوم حوزه‏ای را فرا گرفت.
و پس از چندی برای پیمودن بالاترین سطوح علمی، راهی شهر کابل شد و افتخار شاگردی آیت اللّه شهید سیّد محمّد سرور واعظ را کسب و در مدرسه علمیّه محمّدیّه مقیم گردید. آیت اللّه واعظ که از همان منطقه بهسود است، پس از سالها کسب فیض از حضور آیت اللّه العظمی‏ حکیم و قرار گرفتن در صف شاگردان درجه اول ایشان، به دستور وی عازم افغانستان می‏شود و مدرسه محمدیّه، مسجد و کتابخانه تأسیس می‏نماید. و با فصاحت خاصی که داشت به ترویج معارف دینی می‏پردازد و دستگاه حکومتی که حضور شخصیت‏های علمی و مبارز را مانع سلطنت خویش می‏بیند، شهید واعظ را دستگیر و سه سال از فعّالیت‏های فرهنگی محروم می‏کند و پس از آزادی باز به نجف اشرف می‏رود و آثار گرانقدر خود را که عبارتند از: تقریرات اصول آیت اللّه خوئی (مصباح الاصول) ، سیف الاسلام و تحفة الفقیه، به چاپ می‏رساند. و با بازگشت دوباره، محدوده فعّالیّت خویش را گسترش می‏دهد و تا آخر عمر شاگردان زیادی را پرورش می‏دهد که آیت اللّه فاضل یکی از آنها است. مرحوم فاضل در نجف با استفاده از حضور فرزانگان علوم دینی و معارف قرآنی مانند:
- آیت اللّه شیخ صدرا بادکوبی
- آیت اللّه شیخ حسین لنکرانی
- آیت اللّه العظمی‏ خویی
و آیت اللّه العظمی‏ شهید صدر
مراحل کمال را می‏پیماید واز شاگردان درجه اول آنها قرار می‏گیرد. در این باره آیت اللّه حائری عراقی می‏گوید:
«من با ایشان در درس آیت اللّه شهید صدر می‏رفتم. آیت اللّه فاضل از شاگردان خوب شهید صدر بودند. شهید صدر علاقه زیادی به او داشت و او را دوست می‏داشت. همچنانکه من او را دوست می‏دارم.»(1)
آیت اللّه صدر عنایت و علاقه عمیقی به ایشان داشت طوری که، رابطه عمیق، عاطفی و فکری و هماهنگی ایشان با آیت اللّه صدر برای همه محسوس بود.(2)

تدریس
در اول شروع تحصیلات - چه در بهسود و یا کابل - و پس از اتمام دروس خویش به تدریس آنها می‏پرداخت. آیت اللّه فاضل مدت زمانیکه در نجف اشرف بودند، علاوه بر شرکت در درسهای خارج اصول وفقه، فلسفه و کلام و پژوهش پیرامون معارف اسلامی و توجه به مسایل جهان و مشکلات جامعه اسلامی، به تدریس نیز مبادرت می‏ورزید؛ یکی از بستگانش می‏گوید:
«آن فقید سعید در نجف اشرف، درس‏های سطوح عالیه از جمله کفایه، مکاسب، رسایل، حلقات شهید صدر و درسهای عقائد را، تدریس می‏کردند، که در درسهای ایشان طلاب فاضل از کشورهای مختلف افغانستان، پاکستان، ایران، لبنان و عراق شرکت می‏نمودند.»(3)
و هنگامی که وارد سوریّه می‏گردد و مدّت کوتاهی که در آن کشور اقامت دارد، به تدریس می‏پردازد. دیگری می‏گوید:
«آیت اللّه فاضل، پس از آنکه مدت کوتاهی به درجه اجتهاد می‏رسد، به تدریس می‏پردازد و در سوریه نیز برای رونق دادن به حوزه علمیّه زینبیّه مشغول تدریس سطوح عالی کلام و معارف اسلامی می‏گردد.»(4)
آیت اللّه فاضل پس از ورود به خاک جمهوری اسلامی ایران و اقامت در حوزه علمیّه قم پیرو در خواست تعدادی از فضلاء افغانی حوزه علمیّه قم در سال 1365 به تدریس خارج فقه و اصول مشغول می‏گردد. این جلسات نخست در مدرسه توحید که زیر نظر شخص ایشان تأسیس شده و اداره می‏گردید، دایر و در سال 1369 هجری. شمسی به سالن شماره 31 مدرسه آیت اللّه العظمی‏ گلپایگانی منتقل گردید، تا اینکه مجدداً از سال 1375 در دفتر ایشان دوباره آغاز و تا قبل از ارتحال ایشان ادامه یافت.(5)

خدمات فرهنگی - سیاسی
آیت اللّه فاضل خدمات ارزنده‏ای را انجام دادند و یا در پی انجامش فداکاری و ایثارگری فراوان نمودند که ما در این مقال بر اساس ظرفیت این مبحث به چند نمونه از آن اشاره می‏کنیم:

