چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 2324
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

2413 بازدید

اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان. این دانشمند، مؤلف، مترجم، و مدیر چندین نشریه و روزنامه، سیاستمدار برجسته عصر ناصری و چهارمین فرزند حاج علی‌خان اعتمادالسلطنه است که در 21 شعبان 1259 ق. در تهران متولد شد.
اعضای خانواده اعتمادالسلطنه از آغاز ظهور قاجاریان همواره جزو صاحب‌منصبان بوده‌اند. حاج علی‌خان که مدتی در زمان سلطنت محمدشاه مغضوب، زندانی، و تبعید شد با درگذشت شاه مورد توجّه مهدعلیا (مادر ناصرالدین شاه) قرار گرفت و دوباره وارد دربار شده و جزو نزدیکان آقاخان نوری و از عناصر اصلی گروه ضد اصلاحات امیرکبیر گردید.
محمدحسن خان جزو نخستین محصلان دارالفنون بود و در آنجا مدت 12 سال به تحصیل زبان فرانسوی و فنون نظامی پرداخت. نشان طلا و درجه یاوری (سرگردی) دوره تحصیل خود را به پایان رساند. از آن پس، وی مدارج ترقّی را در مناصب نظامی و سیاسی و فرهنگی طی کرد. در بیست سالگی با سمت وابسته نظامی سفارت ایران رهسپار پاریس شد (1280 ق.)، و با آنکه مدت مأموریتش دو سال بود، چهار سال در آنجا ماند و به ادامه تحصیل پرداخت. وی پس از بازگشت به ایران با دریافت لقب صنیع‌الدوله مترجم مخصوص شاه گردید. در 1290 ق. معاون وزیر عدلیه و مقدم‌السفرا شد، و در 1298 ق. مسئول اداره نامه دانشوران و اداره انطباعات و پس از مرگ اعتضادالسلطنه وزیر انطباعات و رئیس دارالترجمه گردید.
اعتمادالسلطنه با آنکه روشنفکری منتقد و تجددخواه بوده، جاه‌طلبی‌ها و تلاش مداوم وی در جهت ارتقای مدارج و مناصب و حفظ امتیازها و منافع شخصی سبب شده بود که پیوسته جانب محافظه‌کاری را حفظ کند. با این همه، شخصیت او در هاله‌ای از ابهام بوده است؛ به طوری که ناصرالدین شاه چندان به وی اعتماد نداشت و از سپردن مناصب و مسئولیت‌های مهم به وی پرهیز می‌کرد. وی یکی از نزدیک‌ترین مصاحبان شاه، و به عقیده ظل‌السلطان، رئیس جاسوسان مخفی شاه بود. برخی مورخان مرگ او را به دلیل مسمومیت وی توسط امین‌السلطان می‌دانند.
اعتمادالسلطنه مدت بیست‌وپنج سال همراه و همنشین ناصرالدین شاه بود و در بسیاری از سفرهای داخلی و خارجی از جمله سه سفر شاه به اروپا مصاحب او بوده است. وی همه روزه ساعت‌ها با شاه همنشینی می‌کرد و او را در جریان آخرین اخبار و رویدادهای جهان قرار می‌داد و نشریات فرانسوی را برایش می‌خواند.
در آن روزگار که سیاست‌پیشگان ایران یا در جبهه روسیه بودند یا انگلیس، اعتمادالسلطنه اردوگاه روس‌ها را برگزید و با آنها روابط پنهانی برقرار کرد و از همین رو، مورد دشمنی عوامل انگلیس در ایران واقع شد. وی در خاطراتش به صراحت می‌گوید که کشور خود و رونق و استقلال آن را بیش از روسیه دوست دارد، با این همه، اعتقاد داشت که با توجه به خطر روزافزون انگلیس، نزدیکی به روسیه است که استقلال ایران را تأمین می‌کند. همین ضدیت با انگلیس سبب شد که وی شاه را به دعوت از سیدجمال‌الدین اسدآبادی به ایران ترغیب کند. ستیز وی با انگلیس حتی به فعالیت‌های فرهنگی و تألیفی او نیز کشیده شد؛ به‌طوری که عنوان یکی از آثارش را "رذایل مردم انگلیس" برگزید.
اعتمادالسلطنه را می‌توان جزو رجال اثرگذار و تحول آفرین آن دوران نامید. نقش او در امر فرهنگ و اندیشه برجسته، و آثار برجای‌مانده او فراوان است، اما هیچ‌گاه در تاریخ، از این اتهام که "بیشتر تألیفاتش در واقع نوشته‌های دیگران بود که به نام او به ثبت رسیده" رهایی نیافت. محیط طباطبایی او را بزرگ‌ترین استثمارگر علما و فضلای عصر خویش می‌داند. قزوینی درباره وی گفته است که "فقط زبان فرانسوی می‌دانست و در دانش‌های دیگر که در آنها تألیفات فراوان داشته، از قبیل تاریخ و علوم اسلامی، بی‌بهره بوده است". خود او در خاطراتش اعتراف می‌کند که بعضی از آثارش را دیگران نوشته‌اند، مانند المآثروالآثار که تألیف شمس‌العلماست. اما به گفته مینورسکی، افتخار فراهم‌آوردن این همه کتاب‌های متنوع نصیب او شده است، ولو آنکه همه را خود پدید نیاورده باشد.
از دیگر نقاط تاریک زندگی اعتمادالسلطنه آن است که او را از بنیان‌گذاران سانسور کتاب و مطبوعات در ایران می‌دانند. وی در نامه‌ای به ناصرالدین شاه متذکر شد که تأسیس دستگاهی که متولی امر سانسور باشد ضروری و در میان ملل متحد جهان مرسوم است. ظاهراً شاه پیشنهاد او را پذیرفت و دستور تدوین آیین‌نامه مربوط به این امر را صادر کرد، که البته خود او از نخستین کسانی بود که گرفتار سانسور گشت و کتاب منطق‌الحمار که توسط او ترجمه شده بود به دستور شاه توقیف گردید.
اعتمادالسلطنه سرانجام در سن 53 سالگی و حدود یک ماه پیش از قتل ناصرالدین شاه در 13 نوروز و پس از بازگشت از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر اثر سکته قلبی درگذشت. پیکرش را پس از مدتی به نجف حمل کردند و در وادی‌السلام به خاک سپردند.

آثار
از اعتمادالسلطنه آثار فراوانی برجای مانده که برخی از شهرت بسیاری برخوردار بوده‌اند، امّا همان‌گونه که اشاره شد ظاهراً بیشتر آنها را زیردستان او در اداره انطباعات و دارالترجمه نگاشته‌اند و او به نام خود عرضه کرده است. به تصریح قزوینی، که پدرش ملاعبدالوهاب از کارمندان اداره انطباعات بود، مطلع‌الشمسین، المآثروالآثار، التدوین فی‌احوال جبال شروین، تاریخ منتظم ناصری، مرآت‌البلدان، تاریخ اشکانیان، و تاریخ ساسانیان از جمله آثار دیگران است که او نام خود را بر آنها گذاشته است، اما دو کتاب معروف روزنامه خاطرات و خلسه را همگان، از آثار خود او دانسته‌اند.
اعتمادالسلطنه، افزون بر آثار متعلق یا منتسب به وی که به چهل عنوان یا بیشتر می‌رسد، در زمینه مطبوعات و روزنامه‌نگاری نیز دارای آثار متعددی است و چندین روزنامه و نشریه زیر نظر وی منتشر می‌شده است؛ از جمله روزنامه‌های اطلاع و ایران که شخصاً مدیریت آنها را برعهده داشت. از دیگر روزنامه‌ها که منتشر کرد می‌توان مریّخ و شرف را نیز نام برد.

مآخذ:
1) آرین‌پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: جیبی؛ فرانکلین، 1355؛
2) استوری، چارلز آمبروز. ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری. ترجمه ایو.ا. برگل؛ یحیی آرین‌پور... {و دیگران}. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1362؛
3) اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی. خلسه مشهور به خوابنامه. به کوشش محمود کتیرایی. تهران: طهوری، ؛1348 4) همو. روزنامه خاطرات. به کوشش ایرج افشار. تهران: امیرکبیر، 1345؛
5) همو. مرأت البلدان. به کوشش عبدالحسین نوایی، میرهاشم محدث. تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1367؛
6) امین‌الدوله، علی‌بن محمد. خاطرات سیاسی میرزا علی‌خان امین‌الدوله. به کوشش حافظ فرمانفرماییان. تهران: کتاب‌های ایران، 1341؛
7) بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری. تهران: زوار، 1357؛
8) "جناب جلالت مآب اعتمادالسلطنه". شرف. 81 (1308 ق.): 329-332؛
9) خان ملک ساسانی، احمد. سیاستگذاران دوره قاجار. تهران: طهوری، 1338؛
10) صدرهاشمی، محمد. تاریخ جراید و مجلات ایران. اصفهان: کمال، 1363؛
11) صفایی، ابراهیم. اسناد سیاسی دوره قاجاریه. تهران: چاپخانه رشدیه، ؛1352
12) قزوینی، محمد. یادداشت‌ها. به کوشش ایرج افشار. تهران: دانشگاه تهران، 1358؛
13) مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. تهران: زوار،1341.

● برگرفته از دایرة المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی، http://portal.nlai.ir/daka نوشته محمد میرسجادی

موضوعات

مناطق