یک‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
بر خط: 2468
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1519 بازدید

زمان و مکان تولد کلمنس اسکندرانی مشخص نیست. احتمالا در 150 میلادی در آتن در خانواده ای مشرک به دنیا آمد. نزد معلمان فلسفه در آتن، جنوب ایتالیا و سوریه درس خواند و به مسیحیت گروید و سرانجام در اسکندریه ی مصر اقامت گزید. از آموزش پانتنائوس عمیقا متاثر شد و پس از او استاد مدرسه ی مسیحی اسکندریه شد. پانتنائوس فیلسوف رواقی ای بود که مسیحی شده بود و در آن زمان رئیس مدرسه کاتولیکی در اسکندریه بود. از شاگردان معروف کلمنس، اوریگنس است.
در رابطه با فعالیت هایش در آموزش مسیحیت سه رساله نوشته است. رساله ی موعظه به یونانیان به سبک دفاعیه های پدران رسول، رساله ی مربی در اخلاق عملی و جُنگ که مجموعه ای از مقالات فلسفی کلمنس است و در آن از مسیحیت دفاع کرده است.
در اسکندریه کلمنس به اتفاق از متفکران پیشرو مسیحی در جهان یونانی مآب بود. در زمان او علاوه بر بحث های نظری، تفسیر های مختلفی از گنوسیسم و عرفان مطرح بود. گنوسیسم خود برآیندی از ایمان مسیحی با فرهنگ یونانی مآبی بود.
کلمنس از کسانی بود که معتقد بود فلسفه ی یونانی مخصوصا متافیزیک افلاطونی، اخلاق رواقی و دین یهود جهان را برای ظهور مسیحیت آماده می کند. یونانیان با عقل و خرد و یهودیان با وحی هدایت می شدند و در نهایت باید به مسیح برسند.
شعار معروف کلمنس این بود که "ایمان می آورم تا بفهمم" که خود نوعی حکمت مسیحی به معنای عقلی کلمه را به وجود آورد. او با تفسیر عرفانی از مسیحیت خواست گنوسیسم ثنوی را کنار زده و جای آن گنوسیسمی با تفسیر توحیدی قرار دهد.
در تفکر او نخست ایمان و بعد عرفان مطرح می شود. گذر از ایمان به عرفان از دو طریق صورت می گیرد؛ یکی تفحص عقلانی است که منجر به تفسیر رمزی – تمثیلی برای کتاب مقدس می شود و برای کتاب مقدس ظاهر و باطنی قائل می شود و دیگری کسب فضایل است که امری درونی و اخلاقی است و بر مبنای عشق به خداوند و همنوع است.
الهیات او متاثر از الهیات زمانه ی او، الهیات سلبی است. چون فاهمه ی انسان بدان حد نیست که از ذات خداوند سر در بیاورد.
کلمنس اسکندرانی ظاهرا بعدا اسقف انطاکیه شد و در سال 215 در گذشت.

منابع:
1. http://tdi.blogfa.com

موضوعات

مناطق