جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 4519
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1696 بازدید

صمصام السلطنه


نجفقلی صمصام بختیاری: معروف به «صمصام السلطنه» فرزند حسینقلی خان هفت لنگ بختیاری، در 1267 هـ . ق تولد یافت. مختصر سوادی در چهار محال آموخت و به رویه تربیت ایلی به سواری و تیراندازش مشغول شد به طوری که یکی از ورزیده‌ترین افراد ایل در زدوخوردهای پارتیزانی شد. تا زمانی که پدرش حیات داشت در کارها به او مساعدت و معاونت می‌نمود. پس از قتل پدرش به دست ظل‌السلطان پس از مدتی توقیف، آزاد شد. در 1320 هـ .ق از طرف مظفرالدین شاه لقب صمصام السلطنه و مقام ایلخانی یافت.
در نهضت مشروطیت نقشی به عهده ایل بختیاری نبود تا اینکه سردار اسعد در حکومت محمد علی میرزا، به تشویق آزادیخواهان از اروپا به ایران آمد و بردار خود صمصام السلطنه و سایر سران بختیاری را به اتحاد و اتفاق دعوت نمود و آنها را برای حمله به اصفهان و تهران آماده کرد. در دوران استبداد صغیر، صمصام السلطنه به اتفاق هزار سوار بختیاری به اصفهان حمله کرد و به آسانی شهر اصفهان را به تصرف درآورد و پس از فتح تهران، صمصام السلطنه حاکم اصفهان و چهارمحال بختیاری شد.
صمصام قریب یک سال در اصفهان به سر برد، آنگاه به دعوت سردار اسعد و سایر سران بختیاری که امور کشور در دست آنها بود، به تهران آمد و در زمره رجال موثر کشور درآمد. در تیرماه 1290 در کابینه سوم سپهدار تنکابنی، به وزارت جنگ منصوب شد و یک ماه بعد از طرف مجلس دوم به نخست‌وزیری رسید. مدت نخست‌وزیری صمصام السلطنه متجاوز از یک سال و نیم به طول انجامید و مجموعاً پنج کابینه تشکیل داد. در دو کابینه خود وزارت جنگ را بر عهده داشت. در کابینه سوم، وزارت کشور را اداره می‌کرد. دوران حکومت صمصام‌السلطنه از ادوار مهم تاریخ ایران است که مهمترین آنها اولتیماتوم دولت روس بود. روس‌ها به موجب اولتیماتوم از جمله اخراج مستر مورگان شوستر خزانه‌دار کل ایران و مستشار مالی را سریعاً خواسته بودند. صمصام السلطنه با پشتیبانی و حمایت ناصرالملک نایب السلطنه، اولتیماتوم دولت روس را قبول کرد ولی مجلس دوم اولتیماتوم روس را رد کرد. صمصام، مجلس را منحل و خود در اجرای مفاد اولتیماتوم کوشید و شوستر و سایر مستشاران آمریکائی را از ایران اخراج نمود و مادام که رئیس دولت بود، انتخابات را تجدید نکرد. صمصام السلطنه برای بار دوم در اردیبهشت 1297 به نخست‌وزیری منصوب شد و دو کابینه تشکیل داد و هر دو کابینه، وزارت داخله را بر عهده گرفت.
دوره دوم نخست‌وزیری صمصام السلطنه مصادف بود با قحطی و کمبود غله و مشکلاتی از این نظر برای مردم وجود داشت و در آن سال به علت خشکسالی، مردم از لحاظ معیشت سخت در مضیقه بودند. حتی در کردستان چند اطفال خود را خوردند. احمدشاه از حکومت صمصام سخت وحشت داشت. گذشته از آنکه وی قادر به ادامه کار مملکت نبود، اعمالی انجام می‌داد که برای شاه ایجاد خطر نموده بود. در آن هنگام حزب تازه‌ای به نام سوسیال رویسیونر تشکیل شد و ضد کابینه صمصام السلطنه قیام نمودند که مشارالیه شایستگی مقام رئیس الوزرائی و لیاقت اداره کردن مملکت را ندارد. کسی دیگر باید روی کار بیاید که بتواند به درستی مملکت را اداره نماید و مردم را از قحطی و مرگ برهاند.
