دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
بر خط: 3037
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

4263 بازدید

محمد ابن علی ابن حسین عاملی جبلی


در آغازین سالهای قرن ششم هجری، منطقه جبل عامل و سایر بلاد شام گرفتار جنگهای صلیبی گردید بنابراین به جایگاه علمی و فرهنگی آن آسیب‌های فراوانی وارد آمد. این وضعیت در دوره حکومت ممالیک نیز ادامه یافت و فقر و فلاکت بر آن مستولی شد، مشکلات اجتماعی فزونی گرفت و حرکت‌های علمی نویسندگان و مؤلفان رو به کاهش نهاد. در چنین شرایطی شهید اول پا به عرصه وجود نهاد. او در سال 734 ه‍ در قریه جزین از روستاهای جبل عامل به دنیا آمد.
شهید اول در خانه‌ علم و دین تربیت یافت و مبانی علوم عربی و فقه را در روستای خود آموخت. او با علما می‌نشست و در نشست‌های علمی که در مدارس و مساجد و خانه‌های جبل عامل دایر می‌گردید مشارکت می‌ورزید. او در گفت‌و‌گوهای علمی اساتید و شاگردان و گفت‌و‌گوهای بین طلاب سهم می‌گرفت تا جایی که در مسائل فقهی، فکری و ادبی صاحب نظر گردید. در این زمینه توانایی علمی فردی، ذوق سرشار و محیط پویا به او کمک فراوانی نمود.
شهید اول به آموخته‌های خود در جزین بسنده نکرد بلکه به افقهای جدیدی پر گشود تا علوم و معارف تازه‌ای را بیاموزد. از این رو راه حلّه و کربلا و بغداد و مکه و مدینه و شام و قدس را در پیش گرفت. در آن روزگار این شهرها مراکز نشر اندیشه‌های دینی به حساب می‌آمدند. حلّه ویژگی دیگری داشت و شهید اول سفرهای متعددی به آن نمود و در آن شهر نزد علمای بزرگی چون فخر المحققین فرزند علامه حلّی تلمذ نمود.
وابستگی او به مذهب اهل بیت(ع) مانع از تلاش او برای آگاهی از معارف اهل سنت نشد. او بعد از آن که مراحل پیشرفته علم را طی کرد در فضای باز علمی به بحث و مناظره و استدلال پرداخت، با انواع اندیشه آشنا گشت و مراکز پویایی و خردورزی در سرزمینهای اسلامی را زیر پا نهاد. با اساتید و علما نشست، از آن‌ها استفاده نمود و دیگران را از دریای بیکران علم خود سیراب نمود. در این باره به ذکر گفتار فخر المحققین درباره او بسنده می‌کنیم: «از شاگرد خود محمد بن مکّی، بیش از آن چه او از من بهره ببرد، من از او استفاده کردم.»
شهید اول نزد ابن معیة و عمید الدین و ضیاءالدین از علمای حلّه و قطب الدین رازی تلمّذ کرد و از آنان تأثیرات فراوانی پذیرفت که آثار آن در روشها و کتابهای او آشکارا دیده می‌شود.

مشایخ شهید اول در تدریس و اجازه
شهید اول بیشترین وقت خود را در شاگردی فخرالمحققین فرزند علامه حلّی، سید عمیدالدین عبدالمطلب حسینی حلّی (معروف به عمید) شارح تهذیب دایی خود علامه حلّی در علم اصول، برادر او سید ضیاء الدین حسینی حلّی و قطب الدین محمد بن محمد بویهی رازی شارح الشمسیة سپری کرد.
سید حیدر موسوی عاملی کرکی می‌گوید: از استاد خود سید حسین بن الحسن الحسینی الموسوی نواده دختری محقق کرکی شنیدم که می‌گفت: «استاد شهید ما (قدس سره) در بعضی از سخنان خود ذکر کرده است که راه‌های او به ائمه معصومین(ع) بیش از هزار راه است. در حالی که فخرالمحققین فرزند علامه حل در بعضی از اجازه‌های خود ذکر کرده است که راه‌های او به امام جعفر صادق(ع) بیش از صد راه است.»