1 - وحدت‏طلبی
حضرت آیت اللّه فاضل همبستگی احزاب شیعی و هماهنگی مجموعه‏های شیعی و سنّی را گامی مطمئن در مسیر وحدت ملی تلقی می‏کرد.
در نتیجه تلاشهای مخلصانه ایشان بود که در جامعه تشیّع زمینه‏های فکری «وحدت» بوجود آمد، تخاصم به تفاهم همگانی مبدل و سرانجام «حزب وحدت اسلامی افغانستان» وارد عرصه سیاسی - اجتماعی کشور گردید، در حقیقت «حزب وحدت اسلامی افغانستان» دست‏آورد تفکّر و مساعی همه جانبه آن مرد الهی بود.
حضرت آیت اللّه فاضل با داشتن مسؤولیت ریاست شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی بدون تردید یکی از مظاهر راستین با شوکت شیعیان در عرصه‏های سیاسی - فرهنگی - اجتماعی و علمی در افغانستان به شمار می‏رفت.
تلاشهای نستوهانه ایشان برای اشتراک عادلانه شیعیان در «شورای مشورتی در هور پندی»، ایجاد هماهنگی میان سران احزاب جهادی تسنّن و تشیّع، ارائه طرح رسمیّت مذهب جعفری در قانون اساسی آینده در شورای عالی قیادی، نمایندگی از جانب شیعیان در نشست‏های ایران، پاکستان، عربستان سعودی و مذاکره با سران احزاب در حضور رؤسای دولت‏های یاد شده، اقامه اولین نماز عبادی - سیاسی جمعه در کابل، ابتکارات صلح میان نیروهای مستقر در پایتخت، بسیج عمومی شیعیان در دفاع از کیان اعتقادی و اصالت مکتبی آنها را می‏توان از جلوه‏های مبارزاتی آن فقیه مجاهد دانست.
حضرت آیت اللّه فاضل بستر مناسب برای همزیستی در فردای وطن را تحکیم همگرائی و همبستگی میان همه گروههای اجتماعی در کشور می‏دانست و به همین جهت همواره آنها را به «هماهنگی»، و «تفاهم» دعوت می‏کرد، ایشان در این راستا موانع زیادی را از سر راه مجموعه‏های شیعی و سنّی برداشته بود.
حضرت آیت اللّه فاضل عضویت در «شورای عالی قیادی افغانستان» را به دلیل ایجاد فضای بهتر الفت و تعمیم وفاق معنوی میان جامعه شیعی و اهل تسنّن، پذیرفت و برای این منظور گامهای مؤثری برداشت.
ایشان گرایشهای فاقد پشتوانه فرهنگی را برای همبستگی واقعیت‏های قومی و مذهبی در کشور نه تنها خطرناک تلقی می‏کرد بلکه موضعگیری علیه افکار و خطوط انحرافی را گامی مهم در جهت وحدت ملّی و حفظ ارزشهای اساسی جامعه به شمار می‏آورد. ایشان بدون مبالغه پیش آهنگ افشاء و سائس و حیله‏های شیطانی حلقه‏های کژاندیش و بد رفتار در جامعه بود.

2 - دعوت به صلح
بی شک تحوّل و دگرگونی در ابعاد حیات اجتماعی بخصوص جامعه بحران زده افغانستان و هماهنگ نمودن افراد جامعه به وظایف دینی و اجتماعی و ایجاد تفاهم ملّی و ایجاد باور به اقتدار سیاسی و فرهنگی، بدون حضور فعّال چهره‏های ممتاز و خستگی‏ناپذیر همانند آیت اللّه فاضل میسور نیست. وجود علماء دینی کمک شایانی بود در شکوفایی استعداد و نجات فرزندان امت. وجود مرحوم آیت اللّه فاضل در عینیت جامعه، در شرایطی که تنش‏های جاری در کشور، پیکره خسته جامعه را خسته‏تر می‏نمود، رایحه صلح و آرامش بود. همیشه و در هر محفل فریاد صلح را سر می‏داد. به جهت شایستگی‏هائی چون تواضع، مشورت پذیری، احترام به نظریات دیگران، بردباری، پر کاری و همکاری با نیروهای مؤمن، علی‏ رغم سنگین بودن میدان عمل، با امیدواری برنامه‏های اصلاحی خویش را رها نکرد. مشکلات فکری، سیاسی و فرهنگی در افغانستان طوری بود، که کار مؤثر را مشکل می‏نمود. ولی آیت اللّه فاضل صحنه را ترک نکرد و در برابر بحران‏های موجود حضور اصلاح گرانه خود را حفظ نمود، طوری که غیبت امروزیش به معنای غیبت آثار و اعمالش در دنیا و آخرت نمی‏باشد.(6)
مرحوم آیت اللّه فاضل همینطور برای بر قراری صلح و رفع تشنّجات گروهی (شیعه - سنّی) در سال 1364 در رأس یک هیئت صلح وارد کشور افغانستان شد و دسته‏های متخاصم را به تفاهم دعوت و با هوشیاری خویش، کشمکش‏های نظامی و قشری و گروهی را در بسیاری از مناطق خشکانید. این کار ارزشمند را در سال 1365 در مناطق مرکزی و در سال 1373 در منطقه جاغوری به انجام رسانید، صلح و آرامش را بر قرار ساخت.

