دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 1598
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

5081 بازدید

زندگی
میرزا ملکم خان (ناظم الدوله) فرزند میرزا یعقوب در سال ۱۲۱۲ ه ش (۱۸۳۲ میلادى) در جلفاى اصفهان متولد شد.
در سال ۱۲۲۲ ه ش و در ده سالگى براى تحصیل به فرانسه رفت و در مدرسه ارمنیان پاریس مشغول به تحصیل شد. سپس در رشته سیاست و اقتصاد به تحصیل خود ادامه داد و در سال ۱۲۳۰ ه ش (۱۸سالگى) به تهران بازگشت و در وزارت خارجه به عنوان مترجم شاغل به کار شد و همزمان در مدرسه دارالفنون نیز تدریس مى کرد.
در سال ۱۲۳۶ ه ش (۲۴سالگى) در اولین تجربه مهم سیاسى زندگى اش به همراه فرخ خان امین الدوله غفارى براى شرکت در مذاکرات صلح با انگلستان به پاریس سفر کرد. پس از بازگشت به ایران در حدود سال هاى ۱۲۳۸ تا ۱۲۴۰ ه ش (۲۶ تا ۲۸ سالگى) اقدام به تاسیس فراموشخانه کرد. در همین سال ها نخستین مکتوبات خود (دفتر تنظیمات، رساله رفیق و وزیر، مجلس تنظیمات و دفتر قانون) را به رشته تحریر درآورد.
در سال ۱۲۴۱ ه ش. (۲۹ سالگى) ناصرالدین شاه که از طرح مباحث آزادیگرایانه و قانونخواهانه وى در فراموشخانه بیمناک شده بود، با تعطیلى فراموشخانه او و پدرش را به بغداد تبعید کرد. وى بعداً به استانبول رفت و تا سال ۱۲۵۰ ه ش (۳۸ سالگى) در تبعید ماند و برخى از آثار خود نظیر رساله دستگاه دیوان و گفتار در رفع ظلم را در این دوره تدوین کرد. با سپرى شدن این دوره و با تلاش میرزا حسین خان سپهسالار از تبعید بازگشت و به سمت مشاور صدراعظم منصوب شد.
در ۱۲۵۲ ه ش (۴۰سالگى) به سمت وزیرمختارى ایران در لندن منصوب شد و در همین سال کتابى در احوال و اقوال پیامبر اسلام (ص) منتشر کرد.
در سال ۱۲۵۶ ه ش (۴۴سالگى) سرپرستى مذاکرات هیات ایرانى در برلن را براى بازگرداندن ناحیه قطور که به اشغال عثمانیان درآمده بود، بر عهده گرفت و این مذاکرات را با موفقیت اداره کرد که به پاس این تلاش پس از بازگشت به ایران ملقب به «ناظم الدوله» شد.
در سال ۱۲۶۸ ه ش (۵۶سالگى) هنگامى که به خاطر ماجراى امتیاز لاتارى مورد بى مهرى ناصرالدین شاه و صدراعظم او امین السلطان قرار گرفته بود، براى انتقامجویى از آنها روزنامه قانون را در لندن راه اندازى کرد و اندیشه هاى آزادیخواهى و قانون طلبى را با جدیت بیشترى در آن پیگیرى کرد.
در سال ۱۲۷۴ ه ش (۶۲سالگى) پس از قتل ناصرالدین شاه به دست میرزا رضا کرمانى، رساله اشتهارنامه اولیاى آدمیت را نوشت و با جانشین شاه مقتول یعنى مظفرالدین شاه از در دوستى درآمد.
در سال ۱۲۷۷ ه ش (۶۵سالگى) به آخرین سمت خود یعنى سفیرکبیرى ایران در ایتالیا منصوب شد و در همین سال انتشار روزنامه قانون را پس از حدود ۴۵ شماره متوقف کرد.
در سال ۱۲۸۴ (۷۲ سالگى) در حالى که حرکت بزرگ انقلاب مشروطیت آغاز مى شد، او نیز کتابچه نداى عدالت را به رشته تحریر درآورد.
ملکم تا دو سال بعد از پیروزى انقلاب مشروطیت یعنى ۱۲۸۷ ه ش در آخرین سمت خود باقى ماند و در این سال در سن ۷۵ سالگى در سوئیس درگذشت.