مشایخ شهید اول در روایت
سید تاج الدین بن معیة حسنی و پس از او سید علاء الدین بن زهرة حسینی و شیخ علی رضی الدین بن طراز مطار آبادی و شیخ علی رضی الدین علی بن احمد مشهور به مزیدی و شیخ جلال الدین محمد بن شیخ شمس الدین حارثی (یکی از شاگردان محقق حلی) و شیخ محمد بن جعفر مشهدی و أحمد بن حسینی کوفی از مشایخ شهید اول در اجازه هستند. صاحب کتاب اعیان الشیعة می‌افزاید احتمال دارد، شهید اول نزد تعدادی از مشایخ جبل عامل درس خوانده باشد و از آن‌ها اجازه داشته باشد ولی نامشان به ما نرسیده است. یکی از ایشان پدر شهید اول است که یکی از افاضل علما و بزرگان مشایخ در اجازه می‌باشد.
مشایخ شهید اول از علمای اهل سنت: شهید اول از چهل نفر از مشایخ اهل سنت روایت می‌کند. از جمله آن‌ها شیخ شمس‌الدین محمد بن یوسف قرشی شافعی کرمانی است که از قاضی عضدالدین ایجی و فرزند او زین الدین أحمد بن عبدالرحمن عضدی روایت می‌کند.

شاگردان او
فرزندش رضی الدین ابوطالب محمد بن محمد بن مکی، فرزندش ضیاء الدین ابوالقاسم علی بن محمد بن مکی، فرزندش جمال الدین أبو منصور حسن بن محمد بن مکّی، دخترش ام حسن، فاطمه بنت محمد بن مکّی معروف به ستّ المشایخ، همسرش ام علی که نامش شناخته نشده است، مقداد سوری معروف به فاضل مقداد، شیخ حسن بن سلیمان حلّی صاحب مختصر البصائر، سید بدر الدین حسن بن أیوب مشهور به ابن نجم الدین أعرجی، شیخ شمس الدین محمد بن نجده مشهور به ابن عبدالعالی، شیخ شمس الدین محمد بن عبدالعلی کرکی عاملی، شیخ زین الدین علی بن خازن حارثی.
خانه او همواره محل نشست و برخاست اهل فضل و ادب و طلاب معروف نواحی گوناگون بود. هیچ‌گاه خانه او از بازدید کنندگان و نیازمندان خالی نبود. خانه او هم چنان که پناهگاه علما در تدریس بود ملجأ نیازمندان نیز بود. اشتغال او به درس و تدریس فقه و اصول و رجال و حدیث و علوم عقلی و ادبیات مانع از آن نمی‌شد که ارتباط خود را با سیاستمداران و برنامه‌ریزی برای دانش انقلابی قطع کند. این امر باعث شده بود که نفوذ او از شام خارج شود و تا نقاط دور دست از جمله ایران گسترش یابد. در آن زمان بین دراویش به سردگی پهلوان حسن دامغانی و سایر مردم آگاه درگیری وجود داشت. دراویش برداشتهای نادرستی از تشیع داشتند و بیش از آن که حقایق تشیع را بگیرند به ظواهر آن پرداخته بودند. از دید دراویش تشیع فقط ولایت بود، البته ولایتی که هیچ قاعده معینی نداشته باشد. در مقابل این جریان بیشتر آگاهان فهم دیگری از تشیع داشتند و سعی داشتند تا شبهات آنان را بزدایند. از این رو نامه‌ای به شهید اول نوشتند و از ایشان خواستند که به ایران بیایند ولی شیخ محمد بن مکّی به دلایل زیر این درخواست را نپذیرفت.
1- نیاز مردم جبل عامل به علماء
2- مقابله با عقاید فاسدی که در جامعه آن روز وجود داشت. از جمله قضیه محمد یالوشی که در جبل عامل ادعای نبوّت کرد. او از قریه‌ای به نام برج یالوش بود. شهید اول با او جنگید و در خلال حکومت برقوق او را به قتل رساند.
با این‌که شهید اول همواره در معرض آزار و اذیت قرار داشت ولی هیچگاه از تحقق آرزوهای خود دست برنداشت. او نهضتی را در علم و فقه و سایر علوم پدید آورد و اولین مدرسه فقهی را در جبل عامل (مدرسه جزین) افتتاح نمود. با این کار، شکوفایی فرهنگی شیعیان آغازیدن گرفت و بعدها تعداد زیادی از فقا و اندیشمندان اسلامی از آن فارغ التحصیل شدند.
شیخ محمد بن مکّی هیچگاه از فعّالیت خود نکاست تا این ‌که به شهادت رسید. پس از آن که اختلاف علمی بین او و ابن جماعة روی داد، غضب حاکمیت نسبت به او بیشتر شد. از سوی دیگر او هیچ منصب مهمّی را در دولت عثمانی نپذیرفته بود این کار شهید اول سبب مایل گردیدن دل مردم به ایشان گردیده بود.
قضیه از این قرار بود که ابن جماعة در خانه شهید اول بود و در بعضی از مسائل با ایشان اختلاف نظر پیدا کرد. در این جلسه بسیاری از فقها و بزرگان حضور داشتند. پاسخ شهید اول بسیار بر او گران آمد. از این رو کوشید از اهانت و توهین استفاده کند ولی سودی نبخشید. از این رو نامه‌ای سراپا دروغ به والی دمشق فرستاد و گروهی بسیاری را بر نوشته خود گواه گرفت و گواهی آنان را نیز ثبت نمود. وقتی این مسأله نزد قاضی صیدا ثابت شد، شهید اول را نزد قاضی شام فرستادند. شهید اول یکسال تمام در قلعه دمشق زندانی بود. اعتراض مردم و تصمیم‌شان برای حمله به زندان و رهایی شهید اول، والی دمشق را هراسان کرد. لذا سعی نمود که در کشتن ایشان عجله نماید. از این رو شهید اول در سال 786 ه‍ به شهادت رسید.

تألیفات او
تعداد تألیفات شهید اول افزون از بیست عدد است. صاحب اعیان الشیعة تألیفات آن بزرگوار را این گونه ذکر می‌کند:
الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، شرح التهذیب فی اصول الفقه، اللمعة الدمشقیة، الرسالة الألفیة فی الصلاة، الرسالة النفلیة فی الصلاة، رساله‌ای مشتمل بر مناسک حج که رساله مختصر و جامعی است، رساله‌ای در تکلیف و فروع آن، رساله‌ای در باقیات الصالحات، کتاب الذکری، جامع البین فی فوائد الشرحین، البیان فی الفقه که موفق به تکمیل آن نشد و شرح اربعون حدیثاً.
حر عاملی در أمل الآمل می‌نویسد: «او فقیهی محدّث، متبحّر، کامل، جامع معقول و منقول، زاهد، عابد، پرهیزگار، شاعر، ادیب، نویسنده و یگانه زمانه خود بود که در عصر خود نظیر نداشت.»
صاحب اعیان الشیعة درباره او می‌نویسد: «او پیشوایی از پیشوایان علمای شیعه، مناری از مناره‌های آنان، ستونی از ستونهای آنان و فقیه بزرگی از فقهای بزرگ آنان بود که فقاهت او ضرب المثل است و جزئی از مفاخر و بزرگان جبل عامل می‌باشد.»
شهید ثانی درباره او می‌گوید: «استاد محقق ما، متبحر دقیق، جامع افتخار علم و سعادت و مرتبه عمل و شهادت، محمد بن مکّی که خداوند همان‌گونه که انجام او را شرافت داد، درجه‌اش را نیز عالی گرداند.»
محقق کرکی درباره او می‌گوید: «فقیه اهل بیت در زمان خود، مناره فقها، الگوی محققان و دقت کنندگان.»
میرزای نوری در مستدرک الوسائل درباره شهید اول می‌نویسد: «جامع فنون فضائل و حاوی درجات عالی و دارای نفس زکیه.»

منابع:
1. http://www.bayynat.ir

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر