یک‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
بر خط: 2495
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1447 بازدید

ابویاسر نَضَرى: برادر حیىّ‌بن‌اخطب (رئیس قبیله بنى‌نضیر) از دانش‌مندان بزرگ یهود[1] و از دشمنان سرسخت پیامبر(صلى الله علیه وآله)[2]
از جزئیات زندگى او اطلاعى در دست نیست. نخستین سخنى که از وى در اختیار است، به زمان هجرت پیامبر به مدینه باز‌مى‌گردد. صفیه، همسر پیامبر و دختر حیىّ بن‌اخطب مى‌گوید: چون رسول خدا به مدینه هجرت کرد و در قبا (دیار بنى‌عمروبن‌عوف) فرود آمد، پدر و عمویم صبح‌گاه به دیدن او رفته، تا غروب در آن‌جا ماندند و وقتى بازگشتند، سخت اندوهگین بودند. شنیدم که عمویم درباره رسول خدا به پدرم مى‌گفت: آیا او را مى‌شناسى؟ او همان پیامبر موعود است؟ گفت: به خدا آرى. عمویم گفت: احساس درونى‌ات درباره او چیست؟ گفت: به خدا سوگند دشمنى با او تا زنده‌ام.[3] از این گفتوگو، هم موقعیت ابویاسر در جامعه بنى‌نضیر و هم تکاپوى او در پى کشف جاى‌گاه پیامبر(صلى الله علیه وآله)روشن مى‌شود؛ به هر روى، ابویاسر از کسانى است که وقتى گرایش مردم مدینه به رسول خدا را دید، برخلاف پیمانْ نامه رسمى و عمومى که طبق آن به حمایت از پیامبر و دورى از دشمنانش متعهد شده بود، با پرسش‌هاى واهى و غلط انداز، به‌کارشکنى پرداخت[4] و بدین‌گونه، دشمنى و ستیز خویش را با حضرت نشان داد.
ابویاسر نیز چون برادرش، از این‌که خداوند پیامبر را از میان عرب برگزیده، به شدت حسادت مى‌کرد و براى بازگرداندن مردم از اسلام، تمام توان خویش را به‌کار مى‌بست.[5] علت دشمنى وى و هم فکرانش آن بود که با پذیرش عمومى اسلام، منافعشان به خطر مى‌افتاد.[6] فرجام ابویاسر نیز در تاریخ روشن نیست.