جمعی از علماء و اهل بازار و جمعی از دموکرات‌ها نیز با حزب سوسیال هم عقیده شدند، بازار و دکان‌ها را بستند و در مسجد شاه مجتمع و عزل صمصام را خواستار شدند. بالاخره، مدرس، حاج آقا جمال، حاج سید محمد امام جمعه و جمعی از مدیران جراید و بازاری‌ها به حضرت عبدالعظیم رفته متحصن شدند و از احمدشاه عزل صمصام السلطنه و زمامداری وثوق‌السلطنه را خواستند و احمدشاه ناچار خواسته آنها را اجابت نمود و وثوق‌الدوله را به ریاست الوزرائی برگزید. صمصام در مقابل این اقدام شاه ایستادگی کرد و به کار خود ادامه داد. از دربار به صمصام السلطنه تلفن شد که شما دیگر وزیر نیستید و استقامت شما در برابر شاه عواقب وخیم دارد. صمصام چون کابینه خود را در حال سقوط دید، هیئت دولت را تشکیل داد، حکومت نظامی را لغو نمود و دستور آزادی زندانیان سیاسی را نیز صادر کرد ولی تاب مقاومت نیاورد و سقوط اجباری نمود. در دوره چهارم مجلس از طرف مردم تهران به نمایندگی رسید و نفر چهارم شد. در این دوره مستوفی و مشیرالدوله و موتمن الملک هم وکیل تهران بودند.
در 1300 ش در دوران حکومت قوام السلطنه، صمصام السلطنه بختیاری والی خراسان شد. در آن روزها کلنل محمدتقی خان در آن استان با قطع رابطه با مرکز، به اداره امور پرداخته بود. بین صمصام و کلنل چندین تلگراف مخابره گردید و صمصام السلطنه با اطمینان به مرحوم پسیان قول داد که گذشته از آنکه لطمه‌ای به وی وارد نخواهد کرد بلکه زحمات و خدمات او را جبران خواهد نمود ولی دولت مصراً سرکوبی کلنل را خواستار بود و میل به عمل کدخدامنشی صمصام نداشت، در هر حال، صمصام السلطنه از رفتن به خراسان منصرف گردید و طی تلگرافی قول ایلخانی خود را پس گرفت. تلگرام صمصام السلطنه به کلنل محمدتقی خان به این شرح است:
جناب اجل آقای کلنل محمد تقی خان کفیل ایالت جلیله دام اقباله،
هزار نقش برآرد زمانه و نبود یکی
از آن در آئینه تصور ما است
… به ملاحظاتی قول ایلخانی خود را مسترد می‌دارم. نجفقلی بختیاری
صمصام السلطنه از 1302 به بعد کاری نگرفت و غالباً در اصفهان و میان ایل به سر می‌برد. چند ماهی در 1308 ش فرمانداری چهارمحال را بر عهده گرفت و در رفع بحران و اختلاف در منطقه به علت شیخوخیت موفق شد و بالاخره پس از 82 سال زندگانی، در تاریخ 1309ش درگذشت.
صمصام السلطنه بختیاری مردی ساده دل و پاکدامن و نیکونهاد بود و چون در کارهای سیاسی نیز این سادگی و صداقت را به کار می‌برد، کابینه‌های او را غالباً کابینه لری خطاب می‌کنند. او گذشته از اینکه مردی متدین و متقی بود، به مبانی مذهبی احترام می‌گذاشت و فرایض دینی خود را به جای می‌آورد.
فرزندان صمصام السلطنه نام صمصام را برای خود برگزیده‌اند. صمصام السلطنه بدون شک یکی از عناصر مهم و برجسته مشروطیت دوم است و برای استقرار رژیم مشروطه که طبعاً معنی آن را نیز نمی‌دانست، زحمات زیادی کشید و سال‌ها مصدر کار بود و از ثروت و تمول نیز در جزو چند مالک عمده ایران به حساب می‌آید. او مختصر سوادی داشت و هنگام مذاکره غالب کلمات را اشتباه ادا می‌نمود. در اثر فتح تهران و اصفهان برای خود سهم و امتیازی قائل بود.

منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 2، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380

موضوعات

مناطق