3 - تقریب بین المذاهب اسلامی
آیت اللّه فاضل با توجه به ساختار سیاسی و فرهنگی افغانستان نزدیک شدن مذاهب موجود در صحنه‏های سیاسی - فرهنگی و جهادی کشور را یکی از راه‏های مؤثر و پشتوانه قوی و مثبت برای پیشرفت امور جامعه به حساب می‏آورد. وی با اخلاص تمام در داخل کشور برای تحقق طرح تقریب مذاهب اقدامات لازم را به عمل آورده و تماس‏هایی با شخصیّت‏های مذهبی اسلامی نیز بر قرار کرده بود. در کتاب زندگینامه آیت الله فاضل، آمده است:
«ایشان هماهنگی‏های برادرانه را با علمای طراز اول، برادران اهل سنّت و جماعت بوجود آورده بود و برای تحقق طرح همبستگی مذاهب اسلامی به کنکاش گوناگون پرداخته بود و از همین رو، روابطی نزدیک با شخصیت‏های علمی - مذهبی برادران اهل تسنّن، چون:
- مرحوم شیخ سعید شعبان، در لبنان
- قاضی حسین احمد، در پاکستان
- سیّد برکة، در فلسطین
- دکتر حسن ترابی، در سودان
و مولوی نصراللّه منصور، در افغانستان بوجود آورده بود.»(7)

4 - ایجاد نهضت فکری - سیاسی
این شخصیّت فرزانه می‏کوشید قشرهای حوزه و دانشگاه را با هم نزدیک کند و لذا با جدّیت تمام به سازماندهی این دو نیروی پیشتاز مشغول بود. یکی از اساتید دانشگاه می‏گوید:
«همکاری سیاسی، آیت اللّه فاضل با دانشگاهیان از سال 1367 آغاز گردید و تا زنده بود ادامه داشت مرحوم آقا به منزل من تلفن کردند و تاریخ جلسه را در منزل ما تعیین نمودند که تشریف آوردند و پس از یک سلسله گفت و شنود، تصمیم بر این شد که بنده تشکیلات جدیدی را با ارائه مقدّمه - که انگیزه و هدف در آن وحدت ملّی در بستر اسلام تحت شعار «لا اله الا اللّه» است. - تهیّه کنم. دستور آقا اجرا شد، امّا متأسفانه زمانیکه وقت مساعد فرا رسید و از تخت بیمارستان، امر به فعّالیّت علنی داده شد، آقا به رحمت حق پیوست.»(8)
با تلاش‏های خردمندانه ایشان بود که مقدور شد تشکّل‏های سیاسی شیعه در یک تشکّل گرد آیند و با انسجام کامل در عینیّت جامعه حضور یابند. این شخصیّت علمی - سیاسی پس از بوجود آمدن دولت اسلامی در افغانستان با حضور جدی خویش در عرصه سیاسی - فرهنگی، خواستار حضور مقتدرانه شیعیان در حکومت گردید. و با پذیرفتن عضویت در شورای عالی قیادی دولت اسلامی افغانستان (شورای رهبری) زمینه را برای دفاع از حقوق شیعیان مهیّا نمود و به نمایندگی از مجموعه شیعیان و شرکت در نشستهای ایران، پاکستان و عربستان - که در جهت صلح و تفاهم برگزار شده بود. - حضور جامعه تشیّع را در واقعیّت سیاسی - فرهنگی و نظامی، به نمایش گذاشت و طرح به رسمیّت شناختن مذهب جعفری را در قانون اساسی افغانستان می‏توان یکی از ابتکارات ایشان به حساب آورد.
اقامه اولین نماز عبادی - سیاسی جمعه در کابل را نیز می‏توان از جلوه‏های مبارزات و فعّالیّت‏های خستگی‏ناپذیر این شخصیت دانست. آقای اشراق حسینی می‏گوید:
«آیت اللّه فاضل در نظر داشت دانشکده علوم سیاسی در کابل بسازد تا در پرتو آن، فرزندان امّت شیعه را کادرسازی سیاسی نماید و پروژه خاتم الانبیاء که یکی از ابتکارات این مرد بود از جامعیّت خاصی برخوردار بود. ایشان می‏فرمود: این حوزه علمیّه را بخاطر آن ساختم و طرحش را تهیّه نمودم که با جامع الازهر مصر رقابت کند. زیرا هدف از تأسیس این پروژه که عبارت است از:
1 - تدریس مقاطع مختلف تا دروس خارج فقه و اصول.
2 - تدریس رشته‏های جدید بر اساس نیاز جامعه.
3 - محور دار التقریب مذاهب باشد و فقه مقارن، درس گفته شود و ده‏ها هدف دیگر را در این طرح گنجانیده بود.»(9)
احداث پروژه خاتم الانبیاء را با مساحت 100/000 متر مربّع با ملحقات آن از قبیل خوابگاه طلّاب، کتابخانه، مسجد، حسینیّه، حمّام، باشگاه ورزشی و بازارچه، روی دست گرفته بودند. هدف آیت اللّه فاضل از ایجاد طرح بزرگ خاتم الانبیاء در شهر کابل، سامان بخشی به اوضاع درسی و معیشتی طلّاب و تقلیل ضریب مهاجرت آنها به ایران و پاکستان، تدریس دروس سطوح عالیه خارج فقه مقارن ( جعفری - حنفی) اساس گذاری عملی تقریب بین المذاهب اسلامی و سر انجام رشد فرهنگ عمومی جامعه، بوده است.(10)ایشان با وجود مشکلات اقتصادی، مدرسه علمیّه توحید را در شهر مقدس قم در تاریخ 1364 تأسیس و با برنامه‏های آموزشی مناسب به پرورش طلّابی مشغول شدند که از مناطق محروم و شهرهایی که شیعیان در اقلیت به سر می‏برند، همانند، شهرهای بدخشان و پنجشیر و غیره روی به حوزه می‏آوردند. مدرسه علمیّه خاتم الانبیاء در مشهد مقدس یکی دیگر از اقدامات بسیار ثمر بخش آیت اللّه فاضل بود که با برنامه‏های متنوع، تعداد بسیاری از جوانان رابا معارف اسلامی آشنا کرد و تحویل جامعه داد.

خدمات اجتماعی
یکی از کارهای اجتماعی آیت اللّه فاضل ایجاد دارالایتام بود و با توجه به مسئولیّت‏های خطیر سیاسی - فرهنگی که ایشان داشت، لحظه‏ای از خدمت به توده‏های محروم و خانواده‏های شهداء و ایتام... غافل نبود و در همین راستا مؤسّسه خیریّه خاتم الانبیاء و دارالایتام را در کابل و برخی از شهرهای جمهوری اسلامی ایران راه اندازی نمود. زیرا که او از متن دردها، رنج‏ها و محرومیت‏های جامعه قد برافراشته بود. آقای اشراق حسینی در این زمینه، می‏گوید:
«در کابل وقتی یتیمی به او مراجعه می‏کرد، خود ایشان کفش‏ها را به پای بچه‏ها می‏کرد و اندازه‏گیری می‏نمود، هر گاه که شماره کفش با پای یتیم‏ها اندازه نبود، عوض می‏کرد و با تواضع خاصی می‏گفت: فرزندم! خوب است؟»(11)

ویژگیهای اخلاقی
خصوصیات اخلاقی آیت اللّه فاضل از جهات مختلف شایسته بررسی و مطالعه می‏باشد و از مصاحبه با دوستان، هم دوره‏هایشان و شاگردان آن مرحوم، پیداست که وی از صفات نیک زیادی بهرمند بوده و ما در این فرصت کم، برخی از صفات او را از زبان دوستان و همسنگریهای فرهنگی - سیاسی‏اش می‏شنویم.

1 - تعبد
آنچه را که نخستین شایستگی او می‏توان به حساب آورد، تقوی و یا پایبندیش به دستورات دینی بود. این صفت از همان اوان جوانی در زندگیش درخشش و جلوه‏ای خاص داشت. یکی از بستگانش می‏گوید:
«در همان دوران جوانی که بیش از بیست سال از عمر شریفش نگذشته بود، تقیّد خاصی به برنامه‏های دینی داشت، در هیچ شرایط غسل جمعه و نماز شب او ترک نمی‏شد.»(12)
نیایش خالصانه آن مرد فرزانه که از ژرفای دل مملو از عشق سرچشمه می‏گیرد، او را اسوه تقوی‏ و عمل صالح قرار می‏دهد. مرحوم آیت اللّه فاضل بسیاری از ادعیه را از حفظ داشت و با تلاوت قرآن که محرم تنهایی‏اش بود، در سراسر زندگی، الهام می‏گرفت .

2 - دوستی اهلبیت (ع)
یکی از نقطه‏های بارز شخصیت معنوی ایشان، دل پاک و روح مالامالش از محبت اهلبیت عصمت بود. در پیچ و خم زندگی به ولایت اتّکا می‏نمود و معضلات خویش را با کمک دو نیروی معنوی - توکّل و توسّل - حل می‏کرد. معظم له می‏گفت:
«فرزندان من و اخوی - آیت اللّه مصطفوی - می‏دانند که از اول زندگی با ولایت شروع نمودم و از اول اهل ولایت بودم. من در نجف در دوران حکومت بعث اذعان داشتم، ماندن در جوار مولی علی (ع) بستگی به عنایت خود مولی دارد. با تمام فشارهایی که از سوی بعثیهای از خدا بی خبر، بر حوزه علمیه می‏رفت، آن ولایت بود که سالیان درازی از هر گونه آسیب و گزندی برای من امان داد و تا پایان دوران تحصیلات در آن حوزه بزرگ در پناه ولایت، پناه داده شدم و از درسهای مراجع بزرگ بهره کافی گرفتم، به شما و هر کس دیگر توصیه می‏کنم که یگانه راه رسیدن به پیروزی، ولایت و توسلات به اهل بیت می‏باشد.»(13)
وی حتی در سختیهای آخر حیات خویش و با توجه به آنکه توان شرکت در محافل مذهبی و توسل به اهلبیت را نداشت و شرایط بدنش مقتضی نبود، دوست داشت در توسلات حضور یابد. یکی از دوستان نقل می‏کند که:
«دو شب قبل از رحلت آن عالم ربّانی، دستور فرمود تا روضه مادرش زهراء3 خوانده شود. از آنجایی که شرایط جسمی‏اش اجازه پائین آمدن از پله‏ها را نمی‏داد، گفت: مرا ببرید پشت پنجره‏هایی که مشرف به زیرزمین خانه است. وقتی خود را کنار روزنه رسانید، سر را به دیوار گذاشت و از ته دل به مظلومیت فاطمه زهراء3 اشک می‏ریخت.»(14)

3 - بر خورد نیکو
در معاشرت‏های اجتماعی بسیار، با تواضع وفروتنی رفتار می‏نمود و در برابر تندی دیگران عکس العمل نشان نمی‏داد و با متانت خاص و گذشت که سیره پیشوایان اسلام است، از کنار مسایل می‏گذشت. آیت اللّه آصفی می‏فرماید:
«ایشان در مجموع، فرد بسیار مؤدّب، بااخلاق، بزرگوار و دوست داشتنی واز لحاظ تقوی‏ بسیار عالی بود.»(15)
آیت الله عالمی بلخابی هم می‏فرماید:
«آیت اللّه فاضل گذشته از شخصیّت علمی که داشت، مردی آرام، فکور، دلسوز جامعه، خوش گفتار و در رفتار اجتماعی باوقار بود و در دفاع از حقوق فرهنگی و سیاسی تشیّع، عظمت و اقتدار خود را حفظ می‏نمود. در برخوردها با اخلاق نیکویش همه را مجذوب می‏ساخت، حتّی‏ کسانی را که دید مثبت نسبت به علماء نداشتند.»(16)
این شخصیّت دینی، مردی متفکّر و اسلام شناس بود. همچنین آقای محقّق می‏گوید:
«اخلاق او کمتر از جنبه‏های دیگر شخصیّتی وی نبود. او به حق مجسّمه تواضع، بردباری، اغماض، احسان، وقار و حلم بود. ظاهر متبسّم، جذّاب و آرام او حکایت از روح متین، منطق، سلامت روحی و مهربانی‏اش داشت.»(17)
پسر عموی معظّم له می‏گوید:
«من مدّت سی سال که آشنایی نزدیک با ایشان داشتم و در دوره بچگی با هم بودیم، ندیدم که با کسی دعوا کند و یا احساس ناراحتی در چهره‏اش پیدا باشد. از بیکاری رنج می‏برد و خود را همیشه به چیزی مشغول می‏ساخت.»(18)

4 - شجاعت
این فقید سعید و مجاهد خستگی‏ناپذیر با توجه به بحران سیاسی، فرهنگی و نظامی کشور افغانستان، با دلاوری تمام که ویژه چنین مردانی است، وارد عرصه اجتماعی شد. مرحوم فاضل حتی در اوان جوانی در بین هم قطارانش به عنوان طلبه‏ای شجاع و دلاور مطرح بوده، یکی از دوستان وی نقل می‏کند: «من و جمعی از هم کلاسی‏هایش، با حضور استادش (شیخ جانعلی) و تعداد مؤمنین که خیلی‏ها هنوز هم زنده هستند، صحنه‏ای از شجاعت وی را شاهد بودم، بدین صورت: رود سبز آب - منطقه خوات از توابع بهسود - که در افغانستان مشهور است، آب رودخانه در یک قسمت که می‏رسد جمع می‏شود و بنام (گوش رودی) یاد می‏گردد و حدود نود متر عمق دارد.
یک روز که افراد نامبرده جمع بودند، و مرغابی‏ها در همان محدوده گشت می‏زدند و مرغانی هم در هوا پرواز می‏نمودند، آقای فاضل گفت: ای کاش تفنگی می‏بود تا صیدی را می‏زدم! استادش گفت: تو نخست شکار را بزن، از آب در آوردنش بدوش من. که ناگهان آیت اللّه فاضل تفنگ را بدست گرفته و در حالیکه روی دست گرفته بود، در دم مرغی را هدف قرار داد و صید در مرکز (گوش رود) افتاد. استاد به یکی از شاگردان دستور داد: برو صید را بیاور. شخص نامبرده با سرعت خود را به آب انداخت، بجای آنکه صید را نجات بدهد، خود را بدست امواج (گوش رود) گرفتار ساخت و با یک ناله، ناپدید گردید. همه مبهوت مانده بودند که ناگهان سیّد بزرگوار و طلبه شجاع با دلاوری بی نظیر، خود را به دهان متلاطم رود انداخت. در همان حال ناگهان شخص غرق شده روی آب آمد و قادر نبود حرکت کند و عن قریب بود که دوباره به قعر امواج فرو رود. مرحوم فاضل بدن بی حال وی را بر گرفت و از مهلکه نجات داد. مرد نجات یافته هنوز در قید حیات می‏باشد.»(19)

5 - تحمّل سختی
آیت اللّه سیّد ابوالحسن فاضل سختی‏های زندگی را از همان روز که سایه پدر از سرش کم شد، شروع کرد و با مشکلات فراوانی مواجه شد. از یک طرف بی سرپرستی و از سویی فقر اقتصادی او را در تنگنای زندگی قرار داد، ولی او با استواری خاصی که از اجداد طاهرش به ارث برده بود، خود را نباخته بلکه مردانه از خارستان زندگی عبور و قله‏های کمال را به بالاترین مدارج تخصّصی پیمود و برای رسیدن به مقامات علمی و معنوی مراحل سختی را پشت سر نهاد. خصوصاً در دوران جهاد و هجرت فکری - سیاسی ایشان که مرحله حساس زندگی وی را تشکیل میدهد. در این باره چنین آمده است که:
«او شخصیتی بود، با استقامت و بردبار، که برای رسیدن به صلح و آرامش در کشور، علی الخصوص در بین امت شیعه افغانستان، متحمل رنجهای مختلف گردید. زخم زبانهای زیادی بر او زدند، تهمت‏های ناروا بر او بستند، کار شکنی‏ها و هوچی گریها راه انداختند. اما هیچگاه شکایت کسی از او شنیده نشد. در حالیکه او اشاعه دهندگان این اباطیل را می‏شناخت. با وجود این هر وقتیکه با توطئه گران و شایعه سازان رو در رو می‏شد، طوری بر خورد می‏نمود که گویا هیچ خبری نبوده است.»(20)
او در مواقع بحرانی و خطر هیچ وقت دچار سردرگمی نمی‏شد و با روحیه شکست ناپذیری که، جزء خصیصه وی بود، در برابر حوادث استوار بود. فرزندش تعریف می‏کند:
«روز 13 محرم الحرام 1371ش حاج آقا، با تعدادی از نیروهای شیعه که من هم جزو آنها بودم، عازم، انستیتو علوم اجتماعی (مرکز حزب وحدت اسلامی) شدیم و پس از طی نمودن قسمتی از راه، صدای چند انفجار را شنیدیم. بدون اعتنا پیش می‏رفتیم. ناگهان متوجه شدیم که توسط نیروهای وهّابی - حزب سیاف - محاصره شده‏ایم. به دستور حاج آقا کلیه سلاح‏ها به زمین گذاشته شد. ما را از ماشین پیاده و طرف مقرّ فرماندهی خود هدایت کردند. حاج آقای فاضل با خونسردی به پیش می‏رفت. مؤمنانی که ایشان را می‏شناختند گمان می‏کردند که ماشین وی خراب شده و پیاده می‏رود. این حرکت آرام و حساب شده باعث شد نیروهای شیعه از دستگیری حاج آقا اطلاع یابند. وقتی ما را داخل پایگاه خود انتقال دادند، همه را کنار دیوار به صف کردند و آماده تیر باران نمودند. همینکه داشتند نشانه می‏رفتند، پدرم سینه خود را سپر کرد. جلو آمد و ما را در پناه خویش گرفت و با فصاحت و قاطعیتی که خاص ایشان بود، آنها را تهدید و از عواقب این عمل غیر منطقی آگاه ساخت. در همین اثنا، یکی از علماء اهل سنت که حاج آقا را می‏شناخت سر رسید و ایشان را در آغوش گرفت و پس از عذر خواهی ما را رها ساخت.»(21)
آیت اللّه فاضل تمام این مشکلات را برای خاطر توده‏های رنجدیده و عذاب کشیده شیعه تحمّل می‏نمود. با توجّه به سن و سنگینی بدن و نبود امکانات مسافرتی، دشت‏ها و دامنه ها را پشت سر می‏گذاشت تا صلح را برای جامعه تشیع و مجموع کشور به ارمغان ببرد و در این راه، خستگی و تشنگی را احساس نمی‏کرد و با پاهای آبله زده درس قهرمانی، استقامت و مردانگی را به آیندگان می‏داد. یکی از علماء می‏گوید:
«یک هیئت برای ایجاد آشتی میان احزاب شیعه به افغانستان رفت. آیت اللّه فاضل نیز در ترکیب آن هیئت بودند. در این سفر من مقاومت بی نظیر ایشان را شاهد بودم. پس از 25 سال که آیت اللّه فاضل در تاریخ 1364/ 11 /25 به وطن می‏رفت، با تحمل بسیار، بیست و شش روز پیاده روی را به پایان رسانید. در این سفر که می‏بایست از کوه‏ها و بیراهه‏ها طی طریق کرد، وی از نبود امکانات و سختی راه چیزی به زبان نمی‏آورد. با وجود آنکه اغلب اعضای جوان و سر حال هیئت، مانده بودند و از سختی راه و مشکلات آن شکوه داشتند. در روزهای آخر ایشان می‏گفت: پایم درد می‏کند. و برای آخرین بار نسبت به وضعیت جسمی خویش می‏گفت: پا درد فعلی من نتیجه همان سفر سرد و زمستانی می‏باشد. زیرا در این سفر هوا زمستانی و سرد بود، هر گاه در وسط راه با آنکه هر نفر یک پتو بیشتر نداشتیم و استراحت می‏کردیم، هنگامیکه بیدار می‏شدیم آب را که یخ زده است و با شکستن یخ‏ها، آب وضوء تهیه می‏کردیم. همه از وضعیت پیش آمده اظهار ناراحتی می‏کردند، ولی ایشان از خود مقاومت عجیبی نشان می‏داد و به دیگران روحیه می‏بخشید.»(22)
از آنجایی که برای شخصیت دیگران ارزش قائل بود، قشرهای مختلف را مجذوب خویش ساخته بود و برای حفظ مصالح جامعه، حضور خیلی‏ها را در واقعیت جامعه تحمل می‏نمود. یکی از اساتید دانشگاه کابل نیز می‏گوید:
«یکی از اوصاف پر جاذبه آن مرحوم را باید مشورت پذیری، افق دید وسیع و احترام به افکار و نظرات دیگران دانست. ایشان مردی بزرگ بود که همواره خودمحوری، جزم‏اندیشی و استبداد فکری را نفی می‏نمود و در رابطه با آزادی در عرصه تفکّر، نقد و گفتگو برای یارانش، به مثابه الگو در آمده بود. نه تنها خود در برابر جوسازی ها، هوچی گری‏ها و هیاهوی تبلیغاتی، شکیبایی نشان می‏داد بلکه همواره یارانش را نیز به برخوردهای مهربانانه و بزرگ منشانه توصیه می‏نمود.»(23)

آثار علمی
آیت اللّه فاضل به موازات تحصیل و تدریس در نجف اشرف با قلم بسیار زیبای خویش، کتابهایی را نیز به رشته تحریر در آورده‏اند و چند اثر با ارزش ایشان انتشار یافته است که عبارتند از:

1 - آراء الذّرین، حول الذّرة و الحرکة
ایشان وقتیکه در نجف بود، مکتب‏های انحرافی - فلسفی مخصوصاً مارکسیسم در عراق گسترش می‏یافت. در همان زمان بود که کتاب فلسفی با ارزش خود بنام - اتم و حرکت - آراء الذرین... را نوشت که توسط یکی از شاگردان ایشان، حجة الاسلام و المسلمین سیّد عبداللّه فضل اللّه در سال 1356 در لبنان به چاپ رسید.
آیت اللّه فاضل در این اثر خود بسیار زیبا دیدگاه دانشمندان مادی و الهی را در مورد مادّه و حرکت، به تعریف در آورده و بیان کرده که نقش آن در تغییر مکانیکی مادی چیست؟ ماده، حرکت و صورت ترکیبی پدیده‏های جهان را بسیار عالی بیان نموده است و دیدگاه فلاسفه الهی را در ردّ اندیشه مارکسیسم بیان کرده و حدود تجربه و علوم تجربی را مشخص ساخته است.
با رعایت سیر منطقی بحث و طرح سؤالات پیرامون موضوع، به خوانندگان روشنایی می‏بخشد و فلسفه دوستان را به اقناع فکری می‏رساند.

2 - حول المعتقدات
در این اثر، دیدگاه مادیون را در مورد جهان و هدفمندی نظام هستی بیان و سپس رد نموده است و تبیین ساخته که خداشناسی ریشه فطری دارد و خیلی پدیده‏هایی هستند که با دستگاه‏های مادی قابل درک و کشف نیستند. از کوچکترین ماده عالم همانند اتم تا بزرگترین پدیده نظام هستی، نیازمند علت هستند.
در بخش دیگری از این کتاب به:
- هدفمندی جهان هستی
- ترکیبات فیزیکی جهان و سیر تکامل آن بر اساس قانونمندی، اشاره نموده است .
و در پایان به معاد و رستاخیز انسانی پرداخته و پاسخ منکران مرگ را داده است که با مرگ، انسان پایان یافته نیست، بلکه مرگ خود نوعی تکامل است و اهداف قیامت، استقرار عدالت و رسیدگی به حقوق مظلومین می‏باشد.

3 - حوار حول المهدی الفاطمی
در این کتاب روایات متواتری از رسول اکرم (ص) و سایر ائمه (ع) در شأن امام عصر (ع) نقل نموده است و نیز از علماء اهل سنت درباره ولادت، قیام و شرایط ظهور آن حضرت روایاتی را جمع آوری نموده است و سلسله سند آنها را نیز بسیار دقیق آورده است. و با شیوه مناظره، بین دو نفر سؤال کننده و پاسخ دهنده، بحث را شروع و سپس سؤال مطرح شده را بسیار روشن و متین جواب می‏دهد.
دلایل عقلی - فلسفی برای اثبات طول عمر امام زمان (ع) و بقاء وی از حوادث طبیعی به رشته تحریر در آمده است و کتاب ارزشمندی است که مایه علمی و دقت نظر این عالم ربّانی را نشان می‏دهد.

4 - منتهی المطالب فی شرح المکاسب
این اثر تحقیقی و گرانسنگ که یکی از آخرین آثار علمی و قلمی ایشان است، حاوی نکات ظریف و بدیع در شرح و توضیح کتاب «محرّمات» مکاسب شیخ اعظم می‏باشد که جلد اول آن به زیور طبع آراسته گردیده و در دسترس دانش پژوهان قرار دارد و جلد دوم آن آماده نشر می‏باشد. این اثر، کمک شایان به محصلین علوم دینی می‏نماید. و خدمتگزاری ایشان را نسبت به حوزه‏های علمیه نشان می‏دهد، و متأسفانه اجل نگذاشت تا از وجود پر مایه خویش دانش دوستان را فیض بخشد و افکار بلند خود را در قالب آثار مطبوع به رشته تحریر در آورد.

آثار غیر مطبوع
آیت اللّه فاضل غیر از آثار ارزشمندی که چاپ و به دست مردم رسیده، نوشته‏ها و آثار غیر چاپی را نیز تدوین و آماده انتشار ساخته‏اند:
1 - تقریرات درس خارج اصول آیت اللّه العظمی‏ خوئی
2 - تقریرات فقه آیت اللّه العظمی‏ خوئی
3 - تقریرات خارج فقه شهید صدر
4 - تقریرات خارج اصول آیت اللّه العظمی‏ صدر
5 - تقریر موضوعی: که سلسله درس‏های استادش شهید صدر است.
6 - خاطرات دوران جهاد
این نوشته‏ها بیشتر در زمانی تدوین شده است که ایشان در نجف بودند.

شاگردان
آیت اللّه فاضل در مدت حضور خویش در افغانستان، نجف اشرف و قم، شاگردان فراوانی را تربیت نموده‏اند و از فیض و کمال علمی خویش بهرمند ساخته‏اند مانند:
1 - شیخ علی اکبر محقق
2 - سید محمد باقر زکی
3 - شیخ محمد محقق
4 - شیخ ابواحمد ساعدی
5 - سیّد عبداللّه فضل اللّه لبنانی، که کتاب اتم و حرکت ایشان توسط او انتشار یافته است.
6 - شیخ گردی حسین توکلی، که اکنون در نجف است و از اساتید آن حوزه می‏باشد.
7 - سیّد باقر علوی، مقیم نجف اشرف.
8 - شیخ علی حسن رفیعی، از اساتید جامعه در نجف اشرف.

وفات
این فقید سعید پس از سالها، خدمات انجام یافته و یا نیمه تمام و به یاد ماندنی و یک عمر تلاش بی وقفه علمی - سیاسی در سپیده‏دم 1377/7/23 و به سن 58 سالگی و در اثر بیماری سرطان خون، روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد و
پیکرش در بارگاه حضرت معصومه آرام گرفت.

پی‏نوشت‏ها
1 - مصاحبه با آیت اللّه حائری (عراقی)
2 - مصاحبه با آیت اللّه شیخ مهدی آصفی
3 - مصاحبه با حجة الاسلام و المسلمین سیّد محمّد مصطفوی (پسر عمو)
4 - مصاحبه با شیخ محمّد محقق بلخی - مسئول امور فرهنگی دفتر معظم له
5 - نقل از زندگینامه آیت اللّه فاضل
6 - نقل از الجهاد شماره 873 بقلم السید ابو جعفر عذاری - یکی از دانشمندان عراق
7 - نقل از زندگینامه مرحوم، ص .7
8 - مصاحبه با دکتر هدی ریاضی - استاد دانشگاه (تهران)
9 - مصاحبه با سیّد حسین اشراق حسینی - ریاست سیاسی وزارت دفاع ملی افغانستان
10 - اقتباسی از زندگینامه مرحوم .
11 - سیّد حسین اشراق حسینی
12 - مصاحبه با سیّد محمد باقر صمیمی - پسر عموی ایشان
13 - مصاحبه با آیت اللّه مصطفوی - اخوی ایشان
14 -سیّد حسین اشراق حسینی
15 - مصاحبه با آیت اللّه آصفی
16 - مصاحبه با آیت اللّه عالمی بلخابی
17 - شیخ محمد محقق
18 - حجة الاسلام و المسلمین سید محمد باقر صمیمی - پسر عمو -
19 - حجة الاسلام و المسلمین سید محمد باقر صمیمی
20 - دکتر هدی ریاضی
21 - حجة الاسلام و المسلمین سید حسن فاضل‏زاده - فرزند ایشان
22 - مصاحبه با حجة الاسلام و المسلمین سید حسین عالمی بلخی - وزیر تجارت افغانستان
23 - مصاحبه با استاد محمد اسماعیل قاسمیار - حقوقدان و استاد دانشگاه کابل

منابع:
1. www.hawzah.net

موضوعات

مناطق