آثار
- کتابچه غیبی
- دستگاه دیوان
- انتظام لشکر و مجلس تنظیمات
- دفتر قانون
- نوم و یقظه
- منافع آزادی
- کلمات متخیله
- حریت
- اشتهارنامه اولیای آدمیت
- راجع به استقراض خارجی
- ندای عدالت
- رساله غیبیه
- دوره روزنامه قانون
- چهار نمایشنامه
- نامه ها

اندیشه
نخستین چیزی که جوهر اندیشه میرزاملکم و شاه بیت گفتار و نوشتار اوست آیین ترقی است. او در اعتقاد به ترقی پذیری انسان از فیلسوفان و دانشوران عصر روشنگری و سده 19 هر دو بهره برده است. در عصر روشنگری باور بر این بود که گردن نهادن به فرمان عقل، آدمی را به رستگاری خواهد رسانید و آن شهر آرمانی که بشر در درازنای تاریخ می جسته سرانجام از افق فردا پدیدار خواهد شد.
وجه دیگر اندیشه او کهن ستیزی است. میرزاملکم هم به حکم موضع طبقاتی اش (طبقه متوسط فرهیخته) و هم به علت خوگرشدن با محیط اندیشگی غرب و دیدگاه ها و ارزش لیبرالیسم، با سنت های اشرافیت ناسازگاری می نمود و نوسازی روابط دیرینه را پیشنهاد می کرد. این کهن ستیزی ملکم را می توان نتیجه اعتقاد او به ناگزیر بودن پیشرفت دانست، زیرا روند پیشرفت با روابط کهن ناسازگار است. حتی به تغییر الفبا نیز به عنوان سرآغاز راه تاکید می کرد و از قول “شارل میسمر” فرانسوی، واپس ماندگی مسلمانان را ناشی از خط آنان می دانست!!
در اینکه میرزاملکم خان مسلمان شده یا ارمنی باقی مانده نوشته ها و نظرات ضد و نقیضی وجود دارد اما به هرحال او در ابعاد شخصیتی فردی مادی مشرب، پیچیده و بحث انگیز بوده است. او در نوشته هایش اغلب دم از مسلمانی می زند و برای رنگ و لعاب دادن به اندیشه هایش می کوشد ثابت کند که گفته هایش منطبق با شریعت اسلام است.
در باب بینش سیاسی ملکم باید گفت: او به دولت از دیدگاه لیبرالیستی می نگرد و وظیفه آن را به دفاع از مرزها و حفظ امنیت درونی کشور و وضع و اجرای قوانین محدود می داند. به هرحال اندیشه سیاسی ملکم بر مشروطه خواهی و حکومت قانون استوار است. ملکم برای اینکه شاه را به انجام دادن اصلاحات برانگیزد می کوشد استبداد را تنها با برقراری نظمی ساده تعدیل کند و قدرت شاه را در چارچوب مقررات قرار دهد و رفتار حاکمان محلی و دیوانیان را مقید به قانون کند.
نهایتا اینکه میرزا ملکم خان برگرفتن بی کم و کاست جلوه های مدنیت غربی را توصیه می کرد و باور داشت که چون آیین ترقی همه جا بالاتفاق حرکت می کند، مجاز نیستیم بخش هایی از آن را بگیریم و بخش هایی را نادیده انگاریم.

منابع:
1. روزنانه شرق 10/11/84، نوشته محسن غفوریان
2. http://fa.wikipedia.org
3. روزنامه رسالت 2/3/1385

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر