یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
بر خط: 2881
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1741 بازدید

ویلیام ژوزف کندی(William Joseph Kennedy)؛ نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی که در رمان‌هایش، وقایع تاریخی و شگفت‌انگیز آلبانی را بیان کرده است.

زندگی
ویلیام ژوزف کندی، در 16 ژانویه 1928، در آلبانی نیویورک متولد شد؛ «من در دره‌ای دور‌افتاده در آلبانی به نام نورس‌اند بزرگ شده‌ام. پدرم سخت‌ درگیر سیاست بود و بازنشسته از معاونت بخشداری بود. او در اوایل زندگیش قمار باز بوده». او در سال 1949 از کالج سینا در لودونویل نیویورک فارغ‌التحصیل شد و بعد از آن در آوریل پارک ــ دهکده‌ای در 16 مایلی آلبانی ــ سکونت گزید. بعد از انجام خدمت وظیفه در ارتش در شهر بوارتوریکو جایی که با ساموئل بیلو ــ راهنما و مشاورش و کسی که او را به نوشتن رمان تشویق کرد ــ ملاقات داشت، زندگی کرد. کندی، که قبلاً مشتاق به ترک آلبانی بود، به وطنش بازگشت و برای نشریة آلبانی تایمز به صورت روزنامه‌نگار محقق، (مقاله‌هایی) داستان‌هایی نوشت که فعالیت‌‌های حزب سیاسی اُکنِل را منعکس می‌‌کرد. استفادة او از آلبانی به صورت محیطی برای هفت رمانش به استفادة جیمز جویش از دوبلین شبیه است.
والدین او ویلیام ژوزف و ماری الیزابت کندی از مهاجران ایرلندی بودند که در قرن نوزدهم در شمال آلبانی اسکان یافتند. در دوران کودکی، او به صورت خادم کلیسا در ساکردهارت کار می‌‌کرد و در رویاهایش این آرزو را داشت که کشیش کاتولیک شود. او در یک مدرسة دولتی حضور یافت. در دورانی که در مدرسه بود به وسیلة دنیایی از مقالات روزنامه‌اش محبوب شد و زمانی که در دبیرستان بِرادرز تحصیل می‌کرد، مقاله‌هایی برای روزنامة مدرسه‌اش می‌نوشت.
به دست آوردن خط‌مشی سیاسی (شغل سیاسی) در روزنامه‌‌نگاری، به خوبی سرگرمی‌‌ محبوب دورة جوانی او، یعنی سیاست را، محیا می‌کرد. در آن زمان آلبانی شمالی منطقه‌ای برای فعالیت‌‌های سیاسی دموکراتیک ایرلندی بود. تشکیلات تبلیغات سیاسی با سرکردگی دانیال‌پتر‌اکنل ــ کسی که کندی بعدها او را مدلی برای شخصیت پاتسی‌ام سی‌کال در رمان «شکار بزرگ بیلی‌فلن» دانسته است ــ بر منطقه تسلط داشت.
پدر پدربزرگش بیگ‌جیم‌کارول، در سمت رئیس زندان خدمت می‌‌کرد. پدرش از اعضای تشکیلات بود و گروه جلب کمک افراد دموکراتیک را هدایت می‌‌کرد. دو دایی او نیز از عوامل سیاسی بودند.
کندی، آلبانی را بعد از اتمام دوران دبیرستان ترک کرد تا در کالج سینا در ایالاتی در شمال نیویورک نام‌نویسی کند. او مقاله‌نویس (نمونه‌خوان) سینانیوز، روزنامة کالج شد و بعد از گرفتن مدرکش، در سمت مدیر بخش ورزشی و نویسندة ثابت ستونی از روزنامة «گلتر فالس پست‌‌استار» فعالیت داشت. در سال 1950 به نظام ایالات متحده دعوت شد و به لشگر چهل اروپا معرفی شد. اما فعالیت‌های روزنامه‌نگاری‌اش هرگز در آنجا متوقف نشد. کندی تا اتمام خدمتش در سال 1952، برای روزنامة‌ ارتش کار می‌‌کرد. او همان سال به وطنش بازگشت، و شغلی در نشریة تایمز آلبانی به دست آورد. چهار سال در آنجا ماند و بعد از آن پیشنهاد کار برای نشریة «پوارتوریکو ورلد» را پذیرفت. اما آن روزنامه بعد از 9 ماه دست از کار کشید و به این ترتیب کندی شغلش را از دست داد. پس از آن در میامی ‌‌هرالد مشغول به کار شد و برای مدتی در این شهر زندگی کرد. اما در سال 1957 به پوارتوریکو برگشت. دو سال بعد در همان شهر، در سمت سردبیر روزنامة جدید «سن‌ژوئن استار» فعالیت خود را آغاز کرد. وی در پوارتوریکو، با آنادیسی سگارا، رقاص، خواننده و هنرمند آشنا شد و ازدواج کرد و از او صاحب سه فرزند شد. در این مدت توجه کندی به نوشتن داستان جلب شد. او در کلاس نویسندگی، که سائول بیلو، رمان‌نویس مشهور در آن تدریس می‌‌کرد، ثبت‌نام کرد. بیلو، تأثیر زیادی بر تلاش‌های کندی برای افسانه‌نویسی داشت و در شکوفا شدن استعدادش در این زمینه به او کمک کرد. کندی تصمیم داشت داستانی دربارة پوارتوریکو بنویسد. اما، نوشتن مقتدرانه و کامل دربارة یک مکان با‌اعتبار و توریسی را کاری سخت دید. وی بعد از دو سال کار در نشریة «سان‌ژوئن‌استار»، روزنامه‌نگاری را کنار گذاشت و فکرش را بر روی نوشتن رمان و داستان متمرکز کرد.
کندی در سال 1963 در 35 سالگی، در‌حالی‌که به مقامی بالاتر از آن چیزی که در روزنامه‌نگاری آرزو داشت دست یافته بود، به آلبانی برگشت و به دلیل حال وخیم پدرش یک شغل نیمه وقت در نشریة تایمز آلبانی اختیار کرد.
او از سال 1949 تا 1970 به کار روزنامه‌نگاری مشغول بود و از دهة1960 نوشتن رمان را آغاز کرد. کندی از سال 1973 نیز در دانشگاه استیت نیویورک در آلبانی تدریس را آغاز کرد.
فعالیت مفید دیگر او برای نشان دادن استعداد نویسندگی‌اش، انتقاد و بازبینی کتاب بود. وی از سال 1964 تا 1972، 37 مقالة انتقادی تهیه کرد. در اوایل دهة 1970، کندی برای نشریات معتبری مانند لایف، نیوریپابلیک، ساتاردی ریویو و نیویورک‌ تایمز نیز مقاله‌هایی می‌نوشت. با وجود همة این موفقیت‌ها کندی به این نتیجه رسید که علاقة واقعی او در نوشتن رمان خلاصه می‌‌شود.

آثار
تکمیل اولین رمان کندی، «کامیون جوهر»، در سال 1969 برای او مانند یک رویا بود. این کتاب شاهکارها و اعمال بایلی، نویسندة مقاله‌ها در روزنامه است که در یک اعتصاب روزنامه گرفتار می‌‌شود. کندی با سبکی کنایه‌آمیز، توانسته داستان مشاهداتش دربارة زندگی کاتولیک ایرلندی را در آلبانی بنویسد. منتقدان ادبی از این داستان به ‌مثابة رمانی نویدبخش تمجید کردند. البته آنها به بعضی نکات همچون جمله‌های خیلی احساسی و قصور هندی در آن اشاره کرده‌اند.
کندی در رمان بعدی‌اش از اندیشه‌‌‌های خوب تاریخ آلبانی الهام گرفت. لگز (1975)، داستان روزهای آخر زندگی یک تبهکار (کانگستر)، جک لگز دیاموند است، که در سال 1931، در پانسیونی در آلبانی، به دست دشمنانش به قتل رسید. کندی برای نشان دادن دنیای تبهکاران به خوانندگانش، چندین سال دربارة دیاموند و دورة تحریم تحقیق کرده بود. او به خاطر این داستان جایزه‌های بسیاری دریافت کرد.
دورة تحریم آلبانی، موقعیتی برای رمان بعدی او، شکار بزرگ کندی (1978)، محیا کرد. این بار موضوع احزاب سیاسی دموکراتیک را انتخاب کرد که به وطنش بسیار نزدیک بود و احتیاج به تحقیق بسیار نداشت. این کتاب از زاویة دید یک روزنامه‌نگار ــ مارتین داورکی ــ نوشته شده و دربارة تلاش بی‌سرانجام برای ربودن پسر یک رئیس سیاسی عالی‌مقام است. شخص اول داستان، بیلی فلن، نگهبانی است که در دام گمراهی گرفتار ‌‌شده است. این بار منتقدان اثر کندی را به خاطر کلام روان و سلیسش و کشف فرعیات در سیاست آلبانی ستایش کردند.
پنج سال بعد از «شکار بزرگ بیلی فلن»، کندی «آیرون‌وید» که انحرافات اخلاقی فرانسیس فلن (پدر بیلی، شخصیت‌مان قبلی کندی) را نشان می‌‌دهد، را کامل کرد؛ رمانی که از نظر بسیاری از منتقدان شاهکار اوست. اما ابتدا با بدبینی بی‌رحمانه از طرف ویکینگ پرس، ناشر کندی، با این عقیده که این رمان فروش نخواهد داشت، رد شد. سپس دوست و استاد قدیمی‌‌کندی، سائول بیلو، پا در میانی کرد و یک نامة آتشین و تند به ویکینگ نوشت و به او اطمینان داد که این رمان هم از نظر مالی و هم از نظر ادبی موفق خواهد شد. بعد از اینکه ویکینگ تقاضای بیلو را قبول کرد، هر دو گفتة بیلو عملی شد. «آیرون وید» با استقبال زیادی مواجه شد و جوایز و افتخارات بسیاری به دست آورد. این افتخار بزرگ‌تری برای کندی بود که برای تهیة رمانش بسیار کوشیده بود و هر سه رمان اول او با موفقیت مواجه شده بودند. طی دو سال صد هزار نسخه از رمان وی به فروش رسید و پیروزی هنرمندانة او موجب شد که طی پنج سال موفقیت مالی (000/640/2 دلار) بسیاری به دست آورد. رمان‌نویسی کوشا که کارش را در تیرگی و گمنامی‌‌شروع کرده بود، به ادیبی معروف با موقعیت مالی مناسب تبدیل شد.
بعد از موفقیت «آیرون وید»، کندی به خاطر افتخاراتش آرام ننشست. بی‌درنگ شروع به نوشتن مقاله‌های جدیدی کرد و برای تأسیس مؤسسة نویسندگان نیویورک، ملاقاتی با ماریو‌کومو، فرماندار نیویورک ترتیب داد. مجموعه‌ای از مقاله‌های جدید و قدیم او دربارة وطنش با نام اُ‌ آلبانی در سال 1983 چاپ شد. در سال 1987، نمایشنامه‌ای برای تهیة فیلمی ‌‌از داستان «آیرون وید» به کارگردانی هکتور بابنکو نوشت. جک نیکلسون در این فیلم که در آلبانی تهیه شده، در نقش فرانسیس فلن بازی کرد.
دو رمان بعدی او نیز کاملاً با موضوعات قبلی متناسب بود. «کتاب کوین» رمان بعدی او در سال 1988 در دورة جنگ داخلی آلبانی تنظیم شد که شخصیت‌های آن کاملاً با رمان‌‌های قبلی او مرتبط بودند. در سال 1993 کندی به دانشگاه هنر ‌و ‌ادب آمریکا دعوت شد. مجموعة «راندن ماشین بارکش زرد»، که شامل یادداشت‌ها، مقاله‌ها، مقاله‌های انتقادی و گزارش‌های او در مقام یک گزارشگر بود، برای نشریة تایمز آلبانی در سال 1993 تهیه می‌‌شد. سه سال بعد، کندی مقام هنری‌اش را، زمانی که اولین نمایش او «گراندویو» در مرکز شرکت ریپرتوری آلبانی به روی صحنه رفت، تغییر داد. با وجود اینکه او وسیلة متفاوتی را انتخاب کرد، ولی از موضوع‌های اصلی همیشگی‌اش فاصله نگرفت. این نمایش کشمکش و رقابت بین دو حزب سیاسی مهم برای کنترل دولت آلبانی را نشان ‌‌می‌داد.
علاوه بر رمان‌ها و مجموعه‌‌های موفق او، در دو کتاب کودکان با پسرش برندن همکاری داشت. کتاب بعدی او Flaming Corsage فاصلة زمانی 1880 تا 1912 را نشان می‌‌دهد و دربارة یک زوج، ادوارد داورتی نمایشنامه‌نویس با استعداد و همسر سرسخت و هم‌روز‌گارش، کاتریناست که در اتاقی در هتل منهتن به قتل رسیدند. منتقدان ادبی این رمان را مؤثرترین رمان بعد از «آیرون وید» طی تاریخ آلبانی ‌‌دانسته‌اند.

منابع:
- ماهنامه زمانه، 1389، شماره 89، خرداد و تیر




موضوعات

مناطق

تصاویر