سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 3671
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

5030 بازدید

سید حسین فاطمی: در 1296 ش در نائین تولید یافت. پدرش سید محمدعلی سیف‌العلماء روحانی متعین و متشخص بود و هنگامی که حسین به نوجوانی رسید درگذشت و حضانت او به عهدة برادرش قرار گرفت. چندی در نائین و چند سالی در اصفهان به تحصیل اشتغال ورزید. در 1315 برادرش نصرالله سیف‌پور فاطمی امتیاز روزنامه باختر اصفهان را گرفت و هفته‌ای چند شمار انتشار می‌داد. حسین در کار روزنامه با برادرش همکاری می‌کرد و بیشتر وقت خود را صرف تهیه مطالب و چاپ و توزیع می‌نمود. خیلی زود به پیچ و خم‌های کار واقف شد و در کلیه امور روزنامه سررشته پیدا کرد. در 1316 برای فعالیت بیشتر مطبوعاتی، اصفهان را ترک کرد و به تهران آمد و با توصیه چند نفر به روزنامه ستاره که متعلق به احمد ملکی بود، معرفی گردید و با ماهی بیست تومان استخدام شد. استعداد ذاتی، روانی نگارش و پرکاری و جدیت در کار موجب شد سردبیری روزنامه ستاره به وی محول شود و تقریباً گرداننده اصلی روزنامه بود. چندی بدین منوال گذرانید و با محافل مطبوعاتی تهران آشنائی یافت و دوستانی برای خود تدارک دید. در 1319 به اصرار برادرش که به علت اشتغال در سمت شهرداری شیراز ناچار به ترک اصفهان بود، به اصفهان بازگشت و پس از چندی اداره روزنامه باختر به تهران انتقال یافت و شرکتی برای اداره آن تشکیل شد و مدیریت آن شرکت به عهده وی محول گردید. ظاهراً امتیاز روزنامه متعلق به سیف‌پور فاطمی بود ولی مدیریت و سردبیری به عهده حسین فاطمی قرار داشت. روزنامه باختر به علت مقالات تند و در عین حال مستند و همکاری با گروهی از نویسندگان برجسته، جای خود را در محافل سیاسی و مطبوعاتی تهران باز کرد، خاصه که روزنامه سیاسی و خبری و انتقادی هم بود.
روزنامه باختر تا 1324 به مدیریت و سردبیری حسین فاطمی به طور یومیه انتشار می‌یافت. در آن سال فاطمی تصمیم گرفت برای تحصیل در فن روزنامه‌نگاری و آموزش در مطبوعات در اروپا سفری به فرانسه نماید، ابتدا به عنوان نماینده در کنفرانس کار به ژنو رفت، سپس در پاریس تحصیلات خود را دنبال نمود. فاطمی در مدت اقامت در پاریس از لحاظ مالی در مضیقة شدید قرار داشت، گاهی برادرش سیف‌پور و مصباح فاطمی و زمانی شهاب خسروانی کمک‌های مالی به او می‌کردند. در مدت اقامت در اروپا روابط خود را با مطبوعات ایران قطع نکرد و مقالاتی برای روزنامه مرد امروز و روزنامه ستاره تنظیم و ارسال می‌داشت. در 1327 به تهران بازگشت و تصمیم به انتشار روزنامه گرفت. در 1328 امتیاز روزنامه یومیه باختر امروز به نام حسین فاطمی صادر شد و در همان سال انتشار یافت. این روزنامه و محتویات آن نتیجه مطالعات چند ساله مدیرش در اروپا بود، در تهران مورد توجه قرار گرفت. مقالات تند و کوبنده، افشاگری‌های صادقانه و بیانگری حقایق از سیاست گذشته و اشتباهات مصادر امور، روزنامه باختر امروز را در صف اول مطبوعات ایران قرار داد. هنوز چند ماهی از عمران طی نشده بود که با روزنامه‌های پرتیراژ و باسابقه رقابت می‌کرد و عده زیادی از خوانندگان دقیقه شماری می‌کردند تا روزنامه باختر امروز به دست آنها برسد. در اواخر 1328 به دنبال تشکیل جبهه ملی، فاطمی در کنار مصدق قرار گرفت و روزنامه خود را ارکان جبهه ملی کرد. فعالیت او در جبهه ملی همه جانبه بود و در تمام فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی ها دخالت کامل داشت و توسط روزنامه خود، افکار وعقاید جبهه ملی را انتشار داد و در حقیقت او کارگردان جبهه ملی و مشاور نزدیک دکتر مصدق بود.
اقلیت مجلس شانزدهم که به لیدری دکتر مصدق با کابینه‌های منصور و رزم‌آرا به مبارزه آشتی ناپذیر مشغول بود، فاطمی نیز این مبارزه را در ابعاد وسیع‌تری در روزنامه خود داشت و روزی نبود که مقالات تند و آتشین و در عین حال ساده و شیوای او کام رزم‌آرا را تلخ نکند و بالاخره دستور توقیف او از طرف رزم‌آرا صادر و به زندان افتاد و پس از چندی آزاد شد. سرانجام مبارزات جبهه ملی به ثمر نشست و برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت، دکتر مصدق نخست‌وزیری را قبول نمود، اولین انتصاب دکتر مصدق به هنگام نخست‌وزیری، انتخاب دکتر حسین فاطمی به معاونت سیاسی و پارلمانی خود بود. وی قریب هشت ماه در آن سمت قرار داشت تا اینکه در اواخر آذرماه سال 1330 برای شرکت در انتخابات مجلس شورای ملی از سمت خود کناره‌گیری نمود. در بهمن ماه 1330 روزنامه باختر امروز مراسمی به مناسبت سالگرد شهادت محمد مسعود بر مزار او تشکیل داد و دکتر فاطمی ناطق مراسم بود، به هنگام سخنرانی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و یک گلوله وارد شکم او شد. در اثر این سوءقصد، قریب هشت ماه در تهران و اروپا تحت عمل جراحی و درمان قرار گرفت ولی تا حین‌الفوت ضایعات ناشی از این سوءقصد او را رنج و آزار می‌داد.
در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی به وکالت از طرف مردم تهران انتخاب شد ولی تا چند ماه به علت بیماری نتوانست در مبارزات پارلمانی شرکت کند.
در مهرماه 1331 فاطمی سنگر پارلمان را رها ساخت و عهده‌دار وزارت امور خارجه گردید. در این سمت در اجرای سیاست خارجی دولت قاطعانه عمل نمود. وزارت امور خارجه را تصفیه کرد، افراد ناباب را کنار گذاشت، سفراء و وزراء مختار مقیم ایران را موظف نمود کارهای خود را از طریق وزارت خارجه انجام دهند، به حرف احدی دیگر اعتنا نکرد، مخصوصاً از مداخله افراد غیرمسئول آنها را برحذر داشت. از جمله کارهای اساسی او در وزارت امور خارجه، قطع رابطه سیاسی با انگلستان و بستن سفارت انگلیس در تهران و کنسولگری‌ها در شهرستان‌ها بود. گذشته از اجرای سیاست خارجی ایران از ارکان دولت در سیاست داخلی هم بود. در نهم اسفندماه 1331 که شاه قصد خروج از کشور را داشت و عده‌ای مانع از انجام آن سفر شدند، بیش از هر کس دکتر فاطمی لطمه دید. منزل و خانواده او مورد هجوم سربازان گارد قرار گرفته، لطمات مالی و جانی به او وارد شد و از این تاریخ مبارزه دولت با دربار علنی شد و در این مبارزه، فاطمی نقش اول را داشت و روزنامه باختر امروز بوضوح در این مبارزه تلاش می‌نمود. روزی نبود که حمله تند و کوبنده‌ای علیه دربار در باختر امروز دیده نشود. در 1332 فاطمی به عراق سفر نمود و مورد استقبال مقامات عراقی و علماء واقع شد. در روز 25 مرداد 1332 شاه به دنبال کودتای نافرجام خود، به بغداد و سپس رم فرار کرد، عصر آن روز تظاهرات بزرگی در میدان بهارستان انجام کردند. دکتر فاطمی در این تظاهرات آنچنان انتقادی از شاه نمود که آن روز سابقه نداشت. او در این سخنرانی خواستار لغو نظام سلطنتی در ایران شد. بامداد همان روز، فاطمی به اتفاق دکتر سیعد فاطمی خواهرزادة خود و چند افسر به کاخ‌های سلطنتی رفت و به دستور وی یکایک اطاق‌ها را مهر و موم کردند و درباریان را توقیف و به زندانی شهربانی انتقال دادند. روزهای 26 و 27 مردادماه نیز برای محو آثار سلطنتی دستورات اکیدی صادر شد، مجسمه‌ها سرنگون و خیابان‌ها تغییر نام دادند، از طرف فاطمی دستورالعمل برای سفارتخانه‌ها مبنی بر لغو آئین شاهنشاهی مخابره شد. در روز 28 مرداد کودتای کرمیت روزولت با کیفیتی که همه از آن اطلاع داریم، به مرحله اجرا درآمد و حکومت مصدق و یاران او ساقط شد. شاه بازگشت و از همان روزهای نخستین تصفیه حساب‌ها آغاز