ابویاسر در شأن نزول:
مفسران، ابویاسر را نیز در شأن نزول آیاتى که از احبار یهود و بزرگان آن سخن دارد، داخل دانسته‌اند:
1. در ذیل آیه 109 بقره/2 از ابن‌عباس نقل است[7] که حیىّ‌بن اخطب و ابویاسر از حسودترین یهود درباره عرب‌ها بودند و چون خداوند، پیامبرش را از آنان برگزید، در بازگرداندن مردم از اسلام مى‌کوشیدند که خداوند درباره آنان فرمود: «وَدَّ کَثیرٌ مِن اَهلِ الکِتـبِ لَو یَرُدُّونَکُم مِن بَعدِ ایمـنِکُم کُفّارًا حَسَدًا مِن عِندِ اَنفُسِهِم مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الحَقُّ فَاعفوا واصفَحوا حَتّى یَأتِىَ اللّهُ بِاَمرِهِ اِنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَىء قَدیر= بسیارى از اهل‌کتاب پس از آن‌که حقیقت بر آن‌ها آشکار شده، از روى حسد ، دوست دارند شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر بازگردانند. عفو و گذشت کنید تا خدا فرمانش را بیاورد؛ که او بر هر کارى تواناست».
2. واحدى از ابن‌عباس آورده[8] که آیه‌135 بقره/2 درباره سران یهود مدینه، از‌جمله ابویاسر و نیز نصارا ى نجران است که در باب برترى کیش خود با مسلمانان به مخاصمه برخاستند و یهودیان مى‌گفتند: پیامبر ما برترین پیامبران و تورات ما برترین کتاب‌ها و دین ما برترین ادیان است و بدین‌گونه به عیسى(علیه السلام) و انجیل، و محمد(صلى الله علیه وآله) و قرآن کفر مىورزیدند و مسیحیان نیز چنین ادعایى داشتند. خداوند در پاسخ به آنان چنین نازل‌کرد: «و‌قَالوا کونوا هُودًا اَو نَصـرى تَهتَدوا قُل بَل مِلَّةَ اِبرهیمَ حَنیفـًا و ما کانَ مِنَ‌المُشرِکین= گفتند: یهودى یا نصرانى شوید تا هدایت یابید. بگو: ما کیش یکتاپرستى ابراهیم را برگزیدیم و او مشرک نبود».
3. «اِنَّ الَّذینَ یَکتُمونَ ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ الکِتـبِ ویَشتَرونَ بِهِ ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِکَ ما‌یَأکُلونَ فى بُطونِهِم اِلاَّ النّارَ ولا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَومَ القِیـمَةِ ولا یُزَکّیهِم ولَهُم عَذابٌ اَلِیم= آنان که کتاب فرود آمده از سوى خدا را پنهان مى‌دارند تا بهاى اندکى بستانند، شکم‌هاى خود را جز از آتش انباشته نمى‌سازند و خدا در روز قیامت با آن‌ها سخن نگوید و پاکشان نسازد و بهره آن‌ها عذابى دردآور است.» (بقره/2،174) نزول این آیه را درباره تنى چند از سران یهود، از‌جمله ابویاسربن‌اخطب دانسته‌اند[9] که‌از پیروان خود هدایایى مى‌گرفتند و به آنان نوید مى‌دادند که پیامبرى از میان خود آنان ظهور خواهد کرد و وقتى پیامبرى از غیر آنان برانگیخته شد، از ترس نابودى منافع خود، رسالت پیامبر را با واژگون‌نمایى صفات آمده در کتاب، کتمان مى‌کردند تا مردم را از پیروى او باز‌دارند و خداوند، این‌گونه به آنان پاسخ گفت.
4. نقل است که ابویاسر و برادرش حیىّ و گروهى دیگر، درباره مدت عمر پیامبر و امتش (مدت پادشاهى او و امتش[10]) با او به مناظره برخاسته، پاسخ آن را از طریق تأویل حروف مقطعه به حساب ابجد مى‌جستند که آیه نازل شد[11]: «هُوَ الَّذِى اَنزَلَ عَلَیکَ الکِتـبَ مِنهُ ءایـتٌ مُحکَمـتٌ هُنَّ اُمُّ الکِتـبِ واُخَرُ مُتَشـبِهـتٌ فَاَمَّا الَّذینَ فى قُلوبِهِم زَیغٌ فَیَتَّبِعونَ ما تَشـبَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَةِ وابتِغاءَ تَأویلِهِ= اوست [خدایى] که [این] کتاب را بر تو فرو فرستاد. برخى از آن، آیه‌هاى محکم است که آن‌ها اصل کتاب است و برخى دیگر متشابه است؛ امّا آن‌ها که در دلشان کژى [ = انحراف از راه راست] است، آن‌چه را متشابه است، براى فتنه‌جویى و‌در‌جستن تأویل آن و‌... پى مى‌گیرند». (آل‌عمران/3،7)
ابن‌اسحاق، از ابن‌عباس و جابربن عبدالله‌بن رئاب نقل کرده که ابویاسر از کنار پیامبر مى‌گذشت که آیه‌آغازین سوره بقره: «الم ذلِکَ الکِتـبُ لا‌رَیبَ فیهِ‌...» را شنید. نزد برادرش و دیگر یهودیان رفت و آن‌چه را شنیده بود، با آنان در میان گذاشت. آنان جهت آزمودن حضرت و کسب اطلاع بیش‌تر، پیش پیامبر آمده، با پرس و جوهایى در باب حروف مقطعه در پى کشف مدت عمر و دوام حکومت و نبوت آن حضرت برآمدند و در نهایت، اظهار تردید و سردرگمى کردند که این آیه درباره آنان نازل شد.[12]
5. ابوالفتوح رازى در ذیل آیه 78 آل‌عمران/3 «و‌اِنَّ مِنهُم لَفَریقـًا یَلوونَ اَلسِنَتَهُم بِالکِتـبِ لَتَحسَبوهُ مِنَ‌الکِتـبِ و ما هُو مِنَ الکِتـبِ‌...= و از میان ایشان گروهى هستند که به شیوه کتاب‌خدا سخن مى‌گویند تا پندارید که آن‌چه مى‌گویند، از کتاب خداست؛ در‌حالى‌که از کتاب‌خدا نیست‌...»[13] آنان را گروهى از یهودیان، از‌جمله ابویاسر مى‌داند که زبان در مى‌پیچند بر سبیل تحریف و تغییر؛ یعنى از خود چیزى مى خوانند در تغییر صفت محمد(صلى الله علیه وآله) و در آیت رجم و مانند آن، به آوازى که به او تورات خوانند، و مى‌نمایند که تورات است و مراد از «کتاب» تورات است.
6‌. از مقاتل نقل است[14] که رؤساى یهود، چون ابویاسر و دیگران، عبدالله‌بن‌سلام و یاران او از اهل‌کتاب را که به اسلام گرویدند، سرزنش مى‌کردند و آزار مى‌دادند که خداوند درباره آنان آیه‌111 آل‌عمران/3 را فرو فرستاد: «لَن‌یَضُرّوکُم اِلاّ اَذىً= جزآزارى اندک، هرگز به شما زیانى نخواهند رسانید».
7. آورده‌اند[15] که عده‌اى از سران یهود، از‌جمله ابویاسر نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده، پرسیدند: به کدام‌یک از رسولان پیشین باور دارى؟ حضرت با تمسک به آیه 136 بقره/2 فرمود: ما به خدا و آیاتى که بر ما نازل شده و نیز آن‌چه بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط نازل شده و نیز آن‌چه براى موسى و عیسى فرستاده شده و‌... ایمان داریم. چون نام عیسى (علیه السلام)به‌میان آمد، آنان وى را انکار کرده، گفتند: ما به او و به کسى که به وى مؤمن است، ایمان نمى‌آوریم که خداوند آیه‌59 مائده/5 را درباره آنان نازل کرد: «قُل یـاَهلَ الکِتـبِ هَل تَنقِمونَ مِنّا اِلاّ اَن ءامَنّا بِاللّهِ وما‌اُنزِلَ اِلَینا وما اُنزِلَ مِن قَبلُ واَنَّ اَکثَرَکُم فـسِقون= بگو: اى اهل‌کتاب! آیا جز این بر ما خرده و عیب مى‌گیرید که به خدا و آن‌چه بر ما فرود آمده و آن‌چه پیش از این نازل شده، ایمان آورده‌ایم و حال آن که بیش‌ترین شما بدکار هستید؟»

