شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶
بر خط: 1150
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1528 بازدید

آتناگوراس مدافع مسیحی نیمه ی دوم قرن دوم میلادی و اهل آتن بود. فیلسوف افلاطونی ای بود که به مسیحیت گروید و به اسکندریه رفت و نمونه ی نخستین آکادامی مسیحی را تاسیس کرد. او روش افلاطونی میانه ی یوستینوس را دنبال کرد و به اصالت عقل بها می داد و سعی داشت مانند استاد خود دین را با فلسفه جمع کند. آتناگوراس یکی از نخستین کسانی است که برای تفسیر عقیده ی مسیحیت از مفاهیم نوافلاطونی استفاده کرد.

در سال 177 «استدعانامه در حمایت از مسیحیان» را در سی فصل نوشت و آن را به مارکوس اورلیوس و پسرش کومودیسوس تقدیم کرد و در آن از تهمت هایی که به مسحیان می زدند از قبیل آدمخواری، بچه کشی، زنای با محارم و بی خدایی دفاع کرد. او از عقلانیت یونانی - رومی استفاده کرد و همان حقوق عمومی یا شهروندی را برای مسیحیان خواستار شد.

آتناگوراس کتاب دیگری تحت عنوان «در باب رستاخیز مردگان» نوشته است که در آن اندیشه ی افلاطونی را که بدن زندان روح است را رد کرد و نظریه ی بدن – روح را مطرح کرد که هر دو در برابر خداوند محشور می شوند و هر دو جزای خود را دریافت می کنند. وی "از یک طرف در این نظریه قدرت مطلق و عدالت خداوند را تایید می کند و از طرف دیگر دلیل می آورد که فقط رستاخیز بدن و روح می تواند گسستگی ای که مرگ ایجاد می کند را بر طرف نماید."[1] او معتقد است که هر موجودی انفرادی و جدا جدا مورد عنایت خداوند واقع می شود یعنی خلقت باید با عنایت همراه باشد.

"آتنا گوراس به صراحت و قوت می گفت که اگر به خلقت قائل شویم و عنایت را انکار کنیم به تناقض می افتیم. چون خداست که در آسمان و زمین همه چیز را آفریده است، همه ی موجودات که مصنوعات اوست از بزرگ و کوچک باید تابع حکومت او باشند. نفوذ او در آنها ساری و جاری گردد. چون اشیاء به انفراد خلق شده اند باید یکایک آنها به انفراد در معرض عنایت باشند و صاحب این عنایت به حوائج خاصه هر یک از آنها نظر کند و هر کدام را به سوی مقصد خاص خود راه بر شود."[2]

 

پی نوشت

[1] - تاریخ فلسفه در قرون وسطی و رنسانس، دکتر محمد ایلخانی، ص 47

[2] - روح فلسفه قرون وسطی، اتین ژیلسون، ع. داوودی انتشارات علمی و فرهنگی ص 255

 

منابع:

1. http://tdi.blogfa.com



 

موضوعات

مناطق