شد. فاطمی چاره‌ای جز اختفا نداشت. وی قریب هفت ماه توسط عوامل حزب توده مخفی بود تا بالاخره در روز ششم اسفند 1332 توسط مأمورین فرمانداری نظامی دستگیر شد. هنگامی که وی را برای انتقال به فرمانداری نظامی از پله‌های ساختمانی شهربانی که فرمانداری نظامی در طبقه دوم آن قرار داشت هدایت می‌کردند، عدة زیادی اراذل و اوباش به سرکردگی شعبان جعفری با کارد و قمه به وی حمله بردند و مأمورین محافظ نیز بلافاصله نیز خود را کنار کشیده و او را در محاصره چاقوکشان قرار دادند. تنها خواهر وی توانست خود را بر روی برادرش بیندازد ولی چندین ضربه کاری به او نواخته شد. علاوه بر او، خواهرش نیز به شدت مجروح گردید. بعد از آنکه اوباش کار خود را پایان دادند، مأمورین بدن نیمه جان او را تحویل گرفته و به زندان بردند و قریب شش ماه در زندان با مرگ روبرو بود. سرانجام پس از تلاش فراوان اطبای شخصی او چون پروفسور عدل و دکتر مصدق، حالش بهبود نسبی یافت. او را به اتفاق دکتر شایگان و مهندس رضوی به محاکمه کشیدند، در حالی که او قادر به تکلم و نشستن نبود، با برانکارد او را به دادگاه انتقال داده در حالیکه دراز کشیده بود، محاکمه کردند و جلسات دادگاه را سرّی اعلام نمودند و کسی از مذاکرات دادگاه مطلع نشد و بالاخره دکتر حسین فاطمی به حکم دادگاه بدوی و تجدیدنظر نظامی، چهار بار محکوم به اعدام شد و شاه نیز با تقاضای فرجام‌خواهی او موافقت نکرد و حکم در روز چهارشنبه 19 آبان‌ماه 1333 در میدان تیرلشکر 2 زرهی واقع در «پادگان قصر» به مرحله اجرا درآمد، در حالی که فاطمی به سختی بیمار بود و گویا چند درجه تب داشته است. وی به هنگام اعدام تقاضای ملاقات با دکتر مصدق را نمود، پذیرفته نشد و او را وصی تنها فرزندش علی قرار داد و با قدرت خارق‌العاده‌ای خود را به دست دژخیم سپرد. فاطمی به هنگام اعدام، سی و هفت ساله بود. در سال 1330 با دختر سرتیپ سطوتی ازدواج کرد و تنها یک فرزند ذکور از او باقی ماند.
هنگامی که دکتر مصدق در 1330 برای استیفای حقوق ملت ایران به سازمان ملل رفت، فاطمی در سمت معاون نخست‌وزیر همراه او بود. به دوران ملی شدن صنعت نفت نباید زحمات او را نادیده گرفت. دکتر حسین فاطمی روزنامه نویس بود، عشق سرشاری به کار خود داشت و هرگز میل نداشت روزنامه خبری و طرفدار دولت منتشر کند. همواره روزنامه خود را در جهت مبارزه قرار می‌داد. در نخستین سال‌های بعد از سال 1320، روزنامه باختر به هیئت حاکمه به شدت حمله می‌کرد و دولتی نبود که از حملات تند حسین فاطمی در امان باشد. از همان سال‌های نخستین روزنامه‌نگاری، وی با رضاشاه و خانواده پهلوی مبارزه داشت. کراراً در روزنامه‌اش رضاشاه را مورد حمله قرار می‌داد و همواره درباریان و خواهران و برادران شاه را آماج حمله‌های شدید خود قرار می‌داد. هیچ روزنامه‌ای در طول سلطنت محمدرضا پهلوی به قدر باختر و باختر امروز به وی حمله نکرده است. فاطمی در عین حال قصد داشت انتقام شهادت محمد مسعود را از شاه بگیرد. او در آن تاریخ چنین تصوری داشت که قاتل محمد مسعود کسی جز دربار نیست.
سبک نویسندگی او روان و شیوا و ساده بود. بعد از مراجعت از اروپا تا حدی شیوة مطبوعاتی فرانسه را در کار خود الگو نموده بود. او در مرحله اول به روزنامة خود توجه داشت و هر مقامی که دوره مصدق قبول کرد، در مرحلة اول روزنامه‌نویس بود و حتی در دوران وزارت امور خارجه‌اش سرمقالات را شخصاً می‌نوشت و در کار بقیة مطالب روزنامه نظارت داشت.
در دوران حکومت دکتر مصدق، هیچیک از همکاران او به اندازه فاطمی مورد حمله مطبوعات مخالف دولت قرار نگرفتند. فکر ملی‌شدن صنعت نفت مربوط به او بود.

منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 1، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر