یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 2969
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1542 بازدید

ولادت
تقریباً در نیمه سده سوم از هجرت، در شهر قم، که به عنوان حرم اهل بیت (ع) از شهرت بسزایی برخوردار بود، در یکی از خاندان های رفیع شیعه، کودکی دیده به جهان گشود. پدرش او را «جعفر» نامید و اتفاقاً این گزینش تفأّل خیری بود که این کودک در آینده در مسیر و راه و روش امام جعفر صادق (ع) گام نهد. کنیه اش، «ابومحمّد» و لقب معروف او «مؤمن» بود و چون در قم زاده شد، به قمّی بودن هم اشتهار یافت. (1) امّا اینکه این روایتگر برجسته شیعی، دقیقاً در چه سالی به دنیا آمد، چندان در سخن رجال شناسان شیعه و سنّی، روشن نیست؛ با این همه با تحقیق و بررسی در احوال استادان و شاگردان و بعضی از خصوصیّات این بزرگوار، شاید بتوان به آنچه اشاره کردیم، اطمینان یافت. به هر حال او در دوره غیبت صغرا و روزگار زندگی سفیران ویژه امام عصر (ع) زندگی می کرده است.
پدر این بزرگوار نیز معلوم نیست که آیا از راویان شیعی بوده و یا این که شخصیتی معمولی داشته است؟ در این زمینه، تاریخ گویا نیست.

سرچشمه های دریافت
جعفر بن حسین مؤمن قمی یکی از نمونه های برجسته عالمان شیعی است که متانت تمامی داشت که این موقعیّت شایسته را در پرتو بهره مندی از سرچشمه های زلال معرفت، به دست آورده بود. طبعاً هر محدثی، مدّتی از عمر خویش را در محضر استاد، زانوی ادب به زمین می زند تا بتواند ذخیره ای از حدیث را بیندوزد.
حسین جعفر بن قمی نیز نزد استادان بسیاری کسب فیض نمود که نام های آنان در کتاب های تراجم ذکر شده است. در این جا فقط به نام آنان بسنده می کنیم:
1. محمد بن حسن صفّار قمی؛ (2)
2. محمد بن عبداللّه بن جعفر حمیری قمی؛ (3)
3. محمد بن حسن بن احمد بن ولید قمی(4)؛
4. محمد بن جعفر بن بطّه قمی. (5)
ابن بطّه کتاب های بسیاری در زمینه حدیث تألیف کرده است. کنیه اش «ابوجعفر» و به «قمّی» معروف است. نجاشی در شرح حال این استاد حدیث می نگارد: «کانَ کبیر المنزلة بقم کثیر الادب والفضل و العلم؛ او مردی بزرگ از تبار محدّثان و دانشمندی فاضل و ادیبی توانا بود. » گروهی از راوی شناسان چندان نظر مساعدی به او ندارند و می گویند: این محدّث در نقل حدیث، دچار مسامحه و تساهل بوده است. علاّمه ممقانی در اثر خود درباره این محدّث می گوید: «علّامه وحید بهبهانی از سخن نجاشی جواب داده و گفته: این که او گاهی در اسناد روایات مسامحه می کرد، نه از این جهت است که او در مسائل دینی بی مبالات بود؛ زیرا اگر چنین بود، از او به عنوان بزرگ قم و به عنوان انسانی دانشمند و استاد اجازات بزرگان مطرح یاد نمی شد». سپس مرحوم ممقانی می گوید: «ما هم سخن او را تأیید می کنیم و به اخبار ابن بطّه اعتماد می کنیم». (6)

شاگردان
حسین جعفر بن قمی، پس از فراگیری و گردآوری احادیث و معارف اهل بیت (ع)، درصدد برآمد که یافته های ارزشمند خود را به افراد شایسته و جان های تشنه انتقال دهد. از این رو گروهی از دانش طلبان، نزدش شتافتند و از خرمن دانش او خوشه ها چیدند که به تعدادی از آن چهره های تابناک اشاره می کنیم:

1. اولین شاگرد برجسته و پرآوازه او، شیخ صدوق قمی است: (7) شیخ صدوق از پرتلاش ترین و موفق ترین و نام آورترین محدّثان شیعی است. او در سده چهارم هجری زیست می کرد. او در عصری که امکانات نوشتن و تألیف کتاب و مسافرت بسیار مشقّت بار بود، توانست با سفرهای طولانی خود به گوشه و کنار جهان اسلام از شرق به غرب و جنوب، مانند ماوراءالنهر، مرو، سمرقند، عراق، ایران و شبه جزیره عربستان، در ردیف بزرگ ترین پدیدآورنده کتاب های حدیثی قرار گیرد. آن بزرگوار در اواخر سده چهارم هجری در سال 381 جان به جان آفرین تسلیم کرد و در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم (ع) در شهر ری به خاک سپرده شد. (8)

2. احمد بن محمد بن نصر رازی سمسار؛ (9)

3. احمد بن حسین بن عمران: (10) درباره این محدّث فقط نوشته اند که او از معاصرین شیخ صدوق است؛ اما منزلت علمی او در کتاب های تراجم مورد کاوش واقع نشده است.
در این جا یادآوری یک نکته دقیق رجالی شایان توجّه است. محقّق بزرگ آیت اللّه آقابزرگ تهرانی در اثر تحقیقی خود به نام «الاعلام» می نگارد:
احمد بن حسین بن احمد بن عمران، صاحب کتاب «اختصاص» است؛ کتابی که شیخ مفید، کتاب عیون و محاسن خود را، که در عصر ما به عنوان کتاب اختصاص شیخ مفید شهرت یافته، از کتاب اختصاص احمد بن حسین و از سایر کتاب های روایتی مانند کتاب مِحَن امیرالمؤمنین (ع) و فضائل امیرالمؤمنین از ابن دأب و کتاب صفة بهشت و جهنم و قبض روح المؤمن و الکافر از سعید بن جناح و غیر این ها، برگرفته است. و چون اوّلین کتابی را که شیخ مفید احادیث را از آن استخراج کرد، کتاب اختصاص احمد بن حسین بود، لذا کتاب مفید، به نام «اختصاص» اشتهار یافت. بر این اساس است که کتاب عیون و محاسن در فهرست کتاب های مرحوم مفید یادآوری شده است؛ اما کتاب اختصاص را هیچ یک از دانشمندانِ کتاب شناس در جمله کتاب های مفید ذکر نکرده اند. (11)
او سپس اضافه می کند:
استاد بزرگوار ما، میرزاحسین نوری، در خاتمه کتاب مستدرک الوسائل، اشتباه فرمود که جعفر بن حسین قمی را از استادان مفید شمرد. ریشه این اشتباه از این جا ناشی می شود که او قصور کرد کتاب اختصاص از شیخ مفید است. بلکه جان کلام این جا است که احمد بن حسین روایت می کند از استاد خود، جعفر بن حسین قمی، آن گاه شیخ مفید که آمده از کتاب اختصاص احمد بن حسین به عین الفاظ، استخراج کرد؛ حاجی نوری خیال فرمود که مفید از جعفر بن حسین روایت می کند. (12)

4. محمد بن علی بن فضل بن تمام: (13) این محدّث بزرگوار، کنیه اش «ابوالحسین» و استاد حدیث گروهی از استادان شیخ نجاشی است. (14)
نجاشی در منزلت او چنین می نگارد:
محمد بن علی بن فضل بن تمام بن سُکَین؛ همانا او ملقّب به سُکَین شد؛ زیرا بزرگان حدیث، او را بسیار بزرگ می داشتند و او محدّث موجّه، موثّق، برجسته و دارای باورهای دینی درست و منطقی و بسیار خوش تألیف بود.
او آن گاه تمامی آثار این استاد حدیث را نام می برد. (15) از سخن شیخ طوسی بر می آید که او در سال 340 در قید حیات بوده است. (16)

شخصیّت راوی
اینک لازم است که شخصیّت و منزلت جعفر بن حسین قمی را از دیدگاه دانشوران شیعی، مورد ارزیابی قرار دهیم. در این زمینه زیباترین و دقیق ترین سخن، از نجاشی است که می گوید: جعفر بن حسین، معروف به ابی محمّد مؤمن قمّی، استادی است از استادان قم؛ محدّثی صاحب وجاهت و وثاقت است که در مقطعی از زندگی خویش از شهر قم هجرت کرد و به سوی کوفه شتافت و رحل اقامت افکند و در همین کوفه بود که دنیا را بدرود حیات گفت. (17)
بر پایه همین سخن، تمامی رجال نویسان، این محدّث را ستوده و از او به نیکی یاد کرده و با دیده تکریم و احترام به او نگریسته اند. (18)
آیت اللّه خویی در کتاب خود می نویسد: جعفر بن حسین، یکی از استادان شیخ صدوق است که در شأن استادش گفته: «رضی اللّه عنه» که نشانه بزرگیِ این استادِ حدیث است. (19)

یادگار مکتوب
جعفر بن حسین بن شهریار قمی، علاوه بر تدریس، کتاب هایی را نیز تألیف نکرد و آموخته های خود را به رشته تحریر درآورد. نجاشی چند کتاب او را نام برده است که عبارتند از: 1) کتاب المزار؛ 2) فضل الکوفه و مساجدها؛ 3) کتاب النوادر. (20)

وفات
این استاد گرانقدر و پرتلاش شیعه، بعد از این که عمر بابرکت خویش را در دو شهر قم و کوفه به گردآوری و نشر اخبار معصومین (ع) سپری کرد، سرانجام در سال 340 هجری در شهر کوفه سفر ابدی خود را آغاز کرد و ظاهراً در همان شهر، در جوار قبر مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (ع) به خاک سپرده شد. (21)

یادآوری یک حادثه
بعضی از دانشمندان تراجم در عصر حاضر، به این جا که رسیده اند اشاره به حادثه ای تاریخی کرده اند که مقارن با سال 340، سال رحلت این محدّث جلیل، است. در همین سال بود که فرقه «قرامطه» خوار گشتند و لشکر آنان بعد از شکست های سختی که بر آنان وارد شد، پراکنده شدند و راه خانه خدا به روی حجّاج باز شد و راه ها امن گردید و حجّاج از سراسر جهان اسلام برای انجام مراسم حج به سوی مکه شتافتند. (22)
یکی از فرقه هایی که از فرقه اسماعیلیه جدا شد، «قرامطه» نام دارد که منسوب به مردی از اهل عراق است.
در سال 317 ابوطاهر قرمطی، با لشکر خود داخل مکه شد. او و سپاهش در روز 8 ذی الحجّه، در حالی که زائران خانه خدا در حال نماز و طواف بودند، ناگهان سوار بر اسب داخل مسجد الحرام شدند و 1700 نفر را کشتند و بدن های آنان را به چاه زمزم ریختند. آن ها در خارج از مسجدالحرام، سی هزار نفر را قتل عام کردند، خانه های اهل مکه را غارت کردند و بچه ها را اسیر گرفتند. آن ها به درون خانه کعبه هجوم بردند و هر چه در آن بود، مانند قندیل ها، پرده و درب های کعبه را غارت کردند و همه این اموال را بین خود تقسیم کردند. حجرالاسود را از جای خود کندند و آن را به منطقه اَحساء در عربستان و یا هَجَر در بحرین انتقال دادند و حدود 22 سال در نزد آنان بود. تا این که در سال 339 آن حجرالاسود را به مکه برگرداندند. در همین سال بود که ابن قولویه قمی، از قم به سمت مکه حرکت کرد تا کسی را که حجرالاسود را به جای خود می نهد، یعنی حضرت مهدی (ع) را، زیارت کند. ابن قولویه به بغداد که رسید، بیمار شد؛ به این دلیل نایب خود را فرستاد. نایب او خدمت حضرت ولی عصر (ع) رسید و خواسته ها و حاجت های ابن قولویه را به امام عرضه داشت و پاسخ هایش را گرفت. (23)

برخی از احادیث نقل شده توسط جعفر بن حسین مؤمن قمی

پاره های زر
جعفر بن حسین با واسطه روایت می کند از امام باقر (ع) که فرمود: امیرالمؤمنین (ع) فرمود: زمین برای هفت نفر خلق شده که مردم به برکت وجود آنان روزی می خورند و یاری می شوند و باران بر آن ها می بارد. از آنان است: سلمان فارسی، مقداد، ابوذر، عمار، حدیفه و عبداللّه بن مسعود. و حضرت علی (ع) می فرمود: «من پیشوای آنان هستم و آنان کسانی بودند که بر حضرت فاطمه زهرا نماز خواندند». (24)

منزلت زید بن صوحان
روایت می کند از حضرت امام صادق (ع) که فرمود: هنگامی که زید بن صوحان در جنگ جمل، به زمین افتاده و مجروح شده بود، امیرالمؤمنین بالای سر او آمد و فرمود: ای زید! خداوند ترا رحمت کند! زحمت دادن تو بسیار کم، ولی کمک کردن تو بسیار زیاد بود. آن گاه زید سرش را به سوی حضرت بالا برد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! خداوند به شما جزای نیک عنایت کند. ای علی! تو به خدای بسیار دانا هستی. خداوند در دل و جان تو بسیار بزرگ است. من اگر در رکاب تو جنگ کردم و با مخالفین شما نبرد کردم، از روی آگاهی بود. من از همسر گرامی رسول مکرم اسلام، اُمّ السلمه، شنیدم که می گفت: من از رسول اللّه شنیدم که درباره علی فرمود: مَنْ کُنْتُ مولاه فعلیّ مولاه اللّهمّ وال مَنْ والاه و عاد مَنْ عاداه وانصُر مَنْ نصره واخْذُل مَنْ خذله. آن گاه زید به امیرالمؤمنین عرض کرد: بر من ناگوار بود که تو را تنها گذارم و دست از یاری تو بردارم؛ چه، اگر این کار را می کردم خداوند مرا خوار می کرد. (25)

اثر دعای امام
روایت می کند از حمّاد بن عیسی که گفت: به محضر مقدس حضرت موسی بن جعفر (ع) رفتم و عرض کردم: جانم به فدایت! از خدا بخواه به من خانه، همسر، فرزندان و خادم و حجّ هر سال را روزی فرماید. حضرت دعا فرمود: اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد وارزقه داراً و زوجةً و ولداً و خادماً و الحجّ خمسین سنة. حمّاد می گوید: چون حضرت فرمود «50 حج»، دانستم زیاده بر پنجاه سال زندگی نخواهم کرم. سپس می گوید: من 48 حج به جا آوردم و این است خانه من و همسر من، که در پس پرده است و صدای مرا می شنود، و این است پسر من، و این است خادم من که پروردگارم این ها را به دعای حضرت موسی بن جعفر (ع) به من عطا فرمود.
بعد از این سخن، حمّاد دو حجّ دیگر انجام داد. چون سال سوم شد، خواست به حجّ مشرّف شود؛ به میقات که رسید و احرام بست و رفت که غسل احرام کند؛ ولی ناگهان سیلی جاری شد و او را غرق کرد. (26)

ارزش های معنوی
روایت می کند از حضرت امام جعفر صادق (ع) که آن بزرگوار فرمود: بعد از یکی از جنگ ها، گروهی اسیر را به مدینه آوردند. فرمان کشتن آنان صادر شد، جز یک نفر که کشته نشد. آن مرد رو به حضرت رسول کرد و گفت: پدر و مادرم به قربان تو، چرا از میان آنان فقط مرا رها کردی و آزادی بخشیدی؟ حضرت فرمود: جبرئیل از طرف پروردگار به من خبر داد که در تو پنج خصلت وجود دارد که خدا و رسولش آن ها را دوست دارند: «الغیرة الشدیده علی حرمک و السخاء و حُسنُ الخلق و صدق اللسان والشجاعة؛ غیرت شدید بر همسر و سخاوت و خُلق نیک و راستگویی و شجاعت. » آن مرد کافر تا این سخنان را از رسول اکرم شنید، بلافاصله اسلام را برگزید و مسلمان شد و اسلامش بسیار عالی و محکم بود. او در یکی از جنگ ها، که در رکاب پیامبر گرامی اسلام بود، و به شدت جنگ کرد و به درجه شهادت نایل شد. (27)

پی نوشت ها:
1 - رجال نجاشی، چاپ جامعه مدرسین، قم، ص 123 و چاپ داوری، قم، ص 89؛ رجال شیخ طوسی، ص 461 و 495؛ الذریعه، ج 1، ص 36 و ج 24، ص 325؛ الاعلام فی القرن الرابع، ص 70؛ تهذیب المقال، ج 4، ص 426؛ قاموس الرجال، چاپ قدیم، ج 2، ص 378؛ نقد الرجال تفرشی، ص 69؛ رجال ابن داود، ص 63؛ ایضاح الاشتباه، جامعه مدرسین، ص 132؛ لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج 2، ص 114؛ اعیان الشیعه، ج 4، ص 89؛ خلاصة الاقوال، ص 33؛ جامع الروات، ج 1، ص 151؛ تنقیح الرجال، ج 1، ص 215؛ معجم الرجال الحدیث، ج 4، ص 64؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص. 153 بهجة الآمال، ج 2، ص 527؛ منتهی المقال، ج 2، ص 237، چاپ مؤسّسه آل البیت؛ الجامع فی الرجال، ص 257 و مجمع الرجال قهپایی، ج 2، ص 26.
2 - ستارگان حرم، ج 2، ص 7.
3 - همان، ج 7، ص 303.
4 - همان، ج 8، ص 211.
5 - جامع الروات، ج 1، ص 151 و رجال نجاشی، چاپ داوری، ص 263.
6 - تنقیح المقال، ج 2، ص 93، باب محمّد.
7 - الاعلام، آقا بزرگ طهرانی، ص 29.
8 - الکنی والالقاب، ج 1، ص 212.
9 - لسان المیزان، ج 1، ص 305.
10 - الاعلام، ص 25 و 70.
11 - همان، ص 25 و رجال نجاشی، چاپ مدرسین، ص 399.
12 - الاعلام، ص 71.
13 و 14 - همان، ص 70.
*. «هو شیخ جمع من مشایخ النجاشی. »
15 - رجال نجاشی.
16 - رجال طوسی، ص 503.
17 - رجال نجاشی، ص 123.
18 - قاموس الرجال، ج 2، ص 378.
19 - معجم الرجال الحدیث، ج 4، ص 64.
20 - رجال نجاشی، ص 123؛ الذریعه، ج 1، ص 34 و ج 24، ص 325 و الاعلام فی القرن الرابع، ص 70.
21 - رجال نجاشی، ص 123 و الاعلام، ص 70.
22 - تهذیب المقال ابطحی اصفهانی، ج 4، ص 439.
23 - ریحانة الادب، ج 1، ص 123؛ الکامل فی التاریخ، ج 8، ص 391؛ شذرات الذهب، ج 1، ص 356؛ شهداءالفضیله، ص 197 و منتخب التواریخ، ص 464 و 493 و 547.
24 - کتاب الاختصاص، چاپ جامعه مدرسین، ص 5.
25 - همان، ص 79.
26 - همان، ص 191 و رجال کشی، ج 2، ص 64.
27 - امالی شیخ مفید، ص 224، مجلس 46، حدیث 7.

منابع:
1. www.hawzah.net

موضوعات

مناطق