منابع
اسباب النزول، واحدى؛ انساب الاشراف؛ البدء و التاریخ؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر مبهمات القرآن؛ جامع‌البیان عن تأویل آى القرآن؛ روض‌الجنان و روح‌الجنان؛ السیرة النبویه، ابن‌هشام؛ کشف‌الاسرار و عدة‌الابرار؛ اللباب فى علوم الکتاب؛ مجمع‌البیان فى تفسیر القرآن.

پی نوشت:
[1]. السیرة النبویه، ج2، ص‌564؛ انساب الاشراف، ج‌1، ص‌337.
[2]. السیرة النبویه، ج‌2، ص‌548.
[3]. السیرة النبویه، ج‌2، ص‌519.
[4]. البدء و التاریخ، ج‌4، ص‌179.
[5]. السیرة النبویه، ج‌2، ص‌548.
[6]. التفسیر الکبیر، ج‌5، ص‌28.
[7]. جامع‌البیان، مج‌1، ج‌1، ص‌682؛ مجمع‌البیان، ج‌1، ص‌353.
[8]. اسباب النزول، ص‌41.
[9]. اللباب، ج‌3، ص‌183.
[10]. مبهمات القرآن، ج‌1، ص‌272‌ـ‌273.
[11]. جامع‌البیان، مج‌3، ج‌3، ص‌242.
[12]. السیرة النبویه، ج‌2، ص‌545‌ـ‌547.
[13]. روض الجنان، ج‌4، ص‌400.
[14]. همان، ج‌5، ص‌16.
[15]. جامع‌البیان، مج4، ج5، ص394؛ کشف‌الاسرار، ج‌3، ص‌164.

● برگرفته از سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن www.maarefquran.com نوشته سید علیرضا واسعى

موضوعات

مناطق